چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ - 24 شوال 1435

پیامبران

مسلمانان جهان

علماء و أعلام

از منظر دیگران

اماکن اسلامی

مناجات و أدعية

أهل بیت (ع)

خدمات فرهنگی اجتماعی

مقالات

استفتاءات

تألیفات

اخبار

زندگی نامه

خطر وعاظ السلاطین برای امت اسلامی

 

مقالات

 

خطر وعاظ السلاطین برای امت اسلامی

علامه مرجع سید محمدحسین فضل‌الله

مترجم: محمدجمعه امینی

 

خداوند پیامبرش را به همراه هدایت و دین حق که همان اسلام است، فرستاد تا اسلام را به اندیشه‌ای در خرد مردم تبدیل نماید، مردم را از تاریکی‌ها نجات دهد و به خردهای روشن برساند؛ زیرا تاریکی عقل، علت اساسی مشکلات انسانیت است. وقتی که مردم در تاریکی‌های عقب‌ماندگی که ریشه در تاریکی‌های جهالت دارد، غرق شوند، تصوراتشان به هم می‌ریزد و تصویر روشنی از خداوند نخواهند داشت و وقتی تصویر روشنی از خداوند نداشته باشند، نمی‌توانند تصویر روشنی از هستی و انسان داشته باشند. از این رو رفتارشان بدون دانش و آگاهی خواهد بود. رها کردن انسان از تاریکی‌ها و بردن او به سوی نور و روشنایی از اهداف اسلام به عنوان رسالتی است که پیامبر خدا(ص) به مردم ابلاغ کرده است.

هدف دوم اسلام این است که جامعه را از جامعه‌ای تاریک، به جامعه‌ای نورانی و روشن تبدیل کند؛ زیرا تابیدن نور حق به خرد انسان کفایت نمی‌کند، بلکه انسان باید بکوشد تا نور حقیقت جامعه او را نیز در بربگیرد؛ زیرا بنا به اراده الهی، علم برای عمل کردن است و اندیشه باید به واقعیت بپیوندد تا مردم حقیقت را در جان، روابط و مسئولیت‌هایشان در هستی درک کنند؛ بنابراین خداوند از مردم می‌خواهند که بیاموزند و آموخته‌های خود را به دیگران یاد بدهند. همیشه گفته‌ایم که مسلمانان در تاریخ خود، همیشه با دو مشکل روبرو بوده‌اند: عاملان نادان و عالمان بی‌عمل و در این میان جامعه اسلامی و انسان مسلمان به تباهی کشیده شد.

 

سوء استفاده از اعتماد مردم

کسانی که بدون علم و آگاهی به میدان عمل پا می‌گذارند و با کارهای خود اعتماد مردم را جلب می‌کنند، از عاطفه مردم سوء استفاده می‌کنند و می‌کوشند عاطفه مردم را با عقب‌افتادگی‌های خود پُر کنند. در جایی دیگر شاید مردم در عرصه سیاسی خلأی را احساس کنند، اینان فوراً خلأ سیاسی ایجاد شده را با نادانی، عقب‌افتادگی و انحراف خود پر می‌نمایند. شاید مردم به معنویت اینان اعتماد کرده باشند؛ چون تمام وقتشان را به عبادت اختصاص می‌دهند. مردم سیمای یک مرد روحانی را در چهره آنان می‌بینند. ولی مشکل اینان این است که معنویتشان از روی معرفت عمیق و گسترده به خداوند نیست. اینان از آگاهی و بصیرت که شاخصه یک شخصیت روحانی است نیز بی‌بهره‌اند. مردم نیز بر اساس قداست ظاهری‌شان از اینان پیروی می‌کنند؛ اما در واقع این جهل است که بر مردم حکمروایی می‌نماید. لذا به خاطر مقدس نمایی کسانی که در خط جهالت حرکت می‌کنند، نادانی نیز به امری مقدس تبدیل می‌شود.

 

شناخت حق و حرکت در مسیر باطل

اما در اینجا می‌خواهیم به مشکل کسانی بپردازیم که علم بسیاری دارند. اینان حقیقتاً فرهیخته هستند. با قضایا و مسائل انسانی آشنایی دارند. ولی مشکل این‌ها این است که بیش از عقل، این هواهای نفسانی‌شان است که بر فعالیت‌هایشان در عرصه زندگی تأثیر گذار است. غرایزشان است که برنامه‌های زندگیشان را شکل می‌دهد. اینان حق را می‌شناسند، اما در مسیر باطل حرکت می‌کنند. اینان معنای عدل را می‌دانند، اما ستم ظالمان را تأیید می‌کنند، اینان اندیشه‌های درست را می‌شناسند، ولی در قضاوت‌ها و روش‌های خود راه انحراف را در پیش می‌گیرند؛ زیرا خداوند را فقط در ذهن و عقل خود می‌شناسند و این شیطان است که در قلب، احساس، حرکت و شعورشان حضور دارد. اینان برای انسان و اسلام خطرناک هستند. مشکل ما وعاظ السلاطین‌ها هستند. اینان بنا به خواست حاکمیت ستمگر فتوای جنگ و صلح می‌دهند. اینان با استفاده از موقعیت دینی، بدون این که مشروعیتی وجود داشته باشد، ظلم و انحراف ستمگر را زینت می‌دهند.

 

راه حل قرآن برای این مشکل

قرآن در آیات بسیاری به مشکل این دسته از علما پرداخته است. پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) در این موضوع سخن‌های بسیاری دارند و نسبت به این مشکل هشدار داده‌اند. در قرآن کریم می‌خوانیم: «وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا»؛ بنابراین کسی که این آیات را فرابگیرد، فکری را که در آیات وجود دارد، به دست آورد و از کسانی شود که مفاهیم موجود در این آیات را فراگرفته‌اند، «فَانسَلَخَ مِنْهَا» اما آن طور که مردم لباس‌های خود را می‌پوشد، مفاهیم موجود در آیات را فرانگیرد، اندیشه موجود در آیات را نفهمیده است تا لباس فرهنگی و معرفتی موجود در این آیات را بپوشد. «فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ»، اما زمانی که از آیات الهی تهی شد و از هواها و شهوات خود پیروی کرد: «فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ * وَلَوْ شِئْنَا» اگر به روش‌های غیبی می‌خواستیم «لَرَفَعْنَاهُ بِهَا»(الاعراف/175-176) زیرا آیاتی که معرفت اعطایی از سوی خداوند به بندگان است، باعث اوجگیری و رفعت انسان می‌شود. «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»(المجادلة/11). «وَلَـكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ» آسمانی نشد و به زمین چسبید. فکر و ذکر او مسائل مادی زمین شد، تمام آرمان‌ها و آرزوهای او زمینی شد و آسمان به معنای والایی، رویکرد و بالا رفتن به سوی خداوند، نقشی در زندگی او نیافت. من مانند «وَلَـكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ» من بیان قرآنی دیگری ندیدم که انسان جدا شده از خدا و والایی را این‌گونه زیبا به تصویر کشیده باشد؛ یعنی تسلیم زمین، خاک و سایر مفاهیم مادی شد. «وَاتَّبَعَ هَوَاهُ»، هیچ حرفی برای او فایده ندارد. «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ»، خیلی از مردم این چنین هستند «إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث»(الاعراف/176). این تصویر قرآنی، خیلی زیبا عالمی را نشان می‌دهد که به علم خود عمل نمی‌کند. بلکه خلاف علم و در جهت دیگری گام برمی‌دارد.

 

مردم‌فریبی با علم

قرآن در آیه‌ای دیگر از نمونه‌ای دیگر سخن می‌گوید. «وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» زیرا او علم، معرفت و حرف‌هایی دارد که برای تو جالب است. گمان می‌کنی که او تبلور حقیقت و عدالت است. وقتی تو را مردد ببیند، در سوگند خوردن تردید به خود راه نمی‌دهد «وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ» برای اثبات جدیت و حقانیت خود، خداوند را بر نیات قلبی خود گواه می‌گیرد «وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ وَإِذَا تَوَلَّى»(البقرة/204) «وَإِذَا تَوَلَّى» مردم او را بر شانه‌های خود حمل می‌کنند و او صاحب موقعیت اجتماعی، سیاسی و دینی می‌شود. «سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ» اما او از خط اصلاح دور می‌شود و راه فساد را در پیش می‌گیرد. از خط عدالت دور می‌شود و راه ظلم را در پیش می‌گیرد.

«وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ»(البقرة/205). خداوند این‌ها را که برای رسیدن به ظلم از عنوان عدالت و برای رسیدن به باطل از عنوان حق استفاده می‌کنند، دوست ندارد. «وَإِذَا قِيلَ لَهُ» حرف‌هایت چه شد؟ نصیحت‌هایت چه شد؟ شعارهایت چه شد؟ «اتَّقِ اللَّهَ» داری ستم می‌کنی و در راه انحراف گام می‌نهی «أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ» می‌گوید: من خیلی بزرگ‌تر از آنی هستیم که به من بگویی از خداوند بترس. من خودم مردم را به تقوای الهی دعوت می‌کنم. من واعظی هستم که کسی نباید او را موعظه کند. من کسی هستم که به مردم علم و دانش داده‌ام و لازم نیست که کسی به من چیزی یاد بدهد. با این خودخواهی‌ها، شخصیتی بادکنکی پیدا می‌کند و وزن واقعی خود را از دست می‌دهد. متنبی چه خوب گفته است:

أُعيذها نظرات منك صادقة     أن تحسب الشّحم فيمن شحمه ورم

بنابراین هر چیزی که باد کرد، چربی واقعی ندارد و ممکن است که ورم کرده باشد: «وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ»(البقرة/206).

شاید این معنا را بتوان از آیه دیگری نیز الهام گرفت. در این آیه آمده است: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ»(الحج/11).

 

روایات چگونه به این مشکل پرداخته‌اند؟

اما ببینیم روایات و احادیث وارد شده از پیامبر(ص) و ائمه(ع) چگونه به این موضوع پرداخته‌اند. سلیم بن قیس می‌گوید: «سمعت أمير المؤمنين(ع) عن النبيّ(ص) أنّه قال في كلامٍ له: العلماء رجلان؛ رجل عالم آخذ بعلمه ـ یعنی به علم خود عمل می‌کند ـ فهذا ناج، وعالم تارك لعلمه فهذا هالك، وإنّ أهل النار ليتأذون من ريح العالم التارك لعلمه، وإنّ أشدّ أهل النّار ندامةً وحسرةً، رجل دعا عبداً إلى الله، فاستجاب له وقبل منه، فأطاع الله، فأدخله الله الجنّة، وأدخل الدّاعي النار بتركه علمه واتباعه الهوى وطول الأمل، أما اتباع الهوى، فيصدّ عن الحقّ؛ دانشمندان دو دسته‌اند: دسته اوّل دانشمندى كه به علم خویش عمل می‌کند و رستگار می‌گردد. دسته دوّم دانشمندى كه به علم خود عمل نمی‌کند و هلاك می‌گردد و بی‌تردید جهنّمیان از بوى بد عالم بی‌عمل، اذیّت می‌شوند. همانا پشیمان‌ترین و حسرت‌زده‌ترین اهل جهنّم، كسى است كه دیگرى را به سوى خدا دعوت كند و دیگرى از او بپذیرد و خدا را اطاعت كند و سپس خدا او را به بهشت داخل سازد، اما دعوت كننده را، به جهت عمل نكردن به علم خویش، وارد جهنّم می‌نماید. پيروى از هوس از حق باز دارد.» زیرا هواهای نفسانی غالباً سمت و سوی باطل دارد و اگر هواها بر انسان مستولی شود، نمی‌گذارد که او به حقیقت برسد و باعث می‌شود که انسان به زیان‌های بسیاری دچار شود. «وطول الأمل ينسي الآخرة؛ و درازى آرزو آخرت را از ياد ببرد.»(اصول كافى/ ج 1، ص 44)

در کلام دیگری امام علی(ع) بر فراز منبر خطبه می‌خواند. باید چنین تصویر کنیم که خود علی(ع) دارد برای ما سخن می‌گوید؛ زیرا علی(ع) با علم، عقل، روح، سخنان و موضع‌گیری‌های خود در باورهای ما حضور دارد. این همان چیزی است که باعث جاودانه شدن امام علی(ع) نزد ما شده است. می‌فرماید: «أَيّهَا النّاسُ إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ لَعَلّكُمْ تَهْتَدُونَ» یعنی علم خود را راهنمای حرکت در راه راست قرار دهید. «إِنّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِهِ» یعنی کسی که به علم خود عمل نمی‌کند «كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الّذِي لَا يَسْتَفِيقُ عَنْ جَهْلِهِ» زیرا نتیجه یکی است. عالمی که به علم خود عمل نمی‌کند، در حقیقت به جهل خود عمل می‌کند. فقدان علم، همان نادانی است. در این صورت، عالم باشی یا جاهل، فرقی نمی‌کند. ارزش علم به این است که در زندگی به نور تبدیل شود و انسان با استفاده از نور دانش حرکت کند. اگر چنین نشود، به مثابه جهل است. «بَلْ قَدْ رَأَيْتُ أَنّ الْحُجّةَ عَلَيْهِ أَعْظَمُ» چون در مقایسه با عالم، خداوند شاید عذر جاهل را بپذیرد. می‌فرماید: «أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ * قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ»(الملک/8-9) «وَ الْحَسْرَةُ أَدْوَمُ عَلَى هَذَا الْعَالِمِ الْمُنْسَلِخِ مِنْ عِلْمِهِ مِنْهَا عَلَى هَذَا الْجَاهِلِ الْمُتَحَيّرِ فِي جَهْلِهِ وَ كِلَاهُمَا حَائِرٌ بَائِرٌ» این یکی دچار حیرت فکری است و آن دیگری در حرکت خود متحیر مانده است. «لَا تَرْتَابُوا فَتَشُكّوا» علم را بگیرید و دچار تردید نشوید؛ چون به شک می‌رسید. «وَ لَا تَشُكّوا فَتَكْفُرُوا» یعنی انسان باید علم و دانش خود را عمق ببخشد و از علم خود در راه ایمان استفاده نماید. «وَ لَا تُرَخّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ» و بگویید این حلال است و آن دیگری حرام و مشکلی وجود ندارد. «فَتُدْهِنُوا» یعنی در کار دین خود، سست شوید. «وَ لَا تُدْهِنُوا فِي الْحَقّ» حق را رها کنید و در قبال آن سستی به خرج ندهید. «فَتَخْسَرُوا وَ إِنّ مِنَ الْحَقّ أَنْ تَفَقّهُوا» یاد بگیرید و فقه دین و زندگی را به دست آورید؛ چون راه نجات شما، در یاد گرفتن دین و زندگی است. «وَ مِنَ الْفِقْهِ أَنْ لَا تَغْتَرّوا» اگر فقیه شدی، به معنای این نیست که نسبت به علم خود مغرور شوی؛ زیرا انسان هر قدر که علمش زیاد می‌شود، بر تواضعش نیز افزوده می‌شود. «وَ إِنّ أَنْصَحَكُمْ لِنَفْسِهِ أَطْوَعُكُمْ لِرَبّهِ» زیرا انسانی که از خداوند متعال اطاعت می‌کند و در مقام طاعت، اوج می‌گیرد، نسبت به خود، دلسوزتر و مهربان‌تر است؛ زیرا باب رضایت الهی و رسیدن به بهشت را به روی نفس خود باز کرده است. «وَ أَغَشّكُمْ لِنَفْسِهِ أَعْصَاكُمْ لِرَبّهِ» چه فریبی از بالاتر از این که نفس خود را به سمت وارد شدن به آتش دوزخ و دوری از خداوند سوق بدهی؟ «وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ يَأْمَنْ وَ يَسْتَبْشِرْ» زیرا خداوند به کسانی که گفته‌اند: الله پروردگار ماست و سپس استقامت ورزیده‌اند، می‌فرماید که نترسید و اندوهگین نشوید. «وَ مَنْ يَعْصِ اللّهَ يَخِبْ» دچار یأس و پشیمانی می‌شود «وَ يَنْدَمْ».(همان، ص 56، روایت 6)

 

کاربردهای علم

یکی از یاران امام باقر(ع) نقل می‌کند که شنیدم امام باقر(ع) می‌فرماید: «اذا سمعتم العلم فاستعملوه» هر حکم شرعی که شنیدید، هر اندیشه اسلامی که وارد خرد شما شد و همه امور فرهنگی اسلامی که با آن‌ها آشنا شدید، باید از مرحله شنیدن به مرحله اجرا و عمل منتقل شوند. «و لتتسع قلوبكم» باید دریچه‌های قلب خود را به روی علمی که می‌شنوید، باز کنید. همان طور که بارها بیان شد، منظور از قلب، همان عقل، احساس و آگاهی درونی است. تا دل شما آکنده از دانش شود و اساس پویش‌های عقلانی شما را تشکیل دهد. «فان العلم اذا كثر فی قلب رجل» اگر قلب تو، به خوبی حامل این دانش نشود و این علم از عمق و پویایی لازم برخوردار نشود، علم تازه‌ای از درون آن نجوشد و در خرد تو تثبیت نشود، چنین دانشی ناقص و رشد نیافته است. «اذا كثر فی قلب رجل لایحتمله، قدرالشیطان علیه فاذا خاصمكم الشیطان فاقبلوا علیه بما تعرفون» یعنی زمانی که شیطان پیش تو بیاید و بخواهد تو را به چپ و راست بکشاند و از راه راست منحرف کند، باید همه دانش‌های خود را به کار گیری و از معارف بر حق و معرفت الهی استفاده کنی و با شیطان بجنگی؛ زیرا مکر و نقشه شیطان ضعیف است. شیطان از نادانی، غفلت و دور از دانش ما استفاده می‌کند. «فان كید الشیطان كان ضعیفا. فقلت: و ما الذی نعرفه؟» از چه ابزاری برای تضعیف شیطان استفاده کنیم؟ «قال: خاصموه بما ظهر لكم من قدره الله عزوجل»(همان، ص 45، کتاب فضل العلم، باب استعمال العلم، حدیث 7)؛ زیرا شیطان سعی می‌کند که دل‌های شما را مرعوب فلان طاغوت، حاکم و ثروتمند کند تا شما در برابر آن‌ها احساس ناتوانی کنید؛ اما شما باید قدرت این‌ها را با قدرت خداوند متعال مقایسه کنید. در این صورت خواهید توانست شیطان را شکست بدهید؛ چون شما دستاویزهای بیشتری در اختیار دارید. می‌توانید از علم خود استفاده کنید؛ یعنی وجود خود را آکنده از علم نمایید. در این صورت شیطان به هیچ وجه نمی‌تواند شما را به گمراهی بکشاند.

 

علم را باید از اهل آن آموخت

در این زمینه لازم است که به گونه‌های علما و فقها نیز بپردازیم. سلیم بن قیس می‌گوید: «سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَانِ طَالِبُ دُنْيَا وَ طَالِبُ عِلْمٍ فَمَنِ اقْتَصَرَ مِنَ الدّنْيَا عَلَى مَا أَحَلّ اللّهُ لَهُ سَلِمَ وَ مَنْ تَنَاوَلَهَا مِنْ غَيْرِ حِلّهَا هَلَكَ إِلّا أَنْ يَتُوبَ أَوْ يُرَاجِعَ وَ مَنْ أَخَذَ الْعِلْمَ مِنْ أَهْلِهِ وَ عَمِلَ بِعِلْمِهِ نَجَا وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ الدّنْيَا فَهِيَ حَظّهُ؛ شنیدم که امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: پیامبر خدا(ص) فرمود: دو گرسنه هستند که سیر نمی‌شوند: جوینده دنیا و جوینده دانش. پس هر کس که از دنيا به آنچه خدا برايش حلال كرده قناعت كند، سالم می‌ماند و كسى كه دنيا را از راه غير حلالش به دست آورد هلاك گردد، مگر اينكه توبه كند و بازگردد و كسى علم را از اهلش گرفته و به آن عمل كند نجات يابد و كسى که منظورش از طلب علم، مال دنيا باشد، بهره‏اش همان است.»(همان، ص57، روایت1) یعنی اگر می‌خواهی نزد خداوند سالم بمانی، در خواستن دنیا به حلال‌های آن بسنده کن؛ چون خداوند دنیا را بر تو حرام نکرده است، بلکه حرام‌های دنیا را بر تو حرام نموده است و تو می‌توانی از حلال‌های آن استفاده کنی. «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»(الاعراف/32) هر کس از چیزهایی که حلال نشده است، استفاده نماید، هلاک می‌شود؛ یعنی باید به سوی حق بازگردد. هر کسی که دانش را از غیر اهل آن فرابگیرد، علم نیاموخته است، بلکه نادانی و جهالت فرا گرفته است. هر کسی که به دانش خود عمل کند، نجات می‌یابد و هر کسی که منظورش از دانش جویی، دنیا باشد، بهره‌اش همان دنیاست؛ یعنی به دنیا می‌رسد ولی از آخرت بهره‌ای ندارد؛ زیرا او با دانش خود، در پی دنیا بوده است و در پی آخرت نبوده است.

 

علم دوستی برای دنیا

امام جعفر صادق(ع) در حدیثی می‌فرماید: «إِذَا رَأَيْتُمُ الْعَالِمَ مُحِبّاً لِدُنْيَاهُ» به نحوی که همه دغدغه‌ها، توجهات، فعالیت‌ها، ابزارها و روش‌هایش برای دنیا باشد. «فَاتَّهِمُوهُ عَلَى دِينِكُمْ» دین خود را از او نگیرید؛ زیرا ممکن است دنیادوستی او باعث وارد شدن دنیا به دین شود و دین و دنیا به هم بیامیزند و شما از خلوص دینی‌تان دور شوید. «فَإِنَّ كُلَّ مُحِبٍّ لِشَيْ‏ءٍ يَحُوطُ مَا أَحَبَّ» زیرا تمام کوشش او این است که از محبوب خود محافظت نماید؛ بنابراین اگر دنیادوست باشد، به حفاظت و مراقبت از دنیا می‌پردازد و از دانش خود به نفع شهوات خود که مورد رضایت الهی نیستند، استفاده می‌نماید. «وَ قَالَ ص أَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ ع لَا تَجْعَلْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْيَا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَرِيقِ مَحَبَّتِي» زیرا اگر فریفته دنیا باشد، تو را نیز به سوی دنیا و شهوات و غرایز دنیوی سوق خواهد داد و از من دور خواهد کرد. «فَإِنَّ أُولَئِكَ قُطَّاعُ طَرِيقِ عِبَادِيَ الْمُرِيدِينَ» یعنی عالمان فریفته دنیا، مانند راهزنانی که در کمین نشسته‌اند تا ثروتت را به یغما ببرند، راه را بسته‌اند تا دین و موقعیتت را از تو بگیرند. «إِنَّ أَدْنَى مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتِي عَنْ قُلُوبِهِمْ»(همان، ص 58، روایت4)؛ زیرا دل‌های اینان به دنیا مشغول است و کسی که چنین قلبی داشته باشد، چگونه امکان دارد که شیرینی مناجات با خداوند را بچشد؟

باز امام جعفر صادق(ع) در حدیثی می‌فرماید: «قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرّسُلِ» اینان کسانی هستند که پیامبران الهی، رسالت خود را به امانت نزد آنان گذارده اند تا بعد از ایشان، از آن حفاظت کنند و به مردم برسانند. «مَا لَمْ يَدْخُلُوا فِي الدّنْيَا» اینان تا زمانی امین پیامبران هستند که نسبت به رسالت، امین باشند. نشانه امین بودن اینان نسبت به رسالت این است که وارد دنیا نشوند و همه هم و غمشان دنیا نباشد. «قِيلَ يَا رَسُولَ اللّهِ وَ مَا دُخُولُهُمْ فِي الدّنْيَا قَالَ اتّبَاعُ السّلْطَانِ» اینان کسانی هستند که حاکمان ستمگر پیروی می‌کنند و به خواست حاکمان ظالم، زشتی را خوب و خوبی را زشت جلوه می‌دهند. به نفع ستمگران فتوا صادر می‌کنند و عملکردشان را مورد تأیید قرار می‌دهند؛ یعنی اینان در حاشیه حاکمان ستمگر قرار دارند. «فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ فَاحْذَرُوهُمْ عَلَى دِينِكُمْ»(همان، روايت 5)

 

نمونه‌های زنده

خداوند از ما می‌خواهد این نمونه‌ها را که در هر زمان و مکانی وجود دارند، بشناسیم تا از آن‌ها پرهیز کنیم. نمونه‌هایی از این دست فراوان هستند. برای مثال: خداوند از ما می‌خواهد که امت واحده باشیم: «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»(الانبیاء/92)، «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ»(آل عمران/103)؛ اما دسته‌ای از علما و فقها را می‌بینیم که برای ایجاد تفرقه و چنددستگی در میان امت اسلامی فعالیت می‌کنند. هر از گاه به کارهایی دست می‌زنند که این وحدت را به هم می‌زنند. اینان امت اسلامی را به اختلافات و نزاع‌هایی مشغول می‌کنند که آنان را از اسلام ناب و مقابله با چالش‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که فراروی اسلام و مسلمین قرار دارند، دور می‌نمایند.

همچنین در دنیای اسلام کسانی هستند که برای تأیید ظلم، ظالمان، انحراف و منحرفان تلاش می‌کنند؛ مانند کسانی که در کنار استکبار جهانی، استکبار صهیونیستی و مستکبران محلی حرکت می‌نمایند. اینان برای حمایت از مستکبران، از دانش خود که مایه جلب اعتماد مردم شده است، سوء استفاده می‌کنند. مستکبران نیز با بهره‌گیری از اینان، اقدام به زمین زدن مستضعفان می‌نمایند.

هستند عالمانی که با قضاوت‌های ناعادلانه و غیرمسئولانه خود که ریشه در عقده و کینه دارد، جامعه اسلامی را متزلزل کرده و وحدت آن را در هم می‌شکنند و به تعصبات دامن می‌زنند. اینان به جای این که برای متحد کردن صفوف امت اسلامی، پر کردن شکاف‌ها و نزدیک کردن فاصله‌ها تلاش کنند، برای عمیق‌تر کردن شکاف‌ها، دامن زدن به بدزبانی‌ها و عقده‌گشایی‌ها می‌کوشند. با این کار، هاله‌ای از ابهام جامعه را فرامی‌گیرد و جلوی نگاه روشن گرفته می‌شود.

دسته‌ای از این عالمان، کسانی هستند که بذر عقب‌ماندگی در جان مردم می‌کارند، می‌کوشند بر امواج احساسات مبتنی بر عقب‌ماندگی و نادانی، سوار شوند. دغدغه اینان به دست آوردن رضایت مردم است. از این رو برای به دست آوردن جاه و منصب، از علم و دانش خود نیز فاصله می‌گیرند. نباید دین خود را به دست اینان بسپارید؛ زیرا وظیفه ما این است که علم خود را از کسانی بگیریم که نور دانش، عقل، قلب و زندگی‌شان را روشن کرده باشد. اینان همان کسانی هستند که ما را به سوی خداوند راهنمایی می‌کنند و باعث نزدیکی ما به خداوند می‌شوند.


ارسال این صفحه به دوست | نسخه قابل چاپ

تعداد بازدید کننده ها:  44

خطر وعاظ السلاطین برای امت اسلامی

شب قدر

در موسم رحمت و غفران الهی، دل‌های خود را متوجه خدا کنید

چگونه با روزه‌داری، نفس خود را بر اساس تقوا تربیت کنیم؟

وحدت اسلامی و موانع روانی و سیاسی / مقاله‌ای از علامه مرجع(قدس سره)

اسلام رو در رو با چالش‌های فکری / مقاله ای از علامه مرجع(ره)

پدیده تکفیر و خطرات آن برای جامعه اسلامی

عاشورا، قیام برای اصلاح امت اسلامی

پیام‌های سیاسی حج / علامه مرجع آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله(ره)

مسئولیت ما در دوران غیبت

نقش سیاق از نگاه علامه فضل‌الله

«من وحی القرآن» تفسیری اجتماعی و واقع گرایانه

مراحل انحطاط اجتماعی بنی‌اسرائیل از دیدگاه علامه فضل‌الله(ره)

عاشورا فرا‌تر از مذاهب و ادیان

ماهیت تربیت قرآنی در نگرش علامه فضل‌الله(ره)

گرایش عقلی و اجتهادی در تفسیر «من وحی القرآن»

علامه فضل‌الله(ره) و کرانه‌های معنایی آیات قرآن

علامه فضل‌الله(ره) و تغییر جنسیت از منظر قرآن

علامه فضل‌الله و منطق قرآنی دعوت

علامه فضل الله و گستره معارف قرآن

علم پیامبر و امام در تفسیر «من وحی القرآن»

علامه فضل‌الله و تفسیر قرآن به قرآن

عصمت پیامبران در تفسیر «من وحی القرآن»

جهان شناخت علمی ‌ـ ‌قرآنی در داوری فضل‌الله

تفسیر شناخت «من وحی القرآن»

بلاغت محوری در شیوه تفسیری علامه فضل‌الله

قرائتی اسلامی از آزادی و دموکراسی / علامه مرجع(ره)

بررسی تطبیقی دیدگاه کلامی علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله

انتظار از متن در تفسیر «من وحی القرآن»

صراحت و گفتگو، راه ما برای رفع فتنه / مقاله ای از سیدعلی فضل الله

سکانداري اسلام پس از رسول اکرم / علامه مرجع (قدس سره)

ولایت فقیه، شورا و دموکراسی / علامه مرجع (قدس سره)

زهرا الگوی زنان عالم / مقاله ای از علامه مرجع (قدس سره)

این است راز زهرا(س) / مقاله ای از علامه مرجع(ره)

جنبش‌های اسلامی و ضرورت نظریه پردازی

مسئولیت ما در قبال انقلاب ها و بیداری عربی / علامه سید علی فضل الله

نگاه اسلامی به اهدای عضو

زن نمونه در حماسه حسینی

به سوی عاشورای اسلامی

تأملاتی اسلامی در موضوع اقلیت ها

شرح دعای افتتاح / معظم له (قدس سره) / بخش پنجم

شرح دعای افتتاح / معظم له (قدس سره) / بخش چهارم

شرح دعای افتتاح / معظم له (قدس سره) / بخش سوم

شرح دعای افتتاح / معظم له (قدس سره) / بخش دوم

شرح دعای افتتاح / معظم له (قدس سره) / بخش اول

ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال معظم له / 6

ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال معظم له / 5

ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال معظم له / 4

ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال معظم له / 3

ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال معظم له / 2

ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال معظم له / 1

نگاهی به اندیشه‌های امام خمینی

بیداری اسلامی، مشکلات، موضعگیری‌ها و چشم اندازها

عاشورا؛ قضیه، چالش و رویارویی / مقاله ای از معظم له (رضوان الله علیه)

نگاهى اسلامى به عاشورا

مفهوم شورا از نظر قرآن / قسمت 9

پیام تسلیت آیت الله شیخ محمد مهدی آصفی به مناسبت رحلت معظم له

پیام تسلیت علامه سید محمد حسن امین به مناسبت رحلت معظم له

پیام تسلیت الازهر به مناسبت رحلت معظم له

آخرین لحظه های سید

مجلس بزرگداشت معظم له در مالزی برگزار شد

پیام تسلیت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

پیام تسلیت طلاب پاکستان

پیام تسلیت آیت الله العظمی صادقی تهرانی

پیام تسلیت سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور

پيام تسليت نمايندگان مجلس ایران

پیام تسلیت جامعه روحانیت آذربایجان شرقی

پیام تسلیت نماينده ولی فقيه و سرپرست حجاج ايرانی

پيام تسليت حضرت آيت الله العظمی صانعی

پيام تسليت حضرت آيت الله العظمی گرامی

پیام تسلیت دفتر تبليغات اسلامی به مناسبت رحلت معظم له

پیام تسلیت آيت‌الله العظمی بيات زنجانی به مناسبت رحلت معظم له

پیام تسلیت نماينده مقام معظم رهبری و استاندار مازندران

پیام تسلیت نايب رئيس مجلس به مناسبت رحلت معظم له

پیام تسلیت سيد حسن نصر الله به مناسبت رحلت معظم له

نگرشی بر انديشه امام خمينی / مقاله ای از معظم له

شخصیت قرآنی زن / مقاله ای از معظم له

زن در نظام اجتماعی اسلام / مقاله معظم له

جستاری در کتاب

حجاب امری دینی یا طائفه ای؟ / مقاله معظم له

تأثیر روابط خانوادگی بر شخصیت کودک / مقاله معظم له

تأثیر محیط اجتماعی بر کودک / مقاله معظم له

تأملاتی اسلامی پیرامون کودک / مقاله معظم له

بیانیه نهایی کنفرانس "جدال رابطه فلک و فقه"

فقیه و حاکمیت

فرزند بین اطاعت و نیکی به والدین

تأملاتی قرآنی در باب روش / مقاله معظم له

زن در دائره روابط زناشویی / مقاله معظم له

اسلام میان واقعگرایی و آرمانگرایی / مقاله ای از معظم له

پیامهای معنوی و فکری و عملی حج / مقاله معظم له

نقش دين در جامعه انساني / مقاله معظم له

نگرشی نوین به کتاب "الاجتهاد بین أسر الماضی و آفاق المستقبل"

تأملی در باب تقريب / مقاله معظم له

اسلام فعال سازی خرد و باور است

شهید صدر، پویش استثنایی در دنیای اندیشه

نگاهی به کتاب

مفهوم شورا از نظر قرآن / قسمت 8

مفهوم شور از نظر قرآن / قسمت 7

مفهوم شورا از نظر قرآن / قسمت 6

امام صادق(ع) و ريشه دار سازي اسلام در زندگي مردم

مقاله معظم له به مناسبت درگذشت محمود درويش، شاعر فلسطينی

مفهوم شورا از نظر قرآن / بخش چهارم

مفهوم شورا از نظر قرآن / بخش سوم

زن در عرصه زندگي

اين است زهرا / ترجمه­ای از قصیده علامه مرجع سید فضل الله

ارزیابی ابعاد شخصیتی امام خمینی / مقاله ای از معظم له (قسمت دوم)

ارزیابی ابعاد شخصیتی امام خمینی / مقاله ای از معظم له (قسمت اول)

فرهنگ اسلامی در دنیای متغیّر / مقاله ای از معظم له

قرائتی عقلانی از حملات واکنشی غرب به اسلام / مقاله ای از معظم له

پیام توحید ضدیت با بت پرستی و به بردگی گرفتن انسانهاست

عاشورا و چالش هاى فكرى و فرهنگى معاصر

مفهوم شورا از نظر قرآن / بخش دوم

مفهوم شورا از نظر قرآن / بخش اول

شرح دعای امام زین العابدین (ع) در وداع با ماه رمضان

مسؤوليت ما در دوران غيبت

ریا در قرآن

درنگى در شيوه بيانى قرآن

ضرورت يك انقلاب فقهی

عاشورا فرياد بلند حق و آزادی / مقاله از از معظم له

نقش منبر حسينی / مقاله ای از معظم له

وجوه كفر / بخش دوم

وجوه كفر / بخش اول

پديده كفر در جامعه

حج سفر معنوی به سوی خداوند

طاغوت و تأثيرات آن بر عقيده و زندگی

مسأله حجاب اسلامي، چالش دين و قانون / مقاله ای از معظم له

جنگ بدر، چرايی و زمينه­های آن

مقاله روزنامه النهار پيرامون تداوم فعاليت هاى معظم له در بيمارستان

تزكيه نفس

نقش دين در جامعه انسانی / بخش دوم

نقش دين در جامعه انسانی / بخش اول

عدالت گستری در تمام زندگی

سؤالهايی از رئيس جمهور آمريكا

بوش، شيطان ابله

انتفاضه فلسطين حال و آينده (4)

مقاومت همان جامعه عرب است

انتفاضه فلسطين، حال و آينده(3)

امام على(عليه السلام)

انتفاضه فلسطين، حال و آينده (2)

فاطمه در نقش همسر

ميلاد زهرا: ميلاد زن مسلمان

مديريت مال و ثروت از ديدگاه قرآن كريم

انتفاضه فلسطين، حال و آينده / بخش اول

قرائتی نو از قرآن

زن مظهر رحمت است

آزادی بيان از ديدگاه اسلام

8 مارس سالگرد ترور علامه فضل الله يادآور تروريسم جهانى آمريكا

گزارش روزنامه المستقبل از تحركات سياسی و ارتباطات معظم له با رسانه‌ها و ديپلماتهای غربي

مرجع مظلوم در بیان معظم له (ویژه سالگرد شهادت آیت الله العظمی سید محمد صدر)

تعامل با زمان

جشنهای ولادت

رابطه اسلام و غرب

امام صادق (ع) دايرة المعارف معرفت و رسالت

امام علی (ع)، عابد و صابری مراقب

زينب، كربلاى جارى

اسلام و نقش اجتماعى زنان

بررسی فقهی ثبوت هلال از دیدگاه معظم له

فقه حقوقى (زن)

نگاهى اسلامى به عاشورا

پارلمان؛ وظايف، مسووليت ها و امتيازات



آدرس :ایران، قم، 45 متری عماریاسر، کوچه 5، پلاک 17 - كد پستي:3715713776 و يا صندوق پستي: 3466 - 37185

تلفن:37712316- 37727782- 982537723382+ / فاكس: 982537711893+

پست الكترونيكي: info@bayynat.ir