جشنها عنصری غنا بخش هستند
در ابتدا علامه مرجع به جشن تولدهايی ميپردازد كه بسياری از مردم هر ساله برای فرزندان خود ميگيرند. ايشان اعتقاد دارند، اينگونه جشنها ريشه در تاريخ اسلامی و شرقی ما ندارند بلكه تقليدی از پيروان ساير تمدنها ميباشند. در عين حال ايشان نه نظر منفی به اين جشنها دارد و نه آنها را تأييد مينمايد. ولی به عنوان يك واقعيت عينی در جامعه كنوني، معتقدند كه بايد با آنها تعامل داشت و در جهت تحول آن كوشيد و مفاهيم و محتوای آن را ارتقا بخشيد. اين ديدگاه در اين سخن ايشان متبلور شده است: «جشن تولد از رسوم ما نيست و در فضای اسلامی و رفتار دينی و تربيت اسلامی ما سابقه ندارد كه انسانی روز تولد خود را جشن بگيرد. حتی وقتی تاريخ خود را نيز بررسی كنيم، در جامعه اسلامی و شرقی خود چنين رسمی را پيدا نميكنيم. حتی خداوند متعال در باره ولادت هيچ پيامبری سخن نرانده است مگر دو مورد:
اول: ولادت حضرت موسي(ع). خداوند متعال خواسته است ميزان لطف و كرامتی را كه به او داشته، او را از دست فرعون نجات داده و در دامان او پرورش داده است بيان دارد «فالتقطه آل فرعون ليكون لهم عدواً و حزناً»(قصص/8).
دوم: ولادت حضرت عيسی (ع). زيرا آن حضرت نشانه قدرت پروردگار است. ولی خداوند از ولادت ابراهيم (ع) يا يكی ديگر از پيامبران الهی (ع) سخنی نگفته است. زيرا اين كه انسانی در زمان معيّنی به دنيا بيايد، ارزش خاصّی ندارد. به همين دليل حكمی اسلامی را نمييابيم كه گرفتن جشن به مناسبت ميلاد پيامبر يا امامی را مستحب بداند.
ولی مسلمانان در اين باره از ساير تمدنها تقليد كردهاند. مسيحيان سالروز ولادت پيامبران خود را جشن ميگيرند. بعضی ديگر نيز ميلاد بزرگان، اديبان و هنرمندان خود جشن ميگيرند. حتی مسيحيان ميلاد حضرت مسيح (ع) را آغاز تاريخ خود قرار دادند. در حالی كه نميبينيم مسلمانان، ميلاد پيامبر (ص) را آغاز تاريخ خود قرار داده باشند بلكه هجرت آن حضرت را آغاز تاريخ خود انتخاب نمودهاند. اين حرفها به معنای آن نيست كه ما نظر ما منفی درباره اين مسأله داريم بلكه معتقديم گرفتن جشن ميلاد برای بزرگان دين، مشكلی ندارد؛ زيرا چنين مراسمهايی باعث پيوند مردم با بزرگان خود ميشود و انديشه، جهاد، فعاليتها، رسالت و اخلاق آنان را مورد بازخوانی دوباره قرار ميدهد. يادآوری بزرگان سبب تجديد حيات امت اسلامی ميگردد و نوعی رويكرد سالانه به زندگی آنان به شمار ميآيد. بعضی از علمای مسلمين برگزاری جشن ميلاد پيامبر (ص) را بدعت ميدانند، اما ما با نظر آنان موافق نيستيم. زيرا اعتقاد داريم اين مسأله بدعت نيست، مردم اين كار را برای اين نيّت انجام نميدهند كه حكمی در اين رابطه از سوی شارع مقدس صادر شده است. ارتباط مردم با شخصيتهای بزرگ دينی از طريق اين مراسم، آثار مثبتی در پی دارد. اين بزرگداشتها نوعی همزيستی با آن بزرگان و بازخوانی عناصر حياتی زندگی آنان است كه انديشه و تجربه امت اسلامی را غنا ميبخشد. نوگرايی در برگزاری جشنها چيزی نيست كه از سوی خداوند تحريم شده باشد. مثل اينكه ما از وسايل جديد و روزآمد در زندگی خود استفاده ميكنيم و دغدغهای در اين بابت نداريم.
جشن تولد فضايی عاطفی و صميمی است كه انسان به وجود آمدن خود را به يايد ميآورد. ما در عين حالی كه مخالف سنتهای تازه نيستيم ولی وارد كردن ناآگاهانه سنتهای ديگران را نيز تشويق نميكنيم؛ زيرا ما عقيده داريم، سنتها بايد ريشهدار باشند. ولی حالا كه اين رسوم خود را بر ما تحميل كردهاند بايد بكوشيم كه آنها را متحول كنيم و جشن تولد را به فرصتی برای سپاسگزاری از خداوند متعال تبديل كنيم و اين كه خداوند تداوم زندگی را برای او فراهم كرده است مورد ستايش قرار گيرد. البته سپاس به آن صورتی كه امام زين العابدين (ع) آن را بيان ميدارد. حضرت وقتی به پيشواز صبح و شام ميرفت ميفرمود: «و اين روز جديدی است كه شاهد و مراقب ماست. اگر نيكی كرديم با سپاسگزاری از ما وداع ميكند و اگر بدی نموديم با نكوهش از ما جدا ميشود.»[1] او در پيشواز روز چهارشنبه ميفرمود: «سپاس ترا كه مرا از آرامگاهم برانگيختی و اگر ميخواستی آن را هميشگی قرار ميدادي، سپاسی هميشگی كه هيچگاه قطع نشود.»[2] روز ولادت، مناسبت خوبی است كه انسان از خداوند تشكر كند. تشكر كند كه او را برای روز ولادتش زنده نگه داشت. بدين ترتيب روز ولادت به روزی برای سپاسگزاری و ستايش خداوند متعال تبديل ميشود. در اين روز انسان ايام گذشته خود را به ياد ميآورد كه آيا در اطاعت خدا سپری كرده است يا در معصيت او؟ او در اين روز به پيشواز عمر تازهای ميرود تا راه و روند خود را اصلاح كند.
ميشود جشن تولد را متحول كرد و آن را به عنصری غنابخش از نظر معنوی و عملی تبديل نمود. ميشود در اين روز انسان به معنای هستی و تداوم و آينده آن بينديشد. او بايد دعا كند: «خدايا! آينده مرا بهتر از گذشته آن قرار بده و بهترين اعمال مرا پا آن قرار ده و بهترين روزهايم را روزی قرار داده كه تو را در آن ملاقات ميكنم.»[3]
معنای عيد از ديدگاه اسلام
علامه مرجع معنای عيد از ديدگاه اسلام را مشخص ميكند. عيد روزی است كه بدور از فضای معصيت و گناه، در مسير اطاعت از پروردگار و وفاداری به او باشد. ايشان در اين باره ميگويد: «وقتی معنای عيد در اسلام را بررسی ميكنيم، ميبينيم كه عيد در دو مناسبت تبلور يافته است، يكی عيد فطر است و ديگری عيد قربان. پس معنای عيد از ديدگاه اسلام، اطاعت از خداوند، اخلاص به پروردگار، تسليم بودن در برابر اراده او و خيرخواهی در راه اوست. عيد فطر به خاطر انجام مسؤوليت الهی و روزهداری و عبادت در ماه رمضان است. انسان روز فطر را عيد ميگيرد؛ زيرا موفق شده است با روزهداری در اين ماه وظيفه الهی خود را انجام دهد. اميرالمؤمنين (ع) درباره عيد فطر ميفرمايد: «امروز برای كسی عيد است كه خداوند روزهداری او را قبول كرده و عبادت او سپاس گفته است و هر روزی كه در آن معصيت خدا نشود عيد است.» پس اين عيد، گرفتن جشن برای اطاعت و توفيق است. بنابراين سنتها، رسوم و همه كارهايی كه در اين روز انجام ميشود، بايد در راستای اطاعت از خداوند سبحان باشد. اگر كسی در اين روز، نافرمانی خدا كند از معنا و مفهوم و معنويت عيد بدور افتاده و با مفاهيم عيد از سرجنگ در آمده است.
عيد قربان، روزی است كه خداوند از انسان خواسته است با ذكر گوسفندی برای تقرب به خداوند، قربانی خود را تقديم خداوند نمايد. امروز تمثيلی از داستان حضرت ابراهيم(ع) و اسماعيل است كه خداوند درباره آن چنين ميفرمايد: «فلمّا بلغ معه السعی قال يا بنيّ إنّی أری فی المنام أنّی أذبحك فانظر ماذا تری قال يا ابت افعل ما تؤمر ستجدنی إن شاء الله من الصابرين * فلمّا اسلما و تلّه للجبين * و ناديناه أن يا ابراهيم * قد صدّقت الرؤيا إنّا كذلك نجزی المحسنين * إنَّ هذا لهو البلاء المبين * و فديناه بذبح عظيم * و تركنا عليه فی الآخرين * سلام علی ابراهيم * كذلك نجزی المحسنين»(صافات/102-110).
پس وقتی فهميديم كه عيد قربان، نشانهای از قربانی ابراهيم(ع) است كه تقديم پروردگار نمود و قربانی نيز اسماعيل است كه آمادگی داشت تا در راه خداوند متعال ذبح شود، در مييابيم كه عيد قربان، تسليم مطلق بودن در برابر پروردگار است. در عين قربان، انسان بايد تسليم بودن خود را در برابر پروردگار جشن بگيرد و عمل او نيز بايد باعث نزديكی به خداوند شود و انسان بوسيله عمل به درجات قرب الهی صعود كند. چنين اعيادی بايد حاكی از پويايی رفتاری و گفتاری انسان در مسير اسلام باشد.
بنابراين شيوههايی كه در اين روز بكار گرفته ميشوند بايد متناسب با فضای معنوی و انسانی اين روزها باشد و باعث دور شدن انسان از خداوند نشود؛ بلكه بايد موجب نزديك شدن به او گردد. در اينصورت شادی او در اين روز به خاطر نعمت و سعادتی است كه خداوند به او عنايت فرموده است.»[4]
پس اينكه اسلام عيد را روز شادی و نشاط معرفی ميكند و اينكه در اين روز از انسان ميخواهد كه جديت كند و محاسبه نفس نمايد و مرگ و روز قيامت را يادآور گردد هيچ تناقضی با يكديگر ندارد. علامه مرجع ميفرمايد: «بايد سعی شود كه در باور انسان بين مسائل مهم و حياتی تعادل وجود داشته باشد، به نحوی كه هيچ جنبهای نبايد جنبه ديگر را از بين ببرد. اسلام همان گونه كه از انسان ميخواهد شاد باشد، از او ميخواهد كه در اوج شادمانی مسؤوليتهای خود را نيز فراموش نكند و از خط تعادل در زندگی خود دور نشود. نبايد تعادل خود را از دست بدهد. در بعضی از احاديث آمده است: «بيرون شدن از منازل خود را برای رفتن به سوی مصلايتان، بيرون شدنتان از قبرها به سوی پروردگارتان حساب كنيد و ايستادن در مصلايتان را ايستادن در برابر پروردگارتان محسوب نمائيد.» نماز عيد، تبلور آغاز روزی است كه به خاطر انجام مسؤوليت، انسان احساس شادمانی دارد، اسلام از انسان ميخواهد كه معنای شادی را توسعه دهد و آن را به لهو و لعب محدود نكند، از او ميخواهد كه هنگام انجام مسؤوليت و اطاعت از پروردگار و عدم نافرمانی او، شادمان باشد و آن روز را عيد قرار دهد؛ زيرا احساس شادمانی برای انجام مسؤوليت، مسؤوليتپذيری را در انسان تقويت و ريشه دار ميسازد و آن را به باوری درونی تبديل ميكند. در اينصورت به جای اينكه انسان تحت فشارهای بيرونی مسؤوليتهای خود را انجام دهد، طبق يك باور درونی آنها را انجام ميدهد.
نماز عيد، ديدار با پروردگار، رويآوری به خداوند و سپاس نعمتهای مادی و معنوی است كه خداوند به او عنايت كرده است. در اينصورت انسان از ديدار و ارتباط با خداوند شادمان ميشود. انسان احساس ميكند كه خداوند مراقب زندگی اوست و او شادی خود را در پرتو لطف و عنايت الهی انجام ميدهد و بازی و شادی او در مسير انحراف قرار نميگيرد؛ بلكه در دايره انسانيت باقی ميماند. امام علی (ع) در اين باره در تقسيم اوقات ميفرمايد: «و ساعتی را برای خود و لذتهای غير حرام در نظر گيرد. كه اين كار به آن دو ساعت ديگر كمك ميكند.»
پس اسلام از انسان ميخواهد كه به خاطر انجام مسؤوليت شادمان باشد. اين كار سبب ميشود كه انسان به خدا و آخرت و روز حساب فكر كند. شادمانی طبيعی او از همين جا ناشی ميشود. او برای كاستن از مشكلات و سنگينيهای زندگی دمی را به شادمانی ميپردازد تا به صورتی كه به روح او آسيب وارد نياورد، نوعی از شادی را به نفس خود تقديم نمايد. به همين جهت از نظر اسلام مستحب است كه انسان در روز عيد به زيارت اهل قبور برود و در روز عيد آنان را به ياد بياورد و به ايشان مرحمت كند و با قرائت قرآن و دادن صدقه، هديهای را به سوی آنان بفرستد. انسان در اين روز بهتر است به ديدار دوستان خود برود و شادی روحي، شادی اجتماعي، شادی جسمی و درونی را با هم در خويشتن گرد آورد. راز توازن و تعادل اسلام نيز همين است.
در همين جا خوب است به تعادل بين شادی دنيوی و شادی اخروی و نيازهای دنيوی و مسؤوليتهای اخروی اشاره كنيم و به كلامی از امام علی (ع) اشاره ميكنيم كه فرمود: «برای دنيايت طوری كار كن كه گويی هميشه در آن هستی و برای آخرتت آنگونه كار كن كه همين فردا ميميري.» يعنی انسان در انجام مسؤوليتهای خود بايد توازن داشته باشد تا احساس كند كه مرگ و محاسبه در انتظار اوست و اين انديشه در تمامی اعمال و عرصههای زندگی او بايد امتداد يابد.»[5]
سپس علامه مرجع به بازخوانی و تصحيح بعضی از مفاهيم ميپردازد. از نظر اسلام شادمانی كه مقرون به فسق و فجور و معصيت باشد، شادمانی لحظهای است و پيامدهای بدی دارد. او ميگويد: «خيلی تفاوت ميكند كه در ابتدا شادی كنی تا در نهايت گريه نمايی و اينكه در پايان امور شاد باشي، هر چند كه در آغاز آن گريه كني. اسلام به عمق مصالح انسان و شادمانی نهايی او نظر دارد. مثل معروفی است كه ميگويد: آن كسی بسيار خندان است كه در پايان شادمان باشد. كسانی كه زنا ميكنند، شراب ميخورند و بعضی كارهای حرام ديگر را انجام ميدهند، ممكن است فعلاً شادمانی جزئی به ايشان دست بدهد ولی پيامدهای منفی كه اين كارها برای زندگی انسان در پی دارند، همه آن شادمانيهای لحظهای را از بين ميبرند. زيرا انسانی كه شراب ميخورد، تعادل عقلانی خود را از دست ميدهد شايد در آن لحظه حقيقت را درك نكند ولی وقتی با آسيبهای جسمی و عقلی مواجه گرديد تمام آن شاديها از بين خواهند رفت. همينطور كسی كه زنا كند ممكن است به بعضی كاميابيهای جنسی لحظهای دست يابد، ولی پيامدهای منفی بعدی كه دامنگير انسان ميشود همه اين خوشيها را تباه ميكند.
اسلام خواهان شادمانی در ابتدا و انتهاست. ميخواهد شادمانی حالتی دائمی داشته باشد. نميخواهد انسان در ابتدا شاد و در انتها غمگين باشد. شادمانی ممكن است ريشه در حالتهای طبيعی انسان داشته باشد؛ زيرا انسان نيز لذتهايی جسمی و درونی دارد كه خداوند آنها را حرام نكرده است. پس انسان ميتواند همراستا با عقايد، اصول و خطوط فكری خود شادی نيز بكند. انسان ميتواند به وسيله هواها و شهوات حلال، شادمانی كند؛ زيرا قلب نياز به تنفّس دارد، غريزه نياز به تنفس دارد. همان طوری كه انسان بايد در مسائل اعتقادی و دينی نيز مسؤوليت را خود را انجام دهد.»[6]
رفع قلم خداوند در بعضی از اعياد خيالی بيش نيست
بعضيها ادعا ميكنند كه خداوند در مناسبتهای خاصي، از امت خود رفع قلم ميكند و از كارهايی كه ايشان انجام ميدهند هيچ بازخواست و مجازاتی صورت نميدهد. بعضی مسيحيان نيز چنين اعتقادی دارد و شب ميلاد حضرت مسيح (ع) را فرصتی برای برگزاری جشنهای گناه آلود و شرب خمر قرار ميدهند. بعضی از فرقههای اسلامی نيز ادعا ميكنند كه خداوند در فلان روز قلم را از امت خود برداشته است و مردم هر كاری را كه بخواهند ميتوانند انجام دهند.
ايشان در اين باره ميگويند: «خداوند جز از كسانی كه عقل كامل ندارند و عناصر شخصيتی ايشان كامل نيست، رفع قلم نكرده است. قلم از سه دسته برداشته شده است: كودك تا زمانی كه محتلم شود، مجنون تا زمانی هوشيار شود و خواب تا زمانی كه بيدار شود. و غير از اينها، قلم از هيچ كس ديگری برداشته نشده است «إذ يتلقّی المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد * ما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد»(ق/17-18). خداوند تمام اعمال انسان را در هر حالتی كه انجام داده باشد مورد محاسبه قرار خواهد داد.
رفع قلمی كه بعضی از مردم درباره آن سخن ميگويند، خيالی بيش نيست و حاكی از عقب ماندگی و دوری از دقت و عدم بررسی درست در احاديث است.
پس هيچ وقتی قلم از انسان برداشته نميشود. از آن زمانی كه انسان به بلوغ ميرسد از ديدگاه خداوند مسؤول است و هيچ تفاوتی بين مناسبتهای اسلامی و مناسبتهای مسيحی نيست. معتقديم ميلاد حضرت مسيح(ع)، ميلاد حضرت محمد(ص)، اعياد ديگر و عيد اول سال، باعث ميشود كه انسان بيشتر احساس مسؤوليت كند؛ زيرا در اين مناسبتها با انسانهای ارزشمندی روبهرو ميشود كه پرچمدار رسالت هستند. مناسبتهای تاريخی سبب ميگردد كه انسان بداند با زمان و پويايی آن مسؤولانه برخورد كند.
از اين رو در هر مناسبتی انسان بايد با توجه به مسؤوليت خود حركت كند، شادی او بايد شادی مسؤولانه باشد. حتی بازی و شادی او بايد از روی مسؤوليت باشد تا از مصلحت انسانی او دور نشود و به توازن و ماندن او در راهی كه او را به خدا، در دنيا و آخرت پيوند ميزند، آسيب نزند.»[7]
[1] صحيفه سجاديه كامله، دعای صبح و شام.
[2] صحيفه سجاديه، دعای روز چهارشنبه.
[3] فقه الحياة، صص 189-191.