زمان نشان دهنده وحدت در نظام هستی است
علامه مرجع زمان را محدود به زاويه خاصّی نميكند، بلكه با نگاه هستی شناختی به زمان مينگرد كه انسان بايد با آن به تعامل بپردازد. ايشان ميگويند: «آغازها و پايانهای سنتی زمان چيز خاصّی در حركت انسان بدست نميدهند. فقط اينقدر اهميت دارند كه انسان را وا ميدارند كه به تفكر مجدد بپردازند. سبب ميگردد كه انسان نگاه دوبارهای به زندگی خود بيندازد تا اگر نياز به تصحيح دارد به تصحيح آن اقدام كند. زيرا زمان نشان دهنده وحدت در نظام هستی است. در نظام هستی هيچ زمانی بر زمان ديگر برتری ندارد. اين كه ميگوييم اول قرن يا اول هزاره، هيچ خصوصيتی ندارد. از ديدگاه اسلام، گذشت زمان، روند رو به افزايش حركت زمان را در عمر انسان نشان ميدهد.»[1]
بايد زمانه را از حقيقت پر كنيم
از ديدگاه علامه مرجع، زمان فقط ثانيهها و روزهای در حال گذر نيست؛ بلكه زمان وظيفه دارد در عمق احساس و عواطف انسانی وارد شود و به سوی توليد خير و فضيلت دعوت نمايد و اين امكان پذير نيست مگر اينكه زمان را از خير و حقيقت و سود رسانی به مردم سرشار كنيم. او ميگويد: «زمان همان عمر ماست، عمر فرد و عمر جامعه. در آغاز هر زمانی بايد به مسؤوليتهای خود در قبال خداوند متعال فكر كنيم. خواست خداوند اين است كه زمانه را از حق و خير و عدل و سود رسانی به مردم سرشار كنيم. نه اينكه آغاز زمان را فرصتی برای آلودگی قرار دهيم. بعضی از مردم چنين ميكنند و سال خود را با مسكرات شروع ميكنند.»[2]
شادمانی آگاهانه و مسؤولانه
بعضی از مردم زمان را از جاده خير و حق خارج ساخته و به سوی فسق و فجور سوق ميدهند. چرا كه تفسير نادرستی از شادی دارند. علامه مرجع نميگويد كه انسان شاد نباشد بلكه معتقد است كه شادمانی بايد آگاهانه و مسؤولانه باشد. اين مسؤوليتپذيری شخصيت انسان را حفظ مينمايد و او را از شادمانی بدون پروا كه عقل را از او ميگيرد، نهی ميكند. علامه مرجع ميگويد: «بايد به شادی خود جرعهای عقل و آگاهی بنوشانيم نه اين كه به آن جرعهای از جنون بنوشانيم؛ زيرا اين كار باعث فرو كاستن از احساسات و عواطف ميگردد.»[3] «خصوصاً كه خداوند انسان را عاقل آفريده و او را نسبت به اعمال خود مسؤول قرار داده است. پس انسان نميتواند يك لحظه هم كه شده عقل خود را به كناری بگذارد از اين رو ميبينيم كه همه رسالتها، آنگونه كه در احاديث ائمه (ع) آمده است، نوشيدن شراب را حرام كردهاند.
بنابراين انسان بايد در آغاز زمانها بسيار هوشيار و آگاه باشد و چنين احساس كند، هر سالی كه ميگذرد او بايد يك قدم به سوی خدا بردارد و از او دور نشود: «ايها الذين آمنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدّمت لغد»(حشر/18). در سال تحويل، انسان بايد بايد با خود فكر كند كه برای آخرت خويش سود كرده است يا سود نكرده است.»[4]
به همين جهت علامه مرجع تأكيد ميدارد كه انسان بايد گذشته خود را نقد و ارزيابی كند و از اشتباهاتی كه در آن مرتكب شده است درس بگيرد. او ميگويد:
«معنای اين كه يك سال از عمر ما گذشته است اين است كه مسؤوليت يك سال عمر خود را به عهده داريم و خداوند نسبت به همه آن چيزهايی كه در يك سال انجام دادهايم، ما را مورد محاسبه قرار خواهد داد. كاری كه انجام دادهايم يا اكنون انجام ميدهيم، تأثير مثبت يا منفی روی آينده ما دارد. پس بايد به اعمال گذشته خود فكر كنيم كه آيا ميتوانيم از موارد منفی آن بكاهيم و موارد مثبت آن را افزايش دهيم؟ وقتی سال جديد آغاز شد، چه برنامههايی برای آن داريم؟ چه برنامههايی برای عرضه به خداوند آماده كردهايم؟ چه برنامههايی برای تأمين خانواده خود فراهم كردهايم؟ در زمينههای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی زندگی چه كاری ميخواهيم انجام دهيم؟ آمدن سال جديد و رفتن سال قديم از مهمترين امور به شمار ميرود. زيرا جزئی از عمر ماست. بنابراين بدون آگاهي، تأمل و تفكر نبايد وارد زمان تازهای شويم و شايسته نيست كه بدون آگاهي، تأمل و تفكر وارد زمان تازهای شويم و شايسته نيست كه بدون محاسبه و ارزيابی نيز از آن بيرون شويم.»[5]
«امت اسلامی نيز همينگونه است. بايد به گذشته خود بنگرد و اوضاع و احوال خود را به دقت بازنگری كند و به مشكلات و بحرانهای آن به ديد تأمل بنگرد تا راهها و سازوكارهای مناسبی را برای پشت سر نهادن مشكلات بررسی كند.»[6]
با توجه به آنچه كه آمد، زمان فی نفسه قابل تجزيه نيست و روزها به خودی خود هيچ خصوصيتی ندارند، اين نوع عمل است كه ارزش زمان را تعيين ميكند. علامه مرجع با اشاره به اين مسأله ميگويد:
«آغاز روز مثل آغاز هفته و ماه و سال و قرن است. ارزش انسان نيز به عمل اوست «و قل اعملوا فسيری الله عملكم و رسوله و المؤمنون»(توبه/105). «إقرأ كتابك كفی بنفسك اليوم عليك حسيباً»(إسراء/14). آنچه كه از عمر طولانی و كوتاه دنيوی خود بدست ميآوريم، عمل است. پس بيائيد خود، خانواده خود و فرزندان خود را اينگونه تربيت كنيم كه آغاز و پايان سال فرصتی برای تأمل و تفكر است. بانكها در آخر سال، چند روزی را به تعيين سود و زيان و تراز مالی خود ميپردازند. بيائيد ما هم اين كار را انجام دهيم و سود و زيان خود را در ارتباط با خداوند و روابط اجتماعی خود تعيين كنيم و تراز خود را كه همان برنامههای عملی ما برای سال آينده است، تعيين كنيم. توبه همين است. از گذشته پشيمان شوی و برای آينده برنامهريزی كنی كه ديگر گناه و بدی انجام ندهي.»[7]
صداهای ناهنجار نشانه عقب ماندگی است
در مناسبتها و تحويل سال، بعضی رفتارها از بعضی انسانها سر ميزند كه هيچ نفعی برای انسان ندارد. علامه مرجع اعتقاد دارد اين جشنها بايد به صورتی متمدنانه و پيشرفته و بدور از صداهای ناهنجار و ترقه بازيها و موارد مشابه برگزار شود. او ميگويد: «نكتهای را بارها بدان اشاره كردهام و آن اين است كه ترقهبازي، نشانه عقبماندگی و وحشيگری است؛ زيرا كودكان را ميترساند و باعث هياهو و سروصدا ميشود. خداوند درباره صداهای ناهنجار ميفرمايد: «إنَّ أنكر الأصوات لصوت الحمير»(لقمان/19) كه شامل صدای راديو، تلويزيون، ترقهها و فشفشهها نيز ميشود. تعامل انسان با محيط و مردم و زندگی بايد متمدنانه باشد. شيوهها بايد متناسب با منافع مردم باشد. اين شيوه هرچه متناسبتر باشد انسان متمدنتر است. خواهش ميكنم همگان اين عادت مذموم را محكوم كنند. به كسانی كه مواد منفجره ميفروشند نصيحت ميكنم كه اين كار شما برای جامعه ضرر دارد. همه آن سودی كه از اين راه نصيب شما ميشود با خسارتهايی كه از كار شما متوجه جامعه ميشود برابر نيست.»[8]
علامه مرجع از اين هم فراتر ميرود و به ضروت قلع و قمع خرافات، دوری از آن و نرفتن به زير بار آن دعوت ميكند. معتقد است بايد با تمام راهها و وسايل به جنگ خرافات رفت و گام در راه درستی نهاد كه خداوند آن را برای مردم رسم كرده است و اين كار با به دوشگيری مسؤوليت و داشتن رويكرد الهی ميسّر است. ايشان ميگويد: «هيچ نص قرآنی يا نبوی در ارتباط با تعيين روز قيامت وجود ندارد؛ بلكه علم آن اختصاص به خداوند متعال دارد. روز قيامت از امور غيبی است كه هيچ كس ديگری از آن اطلاع ندارد. هزارههايی كه بر سر زبان مردم است، اختصاص به ولادت حضرت مسيح (ع) ندارد. هزارههايی در تاريخ يهود نيز وجود دارد. در تاريخ اسلامی نيز هزارههايی وجود دارد. ميليونها هزاره ديگر در اكتشافات علمی وجود دارند. كدام يك از اين هزارهها مورد نظر ماست؟ اينها چيزهايی عاميانه هستند و بعضيها خيال ميكنند كه متنی دينی هستند.
مردم نبايد تن به چالشهايی بسپارند كه هيچ مبنايی ندارند. بلكه همانگونه كه به پيشواز هزارههای اول و دوم رفتند، بايد با ايمان، خدانگری و مسؤوليت پذيری در برابر خداوند به پيشواز هزاره سوم نيز بروند. زيرا تمام زندگی عرصه مسؤوليت است و انسان در روز قيامت در ازای مسؤوليتهای خود بايد در برابر خداوند پاسخگو باشد.
خداوند ميفرمايد: «يا ايها الأنسان إنك كادح إلی ربك كدحاً فملاقيه»(انشقاق/6) و «فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره * و من يعمل مثقال ذرة شراً يره»(زلزله/7-8). در مقابل بغض، خشونت، ستم، حزن و اندوه، بايد زندگی را از محبّت، رحمت، عدالت و شادمانی معنوی سرشار سازيم. روز قيامت را خدا تعيين ميكند. ولی ما ميتوانيم زمين را به قيامتی انسانی و جديد تبديل كنيم كه در آن انسان از عقبماندگی به پيشرفت و از وحشيگری به انسانيت و از جهل به علم و دانش برسد. در هر مرحلهای از زمان، بايد انسانيت خود را بازآفرينی كنيم و به جای شرك ورزيدن، خدا را يگانه بدانيم، از وحدت هستی به سوی وحدت الهی برويم و از وحدت خالق به وحدت مخلوق در برابر خالق دست يابيم.
زندگی شيرين است و ما نبايد تحت تأثير شيطان، اين زيبايی را خدشهدار كنيم. شيطان ميكوشد كه زشتی انديشه، زشتی عاطفه و زشتی جامعه را در عقل و قلب و دنيای ما به وجود آورد.
در پايان در برابر سؤال مهم كی قيامت ميشود، پاسخ قرآن را ميخوانيم: «يسألونك عن الساعة أيّان مرساها * فيما أنت من ذكراها * إلی ربك منتهاها * انما انت منذر من يخشاها * كأنهم يوم يرونها لم يلبثوا إلا عشية أو ضحاها»(نازعات/42-46). پس آن ساعت ناگهانی است و قابل تعيين نيست.»[9]
[1] هفتهنامه الأمان، 23 رمضان 1422 ه .
[2] خطبه نماز جمعه 23 رمضان 1420 ه .
[3] خطبه نماز جمعه 19 ذيقعده 1424 ه .
[4] خطبه نماز جمعه 23 رمضان 1420 ه .
[9] روزنامه لبنانی النهار، تحقيق در هزاره سوم، گفتوگو با علامه مرجع آيت الله العظمی سيد محمد حسين فضل الله. تحويل سال ميلادی گذشته.