پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳ - 06 محرم 1436

پیامبران

مسلمانان جهان

علماء و أعلام

از منظر دیگران

اماکن اسلامی

مناجات و أدعية

أهل بیت (ع)

خدمات فرهنگی اجتماعی

مقالات

استفتاءات

تألیفات

اخبار

زندگی نامه

آخرین استفتاءات

 

شاخه بندی استفتاءات

 

در جاهايى مثل دانشگاه، ادارات و جمع هاى خانوادگى كه زنان و مردان با هم حضور دارند، ممكن است به خاطر زيبايى هاى معنوى و نه زيبايى هاى ظاهرى، مثل اخلاق و شخصيت و مواهب گوناگون ديگر ممكن است بعضى تحسين هايى را در پى داشته باشد و امكان دارد، بدون اينكه كوچكترين ميل غريزى در بين باشد، اين تحسين ممكن است اوج گرفته و حالت دو جانبه به خود بگيرد.
1 - اگر اين مسأله فقط در قالب احساس باقى بماند و به هيچ نوع رفتارى منتهى نشود حكم آن چيست؟
2 - اگر اين تحسين از محدوده احساس فراتر رود و به رفتارى محدود چون رد و بدل شدن سخن و يا نامه - براى ابراز احساسات درونى دو طرف - بينجامد، چه حكمى دارد؟

در اين گونه موارد اگر تحسين هاى دو جانبه بدور از هرگونه ميل غريزى، به خاطر كمالات عقلى و معنوى و فرهنگى موجود در درون شخص - چه به صورت احساسات درونى يا سخن يا نامه حاكى از تحسين و احساس درونى - صورت گيرد، مشكل شرعى ندارد البته به شرطى كه به انحراف عملى غيرمشروع نينجامد.


◊اختلاط )زن و مرد(

در يكى از مراكز آموزشى به عنوان مسؤول رسيدگى به امور دانشجويان كار مى كنم و مسؤوليتم اقتضا مى كند كه با جوانان و اساتيد سروكار داشته باشم، هر چند كه همواره سعى دارم خيلى زياد مواظب رفتار خود باشم. ولى مشكل كار من برگزارى اردو براى دانشجويان و همراه شدن با ايشان در اتوبوس است. آنها در طول مسافرت نوار ترانه ار آن هم با صدايى خيلى بلند روشن مى كنند و خودشان با نوار هم خوانى مى نمايند. من در مسابقات فرهنگى با دانشجويان مشاركت مىورزم و هنگام بيان برخى لطيفه ها مجبور هستم به روى دختران يا پسران لبخند بزنم.
قابل تذكر اين كه پيش از اين كه مشغول به اين كار شوم دچار افسردگى بودم ولى خدا را شكر، اكنون گرفتار اين حالت نيستم. با توجه به شرايط دشوار كشورم اگر شغل خود را تغيير دهم، بدست آوردن كار ديگرى خيلى دشوار است. سؤالم اين است:
آيا وقتى جوانان مشكلاتشان را با من در ميان مى گذارند آيا جايز است كه با آنان حرف بزنم؟ البته من هميشه در دفتر كار خود را باز مى گذارم تا خلوتى ]كه حرام است[ پيش نيايد.

صحبت كردن با آنان به صورت عادى، مثل انسانى كه انسان ديگر را مخاطب قرار مى دهد نه مثل زنى كه با مردى صحبت مى كند كه حالت تحريك كننده اى نداشته باشد جايز است.


آيا جايز است كه زن براى شوهر خود برقصد؟ آيا رقصيدن زن در برابر زنان ديگر جايز است؟

رقصيدن زن در برابر شوهر و ساير زنان جايز است. در مورد دوّم، رقصيدن نبايد به صورت عريان صورت گيرد كه باعث تحريك شهوت هاى حرام يا ضعيف كردن مناعت اخلاقى و معنوى مى شود.


◊آيا موى مصنوعى حجاب است؟

27 - آيا موى مصنوعى كه موى اصلى را بپوشاند حكم پوشش شرعى مو را دارد؟

موى مصنوعى ممكن است دو عنوان داشته باشد. يكى پوشاندن موى اصلى است كه از اين نظر حرمتى ندارد. زيرا هدف پوشاندن موى اصلى است و موى اصلى نيز با موى مصنوعى پوشانده شده است. اما عنوان دوم آن زينت و خودآرايى و تحريك است كه از اين ناحيه حرام مى باشد. در اين صورت زن اگر چه از نظر مادى، محجبه مى باشد وى از نظر معنوى محجبه نمى باشد زيرا منظور از حجاب مادّى تأمين حجاب معنوى است.
اما براى زنانى كه قوانين رسمى آنان را مجبور به ترك حجاب مى كند، ممكن است موى مصنوى شرعاً حلال باشد. در بعضى از كشور ظالم و كافر اتفاق افتاده است كه دختران دانشجو را مجبور كرده اند از حجاب استفاده نكنند. در اين صورت كه ممكن است گرفتار محروميت از تحصيل يا محروميت از مسائل حياتى شوند يا دشوارى هاى بغرنجى برايشان پيش آيد استفاده از موى مصنوعى برايشان جايز است. در اين حالت استفاده از موى مصنوعى براى رهايى از دشوارى و پرهيز از نماياندن موى اصلى است كه نماياندن آن جايز نمى باشد. بنابراين آشكار ساختن زينت در اين حالت براى رفع سختى شديد جايز است.


آيا براى زن جايز است كه با استفاده از موى مصنوعى موى سر خود را از ديد بيگانگان پوشيده دارد؟

از جهت پوشانندگى اين كار جايز است ولى ممكن است به عنوان ثانوى مثل آشكار كردن زينت يا خودآرايى حرام شود. پس جز در موارد اضطرارى يا سختى شديد يا ضرر اين كار حرام است.


آيا مرد مى تواند در آنِ واحد با اعتقاد به اين كه اين كار لذت بيشترى دارد، با همسران خود آميزش كند؟

اين كار به خودى خود حرام نيست ولى بعضى از علما در حرمت نگاه كردن زن به عورت زن ديگر، احتياطاتى دارند. در اين صورت طبق نظر اين دسته از علما اگر آميزش همزمان، مستلزم نگاه كردن زن به عورت ديگرى باشد اين كار جايز نيست. به نظر ما جواز نگاه كردن زن به عورت زن ديگر در حالت هاى اضطرارى مثل شهادت دادن، وارسى زنانگى، بستن لوله ها و... شامل اين مورد نمى شود. پس اگر آميزش همزمان مستلزم نگاه كردن زن به عورت ديگرى باشد بايد در اين كار جانب احتياط را رعايت كرد.
ما حتى در اصل مشروعيت چنين عملى احتياط مى كنيم; زيرا مبانى شرعى اين كار را نمى پذيرد. پس فرد مؤمن بايد در اين زمينه احتياط كند و از آن اجتناب بورزد.


◊تغيير جنسيت

گفته مى شود كه شما تغيير جنسيت را جايز مى دانيد. آيا مى توانيم با جزئيات نظر شما آشنا شويم؟ دلايل و مبانى فقهى كه در اين نظر بدانها استناد كرده ايد كدامند؟

اين موضوع چند حالت دارد.
يكى حالتى است كه در اين اواخر و به ويژه در جوامع غربى رواج يافته است; يعنى روى آلت تناسى مرد عمل جراحى انجام مى دهند و در آلت او سوراخى به عنوان «فرج» ايجاد مى كنند و سپس هرمون هاى زنانه به فرد تزريق مى كنند تا نشانه هاى زنانه در آن آشكار شود. در اين صورت مرد حالت مردانگى خود را از دست نمى دهد بلكه حالت او شبيه فرد خنثى است كه فقط آلت تناسلى مردانه خود را از دست داده است و بعضى علائم زنانه مثل نازك شدن صدا و بزرگ شدن پستان ها و از بين رفتن موى صورت و مانند آن در آن بروز كرده است. طبيعى است كه عمل جراحى چيزى را تغيير نداده است و به چنين فردى اين اجازه را نمى دهد كه به عنوان يك زن با مردان ديگر رابطه جنسى برقرار كند; زيرا چنين رابطه اى رابطه مرد با مرد خواهد بود و از نظر احكام شرعى، او حكم را دارد و به زن تبديل نشده است. اين عمل جراحى نوعى حيله سنجى براى توجيه عمل لواط منحرفين جنسى است. زيرا لواط هنوز هم در بيشتر جوامع بشرى عملى منفور است و باعث طرد و تحقير لواط گر مى شود.
حرمت اين عمل جراحى بعيد نيست; زيرا باعث وارد شدن زيان به بدن مى شود و بدون هيچ گونه مصلحتى آلت مردانگى قطع مى شود. در اين صورت قطع آلت مردانگى در دايره حرمت زيان زدن به بدن قرار مى گيرد، خصوصاً اگر اين زيان قابل توجه باشد.
يكى ديگر از حالت هاى ديگر تغيير جنسيت، تبديل مرد خنثى به زن است. اين حالت نيز رواج و شيوع يافته است و ديگر حالت هايى تاكنون براى ما ثابت نشده اند. شايد روزى علم به اندازه اى از پيشرفت برسد كه بتواند زن را به مرد - با همه ويژگى هاى آن مثل داشتن آلت تناسلى مردانه - تبديل كند و او بتواند مثل ساير مردان قادر به انجام عمل جنسى شود و تمام ويژگى هاى ظاهرى مردانه در او پديد بيايد يا اينكه مرد به صورت كامل به زن تبديل شود و صاحب دستگاههاى تناسلى زنانه گردد. يعنى از نظر پزشكى كاملا شبيه زنان ديگر شود، آلت تناسلى زنانه داشته باشد و بتواند آميزش جنسى انجام دهد و هنگام نزديكى با مرد همان احساسات زنان معمولى به او دست دهد. به نحوى كه از اين نظر هيچ تفاوتى بين او و ساير زنان ديگر وجود نداشته باشد البته به جز برخى صفات فرعى مثلا رحم نداشته باشد و يا اينكه حامله نشود. اينها از جمله صفاتى است كه زنان عادى واجد آنها هستند. بدين ترتيب از نظر ويژگى هاى بيرونى و آميزش جنسى او به يك زن عادى تبديل شده است.
در موارد ياد شده، دليل يا متن شرعى نداريم كه به حرمت آنها حكم كنيم و تا زمانى كه دليلى براى تحريم تغيير جنسيت - به عنوان اولى - وجود نداشته باشد اصولا مانعى براى تغيير جنسيت و انجام عمليات جراحى در اين مورد وجود ندارد.
در صورتى كه اين معنا تحقق پيدا كند، همه آثار مترتب بر حالت جديد، شامل حال فرد مى شود. اگر فرد زن شده باشد، مجاز است كه ازدواج كند، حامله شود و بزايد و تمام احكام و اعمال يك زن شامل حال او مى شود چرا كه او حقيقتاً زن شده است. اگر موضوع فرق كند، طبيعى است كه وضعيت جديد احكام جديد خاص خود را بگيرد.
اما درباره حلال دانستن و جايز دانستن اين عمل بايد بگوئيم كه تها ما اين نظر را نداريم. زيرا امام خمينى(قدس سره) تغيير جنسيت را جايز مى داند و همان گونه كه در كتاب منية السائل آمده است آقاى خويى(رحمة الله) نيز قائل به جواز هستند. علت اين است كه دليلى بر حرمت اين عمل وجود ندارد و مى دانيم در جايى كه بين حرمت و حليت شك و ترديد وجود دارد، اصل بر حليت است.
بعضى از كسانى كه تغيير جنسيت را حرام مى دانند به آيه شريفه «و لآمرنهم فليغرن خلق الله»(نساء/119) استدلال مى كنند و تغيير جنسيت را تغيير دادن آفرينش الهى به حساب مى آوردند.
ما مى گوييم: منظور از آفريده الهى در اينجا انسان نيست; زيرا واژه «خلق الله» واژه عامى است كه همه آفريده هاى الهى را شامل مى شود. اگر به نظر اين علما پاى بند باشيم بايد درختان، گياهان، زمينِ، كوهها و نهرهاو... را به حال خودشان وابگذاريم. روشن است كه هيچ كس به اين نظر پاى بندى ندارد. اگر همه اين موارد را از شمول آيه استثنا كنيم، تخصيص اكثر پيش مى آيد كه از نظر عقلا ناپسند است. خوب است اشاره شود كه بيشتر علما تغيير جنسيت و عملهاى زيبايى را جايز مى دانند.
پس منظور از خلق الله چيست؟
در پاسخ بايد گفت: آيه ديگرى وجود دارد كه به معناى خلق الله اشاره دارد: «فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيّم»(روم/30) پس منظور از خلق الله همان فطرت است. زيرا انسان بر فطرت آفريده شده است كه همان توحيد است. بعضى ها هستند كه فطرت انسان را تغيير مى دهند و او را از توحيد به شرك انتقال مى دهند. طبيعى است كه اين كار با نقش شيطان تناسب و هماهنگى دارد كه انسان را از خداوند و وحدانيت دور مى سازد. لذا «فلآمرنهم فليغيّرن خلق الله» به معناى تغيير دادن فطرت است. در بعضى از احاديث نيز آمده است كه منظور از خلق الله همان فطرت است و بديهى است كه نقش اساسى شيطان با امورى چون مسائل جسمى و پزشكى و نظاير آن هماهنگى و ارتباطى ندارد.
اما اضرار به نفس وقتى حرام است كه مصلحتى هم سنگ ضرر وجود نداشته باشد. طبيعى است مردى كه سعى دارد خود را به زن تبديل كند بايد دشوارى هاى عمل تغيير جنسيت به زن را تحمّل كند. بايد مصلحتى فراتر از زيانهاى جزئى عمل جراحى وجود داشته باشد. ولى غير از مورد فرد خنثى، باقى مواردى كه ذكر گرديده كاملا فرضى دارند.


◊زينت كردن زن

آيا پوشيدن انگشترى يا دست بندى كه توجه ديگران را جلب نمى كند، جايز است؟

از آيه شريفه «ولا يبدين زينتهنَّ إلا ما ظهر منها»(نور/21) اين طور استفاده مى كنيم كه استفاده از زيور آلات در اعضاى ظاهرى بدن جايز است. يعنى براى زن جايز است كه از انگشترى و مانند آن استفاده كند، البته به شرطى كه تحريك كننده نباشد.


◊ورود فرد جنب به مكان هاى مقدس

فقها به حرمت ورود و توقف فرد جنب در مسجد فتوا داده اند. آيا اين حكم شامل بقعه هاى ائمه معصومين(ع) يا امامزادگان و اصحاب آنها(رضوان الله عليهم) نيز مى شود؟

ظاهراً ورود جنب به مكانهاى مقدس شامل قبور پيامبران، ائمه و فرزندان و اصحاب آنها حرمت ندارد. ولى احتياط مستحب خوددارى جنب از ورود به بقعه هاى پيامبران و ائمه(ع) است.


◊عقود و شكل لفظ

آيا در عقد، شرط لازم است؟ يا اينكه نوشتن و امضا كردن كه امروزه رواج دارد به جاى لفظ مجاز است؟

انشاء عقد به وسيله لفظ يا نوشتن يا عمل اشكالى ندارد، به شرط اين كه اينها از نظر عرف وسيله ايجاد عقد تلقى گردند. يعنى مسأله عقد به صورت لفظى يا فعلى يا نوشتنى تابع جنبه شخصى در انتخاب لفظ يا فعل نيست بلكه لفظ و فعل و نوشتن بايد مصداقى براى عنوان معامله باشد. به نحوى كه عرف بپذيرد كه با اينها معامله صورت گرفته است. مثلا بگويند: فلانى ازدواج كرد يا فلانى فروخت يا فلانى خريدارى كرد در عقد، لفظ خاصّى شرط نيست مگر در موضع ازدواج كه احتياط در آن خوب است. انسان بايد لفظى را به كار ببرد كه از نظر فقها، ازدواج به صورت يقينى حاصل شده باشد.




تقلید

طهارت

خانواده

هجرت

مطبوعات

بازار

روابط

پزشکی

هنر

مسائل جنسی

ادبیات

انتخابات

ورزش

شعائر

اعتقادات

حج

1400 پرسش و پاسخ

خمس، زکات و سایر حقوق شرعی

معاملات



آدرس :ایران، قم، 45 متری عماریاسر، کوچه 5، پلاک 17 - كد پستي:3715713776 و يا صندوق پستي: 3466 - 37185

تلفن:37712316- 37727782- 982537723382+ / فاكس: 982537711893+

پست الكترونيكي: info@bayynat.ir