دوشنبه ۰۱ دي ۱۳۹۳ - 01 ربیع الاول 1436

پیامبران

مسلمانان جهان

علماء و أعلام

از منظر دیگران

اماکن اسلامی

مناجات و أدعية

أهل بیت (ع)

خدمات فرهنگی اجتماعی

مقالات

استفتاءات

تألیفات

اخبار

زندگی نامه

شاخه بندی استفتاءات

 

◊حدود شرعی تنبیه کودک

حدود شرعی زدن کودک برای تربیت و تأدیب وی چیست؟ اگر خانواده از این حد مجاز فراتر رود و خشونت بیشتری به خرج دهد، چه پیامدهایی در پی دارد؟

اسلام کودک را امانتی برای والدین به شمار می آورد. وقتی که به پدر ولایت داده شده است، این ولایت به این معنا نیست که پدر به صورت مطلق بر فرزند خود ولایت دارد و آزاد است که هر گونه که می خواهد با او رفتار نماید. بلکه رفتار پدر باید بر حسب مصلحت کودک باشد. پدر نباید به گونه ای رفتار نماید که به ضرر کودک باشد و یا در زندگی او فسادی را به وجود آورد. بنابراین وظیفه پدر این است که به نحوی کودک خود را تربیت نماید و از همه ابزارهای لازم استفاده نماید تا این که او در علم و دین و رفتار خود با مردم، به انسانی متدین و خوب و صالح از نظر اخلاقی تبدیل شود. تا زمانی که ابزارهای کافی برای رسیدن به این هدف تربیتی وجود دارد، برای پدر جایز نیست که او را زیر فشار بگیرد.
اما اگر تربیت متوقف بر زدن باشد، برای پدر جایز است که به منظور تربیت او را بزند. یعنی این که زدن یکی از ابزارهای اعمال فشار روانی و بدنی باشد. ولی به این شرط که در زدن خود ظالمانه رفتار ننماید. دین برای زدن شرطی گذاشته است و آن این که به سرخی پوست منجر نشود. اگر پوست بدن سرخ شود، پدر گنهکار است و باید دیه بدهد. (مقدار دیه هم به مقدار اثر گذاری زدن بر پوست بستگی دارد. اگر صورت سیاه شود دیه اش سه لیره طلای ترک است. در این روزها ارزش یک لیره طلای ترک 80-85 دلار آمریکایی است. اما نمی توان برای آن ارزش دائمی تعیین نمود. زیرا قیمت طلا در نوسان است. اگر پوست کبود شود، دیه اش یک و نیم لیره طلای ترک است. اگر سرخ شود، دیه اش سه چهارم لیره است. اما اگر این رنگها در سایر نقاط بدن باشد، دیه اش نصف می شود.)
ولی اگر پای مسائل مهمی در میان باشد و به حمایت از کودک در برابر خطرهای مهم احتمالی ارتباط داشته باشد، و این کار جز با زدن امکان پذیر نباشد، در این حالت خاص زدن جایز است. اما پدر باید در تعیین حالت خطرناک که به او اجازه می دهد از حد طبیعی فراتر رود، دقت و احتیاط کافی به خرج دهد تا این که امر بر او مشتبه نشود. در این صورت او به هوای صواب ممکن است در خطا بیفتد و برای کسب حلال ممکن است در حرام واقع شود.


* كسانى معتقدند كه سامان دادن به منزل و تربيت فرزندان و آماده سازى غذا شرط ضمنى عقد ازدواج است كه بايد زن به آن ملتزم باشد و درست نيست كه گفته شود زن تنها در مورد حق خاص (جنسى) شوهرش در برابر او مكلف است. نظر شما چيست؟

* اين امر همان گونه كه استاد ما حضرت آقاى خويى(قدس سره)( المسائل الشرعيه، ج2، ص173.) تأكيد داشته، شرط ضمنى نيست. زيرا عرف عام اين است كه زن به صورت داوطلبانه و تبرعى به اين كارها اقدام مى كند، زيرا زن احساس نمى كند كه همانند يك كارگر در مقابل كارفرما داراى الزام ناشى از شرط است.

واقعيت اين است كه زن از باب اخلاقى و ايثار و خدمت و مراعات نسبت به شوهرش اين كارها را انجام مى دهد، همان گونه كه مرد هم همين گونه بسيارى از خدمت هاى خارج از حدود الزامى را نسبت به همسرش روا مى دارد.

آرى، اگر قراين ويژه، شروط و يا صحبت هاى پيش از عقد بر اين اساس بود و عقد هم مبتنى بر تفاهم بين آن دو بود و يا عرف خاص بر آن دلالت كرد به گونه اى كه از صيغه عقد مفهوم الزام فهميده شود اين سخن درست است. مثلا وقتى كه زن مى گويد: «زوّجتك نفسى» و يا وكيل مى گويد: «زوجتك موكلتى» چنان باشد كه گويى گفته است: به شرط اين كه ]زن[ به همه كارهايى كه يك زن در منزل انجام مى دهد، ملتزم باشد.

آيه اى درباره وجوب پرداخت مزد به مادر شيرده نازل شده كه چنين است: (فان ارضعن لكم فاتوهنّ و اتمروا بينكم بمعروف) «و اگر براى شما ]بچه[ شير مى دهند مزدشان را به ايشان بدهيد و به شايستگى ميان خود به مشورت بپردازيد».( سوره طلاق، آيه6.) از اين آيه فهميده مى شود كه از نظر اسلام، شير دادن شرط ضمنى ازدواج نيست كه زن به آن ملزم باشد وگرنه زن حق نداشت از شير دادن سرباز زند. با اين حال مسأله شيردادن مادر به بچه، از مسايل عرفى تاريخى است كه در همه جوامع در رابطه مادر و فرزند وجود داشته و دارد. از اين رو ما معتقديم اين كارها كه زن به آن اقدام مى كند، شرط ضمن عقد نيست. زيرا آنچه كه در واقع جريان دارد اين است كه زن نه از روى التزام قراردادى بلكه از روى التزام داوطلبانه انسانى بچه اش را شير مى دهد.( يعنى اين كه واقعيت موجود در جوامع ما اين است كه زن هنگامى كه بچه اش را شير مى دهد مانند كارگرى نيست كه به فكر اجرت مالى آن باشد، بلكه نيت تبرع دارد.)


* چه زمانى طفل، مميز مى شود؟ و حد و مرزهايى كه بايد يك طفل مميز رعايت كند چيست؟

* طفل مميز كسى است كه به درجه اى از آگاهى ذهنى و استعداد بدنى رسيده باشد كه بُعد جنسى شخصيت انسان را درك كند و تحت تأثير صحنه ها يا موقعيت هاى مربوط به جنس مخالف قرار گيرد و آمادگى غريزى (جنسى) در او پيدا شود. شايد نزديك ترين تعريف به طفل مميز همين باشد. درباره طفل مميز، برخى احكام هست كه جنبه اثباتى دارد مانند اين كه عبادات او داراى وجاهت شرعى است، چنان كه علما مى گويند عبادات او مانند نماز و روزه و حج صحيح است. برخى از معاملاتش اگر به شيوه متعارف صورت گيرد به صورت مستقل، معتبر است و...

برخى از احكام هم به صورت سلبى است مثلا نظر و لمس چون از مقررات مربوط به بلوغ است و بنابر ادله: طفل تا قبل از احتلام تكليف ندارد، براى طفل مميز جايز است به زن نامحرم بدون حجاب نگاه كند و با او مصافحه نمايد. اين از جهت ادله عامى است كه در اين مورد وجود دارد.

اما برخى فقها معتقدند كه ذوق شرعى مقتضى دورسازى انسان از همه موقعيت هاى انحراف و از قرار گرفتن در معرض انگيزش شهوت است. هرچند اين انسان، كودك باشد. حتى برخى فقها معتقدند كه حساسيت اين مسأله نسبت به طفل بيشتر از بزرگسالان است. زيرا نگاه به زن بى حجاب و يا تماس با او گاه احساسات جنسى او را به شكل پيچيده اى برمى انگيزد و تأثيرات بدى بر حياتش به جاى مى گذارد. اين فقها در اين مسأله از اين آيه الهام مى گيرند كه: (او الطفل الذين لم يظهروا على عورات النساء) «يا كودكانى كه به عورت هاى نساء وقوف حاصل نكرده اند.»( سوره نور، آيه 31.) تحت تأثير اين آيه است كه فقها در اين مسأله نسبت به كودكانى كه به عورت هاى زنان وقوف حاصل كرده اند - كه اين خود كنايه از آگاهى به جنس مؤنث است - احتياط مى كنند و ما هم به اين احتياط مايليم هرچند فتوا بدان نداده ايم.


* به سبب كارهاى خلاف شرع پدرم طاقت ماندن در خانه را ندارم. آيا مى توانم به منزل يكى از نزديكان و دوستان كه وضع مرا درك مى كند نقل مكان كنم؟

* ما جوانان را تشويق نمى كنيم كه به مجرد انحراف پدر يا مادر، از آنان جدا شوند. زير اين كار با معاشرت نيكو كه شامل پدر و مادر كافر و فاسق و گمراه هم مى شود منافات دارد. خداوند تعالى در قرآن كريم به انسان چنين دستور مى دهد: (و ان جاهداك على ان تشرك بى ماليس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنيا معروفاً) «و اگر تو را وادارند تا درباره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى، از آنان فرمان مبر، و]لى[ در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن»( سوره لقمان، آيه 15.) در اين جا سخن از پدر و مادر مشرك است، با اين حساب وظيفه تو در برابر پدر مسلمان فاسق چه خواهد بود؟ خداوند از فرزندان خواسته است تا با پدران كافر و گمراه و فاسق خود به نيكى معاشرت كنند و با آنان زندگى كنند و مدارا نمايند و بال هاى خضوع خود را به مهربانى بر آنان بگسترند و براى هدايتشان دعا و تلاش كنند و با آنان مهربان باشند. اما اگر همزيستى فرزند با پدر يا مادر گمراه و كافر سبب تأثير منفى بر فرزند و انحراف او شود و راه گريزى از انحراف برايش نباشد و در اين فضا تعهد دينى اش را حفظ كند، در چنين حالتى چه بسا جايز است، خانه را ترك كند و بلكه گاه واجب است از پدر و مادرش دورى گزيند و به جايى برود كه بتواند بدون هيچ فشار و خطرى، به تعهدات دينى اش پاى بند باشد.


* آيا دختر بالغ رشيد مى تواند در صورت مخالفت خانواده اش با كسى كه مايل به ازدواج اوست فرار كند؟

* سفارش من به دختران شرقى اين است كه هرچند برخى از فتاوا نيازى به اذن پدر در امر ازدواج دختر نمى بينند بدون رضايت خانواده و به ويژه پدر، ازدواج نكنند. زيرا چنين ازدواجى زندگى او و شوهر آينده اش را به هم مى زند و به مشكلات خانوادگى و زناشويى فراوانى مى انجامد و ازدواج را به سمت ناآرامى سوق مى دهد، در حالى كه حكمت ازدواج ايجاد آرامش روانى - جسمى و اجتماعى است.

اما اگر پدر و مادر بر دختر سخت بگيرند و ازدواج با فرد هم شأن او را نپذيرند، و قصدشان اين باشد كه دختر هم چنان در خدمتشان باشد و يا فرد ديگرى را به دلخواه خود براى او در نظر گرفته باشند و او را برخلاف رغبت و خواستش به ازدواج با آن شخص مجبور كنند و يا اين كه تحت تأثير افكار خرافه آلودى مانند ازدواج دختر عمو و پسر عمو و دختر خاله و پسر خاله و... باشند و مصلحت دختر و پسرشان را در نظر نگيرند و زندگى چنان برآنان سخت شود كه هيچ راهى براى خروج از اين فضاى تنگ و حصار خانوادگى نداشته باشند و چاره كار در ازدواج بدون رضايت خانواده باشد، مانعى از چنين ازدواجى نيست.

در اين جا به تناسب بحث، به خانواده ها نصيحت مى كنم كه بايد بدانند دختر و پسرشان كه در كنار پدر و مادر زندگى مى كنند قطعاتى از اثاث منزل نيستند تا اشيايى جامد و خالى از احساس باشند، بلكه خواسته ها و آروزهاى خود را دارند، درست همان گونه كه پدر و مادرشان در دوران نوجوانى و جوانى خواسته ها و آرزوهايى داشتند. از پدران و مادران مى خواهم تا احساسات خود را در برابر فشارهاى پدر و مادر خود به ياد بياورند و به احساسات پسر يا دختر جوانى كه داراى آرزوهايى مشخصى است، برگردند. پدران و مادران بايد به فرزندان خود در جهت نيل به خواسته هايشان كمك كنند تا زندگى اى طبيعى و سرشار از آرامش و اطمينان داشته باشند. پدر كه نمى خواهد ازدواج كند تا صفات دختر طبق سليقه او باشد. مادر هم نمى خواهد ازدواج كند تا صفات پسر مطابق خواست او باشد. جوان مى خواهد ازدواج كند. پس بايد صفات همسر آينده اش خواسته و سليقه او را برآورد زيرا اوست كه مى خواهد زندگى كند و بار زندگى اش را به دوش كشد.

بنابراين وارد كردن هر فشار سختى به پسر و دختر در همسرگزينى، كارى غيرانسانى و دور از مهربانى و دلسوزى است. يكى از حقوق فرزندان - دختر يا پسر - بر پدر و مادر اين است كه به نظرهايشان توجه كنند و با آنان بحث كنند و بكوشند تا در موردى كه مصلحت فرزندشان را در چيزى يافتند او را اقناع كنند و اگر تمام كوشش خود را به كار بردند و نتوانستند او را اقناع كنند و دختر يا پسرشان فكر مى كنند سعادتشان در همان چيزى است كه خود برگزيده اند در چنين شرايطى، پدر و مادر بايد مجال تجربه را به فرزندشان بدهند تا او خود مسووليت آينده اش را بر دوش بكشد. در روند تجربه هم پدر و مادر بايد مراقب فرزندشان باشند. زيرا درست نيست كه پدر و مادر در صورت شكست تجربه فرزندشان به او گل بزنند و بر سرش بكوبند، چنان كه برخى پدران و مادران به دختر يا پسرشان مى گويند: اگر از ما سرپيچى كردى ما از تو بيزار مى شويم و مسووليت تو را قبول نخواهيم كرد.

ما بايد فرزندانمان را وادار به تجربه كنيم حتى اگر با نپذيرفتن نظر ما اين تجربه به شكست بيانجامد. در صورت شكست هم بايد به آنان كمك كنيم تا با كمترين خسارت از آن وضعيت خارج شوند. قصه زندگى هم همين است. از پدران و مادران مى خواهم تا اين نكته را درك كنند كه فرزندانشان هرچند در آغاز پيدايش جزئى از آنان بوده اند، اما در ادامه زندگى جزيى از وجود آنان نيستند. آنان شخصيت انسانى و افكار و آرزوهاى ديگرى دارند و پدر و مادر حق ندارند در اين ابعاد به آنان ستم روا دارند.


* آيا معلم يا مدير مدرسه مى تواند در تربيت دانش آموزان روش زدن را به كار گيرد؟

* اگر پدر، يا ولى شرعى طفل چنين اجازه اى به معلم داده باشد به اين ترتيب كه بدانند پيش گيرى از اين كار در برخى شرايط ناممكن است، معلم مجاز است پس از به كارگيرى همه ابزارهاى سالم - اگر چنين تعبيرى درست باشد - در صورتى كه كار به جايى برسد كه مقتضى زدن باشد، با رعايت حدود شرعى به اين كار اقدام كند.


* آيا مرد مى تواند به بهانه اين كه همسرش با زدن فرزندانش آنان را درست ادب نمى آموزد، او را از اين كار بازدارد؟

* زن حق ندارد بدون اجازه شوهرش براى تأديب فرزندانش آنان را كتك بزند. اما زدن غير تأديبـى هم براى مرد و هم براى زن حرام است. زدن جهت تأديب هم بايد با اذن پدر و يا ولى شرعى طفل باشد.


* در چه شرايطى زدن فرزند براى تربيت و تأديب اجازه داده شده است؟ در صورت تجاوز پدر و مادر از اين حدّ و اعمال خشونت، تكليفشان چيست؟

* اسلام كودك را امانتى در نزد پدر و مادر مى داند. اگر براى پدر حق ولايت قرار داده است، اين ولايت به معناى مسلط كردن مطلق پدر بر فرزند نيست. به گونه اى كه پدر هرگونه كه خواست طبق سليقه اش با او رفتار كند. بلكه بر او لازم است تا به صلاح فرزند عمل كند و حق ندارد هيچ گونه رفتار زيان بار يا مفسده آميز نسبت به او داشته باشد. پدر وظيفه دارد تا فرزندش را تربيت كند و تمام ابزارهايى را كه در متدين شدن و آراسته شدن او به اخلاق صالح و دانش و رفتار درست با ديگران مؤثر است به كار گيرد. پدر حق ندارد تا زمانى كه ابزارهاى تربيتى ديگر به قدر كافى وجود دارد دست به شيوه خشونت و اعمال فشار بزند. اما اگر تربيت مستلزم زدن بود، جايز است به شيوه اى تربيتى او را بزند. يعنى اين كه زدن ابزارى براى فشار روانى و بدنى باشد. در اين كار هم نبايد زياده روى و بى رحمى كرد. شرع مقدس براى زدن حدّى قرار داده است و آن حد اين است كه زدن به گونه اى نباشد كه بدن قرمز شود. اگر چنين شد، پدر گناهكار است و پرداخت ديه هم بر او واجب است. اما در جايى كه خطر بزرگى فرزند را تهديد مى كند و جز زدن سخت هيچ راهى براى بازداشتن او وجود نداشته باشد، براى حفاظت از او در مقابل خطر براى پدر جايز است كه به سختى او را بزند. البته در چنين شرايطى، پدر بايد نهايت دقت را به خرج دهد و مطمئن شود كه كار به مرحله چنين خطرى رسيده است كه در اين صورت مى تواند به طور غيرطبيعى او را تنبيه كند. پدر بايد مواظب باشد تا مبادا امر بر او مشتبه شود و در جايى كه نيت صواب دارد در خطا بيفتد و يا آن جا كه فكر مى كند كار حلالى را انجام مى دهد به حرام بيفتد.




اطاعت از پدر و مادر

زينت زن

رقص و موسيقى

روابط خانوادگى

تنبيه بدنى كودك

زدن زن

اجابت خواسته هاى زن.

سررشته زندگى

چند شوهرى براى زنان



آدرس :ایران، قم، 45 متری عماریاسر، کوچه 5، پلاک 17 - كد پستي:3715713776 و يا صندوق پستي: 3466 - 37185

تلفن:37712316- 37727782- 982537723382+ / فاكس: 982537711893+

پست الكترونيكي: info@bayynat.ir