با اينكه اطلاعات در مورد تعداد واقعى سيكها در دنيا ضدونقيض است، اما به طور قطع مىدانيمكه حداقل 15 ميليون و حداكثر 20 مليون نفر هستند، و نزديك به 80 در صد آنها در پنجابزندگى مىكنند. رابطه سيكها و انگلستان تا پايان جنگ جهانى اول خوب بود؛ تا اينكه، سيكها بهجنبش آزادى بخش مهاتما گاندى كه انگليسىها را از هند بيرون راند، پيوستند.
عقيده سيكها بر بزرگ و مقدس داشتن خدا كه خدايى غير مشخص و مبهم است مبتنى مىباشد،تا از شائبه هرگونه بتپرستى دور و منزه باشد؛ خداوندى كه در اصل آفريننده هستى است و اينآفرينش مستند به قدرت خدايى است ، كه هستى را از حالتى بدون كيفيت به حالتى با كيفيتهاىمختلف تبديل كرد. بنابر اين در نظر يك سيك اعتقاد مسلمانان به وحدانيت خداوند با اعتقادهندوها به ويشنو، خداى خير، تفاوتى ندارد. به عقيده هندوها آفرينش هستى ضرورى است؛ تاقدرت خداوند متعال آشكار گردد و آنگونه كه Delaroute در كتابش Les Sikhs آورده است:
زمانى بود كه در آن نه آسمانى بود و نه زمينى، نه روزى، نه شبى و نه خورشيدى. و آفريد كار در انديشهاى ژرف بود و غير او موجودى نبود. [تا اينكه] هستى با ارادهاى الهى وجود پيدا كرد.هنگامى كه خداوند ارادهاش را قطعى ساخت، هستى موجود و پديدار شد. خداوند هستى را باقسمتهاى جوهرى و عناصر اصلى و همچنين با عناصر واسطه و ثانويش آفريد. خداوند مطلق ازدريچه آفريدههايش بروز پيدا كرد و پرده از ذات و قدرتش برداشت.
هر چند سيكها جايگاه ويژهاى براى گورو قائل شدهاند اما اين سبب نشده است كه به او صفتالوهيت بدهند. چراكه تنزيه آفريدگار اساس عقيده آنان است. در كتاب مقدشان «آدى گرانت»آمده است: جز يك خدا خدايى نيست، و چيزى مثل و شبيه او نيست. گورو نيز وجود دارد و اومعلم كل است. ثانيهها، دقيقهها، ساعتها، روزها و فصلها همگى نتيجهاى هستنداز همان منشأ يكتا و اين همان منبعى است، كه خورشيد را آفريد، و هر آفريدهاى نشأت گرفته از خداوند است.
به عقيده سيكها انسان براى رسيدن به اين رهايى نيازمند گورو است. گورو در نزد ايشان معصوماست. در كتاب آدى گرانت كه منسوب به گوروى پنجم «ارجان» است مطالبى صريحاً در اين موردآمده است. قسمتى از آن چنين است: «بشرى كه مىشناسيم همگى خطاكارند. تنها گوروىحقيقى است كه خطا نمىكند. اوست پرهيزكار حقيقى به تمام معنا است و اين صفت تنها به اومىبرازد.»
وضع امروزى سيكها با وضع سابقشان، به ويژه پس از گورو گوبيندسينگ، بسيار فرق دارد. اينكاعتقاد آنان طبق گفته سحمرانى در اين خلاصه مىشود: «انسان نمىتواندبه تنهايى رهايى پيداكند و در اين راه به گورو نياز دارد؛ و امروزه گوروى آنان كتاب مقدسشان آدى گرانت است كه هميشه در معابد آنان «گوردوارا» موجود است اين كتاب در 1430 صفحه نوشته شده است، كهسرودههايى از بزرگان سيك و غير سيك بويژه بزرگان تصوف اسلامى را در بردارد. آدى گرانتيك كتاب دينى سنتى نيست بلكه گزيدههايى است در غالب آوازها و سرودها كه موسيقى آنبامراسم دينى آنان تناسب دارد.» ايشان كتاب ديگرى به نام «داسام گرانت» دارند، كه مجموعهمتنهاى منسوب به گوروى دهم است اما اين كتاب قداست آدى گرانت را ندارد.
كتاب مقدس و اصلى آدى گرانت است كه گوروى پنجم ارجان در سال 1604 آن را تأليف كردهاست. از اين كتاب دستهكم سه نسخه وجود دارد؛ كه در برخى جزئيات با هم تفاوتهاى اندكىدارد. نسخهاى كه امروزه در نزد سيكها معتبر است؛ نسخهاى است، كه گورو گوبيندسينگ درسال1704 تصحيح و مقابله كرده است.
مسأله مهم ديگر نزد سيكها ـ پس از كتابشان آدى گرانت ـ «پنجكاف» است كه در واقع پنج كلمه بهزبان سانسكريت است، كه با حرف كاف شروع مىشود و برگرداندن آنها به زبان ديگر بر اساسپنج كاف دشوار است زيرا الفاظ مختلفند. اين پنج كاف به گوروى دهم گوبيندسينگ نسبت دادهشده و همراه وملازم نظام و مقررات «خالصه» است. نظام خالصه، نظام برادرى و اخوت بينسيكها است كه ابعاد مختلف شعائر دينى، اجتماعى و نظامى سيكهارا وحدت مىبخشد.
اين پنج كاف كه سيكها بر التزام به آن اصرار دارند، طبق گفته «فوزى» و «بارندر» عبارتند از:
1 ـ كِس Kesh: يعنى مو كه هر سيك منتسب به خالصه بايد از آن مواظبت كند . خالصه معتقداست، كه نبايد موى سر و صورت كوتاه شود يا چيزى از آن چيده شود.
2 ـ كَنگاKanqha : شانهاى است كه هر سيك آن را همراه خود دارد. و اين شانه همراه موى سر ومحاسن بلند يك سيك است تا هنگام ضرورت و يا هرگاه كه بخواهد، مويش را شانه كند.
3 ـ كَچه Kaccha: شلوارى است كوتاه كه از زانو فراتر نمىرود، و شبيه شلوار كوتاه نظامى است.
4 ـ كَراKara : دستبندى فولادى است كه هر سيك آن را به مچ دست راستش مىبندد و نزد آنانبيشتر به عنوان يك حرز است و مىپندارند؛ كه اين دستبند، شر و بدى را از آنان دور مىكند.
5 ـ كِرپان Kirpan : خنجر يا چاقويى است از فولاد كه هر مرد سيك آن را به كمر مىبندد و آنطوركه برمىآيد، نماينانگر شخصيت نظامى سيكها و مبتنى بر فلسفه قدرتى است، كه گوروگوبيند سينگ آن را بنا نهاده است.
سيكها هر كس را كه به اين پنج كاف پايبند نباشد «پاتيت» يعنى مرتد مىخوانند. آنها به كسانى كهاصلاً طبق مراسم دينى آنان پاك نشدهاند و پايبند به اين امور نيز نبودهاند، فرصت مىدهند؛ كه آرامآرام به پايبند شدن به پنج كاف نزديك شوند، و به آنان «سازگارشوند