جمعه ۲۸ شهريور ۱۳۹۳ - 25 ذی القعدة 1435

پیامبران

مسلمانان جهان

علماء و أعلام

از منظر دیگران

اماکن اسلامی

مناجات و أدعية

أهل بیت (ع)

خدمات فرهنگی اجتماعی

مقالات

استفتاءات

تألیفات

اخبار

زندگی نامه

شيخ میثم بحراني؛ فقيه و فيلسوف

 

علماء و أعلام

 

وی شيخ کمال الدين ميثم بن علی بن ميثم البحرانی در سال 1238م در بحرين به دنيا آمد. در آن زمان بحرين شامل بخشهای أحساء و  قطيف و أوال (يعنی بحرين) بود.

 

اساتيد

شيخ بحرانی نزد جمعی از فضلا و علمای برجسته تملذ نمود. آن گونه که در منابع و مصادر آمده است بارزترين اساتيد ايشان عبارتند از:

شيخ جمال الدين علی بن سليمان البحرانی که مصادر ايشان را فقيه و فيلسوف معرفی کرده اند.

شيخ ابوالسعادات أسعد بن عبدالقاهر الاصفهانی متوفای 635م

خواجه نصرالدين طوسی در حکمت

شيخ طوسی در فقه

به نظر می رسد که بخشهايی از شرح زندگی ايشان از دست رفته است. بنابراين نمی توان به درستی در باره اساتيد ايشان در زمينه فقه که شيخ بحرانی از ايشان تأثير پذيرفته است تصوير روشنی را ارائه داد. همين مسأله برای حکمت و  فلسفه هم مطرح است. چرا که ايشان از نظر ارائه فلسفه و حکمت معروف بوده است. اين نقيصه برای شاگردان ايشان هم مطرح می باشد. به نحوی که تعداد ايشان از 50 نفر فراتر نمی رود. سه نفر از شاگردان ايشان از ارکان حوزه علميه حله می باشند که عبارتند از: علامه حلی، حسن بن يوسف المطهر و سيد عبدالکريم بن أحمد بن طاووس و شيخ محمد بن الجهم اسدی حلي. يکی هم از اهالی بحرين است که شيخ عبدالله صالح البحرانی است و نفر پنجم شيخ نصيرالدين طوسی است که به نظر می رسد رابطه بين ايشان و شيخ بحرانی به صورت مباحثه بوده است. اين روش در بين اهل علم معروف است. همين وضعيت بين ايشان و محقق حلی هم مطرح است.

شيخ ميثم علاوه بر زيارت ائمه (ع) و بهره وری از دريای علوم اماميه و کسب بهره فکری از علمای اماميه موجود در عراق اقدام به زيارت از عتبات مقدسه نمود.

 

اولين گام؛ بغداد

اولين جايی که شيخ برای بهره گيری علمی به آنجا رفت بغداد است. در آن زمان دو نفر از علمای برجسته در آنجا حضور داشتند. شيخ ابوالسعادات أسعد الاصفهانی و شيخ نصيرالدين طوسي. در اين سفر نام شيخ ميثم هم در کنار اين دو عالم بزرگوار قرار گرفت. رابطه با اين بزرگان به درس و تدريس در حلقات علميه اماميه، انجاميد هر چند که اخبار روشنی در اين باره وجود ندارد.

 

دومين گام؛ حله

شيخ ميثم به دعوت علمای حوزه عليمه حله به آنجا رفت و با علمای آن جا نشست و برخاست نمود. با ايشان گفتگوهای علمی داير کرد که در بعضی از مصادر ذکر شده است. خصوصاً با زعيم حوزه حله شيخ نجم الدين جعفر بن حسن معروف به محقق حلي. با ايشان نشست و برخاست و مباحثه داشت. به نظر می رسد که شيخ بحرانی در اين حوزه مدت زمانی را سپری کرده است و طلاب و دانشجويان علوم اسلامی پيرامون ايشان را گرفتند و نزد ايشان به شاگردی پرداختند و از ايشان اجازه روايت کسب نمودند. متأسفانه زندگی نوشتهايی که از شيخ وجود دارد، چيزی از مدت زمان حضور ايشان در حله ذکر نکرده اند. ولی معروف است که در زمان محقق حلی متوفای 676 هـ و همين طور علامه حلی متوفای 726 هـ بوده است.

با توجه به زندگی نوشته هايی که از ايشان در دستمان می باشد، می بينيم که شيخ بحرانی روابط متينی را با علما و قدرتهای رسمی بغداد برقرار کرد. ارتباط با دو عالم برجسته شيخ ابوالسعادات أسعد الاصفهانی و شيخ نصيرالدين طوسی نشان دهنده عمق اين ارتباط است که سپس اين رابطه توسعه پيدا نمود و قدرتهای رسمی موجود در بغداد را هم شامل گشت. از اين رو شيخ بحرانی با علاءالدين بن بهاء الدين وزير هولاکوخان و پسرش بهاء الدين محمد الجوينی و برادرش در ارتباط شد. اين را می توان از اهدای کتاب شرح نهج  البلاغة به ايشان دريافت. شايد مبنايی را که يافت که رابطه شيخ با قدرت رسمی را مورد تأکيد قرار دهد، رابطه نزديک ايشان با شيخ نصيرالدين طوسی دانست. زيرا در آن زمان خواجه رابطه نزديکی با قدرت حاکم در بغداد داشت و بيشترين نقش را در تثبيت شخصيت شيخ ميثم در بغداد از يک سو و ايجاد رابطه ايشان با علمای برجسته و مراجع حوزه علميه حله مانند علامه حلی و محقق حلی و سيد بن طاووس و باقی علمايی که در حوزه علميه حله بودند داشت و رابطه شيخ بحرانی با ايشان تحکيم نمود. در اين باره جايگاه علم ايشان را هم می توان در ايجاد رابطه با ديگران مد نظر داشت.

 

جايگاه علمي

شيخ بحرانی از چنان جايگاه علمی برخوردار بود که توانسته بود بين فقاهت و فلسفه و کلام جمع نمايد. او از خود برای کتابخانه های اسلامی تأليفاتی را به يادگار گذاشت که در علوم و فنون گوناگون قرار داشتند که نشان دهنده شخصيت برجسته و توجهات فکری ايشان است. به صورت خلاصه می توان تأليفات ايشان را در پنج دسته تقسيم بندی نمود.

 

اول - معارف عمومي

کتاب ارزشند ايشان شرح نهج البلاغه است که در حقيقت سه شرح بر نهج البلاغه می باشد. اول الشرح الکبير است که ايشان آن را مصباح السالکين ناميده است. اين کتاب آميخته ای از دقائق علم و حکمت می باشد. ايشان اين کتاب را بنا به  خواست علاء الدين عطا ملک بن بهاء الدين محمد الجوينی تأليف نمود. او شيخ بحرانی را تشويق کرد  که حقائق نهج البلاغه را برای ديگران آشکار بسازد. وی در سال 677 هـ  از تأليف اين کتاب فراغت حاصل نمود. اين کتاب چند بار و در چند مجلد به چاپ رسيده است.  علامه حلی يوسف بن مطهر متوفای 726 هـ اين شرح را خلاصه نمود. ولی شيخ آقابزرگ طهرانی می گويد که از اين کتاب نسخه ای به جای نمانده است.

همين طور نظام الدين علی بن الحسن الجيلانی آن را خلاصه کرده و آن را نورالفصاحة و أسرار البلاغة ناميده است. البته بعضی افزايشهايی را از شرح ان ابی الحديد بدان افزوده است. در تعدادی از مجلدات اين کتاب آمده است که مؤلف از تأليف آن در روز دوشنبه ماه ربيع الاول 1053هـ از تأليف جلد اول آن فارغ شده است.

دوم. الشرح الصغير است که خلاصه ای از کتاب الشرح الکبير ايشان است. ايشان آن را اختيار مصبخ السالکين ناميده است. ايشان اين خلاصه را به اشاره علاء الدين برای فرزندانش نظام الدين ابی منصور محمد و مظفرالدين ابی العباس علی انجام داده است. ايشان از اين  خلاصه در تاريخ شوال 681 هـ فراغت حاصل کرده اند.

سوم. الوسيط است البته بعضی از منبع  می نويسند که کسی نتوانسته است آن را ببنيد. شيخ سليمان ماحوزی متوفای 1121 هـ می گويد: شنيدم که اين کتاب شرح سومی بر کتاب بزرگ نهج البلاغه است.

 

دوم - در علم کلام

در اين بخش می توان تأليفات ذيل را قرار داد:

1-         استقصاء النظر فی إمامة الائمة الاثنی عشر

2-         قواعد المرام فی علم الکلام که ممکن است به نام القواعد الاهيه فی الکلام و الحکمة. کتابی است که همان گونه که شهيد ثانی آن را تعريف کرده است جامع در علم کلام می باشد. ايشان گفته اند: اين کتاب را نزد السيد الحسن بن السيد جعفر الموسوی الکرکی العاملی خواندم.

3-         النجاة فی القيامة فی تحقيق أمر الامامة. شيخ فاضل علی بن محمد بن الحسن الشهيد در کتاب خود الدر المنثور آن را ذکر و در باره آن نوشته است. علامه طهرانی در باره آن نوشته است: مؤلف کتاب النجاة فی القيامة فی تحقيق أمر الامامة را برای عزالدين ابی المظفر عبدالعزيز بن جعفر نيشابوری نگاشته است. وقتی ايشان به نيشابور رسيد با ايشان تماس گرفت و ايشان را گرامی داشت و به ايشان اشاره داشت که کتابی را در باره امامت تأليف نمايد. ايشان به جهت دشواری سفر و مشغوليتهای ذهنی و دوری از خانواده و فرزندان از اين امر عذر خواهی کرد اما برای ادای حقوق ايشان اقدام به تأليف اين کتاب نمود.

4-         منهج (المنهاج) الافهام فی علم الکلام. عبدالله الافندی می گويد: بخشی از آن را ديدم که در متن آن آمده بود رساله ای در باب علم کلام است.

5-         رسالة فی الوحی و الکلام

6-         شرح المنزلة. شرح اين کتاب در ترجمه کتاب قواعد المرام آمده است. ولی به نويسنده ترجمه اشاره ای نشده است. در اين کتاب بحثی است که امامت امام اميرالمؤمنين را مورد تأکيد قرار می دهد.

 

سوم - در فلسفه

علی رغم اين که شيخ بحرانی به فلسفه شهرت داشته است و از قطبهای حکمت به شمار می آمده است اما جز سه رساله از ايشان در اين زمينه باقی نمانده است که عبارتند از:

1-         شرح الاشارات. اين شرح الاشارات استادش شيخ علی بن سليمان البحرانی است که در نهايت متانت و دقت طبق قواعد حکمای الهی می باشد و علی رغم ندرت تأليف ايشان در اين زمينه نشان می دهد که نويسنده از چه جايگاه فلسفی نزد بزرگان حکمت مانند خواجه نصيرالدين محمد بن محمد طوسی که به حکمت شهرت داشته است برخوردار است. همين طور صدرالمتألهين محمد بن ابراهيم الشيرازی معروف به صدرالدين الشيرازی متوفای 1059هـ که در حاشيه شرح التجريد خود بسياری چيزها را از شيخ ميثم بحرانی خصوصاً در مبحث الجواهر و الاعراض نقل کرده است.

2-         المعراج السماوي. شيخ سليمان البحرانی در اين باره می گويد: صدر الدين محمد الشيرازی تحقيقاتی را که شيخ ميثم عطر الله مرقده ابداع کرده بود در کتاب وی به نام المعراج السماوی و ساير تأليفات ايشان پيدا کرد که تا هنوز زمانه به مانند آن را به خود نديده است. علامه طهرانی نيز نقل کرده است: سيد علی خان المدنی از کتاب المعراج السماوی شيخ ميثم در تصنيفهای خود بسيار نقل کرده است.

3-         البحر الخظم که آقا بزرگ طهرانی آن را جزو الهيات نقل کرده است.

4-         شرح رسالة العلم که اصل آن برای شيخ أحمد بن سعادة البحرانی است. مرحوم طهرانی اين کتاب را به سلطان الحکما خواجه نصيرالدين طوسی نسبت داده است. اين رساله شامل بيست و چهار مسأله در باره علم خداوند و چيزهايی ديگری که با آن نسبت دارد می شود. شيخ احمد سعادة البحرانی اين کتاب را نوشته است و آن را مورد تحقيق قرار داده و برای شاگرد خود شيخ سليمان البحرانی مؤلف مفتاح  الخير و استاد وی شيخ ميثم شارح نهج البلاغة فرستاد است.

 

چهارم – در علم بلاغت

2- تجريد البلاغة که به  نام اصول البلاغة هم ناميده شده است که در معانی و بيان است. اين کتاب نيز به نام نظام الدين ابی منصور محمد الجوينی تأليف شده است. فاضل مقداد (ابوعبدالله المقداد بن عبدالله السيوری الغروی متوفای 826 هـ ) آن را شرح کرده است  و شرح خود را تجريد البراعة ناميده است.

3- شيخ سليمان البحرانی گفته است: شريف جرجانی با همه جلالت قدرش در اوائل فن علم البيان من شرح التفتازاني، از شيخ ميثم بحرانی به عنوان بعضی از مشايخ خود نام برده است. او خود را جزو شاگردان شيخ بحرانی می داند و به خود می بالد که در زمره بهره وران از حضور ايشان به شمار می آيد و از مشکات فطرت او بهره جسته است.

4- عبدالله الافندی گفته است: شارح القصيده البديعة صفی الدين بن سرايا الحلی در انتهای کتاب خود تعدادی از کتابهای علم بديع را برشمرده است و در آن شرح التجريد را به شيخ ميثم بحرانی نسبت داده است و شايد ايشان همان شيخ باشند.

از ديگر تأليفات ايشان آداب الحديث است که شايد اگر در باره حديث نباشد در باره اخلاق باشد.

در باره ايشان گفته شده است:

شيخ سليمان البحرانی از بزرگان بحرين در باره ايشان گفته است: شيخ ميثم بحرانی به علوم دينی احاطه داشت و در حکمت و علوم عقلی و علوم حقيقی و اسرار عرفانی ذوق برجسته ای داشت. برای عظمت مقام ايشان همين بس که تمام پيشوايان دينی و فضلای بلاد ايشان را به عنوان عالم ربانی ياد کرده اند و همگی گواهی داده اند که در تحقيق حقائق و پروراندن مبانی کسی مانند او يافت نمی شود.

در منابع آمده است که او فيلسوف محقق و حکيم مدقق و الگوی متکلمان و زبده فقها و محدثين و عالم ربانی بوده است.


ارسال این صفحه به دوست | نسخه قابل چاپ

تعداد بازدید کننده ها:  2361

مقداد؛ فنای در اسلام

عمار بن یاسر، ثبات در موضعگیری

ابوذر غفاری، دعوتگر و جستجوگر حقیقت

سلمان فارسی، در جستجوی حقیقت

شيخ محمد حسين کاشف الغطاء، پيشگام وحدت و گفتگو

شيخ میثم بحراني؛ فقيه و فيلسوف

شیخ احمد وائلی, نوگرایی در خطابه و منبر

امام شرف الدين؛ روش جهادی و خط وحدت

علامه طباطبايي؛ علامه  و مجدد و مفسّر

خواجه نصيرالدين طوسي، عالم،‌ فيلسوف و دعوتگر

شهيد ثاني، عالم الگو و نمونه

شهيد اول؛ فقيه گفت‌و‌گو

شهيد صدر، روشمندی نو و انقلابيگری اصيل

امام نائینی، شخصیتی انقلابی و اندیشه ورز

علامه مظفر، نوگرایی اندیشه و اصلاح

سيد موسى صدر، عالم انقلابى

شيخ مفيد؛ عالم و دايرة المعارف گفتگو گر

ميرزاى شيرازى‌؛ انقلاب عليه استبداد و استعمار

امام خوئي؛ مرجعيتی گشوده بر تغيير

شیخ حلی، علامه فقيه

سيّد محسن ‌حكيم‌؛ فقيه مرجع

سيد عبد الرؤوف فضل الله؛ عالم مجاهد

سيد ابوالحسن اصفهانی، مرجع باز انديش و رهبر مجاهد

امام خمينى؛ عالم و رهبر انقلابي

علامه سيد محسن امين، روش باز و مرجعيت واقعگرا

آخوند خراساني، ثابت‌های عمل و روش



آدرس :ایران، قم، 45 متری عماریاسر، کوچه 5، پلاک 17 - كد پستي:3715713776 و يا صندوق پستي: 3466 - 37185

تلفن:37712316- 37727782- 982537723382+ / فاكس: 982537711893+

پست الكترونيكي: info@bayynat.ir