پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۳ - 29 ذی الحجة 1435

پیامبران

مسلمانان جهان

علماء و أعلام

از منظر دیگران

اماکن اسلامی

مناجات و أدعية

أهل بیت (ع)

خدمات فرهنگی اجتماعی

مقالات

استفتاءات

تألیفات

اخبار

زندگی نامه

شيخ محمد حسين کاشف الغطاء، پيشگام وحدت و گفتگو

 

علماء و أعلام

 

نسب و رشد و نمو

محمد حسين بن علی بن محمد بن رضا بن موسی بن جعفر کاشف الغطاء يکی از علمای بزرگ اماميه است که در سال 1294 هـ در نجف اشرف ديده به جهان گشود.

او از خانواده ای اصيل در جهاد و علم برخاست و در دامان آن پرورش يافت. وقتی که به ده سالگی رسيد، به آموختن علوم عربی و رياضيات و دروس ديگر آغاز کرد و در جوانی سطوح و اصول را به پايان برد و در درسهای خارج سيد محمدکاظم يزدی خارج سيد محمد کاظم يزدی و شيخ آقا رضا همدانی حاضر گرديد و سالها ملازم اين دو عالم بزرگ گرديد تا اين که در زمره علمای برجسته در آمد واحترام اساتيد خود را بر انگيخت و سبب شگفتی ايشان از علم و تبحر ايشان گرديد. او از بهترين شاگردان سيد محمد کاظم يزدی بود و در روزهای انقلاب مشروطه ايران، يار و ياور سيد يزدی شد تا جايی که او را از جمله چهار وکيل برجسته خود قرار داد.

فلسفه و کلام را  نزد سه نابغه بزرگ دوران ميرزا محمد باقر استهباناتی و شيخ احمد شيرازی و شيخ محمد نجف آبادی آموخت و توان عالی علمی او آشکار گرديد و پس از وفات برادرش شيخ احمد، به مقام مرجعيت تقليد رسيد و گروهی از مردم در هند و تبت و افغانستان و ايران و مسقط و  قطيف و عراق از او تقليد نمودند.

حلقات تدريس او پر از فضلا و علمای اقصا نقاط دنيای اسلام بود و بسياری از چشمه های علم و معرفت او بهره بردند و بسياری از شاگردان وی دروس فقه و اصول وی را به رشته تحرير در آوردند که به دهها جلد بالغ می شود. سه سال را در سوريه و لبنان و مصر گذراند و در جنبشهای ملی اين کشورها مشارکت ورزيد و در مهمترين نشريات آنها مقالات ارزشمند و قصائد بديعی را به چاپ رساند.

برای تبليغ دين و خدمت به اسلام و مقابله با تبليغات بيدينان و ملحدان بارها بار سفر را بست. اولين سفر او از نجف به بغداد در سال 1328 هـ اتفاق افتاد و در سال 1329 هـ عازم حج گرديد و پس از آن به دمشق و بيروت رفت و در آن جا دو ماه توقف کرد. سپس برای چاپ بعضی از کتابهايش به صيدا رفت. خصوصاً کتاب دين و اسلام خود که در عراق اجازه چاپ نيافته بود. در اين شهر با فيلسوف الريحانی ملاقات کرد و با او نشستهای بديعی صورت گرفت.

 

مقابله با تبليغ مسيحيت

سپس به قاهره در مصر رفت و سه ماه را در آن گذارند و نزد علمای بزرگ آن مانند شيخ سليم البشری و علامه محقق محمد بخيت المطيعی حاضر شد. ايشان در باره علامه المطيعی می گويد: "در مصر عالم محققی به مانند او نيافتم که اصول فقه را عصر در مسجد رأی الحسين (ع) و تفسير را بين مغرب و عشاء در الازهر ارائه می داد. او تأليفات بسياری دارد که بارها به چاپ رسيده اند."

پس از فراغت از درس شيخ الازهر با جمعی از طلاب الازهر در موضوعات فقه و فصاحت و بلاغت به بحث و بررسی می پرداخت. طلاب و مردم که علم و روش تازه ايشان را می ديدند گرد ايشان جمع می شدند. از جمله ايشان استاد احمد محمود شاکر قاضی شرع آن زمان بود.

در اثنای حضور در مصر با پديده تبليغ مسيحيت که حتی با پيامبر اسلام (ص) هم تعرض می کردند و به قرآن طعنه می زدند، مبارزه نمود و با قدرت تمام به افتراهايی که به اسلام می بستند پاسخ می داد. در باره اعتقادات مسيحی با ايشان مناقشه می نمود. اين اقدامات ايشان سبب گرديد که حتی ايشان در کليسا مصر هم سخنرانی نمايد.

وقتی در صفر 1331 هـ می خواست مصرا را ترک نمايد، مفتی شيخ محمد بخيت از وی خواست که تا نيمه ربيع الاول باقی بماند و شاهد جشنهايی باشد که به مناسبت ميلاد رسول اکرم(ص) برگزار می شوند. اين جشنها هم چنان ويژگی کهن خود را حفظ نموده و جهانگردان اروپايی برای ديدن آنها به مصر می آيند. در آخر ربيع الاول عازم صيدا شد و در اواخر رجب به عراق بازگشت و به همراه سيد محمد فرزند استاد خود به جهاد پرداخت و برای اين منظور به کوت رفت. با پايان گرفتن جنگ به نجف اشرف بازگشت و کار تدريس و تأليف خود را از سر گرفت.

 

اهتمام به قضيه فلسطين

شيخ محمد حسين کاشف الغطاء اهتمام ويژه ای به قضيه فلسطين داشت و آن را در اولويت اول زندگی خود قرار داد. او در اين راه مجاهدت کرد و فتوا داد و مردم را و امت عربی و اسلامی را برای جهاد تشويق نمود. اما اين تلاشها و فريادها راه به جايی نبرد. به نحوی که امت اسلامی و عربی هم چنان در رخوت و سستی قرار دارد.

در سال1350 هـ / 1931م با فلسطين مسافرت نمود تا به دعوت مجلس اعلای فلسطين در کنفرانس اسلامی که در شب مبعث برگزار می گرديد شرکت نمايد. به اين کنفرانس بزرگترين علمای اسلامی از اقصا نقاط جهان اسلام آمده بودند. پس از آن که نماز در مسجد الاقصی اقامه گرديد، مسؤولان برگزاری کنفرانس خواستند که يکی از اعضای هيأت از منبر بالا رود و سخنرانی نمايد. به اين منظور او انتخاب گرديد. او هم در حضور يک صد و پنجاه نفر از نمايندگان جهان اسلام و بيست هزار نفر از حضار سخنرانی غرايی ايراد نمود. او در اين سخنرانی به قضايای گوناگون امت اسلامی و از جمله وحدت و استقلال مسلمانان و وجوب مقابله با استعمارگران و صهيونيستهای اشغالگر پرداخت.

سخنان رسا و  واژگان دقيق و مفاهيم عميق او حاضران را مسحور خويش نمود. از اين رو حاضران مقرر کردند که در تمام روزهايی که در قدس حضور دارند، نمازهای روزانه به امامت ايشان برگزار شود. اين يک رويداد تاريخی بی سابقه است که مانند آن را نمی توان پيدا کرد. زيرا در هيچ يک از مقاطع تاريخی سابقه نداشته است که همه علمای اسلامی با همه اختلافاتی که دارند نماز را به امامت يک عالم شيعی اقتدا کنند. با اين که از دوران اوليه اسلام از شيعيان به دور بودند. خبر اين امامت به شرق و غرب دنيا رسيد و مردم بسيار اميدوار شدند و روزنامه ها و نشريات در باره آن نوشتند و پژوهشگران و تأليفگران دوستدار وحدت کلمه پيرامون آن قلمفرسايی کردند. از دور و نزديک درباره مسائل فلسفی و راز احکام، نامه های بسياری برای ايشان می آمد و همه اينها علاوه بر استفتاءات فقهی درفروع و اصول دين می باشد.

 

مبارزه با استعمار و غربزدگي

به روشهای گوناگون به پديده استعمار مبارزه می نمود و سوی استقلال و آزاديخواهی فرا می خواند. او حرکتی قبيله ای را در منطقه فرات رهبری نمود که سقوط دولت علی جودة الايوبی را در پی داشت. در سال 1352هـ به ايران سفر کرد و در آن که هشت ماه به طول انجاميد ايرانيان را به تمسک به اصول اسلامی دعوت نمود. زيرا در آن دوران ايرنيان شديداً به غرب گرايش پيدا کرده بودند. اين موضع ايشان با تقدير بسياری روبرو گرديد. ايشان در شهرهای کرمنشاه و همدان و تهران و شاهرود و مشهد و شيراز و خرمشهر و آبادان به زبان فارسی سخنرانی نمود. با رضا شاه پادشاه وقت ايران هم ديدار نمود و از راه بصره به عراق بازگشت. از او موضعگيريها و سخنرانيهای بسياری به جای مانده است. به تعداد به ايران و سوريه و لبنان مسافرت کرد. در سال 1371 هـ / 1952م برای حضور در کنفرانس اسلامی کراچی دعوت شد. در اين کنفرانس که تعداد زيادی از مردم و دولت حضور داشتند، سخنرانی طولانی ايراد نمود که از راديو و نشريات مستقل پخش گرديد.

موضعگيريهای سياسی ايشان نشان دهنده اوج ايمان و شجاعت ايشان در طرح مشکلات مسلمانان است. در 20 جمادی الاول 1374هـ در نجف اشرف با سفير انگليس ملاقات کرد و در آن از نحوه تعامل سياسی استعماری انگليس با دنيای اسلام و در رأس آن قضيه فلسطين به شدت انتقاد کرد و مسؤوليت آماه سازی اشغال فلسطين بوسيله صهيونيستها و پناهنده شدن اهالی آن به کشورهای همسايه را متوجه انگليس دانست.

اين موضعگيری به ايالات متحده آمريکا هم کشيده شد و ايشان در ديداری با سفير آمريکا به سياست اين کشور اعتراض کردند. ايشان گفتند که دولت آمريکا هم در غصب فلسطين نقش داشته است که نمی توان آن بی اعتنا گذشت.

او برای وحدت اسلامی و راههای رسيدن به وحدت مسلمانان هم موضعگيريهايی دارد. ايشان  عقيده دارند که برای تحقق اين دو مسأله بايد روی دو چيز تکيه نمود. يکی کلمه توحيد و ديگری توحيد کلمه. آن هم از راه هماهنگی بين مسلمانان و انعقاد معاهده بين مسلمانان و اعراب، بدور از هر گونه دخالت بيگانگان. اين امر می تواند قدرت عظيمی را در برابر دولتهای ديگر ايجاد نمايد. اما همه اين دعوتها با بادها رفتند و چيزی از آنها محقق نشد و برای هواداران و خواستاران آنها به عنوان يک انديشه باقی ماند و به صحنه عمل وارد نشد.

 

در باره ايشان

علامه محقق شيخ آقا بزرگ تهرانی در باره ايشان گفته است: "او از علمای بزرگ معاصر و از مشهورترين علمای شيعه است. در حقيقت او از جمله مجتهدان شيعه است که در درياهای علوم اهل  بيت(ع) غوطه خوردند و از درون آن ذخاير و معادن جواهر معانی و کلمات درروار را از آن استخراج کرده و در اختيار همگان قرار دادند."

شيخ محمد حرزالدين گفته است: "او عالم، اصولی فقيه و نويسنده ای متبحر بود که از نظر قلم و خطابه و مجالست، بهترين نوسيندگان و رساترين گويندگان و  زبده ترين نمايندگان دولتها و سياست به سخن و شخصيت او نرسند."

زرکلی در باره او گفته است: "مجتهد امامي، اديب  و از رهبران انقلابهای ملی عراق بود."

او از ويژگيهای بارزی برخوردار بود و در سيره خود به پيامبر(ص) و ائمه(ع) اقتدا می نمود. او پيشگام و شجاع بود و موضعگيريهای بسياری را عليه انگليس و آمريکا برای خود ثبت نمود. آن چه بدان شهرت دارد داشتن تسامح و نداشتن استبداد است. او با سينه ای باز پذيرای نقد بود و از تواضع و اخلاص نسبت به خداوند برخوردار بود و خود را وقف خدمت به دين و دفاع از ارزشهای اسلامی کرده بود.

 

شعر

او شاعر بزرگی بود و در شعر خود از الفاظ فاخر و معانی باريک سود می جست. در اينجا به قصيده ای از ايشان اشاره می نماييم که در باره امام حسين (ع) سروده است. او سروده است:

نفس أذابتها أسی حسراتها فجرت بها محمرة عبراتها

و تذکرت عهد المحصب من منی فتوقدت بضلوعتها هجراتها

خذوا الماء من عينی والنار من قلبی ولاتحملوا للبرق ولاالسحب

ولاتحسبوا نيران وجدی تنطفی بطوفان ذاک المدمع السافح الغرب

..........

رزاياکم يا آل بيت محمد أغض لذکراهن بالمنهل العذاب

 

تأليفات

ايشان در زمينه فقه و اصول و فلسفه و کلام و ادب و تفسير و موضوعات ديگر بيش از هشتاد جلد تأليف دارد. از جمله الآيات البينات، أصل الشيعة و أصولها، الفردوس الاعلي، الارض والتربة الحسينية، العبقات العنبرية، الاتحاد والقتصاد، التوضيح فی بيان ما هو الانجيل، و من هو المسيح، جنة المأوي، حاشية علی التبصرة، حاشية علی العروة الوثقي، الدين والاسلام، زادالمقلدين، سفينة النجاة، السياسة الحسينية، عين الميزان، المراجعات التاريخية، مقتل الحسين(ع)، الميثاق العربی الوطني، ديوان الشعر و ...

 

وفات

شيخ محمد حسين کاشف الغطاء در اواخر عمر شريفش بيمار شد و برای تداوی وارد بيمارستان الکرخ بغداد شد. ولی بهبودی نيافت. لذا تصميم گرفتند که ايشان را به شهر کرند غرب در کرمانشاه ايران ببرند. اما تلاشها ثمری نبخشيد و پس از سه روز در تاريخ 18 ذی القعدة 1373 هـ وفات يافت.

پيکر ايشان به بغداد و سپس نجف اشرف انتقال يافت و پس از تشييع بزرگی در جوار امير المؤمنين علی بن ابی طالب (ع) در وادی السلام به خاک سپرده شد. برای تجليل از مقام شامخشان مجالس بزرگداشتی در عراق و ايران برگزار گرديد و شعرا در رثای ايشان اشعار بسياری سرودند. از اقصا نقاط جهان اسلام تلگرافهای تسليت بسياری به نجف مواصلت گرديد.


ارسال این صفحه به دوست | نسخه قابل چاپ

تعداد بازدید کننده ها:  2356

مقداد؛ فنای در اسلام

عمار بن یاسر، ثبات در موضعگیری

ابوذر غفاری، دعوتگر و جستجوگر حقیقت

سلمان فارسی، در جستجوی حقیقت

شيخ محمد حسين کاشف الغطاء، پيشگام وحدت و گفتگو

شيخ میثم بحراني؛ فقيه و فيلسوف

شیخ احمد وائلی, نوگرایی در خطابه و منبر

امام شرف الدين؛ روش جهادی و خط وحدت

علامه طباطبايي؛ علامه  و مجدد و مفسّر

خواجه نصيرالدين طوسي، عالم،‌ فيلسوف و دعوتگر

شهيد ثاني، عالم الگو و نمونه

شهيد اول؛ فقيه گفت‌و‌گو

شهيد صدر، روشمندی نو و انقلابيگری اصيل

امام نائینی، شخصیتی انقلابی و اندیشه ورز

علامه مظفر، نوگرایی اندیشه و اصلاح

سيد موسى صدر، عالم انقلابى

شيخ مفيد؛ عالم و دايرة المعارف گفتگو گر

ميرزاى شيرازى‌؛ انقلاب عليه استبداد و استعمار

امام خوئي؛ مرجعيتی گشوده بر تغيير

شیخ حلی، علامه فقيه

سيّد محسن ‌حكيم‌؛ فقيه مرجع

سيد عبد الرؤوف فضل الله؛ عالم مجاهد

سيد ابوالحسن اصفهانی، مرجع باز انديش و رهبر مجاهد

امام خمينى؛ عالم و رهبر انقلابي

علامه سيد محسن امين، روش باز و مرجعيت واقعگرا

آخوند خراساني، ثابت‌های عمل و روش



آدرس :ایران، قم، 45 متری عماریاسر، کوچه 5، پلاک 17 - كد پستي:3715713776 و يا صندوق پستي: 3466 - 37185

تلفن:37712316- 37727782- 982537723382+ / فاكس: 982537711893+

پست الكترونيكي: info@bayynat.ir