سه شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۳ - 02 صفر 1436

پیامبران

مسلمانان جهان

علماء و أعلام

از منظر دیگران

اماکن اسلامی

مناجات و أدعية

أهل بیت (ع)

خدمات فرهنگی اجتماعی

مقالات

استفتاءات

تألیفات

اخبار

زندگی نامه

تصاویر مرتبط

 
 

جنبش‌های اسلامی و ضرورت نظریه پردازی

سبک و سیاق تحولات مربوط به انقلاب‌های عربی چنین نشان می‌دهد اسلامگرایانی که مانند عرصه‌های سنتی دینی دیگر چون اخلاق و عبادت و... به اسلام به عنوان اساس حرکت سیاسی ملتزم هستند، مخاطبان گسترده‌ای را در جهان عرب و دنیای اسلام بدست آورده‌اند.

جنبش‌های اسلامی و ضرورت نظریه پردازی

 

نویسنده: سید جعفر فضل الله*

سبک و سیاق تحولات مربوط به انقلاب‌های عربی چنین نشان می‌دهد اسلامگرایانی که مانند عرصه‌های سنتی دینی دیگر چون اخلاق و عبادت و... به اسلام به عنوان اساس حرکت سیاسی ملتزم هستند، مخاطبان گسترده‌ای را در جهان عرب و دنیای اسلام بدست آورده‌اند.

این گونه اوج گیری سیاسی اسلامگرایان، خصوصاً کسانی که دارای سابقه جهاد در برابر دشمن صهیونیستی هستند، بالاخص جنبش اخوان المسلمین، می‌تواند باعث همگرایی جنبش‌های اسلامی حول محور فلسطین به عنوان هدفی فراگیر شود که تبلور قضیه اصلی اعراب و مسلمانان به شمار می‌آید. این مسأله سبب افزایش نگرانی دشمن صهیونیستی شده و می‌تواند مکمل فشارهای داخلی و خارجی حاصل از شکست‌های راهبردی این رژیم از آغاز قرن کنونی باشد.

اما زمانی که رسانه‌ها مواضع افراد شاخص اسلامگرا در جنبش‌های اسلامی نوخاسته را به ما نشان دادند که حاوی دادن اطمینان خاطر به دشمن صهیونیستی از بابت توافقات صورت گرفته با نظام و سران قبلی بودند یا اینکه این افراد در قالب اظهار نظر یا پاسخ به پرسش‌های گوناگون با رسانه‌های دشمن در ارتباط شدند یا با مواضع خود چنین القا کردند که گویا «اسلام» دیگری پا به عرصه حوادث نهاده است، اسلامی که می‌باید تا حد زیادی با سیاست کشورهای بزرگ غربی که از لحاظ تاریخی مسئول اصلی حمایت از رژیمهای دیکتاتوری و همه بی‌عدالتی‌ها و ظلم و ستم‌های روا داشته شده در حق ملت‌ها و از جمله همین جنبش‌های اسلامی، برای چندین دهه بوده‌اند، هماهنگی بیشتری داشته باشد و فعلاً آمادگی ندارند که با سقوط رژیم‌ها و نمادهای وابسته به آن، تغییر اساسی در ساختار سیاستهای کشورهای خود صورت دهند، خیلی‌ها شوکه شدند.

در پی این مواضع و اظهار نظر‌ها، رسانه‌های گوناگون شروع به نقد این اسلامگرایان کردند. برخی این موضع گیری‌ها را عجولانه دانستند، برخی از معاملات پنهانی برخی از جنبش‌های اسلامی با کشورهای بزرگ غربی بر سر مسأله فلسطین خبر دادند و برخی این جنبش‌ها را به خیانت متهم کردند. در میان تجزیه و تحلیل‌های گوناگون برخی نیز از جهان «اهل سنت» در صعود و جهان «شیعه» که می‌خواهد از زیر بار تحمل قضایای اساسی امت اسلامی شانه خالی کند که از لحاظ مذهبی به جهان سنّی تعلق دارند تا دنیای سنی خود عهده دار مسائل مربوط به خویش شود، سخن گفتند.

همه این اتفاقات در شرایطی روی می‌دهد که تحریک احساسات تفرقه افکنانه فرقه‌ای و طائفه‌ای و قومی از طریق القای خطر از جایی و تهدید از جای دیگر در حال افزایش است. افزایش احساسات تجزیه طلبانه تعصب آمیز، با هر منشأی که باشد، زمینه خوبی برای پذیرش مواضع افراطی است. تاریخ بحران زده ما در طول قرن گذشته نشان می‌دهد، اگر مسائل اساسی هم در قالب کینه و نفرت با دشمن مذهبی و طائفه‌ای و ملی ارائه شود، گرفتار چنین موضع گیری‌های تندروانه‌ای خواهند شد.

هشدار می‌دهیم که این نوع فتنه افروزی ممکن است بخشی از یک توطئه طراحی شده جهت ضربه زدن به اعتماد جنبش‌های اسلامی به یکدیگر باشد تا آن‌ها به یکدیگر نزدیک نشوند و در مسائل اساسی مورد اهتمام همه امت اسلامی، همگرایی حاصل نکنند. صرف نظر از اینکه دست یازیدن به چنین تجزیه و تحلیل‌هایی متأسفانه امری طبیعی برای افزایش سطح احساسات و گفتمان مذهبی می‌باشد، مراحل چند گانه زیر ضروری را می‌دانیم. این مراحل می‌تواند باعث کاسته شدن از شدت سقوط کل جامعه اسلامی تحت تأثیر جریان پرشتاب فشار‌های بین المللی شود که در سال‌های اخیر و سال گذشته به صورت خاص، بر بیشتر حرکت‌های دنیای عرب چنگ انداخته است.

 

اول - تثبیت مبانی دینی حرکت سیاسی

هر جنبش اسلامی باید در قدم اول مانیفستی را به بدنه تشکیلاتی و پایگاه‌های مردمی خویش ارائه دهد و در آن مبانی اسلامی مواضع سیاسی خود را تبیین نماید. چرا که فقه اسلامی به مسائل نماز و عبادت و برخی معاملات تجاری و احوال شخصیه محدود نیست. هر جنبشی که خود را به اسلام منتسب می‌کند تا خود را جنبشی اسلامی تلقی نماید، به این معناست که اعلام می‌دارد اسلام با همه نظریه‌ها و مفاهیمش، اساس چشم انداز، اهداف و برنامه‌های آن و نیز گفتمان‌ها، روش‌ها و مواضع سیاسی جنبش را تشکیل می‌دهد. یعنی اینکه پویش فکری و دینی و روشی آن در عرصه واقعیت بازتابی از اسلام است، در غیر این صورت صرفاً یک حرکت سیاسی است که فقط عنوان اسلامی دارد. حرف ما این است که این گفتمان باید عمومیت پیدا کند. زیرا جنبش اسلامی فقط ارائه کننده یک تجربه سیاسی نیست، بلکه یک تجربه اسلامی را در زمینه سیاست نیز ارائه می‌دهد. جنبش اسلامی با عملکرد خود روش کار سیاسی اسلامی را به صورت غیر مستقیم به هواداران مردمی و بدنه تشکیلاتی خود آموزش می‌دهد. از این رو شایسته است که کار در عرصه عمل پیگیری شود. به گونه‌ای که هواداران و پایگاه‌های مردمی جنبش، نظریه اسلامی و تطبیق آن در واقعیت را به عینه مشاهده کنند. این اقدام سبب برآورده شدن اهداف زیر می‌گردد:

۱. معیار‌ها و استانداردهایی را در اختیار پایگاه‌های مردمی و تشکیلاتی خود قرار می‌دهد که آن‌ها می‌توانند با این معیار‌ها میزان هماهنگی رهبری جنبش را با خط شرعی اسلامی بسنجند. در اینجا پایگاه‌های مردمی و بدنه تشکیلاتی جنبش، نقش نقادی و اصلاح مسیر رهبری و تثبیت کننده موضع گیری‌های آن‌ها را ایفا می‌کنند. رهبری می‌تواند با تکیه بر پایگاه‌های مردمی و تشکیلاتی خود از آن‌ها برای حمایت از طرح‌های اصلاحی که ممکن است توسط برخی کسانی که «فطال علیهم الامد فقست قلوبهم» (الحدید/۱۶) کسانی که نه خود قوی می‌شوند و نه می‌خواهند هر حرکتی را برای توسعه بدن تشکیلات یا نظام پیگیری کنند، با موانعی مواجه شوند، استفاده کنند. علاوه بر این پایگاه‌های مردمی که مبانی رهبری سیاسی را خوب درک کرده‌اند، می‌توانند حاشیه امن واقعی برای رهبری جنبش ایجاد کنند تا رهبری بتواند با تکیه بر آن‌ها از هر گونه فشار خارجی که آن‌ها را به سوی موضع گیری‌های خاصی که ممکن است به نفع مصالح راهبردی نباشد، سوق دهد، خلاص شوند.

۲. چنین شناخت و فرهنگی زمینه تداوم ارزشهای جنبش اسلامی را از طریق بسیج ناخودآگاه و هدایت شده برای طرح‌های رهبرانی که با استفاده از چشم انداز اسلامی و روش حرکت، قادر به همراهی با تغییرات و چالش‌ها هستند، فراهم می‌آورد. این امر سبب تقویت ساختار جنبش اسلامی از طریق همبستگی دائم بین رهبری و پایگاه مردمی در چارچوب فرهنگ یکپارچه جنبش اسلامی می‌گردد.

۳. به جای ارزیابی فرقه گرایانه مواضع که در آن فقط جنبه‌های منفی تنش‌های مذهبی در نظر گرفته می‌شود و هر جنبش اسلامی از درک عناصر مثبت موجود در تجارب جنبش‌های اسلامی دیگر فاصله می‌گیرد و گرفتار دوگانگی در معیارهای ارزیابی می‌گردد و در ازای کسانی که از نظر مبانی مذهبی با جنبش توافق دارند، موضع مثبت گرفته و در ازای کسانی که با جنبش موافق نیستند، موضع منفی اتخاذ می‌کند و هواداران مردمی نیز گرفتار نابسامانی در مفاهیم و ابهام در کاربرد معیار‌ها و استاندارد‌ها می‌شوند و بازیگرن خارجی نیز فرصت می‌یابند که در بوق تفرقه بدمند و جلوی شکلگیری موضع گیری‌های مثبت برای تحقق هدفی که در قلب ادبیات این جنبش‌ها قرار دارد را بگیرد، زمینه گفتگوی اساسی بین جنبش‌های اسلامی پیرامون موضع گیری‌های متفاوت را فراهم می‌آورد. خصوصاً در این مرحله که همه چیز به ریخته است و موضع گیری‌ها و مسائل به هم آمیخته‌اند.

۴. ایجاد فرهنگ مشترک بین پایگاه‌های مردمی جنبش‌های اسلامی در ازای چالش‌های فرارو و همه آن چیزهایی که سبب ارتقای سطح آگاهی عمومی از اصول رفتار و گفتار و مواضع سیاسی می‌شود. به این ترتیب مردم از انسجام و هم افزایی بیشتری برخوردار می‌شوند. هر قدر که سطح آگاهی مردم پایین‌تر باشد، بیشتر در معرض تحریک تعصب و غریزه و... قرار می‌گیرند. به همین دلیل در طول تاریخ آگاهی مردم برای دولت‌های ستمگر خوشایند نبوده است وهنوز هم از طریق سیاست نادان انگاری و سطحی سازی فرهنگی، فکری، به ویژه از طریق رسانه‌ها که اثربخشی آن‌ها با سپاهی عظیم قابل مقایسه است، روی آن کار می‌شود.

 

دوم – صریح بودن با مردم، قدرت مضاعف است

انکار نمی‌کنیم که هنوز هم در مشرق زمین به صورت عام این ذهنیت وجود دارد که انتقاد یا بیان اصول حاکم بر جنبش سیاسی و... باید به دوائر خاص و بسته‌ای منحصر باشد و به کانون توجه رسانه‌ها تبدیل نشود. زیرا دشمنان از خاستگاه‌های سیاست جنبش‌های اسلامی مطلع می‌شوند. این امر باعث می‌شود حاشیه امنی که هر جنبش اسلامی برای مواجهه با فشار‌ها و چالش‌ها بدان نیاز دارد از بین برود. اما این توهمی است که ما بزرگش کرده‌ایم. زیرا ترس داریم که نقاط ضعف ما بر مشروعیت مردمی ما تأثیر منفی به جای بگذارد. حال آنکه اسلام گرایان، به مانند دیگران، نباید خود را از افتادن در خطا یا ضعفی که همه فعالان عرصه‌های گوناگون دچار آن هستند معاف بدانند. بلکه باید بکوشند که نقاط ضعف خود را به نقاط قوت تبدیل کنند. صریح بودن باید بخشی از فرایند وزانت قائل شدن به پایگاه‌های مردمی باشد که روند اصلاحات را پس از برنامه ریزی پیگیری می‌کنند. اگر اسلام گرایان به دنبال الگو و نمونه هستند باید آنچه را که قرآن کریم از وضعیت مسلمانان قبل از وارد شدن به جنگ «بدر»، و شکست در «احد» به خاطر دنیا دوستی و فرار در «حنین» به دلیل خودستایی و تکیه بر پیروزی‌های گذشته بیان داشته‌اند مورد مطالعه قرار دهند. در باره نبرد «احزاب» خداوند متعال در باره مسلمانان می‌فرماید: «و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا ً* هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شدیداً» (الاحزاب/۱۰-۱۱) تمام این‌ها راهنمایی قرآن به تلاش مداوم رهبری و مردم برای مقابله با نقاط ضعف جنبش با استفاده از اعتماد به نقاط قوّت در عرصه‌های دیگر، به منظور فائق آمدن بر نقاط ضعف و بازسازی آن طی فرایند توانمند سازی مداوم است. علاوه بر این عصر کنونی به گونه‌ای است که آگاهی و فرهنگ مردم پیشرفت کرده است و هیچ کس نمی‌تواند خود را پشت سخنرانی‌های تمجیدی از اوضاع و موضع گیری‌ها پنهان کند. همین طور سطح آگاهی و حس انتقادی گروه‌های برخوردار از دانش و تجربه نیز بالا رفته است. یعنی چشم پوشی از خلأ‌ها و معایب و عدم پاسخگویی به سؤالات رایج در بین مردم در باره میزان سازگاری بین موضع گیری‌ها و مبانی شرعی که در فرهنگ سازی سنتی شکل می‌گیرد، خصوصاً با توجه به نوسانات سریع موضع گیری‌ها، همه و همه باعث می‌شود که عرصه فعالیت جنبش کم کم شروع به باز شدن کند. این شکاف آن قدر وسعت می‌یابد که دشمنان می‌توانند از طریق آن‌ها به میان جامعه ما راه پیدا کنند.

غیر از این ما می‌دانیم که مخفی کاری به اطلاعات حساسی مربوط می‌شود که به تحرکات می‌دانی اختصاص دارند که افشا شدن آن‌ها سبب شکست خوردن برنامه‌های تدوین شده برای مقابله و مدیریت درگیری می‌شود، نه مبانی فرهنگی مربوط به فرهنگ سازی و آموزش‌های اجتماعی و دینی و ساختار فکری جنبش سیاسی و نظایر آن. ماهیت این‌ها به گونه‌ای است که درهای آن به روی هر گونه پژوهش یا بحث علمی ساده باز است. همین طور این امر نشان دهنده یک حرکت مستمر برای توسعه فرهنگ انقلابی پایگاه‌های مردمی است که باید رهبرانی باورمند به راه و مبانی حرکت را بیرون دهند، نه مانند کسانی که فقط با عنوان ارتباط دارند و از مفهوم خبری ندارند. مثل کسانی که خداوند در باره‌شان فرموده است: «فطال علیهم الامد فقست قلوبهم» (الحدید/۱۶).

 

سوم – سیمای مذهبی و بازخوانی حوادث

به خاطر حوادث و عوامل متعددی که زمینه بحرانی بازخوانی فرقه‌ای مواضع و حوادث صورت گرفته توسط پیروان مذهب دیگر را فراهم نموده و هر گروهی مذهبی، به راحتی گروهی را که بر مصدر قدرت دست یافته یا حضور فعالی در عرصه دارد، به مزدوری برای بیگانگان و تلاش برای فتنه افروزی و ایجاد شکاف در متهم می‌کند، شعله ور کردن مسائل تفرقه افکنانه با دستاویز قرار دادن تنش عربی - فارسی اولاً شکل ملی و ثانیاً رنگ مذهبی به خود گرفته است. دیدیم که چگونه جنبش‌های اسلامی فعال شیعه عراق به مزدوری برای اشغالگران آمریکایی متهم شدند یا اینکه جنبش مقاومت اسلامی لبنان به جنگ با مسلمانان سنی متهم شد. عین همین مطلب ممکن است برای جنبش‌های اسلامی سنی نوظهور نیز پیش آید و آنان متهم شوند که با مسلمانان شیعه مبارزه می‌کنند یا در مدار سیاست‌های استکباری برای مقابله با طرح‌های شیعی حرکت می‌کنند. اگر چه در اینجا صحبت‌های ما جنبه کلی دارد، اما منظور ما انکار گرفتار شدن جنبش‌های اسلامی به اشتباه در عمل یا تشخیص نیست، اما با این وجود اصل ایده‌ای که مطرح شد منتفی نمی‌شود. همین طور به معنای مشروعیت داشتن سلب عنوان اسلامی از جنبش به خاطر یک اشتباه و نادیده گرفتن مذهبی که ورای جنبش (چه شیعی و چه سنی) نیست.

ما باید نکته مهمی را به یاد داشته باشیم و آن این است که هر یک از مذاهب اسلامی در چارچوب خود تصویری کلیشه‌ای از مذاهب دیگر و پیروان آن‌ها دارد. زیرا میراث دار تاریخی مملو از درگیری‌هایی است که قدرت‌های سیاسی از آن‌ها حمایت می‌کردند و آتش آن را برافروخته نگاه می‌داشتند. این به معنای فقدان گفتمانی است که جنبش‌های اسلامی در آن مبانی شرعی و ارزشی خود را که زیر بنای شکلگیری مواضع آن‌ها در قبال بسیاری از حوادث و مسائل، به ویژه فلسطین به عنوان مسئله اساسی مسلمانان، است برای پایگاه‌های مردمی خود تبیین کنند. علاوه بر این نشان دهنده فقدان گفتگوی منطقی نیز می‌باشد که در آن موضع گیری‌ها و رفتار‌ها با این معیار‌ها مورد مقایسه و ارزیابی قرار گیرند. چنین کمبودهایی سبب می‌شود که این تصویر کلیشه‌ای در باره مذاهب دیگر و پیروان آن اعمال شود. این تصویر طبیعاتاً منفی است. وقتی در مقام عمل، دیگران نیز چنین نیت‌های منفی داشته باشند، این تصویر کلیشه‌ای نیز تقویت می‌شود. در این صورت دیگر جای تعجب نیست که به فلان جنبش‌های اسلامی از سوی کسانی که مذهبی متفاوت با جنبش اسلامی دارند، تهمت مزدوری زده شود، بدون اینکه به مبانی شرعی و ارزشی حاکم بر رفتار‌ها و موضع گیری آن توجهی مبذول داشته شود.

 

چهارم – واقع گرایی سیاست اسلامی

ما این نظر را نفی نمی‌کنیم که سیاست اسلامی، سیاستی واقع بینانه است، این بدان معناست که حکم شرعی با تغییر کردن عنصر زمان و مکان و شرایط، تغییر می‌کند. یعنی لازم است گاهی بر حسب عناوین ثانوی مانند ضرورت، مواضع مرحله‌ای اتخاذ شود. از این طریق می‌توان از باب تزاحم بین اهم و مهم، برای حمایت از عناوین اولیه که نشان دهنده مبانی مهم اسلامی هستند، از شرایط فشار و خفقان عبور کرد. در اینجا حکم شرعی مهم که می‌تواند وجوب یا حرمت باشد، به نفع اهم که معمولاً با اصول کلی مرتبط است و نمی‌توان از آن‌ها دست کشید، متوقف می‌شود. بنابراین ما نمی‌خواهیم که شرایط یک جنبش را بر تمام جنبش‌های دیگر تحمیل کنیم. هر جنبش اسلامی برای خود شرایط کشوری و تاریخی خاصی دارد که می‌توانند در برخی از مسائل مهم، موضع گیری‌های مرحله‌ای داشته باشد. اما این کار باید با مطالعه دقیق ماهیت شرایط عینی کوتاه مدت و بلند مدت کشور و پیرامون آن انجام شود. ما نیز آن را حرکتی تاکتیکی در راستای تأمین هدفی راهبردی می‌دانیم که خداوند متعال نیز در باره آن فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ* وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ» (الانفال/۱۵-۱۶). به طوری که این موضع مرحله‌ای آشتی جویانه نباید باعث از بین رفتن راهبرد شرعی عدم جواز چشم پوشی از حقوق، سرزمین و دستاورد‌ها یا متفرق کردن موضع عام اسلامی شود که ایجاب می‌کند رابطه برادری و همکاری بین جنبش‌های اسلامی وجود داشته باشد

خلاصه اینکه همه جنبش‌های اسلامی نباید فقط با یکدیگر آشنایی داشته باشند، بلکه باید در مسائل بزرگ و چالش‌های فراروی اسلام و مسلمانان، با یکدیگر همکاری کنند. به علاوه باید با شیوه‌ای متقاعد کننده با هرگونه تؤطئه استعماری علیه منطقه مقابله نمایند و هر جنبش اسلامی، خصوصاً آنهایی که در مصدر حاکمیت قرار دارند، باید از تجارب اسلامی دیگر درعرصه حکومت و سیاست، بدون در نظر گرفتن وابستگی مذهبیشان بهره ببرند. باید تجربه حکومت اسلامی در ایران، غیر از مسائل تحریک آمیز فرقه‌ای آن مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد، باید تجربه اسلامی ترکیه، غیر از مسائل تحریک آمیز فرقه‌ای آن مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد. باید بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر، تجارب سیاسی همه جنبش‌های اسلامی در کشورهایی که اصل بودن اسلام را قبول ندارند، مورد بحث و بررسی قرار گیرد. باید به دور از تابوهای فرقه‌ای که جز زنده کردن تاریخ بحرانی و مملو از اشتباهات و رسوباتی که باعث پیچیدگی بیشتر جامعه معاصر ما می‌شود، دستاوردی برای ما ندارد، کل تجربه اسلامی تاریخی را مورد ارزیابی قرار دهیم و در پرتو تجارب علمیمان اصلاحشان کنیم.

وقتی این ایده‌ها را مطرح می‌کنیم جنبش اسلامی خاصی را در نظر نداریم، بلکه سعی بر این است که قواعد کلی بایسته حاکم بر تمام جنبش‌های اسلامی مورد تفکر و اندیشه ورزی قرار گیرد. جنش‌هایی که اسلامی بودنشان در عرصه‌های سیاسی و شرایط عینی، ناپیدا شده است. باید تجربه اسلامی پیشگام به مردم و جهان ارائه شود. تجربه‌ای که توانایی جنبش اسلامی در نظریه‌پردازی در چارچوب اندیشه سیاسی اسلامی و اجرای عملی همه اصول و مبانی را اثبات نماید و خطا بودن اندیشه‌ای را که معتقد است مبانی دینی، مبانی آرمانی و غیر واقعی هستند و اخلاق و سیاست با هم جمع نمی‌شوند ثابت کند. والله من وراء القصد.

روزنامه لبنانی الاخبار، ۱۴/۲/۲۰۱۲م

* فرزند علامه سید محمدحسین فضل الله (ره)                               


 

نظر کاربران

 

نام:
پست الکترونیک:
متن:
کد امنیتی:

 

 

ارسال این صفحه به دوست | نسخه قابل چاپ

تعداد بازدید کننده ها:  1646



آدرس :ایران، قم، 45 متری عماریاسر، کوچه 5، پلاک 17 - كد پستي:3715713776 و يا صندوق پستي: 3466 - 37185

تلفن:37712316- 37727782- 982537723382+ / فاكس: 982537711893+

پست الكترونيكي: info@bayynat.ir