بیروت؛ ۶ جمادى الثانى ۱۴۳۳ هـ برابر با ۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱هـ و 27/4/2012 م
مطالب مهم خطبه اول: روزی دست خداست / تلاش برای روزی / ارتباط روزی و ایمان / حکمت تنگی و وسعت روزی / فقر، قضا و قدر نیست.
مطالب مهم خطبه دوم: منطقه در معرض تهدید فرقه گرایی / کشورهای عربی، خونریزی مستمر / فلسطین، نبرد با شکم خالی / لبنان، سیاست رکود.
خطبه اول :
«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» (الطلاق: ۲-۳).
روزی دست خداست
یکی از رحمتهای خداوند بر آفریدههایش این است که وقتی آنان را آفرید، نگذاشت که در زندگی به رنج بیفتند. بلکه اسباب زندگی کریمانه آنان را نیز فراهم کرد: «وَمَا مِن دَابَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ» (هود: ۶). همین طور در حدیثی از امام علی(ع) نیز آمده است: «عیال خداوند خلائق هستند که روزیشان را تضمین و قوتشان را معین کرده است.» برای درک این مطلب به تلاش زیادی نیاز نداریم. زیرا همه حقایق زندگی به این مسأله اشاره دارد. مورچه را میبینیم که خداوند حتی در بیابان خشک و بیثمر نیز روزی او را میرساند. خداوند به کِرم کور حتی اگر در وسط سنگ خارا نیز باشد روزی میرساند و پرندگان نیز چه در خشکی باشند یا دریا روزی خود را از سوی خداوند دریافت میکنند.
شاعر نیز به همین حقیقت اشاره داشته و چنین میسراید:
باید تقوای الهی را رعایت کنی که اگر غافل هم باشی
از جایی که اصلاً متوجه نباشی روزی تو را میرساند
پس چرا از فقر هراس داری در حالی که خداوند روزی دهنده است
زیرا پرندگان و ماهی دریا را نیز روزی میدهد
این گمانی بیش نیست که روزی با زور بازو بدست میآید
گنجشک از همراهی با عقاب چیزی گیرش نمیآید
تلاش برای روزی
عزیزان! قانون خدا در خلقت این است که قوت هر پرنده را برایش فراهم کرده است. اما روزی را به لانهاش نمیاندازد و برای هر انسانی نیز روزیاش را فراهم آورده است ولی این گونه نیست که برای آن تلاشی صورت ندهد. ممکن است انسان روزیاش را به سادهترین روش بیابد و نیز ممکن است برای بدست آوردن آن نیاز باشد که بیابانها و صحراها را پشت سر بگذارد و با مشکلات روبرو شود. از این رو اسلام این منطق را نمیپذیرد که انسان در خانه نشسته باشد و از خداوند روزی خود را بخواهد. این فرد جزو همان چهار نفری است که دعایشان مستجاب نمیشود. «و مردی که در خانهاش بنشیند و بگوید خدایا به من روزی بده. زیرا خداوند به او میگوید: آیا تو را به جستجو دستور ندادهام.»
رسول خدا(ص) نیز منطق کسانی که را در فهم آیه قرآنی «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» (الطّلاق: ۲-۳) دچار خطا شدند و درهای خانههای خود را بستند و کسب و کار را به کناری نهادند و فقط به عبادت مشغول شدند، نمیپذیرد. این خبر به رسول خداوند(ص) رسید. آن حضرت کسی را نزد آنان فرستاد و به آنها فرمود: «چه چیزی شما را به این کار واداشت؟ عرض کردند: خداوند عهده دار روزی ماست. به همین دلیل ما به عبادت مشغول شدیم. پیامبر خدا به آنان فرمود: هر کس چنین کند، خدا دعا و عبادتش را مستجاب نمیکند و باید به دنبال روزی باشید.»
اسلام تلاش برای روزی را یک دیدگاه یا سلیقه در نظر نمیگیرد. این کار را امری اختیاری نیز حساب نمیکند. بلکه مانند نماز و روزه الزامی میداند. زیرا در حدیث آمده است: «طلب روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است.» اسلام طلب روزی را تا سر حد عبادت نیز بالا میبرد و آن را برترین روزی به شمار میآورد. در حدیث است: «عبادت هفتاد جزء دارد که برترین آن طلب روزی حلال است.»
ارتباط روزی و ایمان
دوستان عزیز! درست است که موضوع روزی نیز از در زمره علت و نتیجه قرار دارد (یعنی کار کن و به پول دست پیدا کن) اما چیزهای دیگری نیز در محاسبات خداوند وجود دارد که سبب گره خوردن ایمان و روزی میشود. این امر میتواند ارزش دیگری برای پویایی ایمان در عرصه زندگی شود. بنابراین چیزهایی وجود دارد که سبب افزایش روزی میشود. مانند خوش اخلاقی، همدردی با برادر دینی در راه خداوند، امانتداری، قناعت، اخلاص، مداومت در طهارت، حسن نیت، صله رحم، حج، عمره، استغفار، دادن زکات و خمس. دعای برای برادر ایمانی در نبود وی سبب، سرازیر شدن روزی میشود. همه اینها در کنار تقوا داشتن دروازههای بسته را میگشاید: «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» (الطلاق: ۲-۳).
علاوه بر این شکر نیز یک عامل کلیدی برای افزایش روزی به شمار میآید: «لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ» و «با شکرگزاری نعمت تداوم مییابد.» و بعد از شکرگزاری نوبت به اظهار آشکار این نعمت میآید: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ».
در موضوع روزی باید به دو نکته جانبی اشاره داشت: نکته اول این است: آیا روزی فقط به مؤمنان اختصاص داد و نه دیگران؟ جواب این است که البته نه. زیرا خداوند اسبابی را برای روزی قرار داده است و هر کس از این اسباب استفاده نماید، به روزی خواهد رسید. اما اینکه برخیها انکار دارند خداوند به کافران نیز روزی میدهد، پاسخ آن از قرآن کریم وجود دارد. در قرآن خداوند میفرماید: «وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ» (آل عمران: ۱۷۸).
نکته دوم این است که ممکن است درهای روزی به روی باایمانترین افراد نیز بسته شود. ممکن است بسیاری مردم بپرسند: از آنجایی که خداوند متعال ضامن و تعیین کننده روزی است، پس چرا غنی و فقیر و بهرهمند از روزی و محروم از آن و برخی در موقعیتهای بالا و برخی دیگر در موقعیتهای پایین جامعه قرار دارند؟
خداوند متعال با اشاره به همین حقیقت میفرماید: «إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاء وَیَقْدِرُ إِنَّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا» (الإسراء: ۳۰). بنابراین قضیه قضیه برتری داشتن نیست. زیرا خداوند از همان ابتدا معیار برتری را مشخص کرده است: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ أَتْقَاکُمْ».
حکمت تنگی و وسعت روزی
تنگی و وسعت روزی نیز برای خود حکمتی دارد که مورد نظر خداوند متعال در زندگی دنیوی است. بنابرین تقسیم روزی نوعی امتحان میباشد. بخشی از حکمت الهی این است که فقر باعث آزمایش مردم شود تا راهی برای دست یابی به پاداش اخروی گردد: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (البقرة: ۱۵۵).
امام علی (ع) نیز به همین امر اشاره داشته و میفرماید: «روزیها را مقدّر و اندازه گیرى کرد: گاهى کم و گاهى زیاد و به تنگى و وسعت به طور عادلانه، تقسیم فرمود، تا هر که را بخواهد به وسعت روزى و یا تنگى آن بیازماید و با آن شکر و صبر غنى و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد.»
شاید حکمت تنگی روزی یادآوری و تذکر باشد. در حدیث آمده است: «خداوند بندگان خویش را به هنگامى که اعمال بد انجام مى دهند با کمبود میوهها، جلوگیرى از نزول برکات، و بستن در گنجهاى خیرات آزمایش مى کند تا توبه کاران، توبه کنند، آنان که باید دست از گناه بکشند خوددارى، پندپذیران پند گرفته متذکر گردند و آنکه از گناه مى ترسد از انجام خلاف بازایستد.»
فقر، قضا و قدر نیست
عزیزان! فقر هر چند که عمومیت و گسترش هم یافته باشد، لزوماً به این معنی نیست که تقدیر چنین رقم خورده است. زیاد میشنویم که میگویند: سرنوشت ما کشورهای جهان سوم چنین رقم زده شده است که فقیر باشیم. پس وقتی که فقر در سطح ملتها یا جوامع یا کشورها گسترش مییاید، باید تشخیص دهیم که چگونه به آن نگاه کنیم یا چگونه با آن تعامل نماییم. ممکن است این فقر نتیجه ظلم و بیعدالتی باشد و حاکمان این کشورها ستمگر باشند یا اینکه ثروتها و توانمندیهایشان توسط دولتهای استکباری به تاراج رفته باشد.
شاید علت دیگر فقر عدم آگاهی نسبت به بهره برداری از ثروتهایی باشد که خداوند در اختیار ما قرار داده است، اعم از ثروت کشاورزی یا صنعتی و غیره.
شاید هم علت فقر اسراف و زیاده روی و هدر دادن و فساد باشد.
شاید هم دلیل فقر این باشد که اغنیا به مسؤولیتهای خود عمل نمیکنند. همانهایی که خداوند واجب کرده است که مشکلات فقرا را حل کنند. در حدیث آمده است: «خداوند قوت فقیران را در اموال اغنیا قرار داده است. از این روهیچ کس گرسنه یا عریان نشد مگر به خاطر بازداشتن اغنیا. خداوند نیز آنان را بازخواست کرده و با عذابی دردناک، عذابشان خواهد کرد.»
«خداوند نیازمندیهای فقیران را در اموال اغنیاء قرار داده است و اگر بداند که برایشان کفایت نمیکند، برایشان میافزاید.»
ممکن کسی بگوید که در زمان ما موضوع روزی تحت کنترل فرد قرار ندارد. مشکل در فرد نیست. بلکه جوامع دچار پیچیدگی در مشاغل و کسب و کار شده است و سیاستهای عرضه و تقاضا بر آنها حاکم است و اغلب این کارگران هستند که تاوان این رقابت شدید را پرداخت میکنند.
امروزه موضوع روزی به بخش مهمی از موضوع توسعه در جوامع و دولتهای اسلامی و عربی ما تبدیل شده است و در بسیاری از بخشها، ایجاد فرصتهای شغلی به نحوه بکارگیری سرمایه و ثروت بستگی دارد. از این رو مسؤولیت شرعی صاحبان سرمایه این است که در پروژههایی مشارکت کنند که سبب کاهش نرخ بیکاری میشوند. حتی اگر باعث شود به سود کمتری برسند.
گنجینههای قارونی که امروز به اوراق قرضه تبدیل شدهاند و از پول به عنوان منبعی آسان برای رسیدن به سود سریع و امن استفاده میشود. ساخت و ساز و تجارت زمین، بورسها و معاملات سهام و تجارت طلا و تجارت پول با پول همگی عرصههایی برای جذب ثروتهای هنگفت هستند. در حالی که میشود از همین ثروتها برای پروژههای کشاورزی و صنعتی و تولیدی استفاده کرد و میلیونها بیکار را به کار گرفت و معاش هزاران خانواده را که به دنبال تامین نان روزانه خودشان هستند، فراهم کرد.
ما نیازمند کسانی هستیم که دغدغهشان توسعهای باشد که هم برای خودشان فایده داشته باشد و هم دیگران. این دغدغه ایجاد میشود مگر این فرد دردهای دیگران را احساس کند. زمانی که جوانی را میبیند که توان دارد، اما فرصت کار برایش فراهم نمیباشد. ممکن است برخی از برادران بر این باور باشند که دادن کمکهای مالی کافی باشد و و آنان با این کار وظیفه خود را انجام میدهند و آنها به خاطر این کمکهایشان باید مورد سپاسگزاری قرار بگیرند. البته در بسیاری از موارد این کار خوب و لازم است، اما ضرب المَثَل است که میگوید: «اگر به نیازمند ماهیگیری یاد بدهی، بهتراست از اینکه هر روز به او یک ماهی بدهی.»
از این رو از تمام خیرین، از همه آن کسانی که خداوند روزی وسیعی به آنها داده است، دعوت میکنیم که تلاشهای خود را متحد کنند تا بذل و بخشش آنها طبق یک طرح توسعهای صورت بگیرد. ما از آنها چنین کاری را میخواهیم. ما میدانیم که هدف آنها خیر است و این کار یکی از شاخصترین کارهای خیر است و باقیات الصالحاتی است که بهترین پاداش و بهترین امید در انتظار آن است.
کسب حرام
دوستان عزیز! نگرانی و ترس از آینده، بارزترین درد و رنجی است که انسانیت در زمانه از آن رنج میبرد، نگرانی حقوق، نگرانی فرصت کاری، نگرانی سود، ترس از فقر و دست دادن نعمتها. این فهرست ادامه دارد و پیوسته زیاد میشود.
این بیماری با شروع بحران اقتصادی که بسیاری از کشورهای اروپایی امروز دچار آن است، ابتد در کشورهای غربی ظهور کرد. اما جوامع ما، نمیخواهند از این بیماری علاج ناپذیر جلوگیری کنند. بیماری که در حال شیوع است، خصوصاً که دو فضیلت قناعت و رضایت از بین رفته و ایمان نیز حضوری در خور ندارد.
اگر چنین نیست پس این همه درآمدهای نامشروع مانند ربا، تقلب در تجارت و صنعت، کشاورزی و احتکار و کلاه برداری در معاملات و در کار را که باعث درآمدهای سریع و نامشروع میشود، چگونه میتوان تفسیر کرد؟
اما کوچکترها و کسانی که توان دسترسی به یک قرص پنیر را ندارند و برای رسیدن به سود له له میزنند، با گدایی یا زمینه سازی برای رشوه و حتی سرقت به خُرده ریزههای سفره بسنده میکنند.
وقتی در راه هستی، در باره چنین صحنههایی که برای همگان آشنا هستند، قدری تأمل کن. خواهی دید که یک راننده یا یک ماشین برای سوار کردن یک مسافر چگونه در کنار جاده توقف میکند، حتی اگر این کار سبب بروز حوادث یا مشکلات متعدد شود. میبینی که چگونه بسیاری از مردم جامعه با درآمد و روزی داد و ستد میکنند.
در همین ماه گذشته، وقتی بازرگانان دیدند که دولت در مبارزه با تخلفات جدی است، در تاریکی شب، دهها تُن گوشت فاسد و مواد غذایی خراب را به زباله دانیها ریختند.
این چه درآمدی است که به درگیری و رقابتهای ناسالم تبدیل شده است و این چه افرادی هستند که مرگ به مردم میفروشند؟
تجلیل از کارگران
در این میان، ما نسبت به کارگرانی که عفت دارند و احساس مسؤولیت میکنند، سر تعظیم فرود میآوریم. همانهایی که با وجود درد و رنج، در کار خود اخلاص دارند. اینان مجاهدان در راه خداهستند، اینان قدرت امت اسلامی هستند، اینان همراهان مجاهدان هستند، به واسطه آنهاست که زمین آباد میشود و خیر و خوبی گسترش مییابد. اینان کسانی هستند که تلاش میکنند. اگر رزق و روزیشان کم شد، صبر کردند و خداوند را ستایش کردند و اگر روزیشان زیاد شد، شکر کردند و خداوند را ستایش نمودند و از روزی خود به دیگران بخشیدند.
ما درد و رنج کارگر را به خوبی درک میکنیم، او هر روز به مبارزه با خواستههای زندگی و نوسانات قیمتها میرود. اما از او انتظار میرود که به رغم همه اینها سخت کار کند. دهانها در انتظار او هستند و هزینههای مدرسه و مراقبتهای پزشکی و خدمات همه بر عهده او هستند و بارشان بر دوش او سنگینی میکنند.
گرامی داشت مقام کارگران در روز خود آنها، با ارج نهادن به تلاششان و بهبود وضعیت آنها کامل میشود. تمام آن کسانی که متولی امور کارگر هستند، از اتحادیهها گرفته تا کارفرمایان، وزرا، معاونان و رؤسا، مسؤولیتشان این است که سیمای کارگر در میهن خود، نورانی و شرافتمند باشد و کرامت او در اولویت برنامهها و راهبردها و قوانینشان قرار داشته باشد. اگر میخواهی به آینده هر میهنی نگاه کنی، ارزش کار و کارگران آن را ببین. «وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ» (التّوبة: ۱۰۵).
خطبه دوم:
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا! آن گونه که شایسته است از خداوند تقوا پیشه کنید و جز مسلمان نمیرید. باید توجه داشته باشیم زمانی که با یکدیگر اختلاف داریم، چه اختلاف در اندیشه یا عقیده یا فقه یا رویداد تاریخی یا سیاست یا روش پرداختن به هر یک از مسائل گوناگون، اهتمام ما این باشد که گفتگویی منطقی و آرام داشته باشیم که فکر را با فکر و نظر را با نظر مورد مناقشه قرار دهیم. این روش باید بر سبک گفتمان حاکم باشد. نباید تمام دغدغه ما این باشد کسانی را که با ما اختلاف نظر دارند ویران کنیم یا از از نظر مادی و معنوی از بینشان ببریم. زیرا صرف اختلاف نباید توجیهی برای استفاده از تمام روشهای پُر پیچ و خم و انحرافی یا ظالمانه باشد و همه تابوها را زیر پا بگذارد.
ممکن است عقیدهات این باشد که حق با توست و دیگری نادرست یا منحرف یا بیرون از مذهب یا عقیده یا موقعیت سیاسی درست است.
رسول خدا(ص) که صاحب حقیقت بود و به آن باور داشت و به آن عمل میکرد، اما باید دید که چه برخوردی با مخالفان خود داشت؟ آیا به آنها میگفت که من برحقم و شما باطل هستید؟ او این چنین نمیگفت، بلکه آن گونه که خداوند به او آموخته بود، میفرمود: «وإنّا أو إیّاکم لعلى هدى أو فی ضلال مبین» بیایید با هم به دنبال حقیقت بگردیم. رسول خدا (ص) توانست با این روش خود عرصه را از تنشهای روانی و عصبی به سوی آرامش فکری و گفتگوی آرام سوق دهد.
عزیزان! ما نیاز داریم که جامعه خود را از تنشهای ناشی از اختلاف بیرون سازیم. تو دیدگاه خود را داری و از آن دفاع میکنی و من نیز دیدگاه خود را دارم و از آن دفاع میکنم. پس چرا میخواهی با من بجنگی و خرابم کنی و چرا من با تو بجنگم و خرابت کنم؟
چرا کلمه یکسان و مشترک را فراموش کردهایم؟ چرا نقاط مشترک را که زیاد هم هستند فراموش کردهایم؟ این چیزی است که ما برای اوضاع داخلی خود بیان میداریم. اوضاع داخلی ما نیازمند فعالان وحدتگراست نه تجزیه طلبان. ما نیازمند کسانی هستیم که پلهای ارتباطی بسازند نه آن کسانی که پلهای رابطه را تخریب میکنند. وحدت در مسائل مشترک و گفتگو در موارد اختلاف، حرف ما برای بهبود اوضاع داخلی است. عرصه مقاومت در برابر دشمن صهیونیستی، عرصه رویارویی در برابر استکبار جهانی. این حرف ما برای اوضاع کنونی جهان عربی و اسلامی است.
منطقه در معرض تهدید فرقه گرایی
منطقه عربی و اسلامی از افزایش فرقه گرایی رنج میبرد. نگاهی به تحرکات گوناگون در کشورها نشان میدهد که فرقه گرایی از چند دستگی شدید در جاهای گوناگون تغذیه میکند. سیاستهای قدرتهای بزرگ نیز هر کشوری را از کشور دیگر میترساند. علاوه بر این برخی کانالهای ماهوارهای و سایتهای ارتباطی، همه دغدغهشان این است که به جای تلاش برای گفتگوهای فکری و فقهی و اعتقادی آرام و هدفمند و تأکید بر نقاط مشترک، تعصبات را تعمیق کنند و بر دامنه تنش در بین مردم بیفزایند.
همه این واقعیتها ایجاب میکند که تمام رهبران آگاه مسلمان، اعم از علما و روشنفکران و مراکز اجتماعی و سیاسی و همچنین دولتهای عربی و اسلامی، بسیج شوند و برای یافتن بهترین راه زدودن عقده مذهبی از جانها با یکدیگر مشورت کنند. زیرا اگر این فرقه گرایی مزمن ادامه یابد، سبب تضعیف عناصر قدرت و مقاومت امت اسلامی خواهد شد و باعث از دست رفتن دستاوردهایی خواهد شد که امت اسلامی بعد از آشنایی با راه وحدت، بدست آورده بود.
در این راستا، بار دیگر برای کشورهای عربی و مسلمان تأکید میکنیم در دامی که برایشان تهیه دیده شده است گرفتار نشوند. نباید خود را از چالشهایی که پیش روی امت عربی و اسلامی قرار دارد، و به طور مشخص تجاوزات رژیم صهیونیستی و غارتگران ثروت و امنیت و حاکمیت امت اسلامی دور نگه دارند.
کشورهای عربی، خونریزی مستمر
گفتگوی داخلی تنها راه جلوگیری از حرکت کسانی است که تلاش میکنند جامعه عربی و اسلامی، خصوصاً اوضاع داخلی عراق را متزلزل کنند و آن را هم چنان ملتهب نگهدارند، گاهی اوقات با انفجارهای خونین و گاهی دیگر با بازیهای سیاسی. همین گفتگوی داخلی تنها راه جلوگیری از بروز تنش بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس در مورد جزایر سه گانه است.
علاوه بر این، این گفتکو درمان درد سوریه نیز میباشد که هنوز هم خونریزی در آن جریان دارد و با وجود حضور ناظران آتش بس که توان توقف درگیری را ندارند، هیچ راه حلی برای درمان آن سنجیده نشده است. با خشونت هیچ مشکلی حل نمیشود. خشونت تنها خشونت به دنبال دارد و سبب تخریب این کشور عزیز میشود. با دخالت بین المللی تحت عنوان بند هفتم منشور ملل متحد که برخی از آن صحبت میکنند نیز مشکل سوریه حل نمیشود. دخالت بین المللی باعث پیچیدهتر شدن بحران سوریه میشود و آن را وارد پیچ و خم جنگهای داخلی و درگیریهای بین المللی و منطقهای مینماید.
تنها گفتگوی داخلی است که باعث فروکش کردن تنش میشود و بحران را در جاده حل شدن قرار میدهد. گفتگوی داخلی همان چیزی است که همه باید بدان متقاعد شوند، پیش از اینکه کشور از لحاظ اقتصادی و امنیتی دچار فروپاشی شود و همه دچار خسارت شوند.
گفتگوی جدی همان چیزی است که در بحرین نیز ما به آن فرامی خوانیم. بحرینی که هنوز هم خون مردم صلح طلب آن بر زمین میریزد و حاکمیت هنوز هم اصرار دارد که درهای گفتگو را بسته نگهدار و درهای زندان را باز کند و برخی از فعالان حقوق بشر و در رأس آنها عبدالهادی الخواجة را که نزدیک ۸۰ روز است در بازداشت قرار دارد، را در حالتی شبیه به مرگ نگهدارد. حاکمیت هنوز نتوانسته است یک راه حل سیاسی برای متقاعد کردن مردم بحرین و نمایندگانشان فراهم کند.
ما مجدداً برای مقامات بحرین تأکید میکنیم که در حسابهای خود تجدید نظر کنند و تصمیم درست و شجاعانه برای گفتگو با مردم خود اتخاذ کنند. ما بر این عقیده هستیم که این کار پیش از اینکه به نفع مخالفان باشد، به مصلحت حاکمان بحرین است. این کار تنها راه نجات و آسایش کشور پس از ماهها ناآرامی دوامدار است. ناآرامیهایی که سرمایه دولت و نظام و امنیت کشور و صلح و ثبات داخلی و جایگاه جهانی بحرین را از بین برده است. خصوصاً پس از آنکه دولت بحرین در میان ده کشور برتر سرکوب کننده مردم طبقه بندی شده است.
فلسطین، نبرد با شکم خالی
چند دستگیهای کنونی، دشمن صهیونیستی را وسوسه کرده است که به تجاوزات خود علیه مردم فلسطین ادامه دهد. هفتهای نمیگذرد مگر اینکه خبر طرحهای جدید شهرکسازی به گوش ما میخورد و روزی نمیگذرد که تعداد زندانیان فلسطینی افزایش مییابد و در سوی دیگر نبرد با شکم خالی نیز ادامه دارد.
کاریکاتوری که توسط برخی از روزنامههای دشمن از نخست وزیر رژیم صهیونیستی منتشر شده است، نشان میدهد که او در حال کباب کردن سر دشمنان خود در عید یهودی فصح است. این صحنه تقریباً همان چیزی است که در اوج چند دستگیها میخواهند بر فلسطینیها و اعراب تحمیل کنند که در آن قدس نابود میشود و مسجد الاقصی و بقیه مراکز دینی فلسطینی هتک حرمت میگردند.
ما خواهان ایستادگی واقعی عربی و اسلامی در کنار این مردم زنده و صابر و استوار هستیم. در این زمینه، موضع مصر که در قالب قطع ارسال گاز به دشمن تجسم یافت را تبریک میگوییم. این کار آغازی واقعی برای خروج مصر از محدودیتی است که بر آن تحمیل شد و این کشور همیشه در عمق مقابله با دشمن صهیونیستی و عادی کردن رابطه با آن قرار داشت.
لبنان، سیاست رکود
اما لبنان، درد و رنج مردم این کشور روز به روز افزایش مییابد. اعتصاباتی که صورت گرفت و بعداً انجام خواهند شد، در شرایطی صورت میگیرند که دولت از ناتوانی در مسائل موجود و بحران شدید اجتماعی، رنج میبرد. اما متأسفانه روشی که دولت در حل مشکلات به کار میبندد، تثبیت کراوات، اما با کاهش وزن آن میباشد.
سؤال ما این است: چه سیاست اجتماعی در این کشور حاکم است و منظور باشگاه سیاسی، وقتی از ویژگیهای مرحله بعدی سخن میگویند و از رکود سیاسی و اجتماعی و اقتصادی تا زمان انتخابات خبر میدهند، چیست؟ در اینجا میپرسیم: آیا قانون انتخابات مطابق با آرمانهای لبنانیها نوشته خواهد شد، آن هم پس از اینکه بارها به نفع رهبرانی شکل گرفت که کشور را در شخص خودشان خلاصه میدیدند؟
در ارتباط با قانون انتخابات، ما همه گروههای لبنانی را به سوی بیداری واقعی وجدان و تعالی عرصه سیاسی به نفع انتخابهای مردم و نسلهایی که مشتاق ساختن لبنان فردا، لبنانی متحد، عزتمند و مستقل هستند، دعوت میکنیم. به آنها عرض میکنیم: بیایید برای یک بار هم که شده طبق گزینههای اکثریت خاموش که چشم انتظار قانون انتخابات عادلانه هستند، حرکت کنیم. در این صورت خواهید دید به جای اینکه لبنان عرصه درگیریها و میدان نزاعها باقی بماند، این کشور مسافتهای طولانی را به سوی عافیت سیاسی و امنیتی و اقتصادی را طی خواهد کرد و به الگویی برای منطقه تبدیل خواهد شد.