مصاحبه روزنامه کویتی النهار با علامه سید علی فضل الله

روزنامه کویتی النهار درباره موضوعات مرتبط با جانشینی و مرجعیت و نهادها و آخرین تحولات لبنان و موضوعات دیگر مصاحبه ای را با علامه سید علی فضل الله ترتیب داد. در این گفتگو آمده است:

رحلت سید<o:p></o:p>

           آیا می توانید برای ما از پدر راحلتان آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله بگویید؟ این که بعد از رحلت ایشان چه احساسی به جای گذاشت؟<o:p></o:p>

           ما با ایشان بسان پدری که به فرزندان خود احترام می گذارد و با ایشان به خشونت برخورد نمی کند، زندگی کردیم. ایشان همواره می فرمودند: با فرزندانتان مانند اثاث خانه برخورد نکنید. یعنی ایشان با ما با انسانیت خود رفتار می کردند. از این رو برای همه فرزندان خود احترام قائل بود. حتی آنهایی که کوچک بودند. او با ما به گفتگو می نشست و با ما وارد مناقشه می شد و از جایگاه مهر و محبت نظر درست و صحیح را به ما ارائه می داد. ما با ایشان با عنوان یک پدر زندگی کردیم. او همیشه ما را درک می کرد. از این رو توانست از ما انسانهایی بسازد که از صداقت کامل برخوردار بودند و نظر خود را بیان می داشتند.<o:p></o:p>

ما رسالتی را در وجود سید درک کردیم که از آغاز زندگی خود در نجف عهده دار آن بود. او توانی زنده بود که از جایی به جایی دیگری می رفت. وقتی به لبنان آمد، ما شب و روز او را در حال کار می دیدیم. هیچ گاه او را ندیدیم که آرام و قرار داشته باشد. آسایش و راحتی او در کارکردن بود. او همه وقت خود را به مطالعه و نوشتن و سخنرانی پر می کرد. انسان با رحلت او حقیقتاً احساس یتیمی می نماید. ما او را چون چتری می دانستیم که در همه ابعاد بر ما سایه افکنده است. خصوصاً در ابعاد فکری و احساسی. از این رو انسان بعد از رحلت او احساس خلأ می نماید. می توانم به تأکید بگویم: سیمای زندگی بعد از رحلت پدرم تغییر کرده است. ولی انسان باید واقعیت را بپذیرد و به این بیندیشد که چگونه راهی را که سید محمد حسین فضل الله آغاز کرد و همه زندگی خود را در راه آن صرف نمود و به تداوم آن وصیت کرد، ادامه دهد. <o:p></o:p>

از این رو مسؤولیت خیلی بزرگ است. همه کسانی که با ایشان زیستند باید این مسؤولیت را به عهده بگیرند. ما ادعای آن را نداریم که می توانیم به تنهایی عهده دار این مسؤولیت شویم. چرا که سید دارای شخصیتی چند بعدی بود و در همه عرصه ها حضور داشت. ولی ما این قدر اطمینان داریم که سید در جان کسانی که با او زیستند، چیزهایی را کاشته است که باعث می شود این راه ادامه یابد.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

ارزیابی از مراسم تشییع<o:p></o:p>

           مشارکت لبنانی و عربی و دیگران را در مراسم تشییع آن راحل کبیر چگونه ارزیابی می نمایید؟<o:p></o:p>

           کسی که این مشارکت همه جانبه را دیده باشد، به خوبی میزان حضور سید را در عقلها و قلبها و باورهای مردم به خوبی احساس می نماید. در نتیجه می توان چنین درک کرد که سید بسیار بزرگتر از آن بوده است که ما انتظار داشتیم. <o:p></o:p>

ما ایشان را خیلی بزرگ می دیدیم ولی با این تشییع احساس کردیم که حضور سید در عقلهای مردم خیلی ریشه دار بوده است. این حضور و توانمندی آن را می توان در شکافتن پوسته های طائفه ای و مذهبی و ملی متجلی دید. این حضور حتی کسانی را در برگرفت که به دین و مذهب او التزام نداشتند. از این رو به خوبی احساس کردیم که این اندیشه باید باقی بماند و نوگرایی حاصل نماید. خصوصاً که اندیشه او این توانایی را دارد که همه موانع فراروی ما را بردارد. موانعی که باعث می شوند هر نوع اندیشه با موانع طائفه ای و مذهبی و سیاسی برخورد نماید و خیلی کم هستند کسانی که بتوانند از این موانع عبور کنند. از این رو نسبت به این امت و این مردم خیلی احترام قائل هستیم. حتی مقامات رسمی که در عزاداری شرکت کردند، نشان داد که آنان نیز با اخلاص بوده اند. احساس نمی کنیم که آنان خواسته اند با ما مدارا نمایند. روزنامه ها و نشریات نیز نقش ارزشمندی در این زمینه ایفا کردند و توانستند به بهترین شکل سیمای سید را نشان دهند. حتی کسانی که با سید اختلاف داشتند نیز به گونه ای نظرات خود را ابراز داشتند که جنبه مثبت آن نمود بیشتری داشت.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

مرجعیت و جانشینی<o:p></o:p>

           تردیدی وجود ندارد که مرج راحل سید محمد حسین فضل الله مسؤولیتهای بزرگی را بعد از خود به جای گذاشت. آیا راهی که پدرتان در آن پای گذاشت تکمیل خواهد شد؟ آیا در موضوع مرجعیت جانشین ایشان خواهید شد؟<o:p></o:p>

           من از آن دسته کسانی هستم که این راه را ادامه خواهند داد. این کار خود نیازمند تلاشهای بسیاری است. ولی من از آن  جایی که با سید بوده ام و نزد ایشان شاگردی کرده ام و همه جزئیات را با ایشان درک کرده ام و در همه مراحل همراه ایشان بوده ام، در سفر و حضر و بیماری در کنار ایشان بوده ام، مستقیماً احساس مسؤولیت می نمایم. اما در باره موضوع مرجعیت باید گفت که این امر نیازمند لوازم و اصولی می باشد. مانند ممارست در عرصه های علمی و فقهی. من در این عرصه تلاش خواهم کرد. اما سؤالی که در این باره وجود دارد این است که این کار اصل است یا نه؟ پاسخ این است که این کار به مردم بستگی دارد. این که اگر بخواهم چیز خاصی را مطرح کنم مردم استقبال بکنند یا نه؟ ما در فضای عمومی مرجعیت حرکت می کنیم و انسان باید در آینده سعی خود را بنماید.<o:p></o:p>

           مرجع سید محمد حسین فضل الله بعد از خود چه اندیشه ای به جای گذاشت؟ در باره موضوع مرجعیت و جانشینی چه فکری شده است؟ آیا به نظر شما بعضیها تقلید از پدر شما را ادامه خواهند داد؟<o:p></o:p>

           ایشان اندیشه ای زنده را از خود به جای گذاشتند و سعی کرد که طرز تفکر رایج را متزلزل نماید. زیرا بسیاری از اندیشه هایی که ما با خود داریم، با حقیقت مغایرت دارند. برای مثال بسیاری از اندیشه ها وجود دارند که به جزئی از میراث و مقدسات ما تبدیل شده اند در حالی که این گونه نیستند. بعضی غلوها وارد اندیشه ما شده اند و در ساختار فکری ما و از جمله آن چیزی که تقلید نام گرفته است (اجتهاد نیز تقلیدی شده است) جای گرفته اند. سید این اندیشه را متزلزل کرد و ما را به سوی اندیشه ورزی دعوت کرد. <o:p></o:p>

ایشان همیشه می گفتند: "ما به آرای آنان احترام می گذاریم ولی ما برای خود آرائی داریم و شایسته است که همه چیز را مورد مناقشه قرار دهیم." بر این اساس سید بسیاری از اندیشه ها و آن چه را در تاریخ وارد شده است، مورد مناقشه قرار داد و آن چیزهایی را که به مسلمات تبدیل شده اند، نبش کرد و کوشید که تصویر صحیحی از آنها ارائه نماید. سید همه چیز را نفی نکرد ولی چیزهایی را که وارد شده بودند، مورد مناقشه قرار داد و در این زمینه نیز بسیاری چیزها را تحمل کرد. سید اندیشه روی آوردن به دیگران را مطرح کرد. ایشان به روی آوردن به دیگران اهتمام ویژه ای داشت. او شخصیت گفتمان محوری داشت. همیشه تلاش داشت که به دیگران پل بزند. از این رو او وحدتگرایی حقیقی بود. او اهتمام ویژه ای داشت به این که در موضعگیریهای خود قوی باشد. با استکبار و کسانی که بدخواه ملتهای مستضعف هستند، نرمش نشان نمی داد. به ملتها احترام می گذاشت. ولی در عین حال از ملتها می خواست که در انتخابهای خود تجدید نظر کنند.<o:p></o:p>

اما در باره مرجعیت و جانشینی بعد از ایشان باید گفت که ما در این زمینه نام خاصی را مطرح نکرده ایم. ولی از فقهای زنده استفاده کرده ایم. زیرا "انسان می تواند بر تقلید از میت باقی بماند." یک نظر فقهی می گوید: "باقی ماندن بر تقلید از میت جایز است." ما برای مردم این مسأله را مطرح کردیم. بر این اساس بسیاری از مقلدان سید محمد حسین فضل الله بر تقیلد از ایشان باقی ماندند. این همان چیزی است که تداوم این مرجعیت را اثبات می نماید. ما به مردم گفتیم: شما در انتخاب مرجع خود آزاد هستید. ممکن است که ما برای خود باورهایی داشته باشیم. ممکن است کسانی را که شایستگی مرجعیت را داشته باشند و سید به قدرت و تشخیص آنها ایمان داشت، برای مردم مطرح کنیم. ولی بعضی از مردم به طبیعت خودشان هنوز هم معتقدند که انتخاب آنها میراثی شخصی است که سید فضل الله از خود به جای گذاشت است و به خود اجازه نمی دهند که کس دیگری را انتخاب کنند.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

تداوم عطا و بخشندگی<o:p></o:p>

           آیا درِ خانه مرجع سید محمد حسین فضل الله هم چنان به روی جوانان بازخواهد بود؟ برای نهادهایی که سید ایجاد کردند مانند مبرات خیریه و بیمارستان بهمن و مؤسسات دیگری چه اتفاقی خواهد افتاد؟<o:p></o:p>

           طبیعتاً پاسخ مثبت خواهد بود. سید شعار "عقل باز و قلب باز" را مطرح کرد. از این رو نهادهایی که سید بنا کرد از جمله مبرات و دفتر خدمات اجتماعی باقی خواهند ماند. همین طور کارهای تازه ای نیز برای خدمت به مردم خواهد بود که سید آنها را دوست داشت. کسانی که سید شعار "مردم را دوست دارم... همه شما را دوست دارم" را برایشان مطرح کرد. من این دوستی و محبت را در همه اقدامات و سخنانش با مردم احساس کرده ام. به گونه ای که او بزرگ و کوچک را دوست داشت. از این رو برای خدمت به آنان تلاش می کرد و از هر فرصتی برای خدمت به آنها استفاده می کرد. وقتی که طرحی برای ایشان مطرح می شد، می گفت: فوراً آن را شروع کنید. در باره بودجه آن فکر نکنید. زیرا در بین مردم افراد خیر بسیارند.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

حفظ این میراث مسؤولیتی جمعی است<o:p></o:p>

           آیا بر این عقیده هستید که حفظ میراث پدرتان میراثی عمومی است؟ اقتضائات پیگیری مسائل جدید در عرصه جهاد، چطور؟<o:p></o:p>

           طبعاً این مسؤولیت جمعی است. زیرا سید شخصیتی فراگیر بود و یک لحظه فقط به خود و خانواده خود فکر نمی کرد. سید فقط به مؤسسات نمی اندیشید. بلکه بر ضرورت مواظبت و مراقبت از همه مؤسسات تأکید می کرد. حتی بعضی از کسانی که با سید مخالفتهایی داشتند بعضی از این مؤسسات مدیریت می کردند. سید می گفت که اختلاف ممکن است روزی به پایان برسد. مؤسسات باقی می مانند و اشخاص می روند.<o:p></o:p>

           در باره صدور فتوا برای قضایای پیش آمده و مسائل نو پدید چه خواهید کرد؟<o:p></o:p>

           سید میراث بزرگ و با ارزشی از خود به جای گذاشته است. من بر این عقیده نیستم که در حال حاضر و در آینده نزدیک، نقصی در آرای فکری ایشان حاصل شود. جامعه به صورت کلی به این آرا نیاز دارند. عناوین کلی که سید مطرح کردند، می تواند در هر لحظه و هر مرحله ای تطبیق شده و نیازهای زمانه را برآورده نماید. ولی آرزوی ما این است که در آینده کسانی بیایند که راه سید را ادامه دهند. ولی به عقیده من چیزهایی که سید از خود به جای گذاشته است بسیار عظیم است. در نتیجه می تواند برای کسانی که به او مراجعه می کنند یا کسانی که می خواهند راه خاصی را در زندگی بشناسند، غنا بخش باشد.<o:p></o:p>

           آیا چیزهایی دارید که بخواهید از جنبه فکری پدر گرامیتان درباره جنبه دینی برایمان بگویید؟<o:p></o:p>

           سید بر این نظر بود که اسلام دین زندگی است. او بر این نظر بود خداوند اسلام را به بندگان خود عنایت کرد و او بود که تحمل دردها و رنجهای این راه و مسؤولیت حفاظت از اسلام را به عهده پیامبران و علما گذاشت. ولی نه به مانند کسانی که سیمای اسلام را خدشه دار می کنند، سید به اسلامی باز معتقد بود. او به اسلامی معتدل یعنی اسلامی میانه رو و دارای رویکرد به دنیای معاصر اعتقاد داشت. اسلامی که مدارا را اصل و خشونت را استثنا قرار می دهد. اسلامی که به مسلمانان می گوید وقتی با کسانی که اختلاف دینی دارند زندگی می کنند: «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ» (ممتحنة/8) بلکه به کسانی که با شما اختلاف دینی دارند تا زمانی که نمی خواهند به شما بدی کنند یا شما را از سرزمینتان بیرون کنند و یا با شما بجگند، نیکی کنید. سید بر این نظر بود که اسلام اگر درست ارائه شود، می تواند در این زمانه حضور داشته باشد. سید توانست با ارائه اسلام، آن هم به صورتی که خودش دیده بود، باعث شد دیگران به اسلامی که او بدان ایمان داشت، احترام بگذارند.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

وضعیت لبنان<o:p></o:p>

           از نظر سیاسی، وضعیت لبنان را در این دوره دشوار چگونه می بینید؟<o:p></o:p>

           لبنان عرصه ای است که از طریق آن مشکلات منطقه تنفس می شود. در دوره های اخیر لبنان روی آرامش را ندیده است و هم چنان نیز بی ثبات و صحنه تزلزلها باقی خواهد ماند. همان گونه که سید بارها تکرار کرده بود، مناسب برای لبنانیها این است که آگاه باشند و لبنان خود را به بهترین کشور تبدیل کنند. اما متأسفانه بسیاری از کسانی که می خواهند به فتنه های طائفه ای و فرقه ای و تنشهای منطقه ای دامن بزنند، لبنان را عرصه ای آماده و مهیا می بینند. اما زمان آن فرا رسیده است که لبنانیها روی صلح و ثبات را ببینند و در صلح و آرامش زندگی کنند. این که لبنان عرصه ای برای دیگران نباشد. ولی این امر نیازمند اراده ای سیاسی و مردمی می باشد.<o:p></o:p>

           آیا از بروز جنگ اسرائیلی تازه ای ضد لبنان نمی ترسید؟<o:p></o:p>

           با توجه به این که ما به فریبکاریهای اسرائیل عادت کرده ایم، ترس از اسرائیل همچنان وجود دارد. ولی اعتقاد من این است که اسرائیل وارد جنگ تازه ای نخواهد شد. زیرا با توجه به امکاناتی که مقاومت در اختیار دارد، این کار برای اسرائیل آسان نخواهد بود. اسرائیل به این فکر است که با فتنه افروزی جایگزینهای مناسبی برای جنگ پیدا نماید. برای این کار اسرائیل ادوات بسیاری در اختیار دارد که می تواند لبنان و منطقه را به یک اندازه ضعیف نماید.<o:p></o:p>

شرایط برای جنگ در حاضر وجود ندارد. معتقدم که اسرائیل نیازمند مدت زمانی است که بتواند نفسی تازه نماید و به این فکر نماید که باید برای جنگهای متعددی خود را آماده کند.<o:p></o:p>

           آیا به نظر شما لبنان به اندازه کافی ضد فتنه مذهبی و طائفه ا ی که از آن سخن گفتید آمادگی دارد؟<o:p></o:p>

           صداهایی بسیاری برای وحدت وجود دارد. امیدواریم که حادثه برج ابی حیدر تکرار نشود و تحت کنترل قرار داشته باشد. هنوز هم مردم بر این عقیده هستند که باید در کنار یکدیگر زندگی کنند و گزینه ای جز همزیستی وجود ندارد. خصوصاً که مردم لبنان فتنه طائفه ای و مذهبی را امتحان کرده اند. این احساس وجود دارد که وحدت می تواند یک گزینه مطرح باشد. ولی بعضیها در لبنان برای فتنه افروزی تلاش می کنند.<o:p></o:p>

           روابط خود با احزاب لبنانی عموماً و حزب الله خصوصاً را چگونه توصیف می نمایید؟<o:p></o:p>

           یاد گرفته ایم که به همه روی بیاوریم. زیرا مشترکات بسیاری با ایشان داریم. ما خواهان زدن پل به سوی همه هستیم. رابطه ما با مقاومت خیلی قوی است. سید پیشگام تلاش برای مقاومت و حمایت از آن بود. ما ضد کسانی هستیم که در برابر مقاومت می ایستند و می خواهند به آن بدی کنند. ما در کنار کسانی هستیم که خیرخواه این کشور هستند و برای وحدت تلاش می کنند و به فکر این کشور هستند. ما خواهان رابطه با کلیه کسانی هستیم که در این کشور زندگی می کنند. <o:p></o:p>

           نظر شما در باره رابطه لبنان با سوریه و ایران و ایالات متحده امریکا و عموم غرب چیست؟ <o:p></o:p>

           علی رغم بعضی ملاحظاتی که در باره نحوه روابط بین دو کشور وجود دارد، سوریه از جمله کشورهایی است که همیشه در کنار لبنان ایستاده است. سوریه در کنار لبنان ایستاد و از آن حمایت کرد. مسیحیان به یاد دارند که وقتی می خواستند به آنان حمله شود، این سوریه بود که آمد و توازن ایجاد کرد. آنان بودند که امنیت را به این کشور آوردند. الآن نیز در جبهه بازدارندگی و مقابله با طرحهای استکباری و صهیونیستی در منطقه قرار دارد.<o:p></o:p>

اما در باره ایران باید گفت که آن چه ما را با ایران پیوند می زند، دین است. در موضوع مقاومت، ایران در کنار لبنان ایستاد. ایران مقاومت را تأیید کرد و الآن نیز این آمادگی را دارد که در کنار همه مسائل لبنان ایستادگی نماید. از این رو طبیعی است که ما در کنار جمهوری اسلامی ایرانی که در کنار قضایای ما قرار دارد بایستیم.<o:p></o:p>

در رابطه با غرب باید گفت که ما در باره برخورد غرب با دنیای عربی و لبنانی و اسلامی و قضیه فلسطین ملاحظاتی داریم. ما این ملاحظات را داریم و از غرب نیز می خواهیم که به دردهای مردم بیندیشد. من از غرب و آمریکا و دنیا می خواهم که به ملتهای منطقه احترام بگذارد. در این صورت است که منطقه را دوست خود خواهد یافت. خصوصاً که دین به ما یاد داده است که با کسی مشکل نداشته باشیم. حتی آن کسانی که با ما اختلف دارند. سید فضل الله از کسانی که به غرب می رفتند می خواست که  به نظم آن جا احترام بگذارند. ایشان ویزا را به منزله عهد و التزام می دانست. حتی برای کسی که عقیده دارد این کشورها از اسرائیل حمایت می کنند.<o:p></o:p>

روزنامه کویتی النهار، 29 رمضان 1431هـ برابر با 8/9/2010م<o:p></o:p>