مصاحبه روزنامه لبنانی اللواء با علامه سید علی فضل الله

وقتی که وارد بیت علامه مرجع سید محمد حسین فضل الله می شوی، عظمت مکان تو را فرامی گیرد. نمی توانی نبود او را بپذیری. زیرا همه چیز به تو این را می گویند که این مرد با اقبال روز افزونی که به کتابهایش می شود و استفتائاتی که سرازیر دفترش می گردد، چیزی که حتی بیشتر از دوران زندگی او می باشد، زندگی دوباره ای یافته است.

<o:p></o:p>

مقدمه:<o:p></o:p>

وقتی که وارد بیت علامه مرجع سید محمد حسین فضل الله می شوی، عظمت مکان تو را فرامی گیرد. نمی توانی نبود او را بپذیری. زیرا همه چیز به تو این را می گویند که این مرد با اقبال روز افزونی که به کتابهایش می شود و استفتائاتی که سرازیر دفترش می گردد، چیزی که حتی بیشتر از دوران زندگی او می باشد، زندگی دوباره ای یافته است.<o:p></o:p>

در ورودی بیت تصویر بزرگی از مرجع راحل نصب شده است که سخنانی از ایشان آن را مزین کرده است. از جمله این که: "در تمام موضعگیریهایم الگویم پیامبر خدا بوده است." تصویر دیگر وصیت ایشان را نشان می دهد: "خدا را خدا را در باره اسلام در نظر داشته باشید."سومین تصویر نیز به این سخن اشاره می دارد: "ای قلبی که دوستداران و بد گویان را در بر می گرفت."<o:p></o:p>

در سالن بزرگ بیت که در جریان تجاوز جولای 2006 توسط هواپیماهای اسرائیلی ویران شده و سپس بازسازی گردید و سید در ماههای آخر عمرشان بدان بازگشتند، حاج هانی عبدالله مشاور رسانه ای و سیاسی سید به استقبال می آید و تو را به داخل راهنمایی می کند. به سوی سید علی که همانند پدرش با تواضع و تبسم و محبت و همان تحیت به دیدار تو می شتابد: "قلب باز در خانه باز و عقل باز."<o:p></o:p>

در مکان استقبال، با وجود کلمات و نحوه استقبال و تصویرهایی که در جای جای اتاق نهاده شده اند و دو بیت شعری که خلاصه ای از زندگی سید هستند و در تابلوی هنری در صدر اتاق قرار گرفته است، حضور سید را به خوبی احساس می کنی:<o:p></o:p>

أهوی الحیاة انطلاقاً في ذري حلم    یشدّه لحیاة الوحي إیمان<o:p></o:p>

عیش بسیط ودنیا غیر طامعة                      وعالَم بالشعور الحر بزدان<o:p></o:p>

به حرفهای سید علی اطمینان می کنی. او که وارث علم و تواضع پدرش است و از تداوم روش پدر در حمایت از وحدت اسلامی و مراقبت از مؤسسات خیریه و ادامه یافتن روش سابق برای تو سخن می گوید. نه طائفه گرایی و نه مذهب گرایی و نه میراث خواری. او از مسؤولیت بزرگی می گوید که بر عهده گروه بزرگی از کادرها و علما قرار گرفته است. آنهایی که از علم سید سیراب شدند و به دست ایشان پرورش یافتند و اطمینان یافتند که فعالیت سید علی در همه چیز از نظر علم و قوّت و صبر و تلاشی که شب و روز در رأس جمعیت مبرات و مؤسسات و متن فعالیتهای رسانه ای و سیاسی و دینی جریان دارد، شباهتی تام  با پدر دارد. <o:p></o:p>

صفحه گفتگو باعلامه سید علی فضل الله را می گشاییم. گفتگوی فراگیر با روزنامه اللواء آغاز می شود. این گفتگو در شرایطی صورت می گیرد که مشکلات و دشواریهای لبنان بر وی ادامه دارد. راههای ریشه کنی فتنه و وحدت اسلامی و وضعیت ارث بزرگی که مرجع راحل سید محمد حسین فضل الله برای او به جای گذاشته است، در رأس این مشکلات قرار دارند. این گفتگو به صورت زیر صورت گرفته است که تقدیم می گردد.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

نهاد مرجعیت و تداوم تقلید<o:p></o:p>

           آیا اوضاع داخلی مؤسسات حضرت آیت الله سید محمد حسین فضل الله بعد از رحلت ایشان به همان نظم و ترتیب سابق است؟<o:p></o:p>

           معظم له در همه زندگی خود اهتمام ویژه داشت که مؤسسه بسازد، نه افراد. او توجه داشت که پایه های مؤسسه را در عرصه های گوناگون بسازد. از این رو در مؤسساتی  که سید بنا کرد، ایشان اهتمام داشت که این مؤسسات بر اساس پایه های درستی استوار شوند. از این رو در این نهادها روحیه کار مؤسساتی و نه فردی را ایجاد کرد تا این که کار این مؤسسات تداوم یابند.<o:p></o:p>

حتی در عرصه مرجعیت دینی، ایشان توجه خاصی داشت که برای مرجعیت نیز نهادی ایجاد نماید. بر این اساس می بینیم که ارتباط دینی مردم با ایشان، از طریق کسانی تداوم یافته است که به دست ایشان تربیت یافته و سید مبانی اندیشه خود را در بین ایشان تثبیت کرده است. به همین دلیل مردم به ایشان اعتماد پیدا کرده اند. بر این اساس مردم عملاً پیروی از سید را ادامه داده اند و در این باره از طریق مبانی فقهی  شیعه حرکت کرده اند که بقای بر تقلید از میت را جایز می داند و این تقلید هم چنان ادامه دارد.<o:p></o:p>

مؤسسات خیریه و تربیتی و پزشکی و حمایتی و دینی تحت عنوان "جمعیت المبرات الخیریة" وجود دارند. کار این جمعیت هنوز ادامه دارد و به ایفای نقش خود می پردازد. این جمعیت دارد کار خود را ادامه می دهد. در این جمعیت پایه های داخلی وجود دارد که آن را قادر می سازد، کار خود را ادامه دهد. در آینده نیز این جمعیت توان تداوم کار را دارد.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

مراقبت از 8000 کودک و خانواده<o:p></o:p>

           آیا این نهادها و مؤسسات تعداد زیادی از کودکان را تحت پوشش خود دارند؟<o:p></o:p>

           در این مؤسسات حدود 3530 یتیم تحت پوشش وجود دارند ودر بیرون از مؤسسات نیز 5000 خانواده تحت پوشش این مؤسسات هستند. تعدادی از معلولان شنیداری و دیداری در مؤسسه امام هادی (ع) تحت پوشش هستند. مرکزی برای سالخوردگان وجود دارد. در کنار این ها مدارسی در نقاط مختلف و مراکز دینی نیز وجود دارند.<o:p></o:p>

           در سطح مرجعیت و تقلید چطور؟<o:p></o:p>

           در عرصه تقلید، این امر از اعتماد مردم به جایگاه شرعی موجود ریشه می گیرد. یک هیأت شرعی در دفتر وجود دارد. این هیأت از علمای دارای جایگاه ممتاز علمی تشکیل شده است. این هیأت شرعی هنوز هم وجود دارد به کار خود ادامه می دهد. همین هیأت بیانیه ای را منتشر کرد که بر اساس آن مردم تقلید از سید را ادامه دادند.<o:p></o:p>

اینان در این بیانیه بر آرای علمای زنده تکیه کردند. زیرا مراجع کنونی با جواز بقا بر تقلید از میت موافق هستند خصوص اگر او اعلم باشد. بر این اساس مردم تقلید از سید را ادامه دادند. وظیفه این هیأت این است که استفتائات را پیگیری کنند و آنان را با نظرات و آرای سید و فتاوایی که از ایشان صادر شده است، تطبیق دهند.<o:p></o:p>

بنابراین هیأت شرعی فتوا نمی دهد، بلکه فتاوای سید را بیان می کنند و این فتاوا را بر واقعیت موجود تطبیق می کنند. مانند آن چه که در باره عید اتفاق افتاد. البته این کار به صورت قیاس صورت نمی گیرد.<o:p></o:p>

در صورتی که مسأله از آن چیزهایی نباشد که بر حضرت آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله ارائه شده اند، در این صورت ما به مرجع زنده ای مراجعه می کنیم که در این زمینه به ایشان تکیه می شود. ولی تا هنوز با چنین چیزی مواجه نشده ایم و عقیده ندارم که با مسأله ای مواجه شویم که سید در باره آن فتوا نداده باشد. بنابراین بر اساس فتوای مراجع در جواز بقا بر تقلید از میت، سید هنوز هم مرجع است و مردم بر تقلید از ایشان باقی مانده اند.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

مرجعیت اکتسابی است و نه وراثتی<o:p></o:p>

           آیا مرجعیت منتقل می شود و یا اکتسابی است؟<o:p></o:p>

           مرجعیت وراثتی نیست. بلکه اکتسابی می باشد. یعنی انسان به درجه ای از علم برسد که برای مرجعیت شایبستگی حاصل  نماید. از این رو کسانی که سید آنان را باقی گذاشته است، کسانی هستند که از سید کسب علم کرده اند، سید را درک کرده اند و اندیشه اش را فهمیده اند و به اندیشه فقهی او باور دارند و می توانند که اندیشه او را تطبیق کنند. زیرا اموری وجود دارند که نیازمند افرادی برای تطبیق آنها هستند. برای مثال در موضوع هلال در آغاز و پایان ماه رمضان، سید فتوا داده اند و از ما خواسته اند که به علم فلک مراجعه کنیم.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

التزام به روش اعتدال و میانه روی<o:p></o:p>

           سید محمد حسین فضل الله در دوران طولانی از عمر خود روش خاصی از اعتدال را مورد تأکید قرار دادند. آیا شما و هیأت شرعی نیز این روش را مورد تأکید قرار داده اید یا این که تغییراتی در بعضی از قضایا پیش آمده است؟<o:p></o:p>

           ما نیز بر این همین روش هستیم. از این رو این روش ادامه دارد و ادامه خواهد یافت. زیرا ما معتقدیم که اسلام همان است که بود واین خط می تواند سهم بسزایی در حل مشکلات لبنان و منطقه داشته باشد . سطح انسان را در این دنیا ارتقا ببخشد و نه فقط مشکلات مسلمانان که مشکلات دنیا را حل نماید. از این رو ما از موضع قناعت و به عنوان یک میراث این راه را ادامه خواهیم داد. زیرا این همان خط اسلامی است که به قضایای زندگی و زمانه نظر دارد. آن چه در تشییع و واکنشهای مثبتی که بعد از وفات سید اتفاق افتاد، تأکید می دارد که این اندیشه توانسته است موانع طائفه ای و سیاسی و مذهبی را که نمی گذارد، اندیشه از آنها عبور نماید، بشکافد. سید به اندازه خود توانست حتی به کسانی برسد که با فکر ایشان اختلاف داشتند.<o:p></o:p>

این واقعیت این را ثابت کرد که این اندیشه بهترین راه حل و مایه در امان ماندن از مشکلاتی است که از آنها رنج می بریم. خصوصاً در لبنان و به ویژه در فتنه ها. سید در حیات خود مایه در امان ماندن از هر فتنه ای بود. این راه حتماً ادامه خواهد یافت و ما نیز این راه را ادامه خواهیم داد. طبعاً ما نمی توانیم آن چه را حضور و اندیشه و توان قناعت دهی سید تحقق بخشید که دیگران فاقد آن هستند حتی اگر از نزدیکان ایشان باشند، تحقق ببخشیم. ولی ما نیز عهده دار همین اندیشه هستیم و برای تداوم این روش کوشش خواهیم کرد.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

فتوای سید در عدم اهانت به عائشه و صحابه<o:p></o:p>

           در ارتباط با قضیه عائشه و اهانت به صحابه، چند روز پیش موضعگیری کردید. آیا این موضعگیری همان فتوای تحریم سید است یا شما چیزی افزوده اید؟<o:p></o:p>

           این همان فتواست که ما آن را یادآور شده و مورد تأکید قرار دادیم و بر پیروی از آن تأکید ورزیدیم و این آمادگی را داریم که پیامدهای آن را نیز تحمل کنیم. همان طور که ما می دانیم ممکن است چنین فتواهایی مجال عرضه پیدا نکنند حتی در بین مردمی که به آن می اندیشند، ولی ممکن است که نخواهند چنین فتواهایی مطرح شوند. البته این علاوه بر کسانی است که اساساً در برابر چنین فتواهایی موضع دارند.<o:p></o:p>

از این رو ما این فتوا را مورد تأکید قرار دادیم و بیان داشتیم که این فتوا بیانگر اسلامی است که ما بدان باور داریم و خط اهل بیت می باشد و چیزهایی را بیان می دارد که در قرآن کریم وارد شده است. سخنان ما در این باره جنبه مجامله ندارد بلکه ما از عمق باورها و التزامهای خود سخن می گوییم. دوباره تأکید می داریم که ما همین روش را در این قضیه و سایر قضایا ادامه خواهیم داد.<o:p></o:p>

اهتمام دائمی ما این است که فتنه هایی را که ایجاد شده اند خاموش کنیم و از فتنه هایی که می خواهند ایچاد شوند، جلوگیری کنیم. ما می خواهیم خط اهل بیت را به همان صورتی که اهل بیت نشان داده اند به تصویر کشیده و ارائه نماییم. وقتی که به نحوه تعامل امام علی (ع) با خلفا نگاه می کنیم می بینیم که آن حضرت با این که خلافت را حق خود می دانست، اما نوع رفتار ایشان بیانگر اسلام بود. عملکرد امام علی(ع) جنبه شخصی نداشت بلکه بیانگر نوع اندیشه ایشان بود و هر کسی که به آن حضرت وابسته است باید بیانگر همان اندیشه باشد. زیرا امام علی (ع) برخاست و فرمود: "تا زمانی که امور مسلمانان بسامان است و در آن بر کس دیگری جز من ستمی نیست، من در صلح و سازش هستم."<o:p></o:p>

اما در رابطه با عائشه باید گفت وقتی که جنگ جمل اتفاق افتاد، امام علی (ع) از او صیانت کرد و به او احترام گذاشت و تکریم کرد. این برخورد ناشی از جایگاه دینی و مکتبی آن حضرت  بود و جنبه شخصی نداشت. این رفتار ناشی از میزان توجه ایشان به پیامبر گرامی اسلام و عشق و علاقه ایشان به آن حضرت و آگاهی ایشان به چیزهای وارد شده درقرآن کریم بود. <o:p></o:p>

همه تاریخ اهل بیت (ع) تاریخی سرشار از باز اندیشی و پیوند است و کسی که به نام ایشان سخن می گوید نباید بسته اندیش یا متعصب باشد و در فتنه افروزی بکوشد و در اندیشه ورزی خود نمی تواند جز به آن چه آنان ترسیم کرده اند، حرکت نماید. زیرا اهل بیت (ع) اسلام را آن گونه که دیده بودند ترسیم کردند و خط اسلام را همان گونه که پیامبر گرامی اسلام آورده بود، ترسیم کردند.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

رابطه با الازهر<o:p></o:p>

           با توجه به این اندیشه و باز اندیشی که شما از آن بهره مند می باشید، آیا به گفتگوی با دیگران مانند الازهر و جاهای دیگر اقدام کرده اید؟<o:p></o:p>

           ما روش باز اندیشی را ادامه خواهیم داد. زیرا بر اساس جایگاهی که در کنار سید داشته ام، می دانم که سید نیز اهتمام ویژه ای داشت به این که ما باز اندیش باشیم. من عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان هستم. با توجه به علاقه و تمایل سید، اهتمام دارم که در این موقعیت باشم. درست است که در مجموعه اتحادیه جهانی علمای مسلمان از مذاهب گوناگون عالم وجود دارد، ولی اکثریت با علمای اهل سنت است. این فرصت خوبی برای ارتباط گیری است و همان گونه که من همیشه به ارتباط و حضور توجه داشته ام، این راه را ادامه خواهم داد.<o:p></o:p>

همین طور ما در مراحل آتی به سوی علمای الازهر و سعودی نیز خواهیم رفت. ما اهتمام داریم که به مراکز اسلامی دیگر نیز روی بیاوریم. این راهی است که ما بر اساس آن حرکت خواهیم کرد. همین طور ما تصویری را مورد تأکید قرار خواهیم داد که سید توجه خاصی به آن داشت. نظر سید این بود که ما دچار جمود و بسته اندیشی نشویم و این دوره به همین کار نیاز دارد.<o:p></o:p>

ما بر اساس مرحله خاصی حرکت نمی کنیم و باز نمی ایستیم بلکه معتقدیم راهی وجود دارد که در آن حرکت می کنیم. برای مثال الآن مسأله دادگاه بین المللی جریان دارد و فتنه ای است که از جاهای گوناگون دارند برای آن زمینه سازی می کنند. ما نیز مانند همیشه تأکید می داریم که قدرت مسلمانان به وحدت و پیوند آنان و قدرت مستضعفان در پیوند و همبستگی آنان است. همین دنیا به در روی آوردن تمدنهای آن به یکدیگر نیازمند می باشد.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

دور کردن طوایف از فتنه سیاسی<o:p></o:p>

           در رابطه با لبنان، به نظر شما آیا همه درها به روی رهبران بسته است و غیر از فتنه راهی باقی نمانده است؟<o:p></o:p>

           طبیعی است که فتنه طائفه ای و مذهبی بیش از هر چیز دیگری احساسات را تحریک می نماید و بیش از هر چیز دیگری می تواند مردم را به حرکت در آورد. زیرا مردم به مانند وقتی که احساسات مذهبی و طائفه ای شان تحریک می شود و یا وقتی که هدف قرار گرفتن نمادهای طائفه شان مطرح می شود، در مسایل سیاسی تحریک نمی شوند.<o:p></o:p>

از این رو می بینیم که لبنان هیچگاه قربانی درگیری طائفه ای نبوده است بلکه قربانی درگیری سیاسی بوده است. در درگیریهای سیاسی از طائفه گرایی به عنوان ابزاری برای دامن زدن و حمایت کردن و افروختن مسایل سیاسی استفاده شده است. این را می توان در جنبه مذهبی هم یافت.<o:p></o:p>

آن چه ما در این عرصه بدان دعوت می کنیم این است که جنبه مذهبی و طائفه ای از حسابها خارج شود. زیرا قضیه این گونه نیست. حرام است که لبنانیها را دوباره وارد کوره آتش کنیم. این درگیری نیز در نهایت به اصلاح خواهد انجامید. فتنه در لبنان بر اساس حسابهای خاصی ایجاد می شود و وقتی این حسابها به انتها رسید، فتنه نیز پایان می گیرد.<o:p></o:p>

بنابراین حرف ما این است که باید لبنانیها راحت شوند و باید اعصاب آنها را آسوده کنیم. باید قضایا را در محدوده درگیریهای سیاسی آن نگه داریم. باید سیاسیون در بین خودشان درگیری کنند و هر کدامشان مردم را قناعت دهند. بنابراین چرا باید آتش فتنه را در لبنان روشن کرد؟ لبنانیها فتنه را برای مدتهای طولانی تجربه کرده اند و دیدند که جز ویرانی و تباهی دستاورد دیگری برایشان نداده است و در نهایت با اجماع سازندگان آن، به پایان خود رسید.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

فتنه و منافع قدرتهای خارجی<o:p></o:p>

           آیا معتقدید که بحرانی که فعلاً جریان دارد، ممکن است که عامل لبنانی جلوی وخامت آن را بگیرد و یا این که عامل خارجی غلبه دارد؟<o:p></o:p>

           عامل لبنانی ممکن است که تأثیر بیشتری داشته باشد. لبنانیها آگاه هستند ولی متأسفانه بعضیها سعی دارند که همیشه به گرفتاری داخلی در لبنان دامن بزنند. به گونه ای که انسان آرامی که می خواهد بیندیشد، احساس حاشیه نشینی می نماید یا بر خلاف فضای عمومی احساس عزلت می نماید و در نهایت می رود و می گوید: "من در نهایت فرزند طائفه و مذهب خودم هستم و باید در همه چیز در کنار آنان باشم." بنابراین طرف لبنانی تأثیر دارد. از این رو از مسؤولان می خواهیم که از شارژ این وضعیت دست بردارند و از لبنانیها نیز می خواهیم که آگاه باشند.<o:p></o:p>

حرف همیشه ما این بوده است که لبنان عرصه ای برای خارجی ها بوده است و ما نیز نمی خواهیم که لبنان منزوی باشد. خارج هم تأثیر خود را دارد. ولی در داخل نیز بسیاری کسان هستند که متأسفانه به بازتاب خارجیها تبدیل شده اند. خارجیها برای خود منافعی دارند و می خواهد که لبنان عرصه ای برای تنفس خواسته های خودشان باشد. از این رو وظیفه لبنانیها این است که برای یک بار هم که شده سعی کنند که از مزایای خارج استفاده کنند ولی به خارجیها این اجازه را ندهند که عهده دار نقش اصلی شوند. در این صورت لبنان یک روزی به میهنی تبدیل خواهد شد که در آن مؤسسات و بالندگی و فعالیت وجود دارد.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

دور کردن مقاومت از درگیریهای سیاسی<o:p></o:p>

           در حال حاضر معادله دشواری در کشور وجود دارد. در این کشور مقاومت و موفقیتها وجود دارد و در عین حال دادگاه بین المللی و ترورها و حقیقت هم وجود دارد. آیا با این وجود گفتگو می تواند به نتیجه برسد؟<o:p></o:p>

           اگر لبنانیها و مسؤولان چنین چیزی را بخواهند، این امر طبیعی است. زیرا نیازمند آگاهی نسبت به این وقایع است تا این که تکرار نشود و همه لبنانیها در این باره اجماع دارند. همین طور لبنانیها به مقاومت نیاز دارند. زیرا اسرائیل همان اسرائیل است. این اسرائیل را پیش از این دیده بودیم و اکنون نیز آن را می بینیم. اگر لبنانیها با مسؤولیت پذیری به موضوع دادگاه بین المللی فکر کنند، باید بدانند کسانی که عهده دار مدیریت وضعیت جهانی هستند چه ایالات متحده آمریکا و چه دنباله های آن، برای خود منافعی دارند. از این رو همان گونه که همیشه انجام داده ایم، نباید اینان را مبرّا بدانیم. ما مثل بعضیها نمی خواهیم قصاص پیش از جنایت کنیم. ولی در نهایت حرف ما این است که باید هوشیار باشیم. زیرا تجارب دنیا چه در عراق و چه در سودان به ما آموخته است که این مسائل بری نیستند. از این رو لبنانیها باید وارد گفتگو شوند و بنشینند و دوباره فکر کنند.<o:p></o:p>

چیزی که ما می خواهیم مورد تأکید قرار دهیم این است که امور هر چه می خواهد باشد، باید مقاومت را از دایره بررسی دور کنیم. زیرا این مقاومت در نهایت مقاومت لبنانیهاست و نشان دهنده قدرت مردم لبنان می باشد و همه لبنانیها هر کدام به نوبه خود در این مقاومت نقش دارند. چرا که مقاومت در هیچ زمانی طرف درگیری نبوده است. ممکن است که برای حزب یا طائفه ای این حقیقت سنگینی نماید، ولی در نهایت فضای عمومی مقاومت و دستاوردهای تاریخی آن، در دوره اخیر، نتیجه تلاش همه بوده است. همگان در مقاومت شریک هستند. ما نمی خواهیم که این تاریخ با عظمت را از بین ببریم بلکه می خواهیم آن را حفظ کنیم.<o:p></o:p>

مناسب این است که در این شرایط همه به این فکر باشند که به مسؤولیت خود عمل کنند. در غیر این صورت کشور را به کجا خواهیم برد؟ در نهایت تنها گزینه موجود برای ما لبنانیها این است که در کنار یکدیگر زندگی کنیم و در شرایطی که هر کدام از ما احساس می کند که با دیگری مشکل دارد، این همزیستی ممکن نیست.<o:p></o:p>

<o:p> </o:p>

رابطه با جمهوری اسلامی ایران<o:p></o:p>

           رابطه شما با ایران چگونه است؟<o:p></o:p>

           سید توجه خاصی به ایران داشتند. چرا که ایران نشان دهنده یک مرکز اسلامی می باشد و همیشه حامی مقاومت لبنان بوده و بسیاری از جنبشهای ضد صهیونیستی را در بر گرفته است. سید با عبور از بعضی مسائلی که گاه و بیگاه پیش می آمد، روی این جنبه تأکید می کرد.<o:p></o:p>

ما نیز تأکید روی این جنبه را ادامه خواهیم داد. زیرا ایران از اندیشه اسلامی برخوردار است و به قضایای مسلمین توجه دارد و ما نیز در این چارچوب در کنار ایران هستیم.<o:p></o:p>

           آیا سید از ایران مستقل بود؟<o:p></o:p>

           سید اهتمام ویژه ای داشت که این مؤسسات عمومی باقی بمانند و به همه خیرین و افراد نیکوکار متکی باشند. این مؤسسات برای فرد خاصی نبوده و بعد از این نیز برای فرد خاصی نخواهد بود و برای فرد خاصی کار نخواهد کرد و به هیچ وجه وارد این حسابها نخواهد شد.<o:p></o:p>

بنابراین هر کسی که بخواهد به این مؤسسات و فقرا و نیازمندان و معلولان مساعدت کند و هر کسی که بخواهد به اهداف این مؤسسات کمک نماید، مشکلی در سر راه او وجود ندارد. اما ما در هیچ دوره ای روی افراد سرمایه گذاری نکرده ایم. زیرا سید به ما آموخته است که در زندگی خود آزاده باشیم و ما هم چنان نیز آزادگی را یک مسؤلیت حساب خواهیم کرد.<o:p></o:p>

منبع: حسن شلحة، روزنامه لبنانی اللواء، 26 شوال 1431هـ برابر با 2010/10/4م<o:p></o:p>