خطبه جمعه، 24 خردادماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: دشمنی ابدی / چرا ابلیس آفریده شد؟ / دو حقیقت درباره ابلیس / آزمایش و امتحان / شیطان، ضعیف است.

مطالب مهم خطبه دوم: مجادلات، وحدت را تهدید می‌نماید / موضوع انجمن‌ها و امنیت غذایی / بحران‌های منطقه.

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

11 شوال 1440 هـ برابر با 24 خرداد 1398 هـ و 14/٦/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: دشمنی ابدی / چرا ابلیس آفریده شد؟ / دو حقیقت درباره ابلیس / آزمایش و امتحان / شیطان، ضعیف است.

مطالب مهم خطبه دوم: مجادلات، وحدت را تهدید می‌نماید / موضوع انجمن‌ها و امنیت غذایی / بحران‌های منطقه.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآَخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ» صدق الله العظيم.

 

دشمنی ابدی

خداوند در داستان آفرینش به ما خبر می‌دهد وقتی که آدم را برای جانشینی در روی زمین آفرید، به فرشتگان دستور داد به خاطر تکریم و بزرگداشت این آفریده، در برابر او سجده کنند. همه سجده کردند مگر ابلیس که به خاطر تکبر و تعصب از این کار ابا ورزید و فرمان الهی را رد کرد. به همین سبب از رحمت الهی طرد گردید: «قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ * قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ * قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ * وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ».

ابلیس بر دشمنی با آدم اصرار ورزید و نبرد خود را کامل کرد. او به دشمنی با آدم و حوا بسنده نکرد، از آن دو خواست که با خوردن از درخت ممنوعه که خداوند از خوردن آن نهی کرده بود و به همین دلیل از بهشت بیرون رانده شدند، بلکه دشمنی با فرزندان آدم در طول زمان را اعلام کرد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ * ثُمَّ لَآَتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ».

و در آیه ای دیگر می‌فرماید: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ».

اما ابلیس از خداوند خواست که تا روز قیامت به او فرصت دهد تا دشمنی خود را ادامه دهد: «رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ».

 

چرا ابلیس آفریده شد؟

با این که خداوند از اهداف ابلیس آگاهی داشت، چرا آن را آفرید؟ خداوند برای این ابلیس را آفرید تا از او اطاعت کند و او را عبادت نماید. چون ابلیس از جنیان بود که خداوند درباره نقششان چنین می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». خداوند راه‌های هدایت را برای او فراهم کرد و همه نوع وسایل هدایت را نیز در اختیار او گذاشت. بنا به روایات ابلیس نیز شش هزار سال خداوند را عبادت کرد. امام علی(ع) نیز در اشاره به این امر می‌فرماید: «فَاعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإبْلِیسَ، إذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ، وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ وَ کانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ لا یُدْری أَمِنْ سِنِی الدُّنْیا أَمْ سِنِی الْآخِرَةِ عَنْ کِبْرِ ساعَةٍ واحِدَةٍ؛ پس از آن برخوردی که خداوند با ابلیس کرد عبرت گیرید. آن همه اعمال نیکویش را باطل گردانید و آن همه سعی و کوشش او را بی‌ثمر ساخت. ابلیس شش هزار سال خدا را عبادت کرد، حال از سال‌های دنیا بود یا سال‌های آخرت کسی نمی داند؛ ولی یک ساعت تکبر ورزید.»

بنابراین ابلیس وقتی با تکبر و گردن کشی در برابر خداوند عصیان کرد، تمام عبادات خود را به باد داد. ولی عصیان او از روی اراده و اختیار او بود. چون وقتی خداوند جن و انس را آفرید، اقتضای حکمت او این بود که به آن‌ها اختیار دهد. از این رو برخی از آنها راه گمراهی و برخی دیگر راه هدایت را انتخاب کردند.

ابلیس از جمله کسانی بود که به انتخاب گمراهی بسنده نکرد، بلکه با استفاده از ویژگی‌های تکوینی خود و هم‌جنسان خود، راه گمراه کردن مردم را برگزید. خداوند در اشاره به این ویژگی‌ها می‌فرماید: «يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ» چون ابلیس و سایر هم‌جنسان او قدرت دارند بدون این که مردم بفهمند حرکت کنند. او ما را می‌بیند ولی ما او را نمی‌بینیم.

 

دو حقیقت درباره ابلیس

عزیزان! ما تصویر درستی از ابزار و نحوه وسوسه انسان توسط ابلیس نداریم. هر چند که برداشت‌ها و نظراتی درباره آن وجود دارد؛ اما این نظرات از نظر علمی کامل نیستند. ولی آن چه برای ما مهم است دو نکته است که تردید بردار نیستند.

اول: همان طور که ذکر کردیم شیطان آفریده‌ای است که توان وسوسه کردن را دارد (چون ابلیس وسوسه کننده سرکش است) این قدرت را دارد که افکار، تمایلات و آرزوهایی را در وجود انسان برانگیزد.

دوم: انسان اختیار دارد. از این رو مسئولیت نهایی متوجه خود اوست. پس به خاطر دنباله‌روی از شیطان و عدم تشخیص مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. البته ابلیس حساب جداگانه‌ای دارد؛ بنابراین سلطه ابلیس حتمی و مقدر نیست که فراری از آن نباشد. چون در غیر این صورت عادلانه نبود که خداوند کسی را به خاطر افتادن در دام ابلیس بازخواست کند.

شیطان نیز با شفافیت به این حقایق اشاره داشته است: «إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ»، «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ».

تفاوت در عمل شیطان است. این انسان است که رفتن به سوی شیطان را آغاز می‌نماید و اجازه می‌دهد که شیطان به روح، روان و اراده و تصمیمات او وارد شود. از این رو اگر انسان می‌خواست نمی‌گذاشت که شیطان وارد زندگی او شود. شیطان نیز در روز قیامت با همین استدلال از خود دفاع می‌نماید: «وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ».

 

آزمایش و امتحان

طبق این دیدگاه، همان طور که پیش از این اشاره داشتیم، پرسش از چرایی آفرینش ابلیس یا مهلت دادن به او تا روز قیامت پیچیدگی خاصی ندارد. چون وسوسه کردن بنی‌آدم توسط شیطان از روی زور یا اجبار نیست. بلکه برای آزمایش و امتحان آنان است تا راستی و درستی ایمانشان معلوم شود. این نیز روشن نمی‌شود مگر این که آنان در معرض آزمایش قرار گیرند. از این رو وسوسه کردن شیطان یکی از راه‌های امتحان الهی است. همان طور که وسوسه نفس نیز یکی از راه‌های آزمایش الهی به شمار می‌آید.

خداوند در اشاره به این امتحان می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آَمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ».

آری! نیروها و قابلیت‌های معنوی، اخلاقی و فکری انسان به واقعیت نمی‌پیوندد، مگر این که در برابر امتحان‌های آکنده از شرارت‌ها از تمام قابلیت‌های خیر خود استفاده نماید. در این صورت انتخاب راه خیر از طریق باور و امتحان صورت می‌پذیرد. ولی خداوند سبحانه و تعالی که به شیطان آزادی عمل داده، انسان را نیز بدون سلاح و ابزار رها نکرده است. بلکه به روش‌های گوناگون خطر شیطان را به او گوشزد کرده است: «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِير» و فرموده است: «وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» و فرموده است: «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُوراً». به او عقلی داده است که خوب را از بد تشخیص دهد. پیامبران و ادیان را برای راهنمایی مردم فرستاده است تا اگر منحرف شدند و راهی را که آنان را از اغواهای شیطانی در امان نگه می‌دارد، گم کردند به آنان هشدارهای لازم را بدهند و آنان را به چیزهایی رهنمون شوند که به ایستادگی‌شان در برابر تحریکات و نیرنگ‌های شیطان کمک می‌نماید.

برای مثال قرآن کریم به انسان هشدار می‌دهد و راه‌های نفوذ و حرکت شیطان را به او نشان می‌دهد. می‌فرماید: «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ» و فرموده است: «وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ» و فرموده است: «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ».

در حدیث نبوی آمده است: «یقول ابلیس لجنوده: ألقوا بینهم الحسد والبغی، فانهما یعد لان عند الله الشرک؛ شیطان به سپاهیانش می‌گوید: میان مردم حسد و تجاوزگری بیندازید چون این دو، نزد خدا برابر با شرک است.»

در حدیث دیگری آمده است: «اَلشَّیْطَانُ مُوَکَّلٌ بِهِ یُزَیِّنُ لَهُ اَلْمَعْصِیَةَ لِیَرْکَبَهَا وَ یُمَنِّیهِ اَلتَّوْبَةَ لِیُسَوِّفَهَا؛ شيطان مهيا و در كمين [انسان] است تا گناهان را در چشم او بيارايد و به ارتكاب معاصى برانگيزاندش.»

راه‌های پیشگیری

خداوند راه‌های در امان ماندن از وسوسه‌های شیطان را بیان نموده است. یکی از این راه‌ها، یاد خداست: «وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ» و دیگر این که به خداوند پناه ببرد: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلَهِ النَّاسِ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ».

از امام صادق(ع) روایت شده است: «قَالَ إِبْلِيسُ خَمْسَةُ أَشْيَاءَ لَيْسَ لِي فِيهِنَّ حِيلَةٌ وَ سَائِرُ اَلنَّاسِ فِي قَبْضَتِي مَنِ اِعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَنْ نِيَّةٍ صَادِقَةٍ وَ اِتَّكَلَ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ وَ مَنْ كَثُرَ تَسْبِيحُهُ فِي لَيْلِهِ وَ نَهَارِهِ وَ مَنْ رَضِيَ لِأَخِيهِ اَلْمُؤْمِنِ بِمَا يَرْضَاهُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ لَمْ يَجْزَعْ عَلَى اَلْمُصِيبَةِ حِينَ تُصِيبُهُ وَ مَنْ رَضِيَ بِمَا قَسَمَ اَللَّهُ لَهُ وَ لَمْ يَهْتَمَّ لِرِزْقِهِ؛ شيطان گفت: پنج نفرند كه هيچ راهى به آن‌ها ندارم، اما ديگر مردم در مشت من هستند: هر كس با نيّت درست به خدا پناه ببرد و در همه كارهايش بر او توكّل كند؛ كسى كه شب و روز بسيار تسبيح خدا گويد؛ كسى كه براى برادر مؤمنش آن پسندد كه براى خود می‌پسندد. كسى كه هرگاه مصيبتى به او می‌رسد، بی‌تابی نمی‌کند و كسى كه به آنچه خداوند قسمتش كرده، خرسند است و برخلاف آموزه‌های دینی، غم روزی‌اش را نمی‌خورد.» جزئیات بسیاری در این زمینه وجود دارد. خلاصه این که در کوران، چهارراه‌ها و نقاط عطف زندگی خصوصاً، شیطان در کمین ضعف‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌های انسان نشسته است. ابلیس بسیار صبور است، خسته نمی‌شود و از هزار در به ویژه درهای غیرمنتظره وارد می‌شود.

 

شیطان، ضعیف است

عزیزان! خداوند با فرمودن «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفاً» واقعیت توانایی شیطان را برای ما بیان نموده است. او آن اندازه که ما تصور می‌کنیم، قوی نیست بلکه از ضعف، نادانی و غفلت ما سوء استفاده می‌نماید. در حالی که ما می‌توانیم عبادت کنندگانی صادق، مخلص، به یاد خدا، سپاسگزار و بخشنده باشیم.

باید همیشه این دعا را بخوانیم: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ نَزَغَاتِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ كَيْدِهِ وَ مَكَايِدِهِ، وَ مِنَ الثِّقَةِ بِأَمَانِيِّهِ وَ مَوَاعِيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَ مَصَايِدِهِ. وَ أَنْ يُطْمِعَ نَفْسَهُ فِي إِضْلَالِنَا عَنْ طَاعَتِكَ، وَ امْتِهَانِنَا بِمَعْصِيَتِكَ، أَوْ أَنْ يَحْسُنَ عِنْدَنَا مَا حَسَّنَ لَنَا، أَوْ أَنْ يَثْقُلَ عَلَيْنَا مَا كَرَّهَ إِلَيْنَا ... وَ اجْعَلْ آبَاءَنَا وَ أُمَّهَاتِنَا وَ أَوْلَادَنَا وَ أَهَالِینَا وَ ذَوِی أَرْحَامِنَا وَ قَرَابَاتِنَا وَ جِیرَانَنَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنْهُ فِی حِرْزٍ حَارِزٍ، وَ حِصْنٍ حَافِظٍ، وَ کهْفٍ مَانِعٍ، وَ أَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً وَاقِیةً، وَ أَعْطِهِمْ عَلَیهِ أَسْلِحَةً مَاضِیةً؛ بار خدایا! به تو پناه می‌بریم از فتنه‌انگیزی‌های شیطان رانده‌شده و از حیله و مکرهای گوناگونش و از تکیه‌کردن به آرزوها و وعده‌ها و فریب او و درافتادن به دام‌هایش و از طمع‌ بستن او به گمراه ‌کردن ما از راه بندگی‌ات و خوار ساختن ما به عصیان و نافرمانی‌ات، یا خوب دانستن چیزی که آن را در نظرمان نیکو جلوه داده یا گران دانستن چیزی که نزد ما زشت نشان داده... و شیطان را با سرگرم ‌شدن به برخی دشمنانت از ما منصرف کن و ما را به حسن رعایت خود از او حفظ فرما و از حیله‌اش کفایت کن و چنان کن که از ما بگریزد و نشان پایی از او برای ما نماند.»

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را توصیه می‌نمایم که از ماجرای جنگ حنین درس بگیریم. این جنگ در دهم شوال سال هشتم هجری بعد از فتح مکه روی داد. در این جنگ قبیله‌های هوازن و ثقیف علیه پیامبر(ص) با یکدیگر متحد شدند. پیامبر خدا نیز تصمیم گرفت که در برابر این اتحاد ایستادگی نماید. از این رو سپاهی بزرگ‌تر از سپاه فتح مکه به این مکان آورد.

در آن روز مسلمانان به خاطر تعداد نفرات خود دچار عجب شدند. از این رو دشمن را دست کم گرفتند و به توطئه‌ها و برنامه‌های دشمن توجه نکردند؛ اما دشمن برای این نبرد برنامه داشت و آن را مهم‌ترین نبرد تاریخ اسلام می‌دانست. مسلمانان از این همه توانایی‌ها و ساز و برگ‌های دشمن شگفت‌زده شدند. به همین دلیل جز عده‌ای اندک که تحت رهبری پیامبر خدا(ص) ثابت و استوار باقی ماندند، بقیه فرار نمودند.

در آن روز این آیات بر پیامبر خدا(ص) نازل گردید تا نقطه ضعفی را که باعث و بانی این اتفاق بوده، برای مسلمانان بیان نماید. می‌فرمایند: «وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ * ثُمَّ أَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ».

خداوند متعال با این آیات می‌خواست نسبت به مغرور شدن به تعداد و کیفیت نیروهای رزمی و غفلت از برنامه‌ریزی دقیق و حساب شده هشدار دهند. چون بعد از توکل به خداوند، پیروزی به برنامه‌ریزی بستگی دارد. ما نیز برای پیروزی در عرصه‌های گوناگون و مقابله با چالش‌ها به این برنامه‌ریزی نیاز داریم.

 

مجادلات، وحدت را تهدید می‌نماید

از لبنان آغاز می‌کنیم که مناقشه پیرامون بودجه در پارلمان ادامه دارد. لبنانی‌ها نیز نظاره‌گر این مناقشه هستند تا نمایندگانشان در پارلمان به وعده‌های خود وفا کنند. وعده داده بودند که کسر بودجه از جیب فقرا تأمین نشود و روی رشد اقتصادی کشور تأثیر سوء به جای نگذارد. در همین زمان در روزهای گذشته شدت مجادلات میان مراکز سیاسی افزایش یافت و اگر برخی اظهار نظرها که باعث آرام شدن اوضاع شدند، نبود ممکن بود وحدت داخلی و همه دستاوردها را به باد دهد. چون این مجادلات از جنبه سیاسی خارج و ابعاد طایفه‌ای به خود گرفتند. البته آرام شدن صحنه به ارتباطات بیشتری نیاز دارد. چون معلوم شده است که ما به اعتمادسازی دوباره میان طرف‌های و زدودن دغدغه‌ها و نگرانی‌ها فی‌مابین نیاز داریم. چون برخی‌ها می‌خواهند عقربه‌های زمان را به عقب بازگردانند و توافقات طایف میان لبنانی‌ها را به هم بزنند.

در برابر این ماجراها، بار دیگر برای همه نیروهای سیاسی تأکید می‌کنیم که نسبت به آثار، پیامدها و خطرات تداوم این مجادلات برای قدرت و ثبات کشور آگاه باشند. بار دیگر تأکید می‌کنیم شرایطی که فعلاً لبنان در آن قرار دارد، ایجاب می‌نماید که گروه‌های سیاسی به اختلافات و تقابل‌ها پایان دهند و به چاره‌اندیشی برای تنگناهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی و نحوه برخورد با دشمن صهیونیستی بپردازند که سعی دارد در موضوع مرزهای خشکی و دریایی و حوادث منطقه که تأثیرگذاری آن روی وضعیت داخلی کشور طبیعی است، شرایط خود را بر ما تحمیل نماید.

همیشه تأکید کرده‌ایم و بار دیگر نیز تأکید می‌داریم که هر طایفه‌ای حق دارد قوی باشد و به حقوق کامل خود برسد. ولی این امر نباید به ضرر طوایف و مذاهب دیگر تمام شود. بلکه همه طوایف و مذاهب باید به حقوق خود برسند. چون اگر طایفه و مذهبی احساس زیان و فریب خوردگی کند، طرحی برای فتنه‌های حال و آینده خواهد بود. البته باید توجه داشت که اگر دیگران در آرامش و ثبات نباشند، هیچ طایفه و مذهبی روی آرامش و ثبات را نخواهد دید.

کشور به قدرتمندان نیاز دارد. البته نه کسانی که در میان طایفه و مذهب خود قوی باشند، بلکه کسانی که در سطح ملی و تمام طوایف و مذاهب آن قوی باشند.

 

موضوع انجمن‌ها و امنیت غذایی

در همین زمان، در هفته گذشته مشکلات انجمن‌هایی که عهده‌دار مراقبت از نیازمندان خاص هستند، مطرح گردید و باعث شد  که یکی از این انجمن‌ها کمک‌های خود را کاهش دهد و در نهایت تعطیل نماید. این امر ممکن است برای تعدادی از مؤسسات دیگر نیز اتفاق بیفتد.

ما در برابر این وضعیت، ابتدا باید صدای خود را در برابر دولت بلند کنیم که به وظایف خود در این موضوعات دشوار عمل کند و نباید منکر وظایف خود در این زمینه شود. چون دولت مسئول اصلی شهروندان خود به شمار می‌آید. در عین حال از جامعه نیز می‌خواهیم به حمایت از این مؤسسات بپردازند تا بتوانند به کارهای اجتماعی و انسانی خود ادامه دهند.

در زمینه دیگر که از موضوع قبلی خیلی دور نیست، موضوع امنیت غذایی است. وزارت خانه‌ها و مراکز مسئول نسبت به ورود بسیاری از تولیدات و مواد غذایی ناسالم تساهل به خرج می‌دهند. خبری از نظارت بهداشتی واقعی نیست و به‌ صورت مستقیم و غیرمستقیم از این مسئله چشم‌پوشی می‌نمایند.

کشور به خاطر گازهای سمی و توده‌های زباله، از آلودگی در دریاها و رودخانه‌ها، مواد خوردنی و آشامیدنی و هوایی که مردم تنفس می‌کنند، رنج می‌برد. عجیب نیست که لبنان در صدر فهرست ابتلایان به بیماری‌های خطرناک قرار دارد. طبیعی است که بعد از همه این‌ها مردم سؤال کنند: مسئول این قضیه کیست؟ کجاست آن دولتی که مراقب امنیت غذایی، بهداشتی و زیست محیطی و ... مردم باشد؟

 

بحران‌های منطقه

تنش در منطقه در حال افزایش است و آخرین پیامدهای آن را می‌توان در حوادث یمن و هدف قرار گرفتن کاروان‌های کمک‌رسانی و کشتی‌های نفت‌کش مشاهده کرد. همه این‌ها بعد از اعمال فشارهای مداوم آمریکا علیه دولت‌های منطقه که با قوانین بین المللی منافات دارد، روی داده‌اند.

در عین حال که از سرعت متهم کردن بدون دلیل جمهوری اسلامی تعجب‌زده هستیم، نگرانی خود را از بابت تداوم وضعیت موجود ابراز می‌داریم که زمینه را برای ورود بیشتر دخالت گران فراهم می‌نماید و ممکن است به انفجار فراگیر منتهی شود. به این مناسبت امیدواریم که میانجی‌گری‌های جاری باعث کاهش تنش شود و برای قطع کردن راه کسانی که برای فتنه افروزی و جنگ تلاش می‌کنند، در ارائه راه حل برای بحران‌های جاری سهیم شود.