ارزش و جايگاه دعا در اسلام

خداوند سبحانه و تعالی در قرآن كريم می‌فرمايد:

«و إذا سألك عبادی عنّی فإنّی قريب أجيب دعوة الداع إذا دعان فليستجيبوا لی و ليؤمنوا بی لعلّهم يرشدون» (بقره،186)؛ «و هرگاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، [بگو] من نزديكم و دعای دعا كننده را – به هنگامی كه مرا بخواند – اجابت می‌كنم، پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.»

و در آيه ديگر می‌فرمايد:

«و قال ربكم أدعونی استجب لكم إن الذين يستكبرون عن عبادتی سيدخلون جهنم داخرين» (مؤمن،60) ؛ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. درحقيقت كسانی كه از پرستش من كبر می‌ورزند به زودی خوار در دوزخ در می‌آيند.»

با توجه به اين دو آيه كريمه و ساير آياتی كه در قرآن كريم به موضوع دعا پرداخته‌اند به اهميت دعا در رابطه انسان با خدا و ارتباط آن با ايمان و عقيده پی می‌بريم.

ارزش و جایگاه دعا در اسلام

مقدمه علامه مرجع حضرت آیت العظمی سید محمد حسین فضل الله بر كتاب فی رحاب الدعاء

 

خداوند سبحانه و تعالی در قرآن كریم می‌فرماید:

«و إذا سألك عبادی عنّی فإنّی قریب أجیب دعوة الداع إذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلّهم یرشدون»(بقره،186)؛ «و هرگاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، [بگو] من نزدیكم و دعای دعا كننده را – به هنگامی كه مرا بخواند – اجابت می‌كنم، پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد كه راه یابند.»

و در آیه دیگر می‌فرماید:

«و قال ربكم أدعونی استجب لكم إن الذین یستكبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین»(مؤمن،60) ؛ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم. درحقیقت كسانی كه از پرستش من كبر می‌ورزند به زودی خوار در دوزخ در می‌آیند.»

با توجه به این دو آیه كریمه و سایر آیاتی كه در قرآن كریم به موضوع دعا پرداخته‌اند به اهمیت دعا در رابطه انسان با خدا و ارتباط آن با ایمان و عقیده پی می‌بریم.

 

عنایت الهی

در آیه اول با دریایی از رفق و رحمت و مهربانی مواجه هستیم، بطوری كه آرامشی شیرین پرده‌های قلب انسان را فرا می‌‌گیرد. وقتی انسان در برابر پروردگار خویش می‌ایستد، پاكی و صفای كودكی را در قلب خویش احساس می‌كند. احساس می‌كند لطف و عنایت الهی روح و روان او را در خویش فرا گرفته و از او می‌خواهد كه تمام دردها و رنجهای خود را بیرون بریزد و همه مشكلات زندگی خود را عرضه بدارد و تمام نیازهای خود را فریاد كند. آن وقت خدا را خیلی نزدیك خواهد یافت كه دعای او را می‌شنود، به همه دغدغه‌های او آگاه است و تمام وجود او را در برگرفته است، او را تسكین می‌دهد و از سنگینی‌های درونی او می‌كاهد.

 

خط جدایی

در آیه دوم با شیوه تدبیر و دور اندیشی مواجه هستیم. در این آیه شریفه پرداختن به دعا یا نكردن انسان را با اعتراف به عبودیت پروردگار یا عصیان در برابر او پیوند می‌زند. گویا می‌خواهد چنین القا كند كه دعا خط جدایی ایمان و كفر و بهشت و دوزخ است.

زیرا در دعا، انسان با تمام احساسات و نیازمندی‌های خود خدای خویش را می‌یابد. در حالی كه در صورت تمرد و عصیان‌گری، در دنیا با محرومیت از فضائل پروردگار و در آخرت با عذاب الهی مواجه می‌گردد.

 

اهمیت دعا

اهمیت عمیق دعا و دلایل روشن آن را در آیه زیر می یابیم:

«قل ما یعبؤا بكم ربّی لولا دعاؤكم»(فرقان،77) ؛ «بگو: اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی‌كند.» یعنی میزان لطف و عنایت پروردگار به بندگان، به میزان ارتباط آنان با دعا بستگی دارد. می‌پرسیم: چه رازی در این نهفته است؟

چگونه یكی از آئین‌های دینی می‌تواند به آن چنان درجه‌ای برسد كه اساس رابطه انسان با خداوند بر اساس انجام دادن یا انجام ندادن آن تعریف شود؟

به نظر ما دعا به عنوان یك آئین‌ دینی، صرفاً جنبه تقلیدی و شكلی ندارند؛ بلكه بیان زنده‌ای از احساس نیاز همیشگی انسان به خداوند در همه امور است. انسان باید همیشه به عبودیت پروردگار خویش اعتراف داشته باشد، این بندگی در احساس ارتباط عمیق با خداوند و فنای در او تبلور می‌یابد. به نحوی كه انسان در كنار پروردگار خویش هیچ كس و هیچ موجود دیگری را احساس نمی‌كند.

بدیهی است كه ایمان زنده و پویا بدون این درك و احساس تحقق نمی‌یابد. جز با احساس قدرت آفریدگاری كه حدّی ندارد و قدرت مطلقی كه نهایتی ندارد، ایمان به خدا معنا ندارد. انسان در برابر قدرت مطلق و بی‌پایان خداوند، ضعف و ناتوانی خود را می‌بیند و در می یابد  كه جز با خداوند متعال، مالك سود و زیان خویش نیست.

بنابراین نیاز به دعا از نیاز انسان به اظهار ایمان به خدا و تلاش برای تداوم بخشیدن آن در درون خویش نشأت می‌گیرد. انسان با دعا ایمان خود را نوسازی می‌كند و اعتماد به خداوند را در وجود خویش تثبیت می‌نماید.

در حدیث آمده است كه «الدعاء مُخّ العبادة؛ دعا مغز عبادت است.»(بحار الانوار/ ج93/ ص300/ روایت 37، باب 16.) چرا كه دعا تعبیر زنده‌ای از معنای عبودیت و خشوع و خضوع است كه همگی در عبارت تجلّی می‌یابند. بدون دعا عبادت به یك جسم بدون روح تبدیل می‌شود. بدین ترتیب دعا از یك آئین سنّتی تقلیدی خارج شده و به یك كار آگاهانه و سرشار از درك و فهم تبدیل می‌شود.

دعا از نظر تمام ادیان قداست و اهمیت دارد. در قرآن كریم به دعای نوح و ابراهیم و موسی و ایوب و زكریا در لحظات مرارت و رنج و سختی اشاره دارد. اهتمام قرآن كریم به دعا حاكی از اهمیت دعا در رابطه انسان با خدا و پیوند او با مفهوم ایمان است، حتی در زندگی افرادی كه خود قله‌های رفیع نزدیكی به خداوند هستند.

 

ارزش دعا در اسلام

قرآن كریم این عبادت را به همه حالتهای انسان تسرّی می‌دهد و آن را به خواسته‌های مادی انسان محدود نمی‌داند. در آیه‌ای از انسان می‌خواهد كه خداوند را از روی خواهش یا بیم و در آیه دیگر از او می‌خواهد كه خدا را مخلصانه بخواند. در جایی دیگر خداوند اشاره می‌دارد كه بعضی از مردم فقط در شرایط دشواری خدا را می‌خوانند و وقتی مشكلات از آنان برطرف گردید خدا را فراموش می‌كنند: «و إذا مسّ الانسان ضرٌّ دعا ربّه منیباً ثم اذا خوّله نعمة منه نسی ما كان یدعوا إلیه من قبل»(زمر،8)؛ «و چون به انسان آسیبی رسد پروردگارش را – در حالی كه به سوی او بازگشت كننده است – می‌خواند، سپس چون او را از جانب خود نعمتی عطا كند، آن [مصیبتی] را كه در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا می‌كرد، فراموش می‌نماید.»

از همه اینها این نتیجه را می‌گیریم كه ارزش دعا در زندگی انسان از یك احساس نیاز لحظه‌ای سرچشمه نمی‌گیرد بلكه از پیوند معنوی عمیق همیشگی انسان با پروردگار نشأت می‌گیرد.

سنت شریف نبوی و فرمایشات ائمه هدایت نیز به دعا نقش حیاتی و ارزنده‌ای در زندگی انسان داده‌اند. در بعضی از این دعاها از انسان خواسته می‌شود كه به دعا برای خود اكتفا نكند بلكه باید بكوشد تا پشت سر برادر خود نیز دعا كند. بدین ترتیب بیش از آنكه برای خود دعا كند برایش بدست می‌آید. این مسأله ضرورت درك مفهوم اخوت و برادری را كه انسان را با دیگران پیوند می‌زند، خیلی با ظرافت برای انسان مطرح می‌كند. او حتی در پیشگاه خداوند متعال هم باید نیازهای برادران خود را پیش از نیازهای خود احساس كند. این مسأله در متون دینی به روشنی بیان شده است.

امام زین‌العابدین علی بن الحسین(ع) می‌فرماید: «إن الملائكة إذا سمعوا المؤمن یدعو لأخیه بظهر الغیب أو یذكره بخیر قالوا نعم الأخ انت لأخیك تدعو له بالخیر و هو غائب عنك و تذكره بالخیر قد اعطاك الله مثلی ما سألت له و أثنی علیك مثلی ما أثنیت علیه و لك الفضل علیه؛ هرگاه ملائكه بشنوند كه مؤمنی پشت سر برادرش او را دعا می‌كند یا نام او را به نیكی می‌برد، بگویند: چه خوب برادری برای برادر خود هستی. در حالی كه از تو غائب است برای او دعای خیر می‌كنی و از او به نیكی یاد می‌نمایی. مثل همان چیزی را كه برای او خواستی خداوند به تو عطا می‌كند و همان گونه كه او را ستایش كردی تو را ستایش می‌كند و تو بر او برتری داری.»(اصول كافی، دارالكتب الاسلامیه، 1365، چاپ چهارم ج2، ص508.)

این معنا چه قدر والاست. انسان به جایی می‌رسد كه بیش از آنكه به خود توجه كند به دیگران توجه می‌نماید. از امام حسن(ع) روایت شده است كه درباره مادر خود حضرت فاطمه(س) می‌فرمود: ایشان تمام شب را به عبادت می‌گذارند و مؤمنان را دعا می‌نمود ولی برای خود دعا نمی‌كرد. از ایشان پرسیدم: مادر چرا برای خود دعا نمی‌كنید؟ فرمود: فرزندم! الجار ثم الدّار.

 

دعاهای اهل البیت(ع) و پیوند آنها با زندگی

با دقت در دعاهای اهل البیت می بینیم كه دعاهای آنان تحولی عملی حاصل كرده‌اند. به ویژه دعاهای امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه. دعاهای امام زین العابدین(ع) به رویدادها، دغدغه‌ها و مشكلات و مسائل مهم زندگی مانند ستم و عدالت، حق و باطل، صلح و جنگ، فقر و غنا و محبت و بغض می‌پردازند.

هدف این همه تلاش برای این است كه دعا را به مدرسه‌ای تبدیل كند كه انسان را با زندگی و زندگی را با خدا پیوند زند و بر این مفهوم اسلامی تأكید ورزد كه زندگی انسان فقط مادیات نیست؛ بلكه شامل مسائل معنوی نیز می‌شود. این دعاها سعی دارند تا رابطه تنگاتنگی بین روح و ماده به وجود آورند كه با پیوند جنبه مادی با جنبه معنوی در وجود انسان هماهنگی كاملی داشته باشد.

از این رو اسلام نمی‌خواهد كه انسان به بهانه انقطاع الی الله و دوری از مادیات، گوشه گیری اختیار كند؛ بلكه از انسان می‌خواهد كه پیوند محكم او با خداوند متعال باید باعث شود كه او برای تحقق اراده الهی در ساختن بهتر زندگی تلاش و فعالیت كند.

در دعای صبح و شام امام زین العابدین(ع) انسان در هنگام نیایش احساس می‌كند كه پیوند تامّی بین او و سایر موجودات در عبادت پروردگار و گردن نهادن به اراده او و خضوع در برابر قوانین و سنت‌های او وجود دارد: «أصبحنا و أصبحت الأشیاء كلها بجملتها لك سماؤها و أرضها و ما بثت فی كل واحد منهما ساكنة و متحركة و مقیمة و شاخصة و ما علا فی الهواء و ما كنَّ تحت الثری؛ ما و جمله اشیا و پدیده‌ها، همه و همه از آن تو گشتیم، آسمان و زمینش و آنچه در هر یك از اینها پراكنده ساختی، ساكن و پویایش، ثابت و سیارش و هرچه در هوا بالا رود و هر چه در درون زمین است.»

سپس احساس می‌كند كه زمان مواظب اوست و گمان می‌كند كه زمان تمام حركات او را زیر نظر دارد و اعمال او را ثبت می‌كند تا بعداً در برابر پرودگار در این باره گواهی دهد: «اللهم و هذا یوم حادث جدید و هو علینا شاهد عتید إن أحسنّا ودّعنا بحمد و إن أسأنا فارقنا بذمّ؛ امروز روزی دیگر است و گواهی بینا بركردار و رفتار ماست. اگر كار نیك كنیم با سپاس و تشكر از ما وداع می‌كند و اگر بدی كنیم با نكوهش و مذمّت ما را ترك می‌گوید.»

سپس كوششی را در درون انسان برمی‌انگیزد كه برنامه‌ریزی آگاهانه‌ای نسبت به كارهای روزانه خود داشته باشد و با كار نیك، دوری از بدی، سپاس نعمت‌ها و پیروی از سنّت‌ها و بركناری از بدعت‌ها، امر به معروف و نهی از منكر و پاسداری از اسلام و ناقص دانستن باطل و خوار ساختن آن و یاری حق و گرامی داشتن آن و راهنمایی و یاری ناتوان و دریافتن ستمدیده آن را به پایان برساند. بدین ترتیب انسان راه و اهداف و عرصه‌ها و خاستگاه‌های خود را مشخص می‌سازد.

در این دعا گرایش به بهتر شدن تعامل انسان با زمان را در می‌یابیم «واجلعه أیمن یوم عهدناه و افضل صاحب صحبناه و خیر وقت ظلّلنا فیه؛ و این روز را مبارك ‌ترین روز روزگار ما قرار بده و آن را برترین همراهی كه با او مصاحب بوده‌ایم و بهترین زمانی كه در آن بسر برده‌ایم مقرر فرما.» انسان باید با زمان همراهی و تعامل به خرج دهد و آن را چون مصاحبی در نظر بگیرد كه نباید جز نیكی در قبال آن انجام دهد.

امام سجاد(ع) در نگاه به اصحاب دنیا می‌كوشد معیارهای ارزیابی از دیدگاه اسلام را تعریف كند: «و أعصمنی من أن أظن بذی عدمٍ خساسة أو أظن بصاحب ثروة فضلاً فإن الشریف من شرّفته طاعتك و العزیز من أعزّته عبادتك؛ و از آن كه تهیدستی را به چشم خواری بنگرم و یا توانگری را برتر انگارم مصونم بدار؛ زیرا شرافتمند كسی است كه فرمانبرداری تو به او شرافت بخشیده و گرامی كسی است كه عبادت تو گرامی‌اش داشته است.»

در بعضی دعاهای دیگر موضع‌گیری نكردن در قبال ستمگران و یاری نكردن مظلومان را علّتی برای عذرخواهی می‌شمارد؛ زیرا كه این كارها نوعی پشتیبانی از ستمگران می‌باشد: «اللهم إنی اعتذر إلیك من مظلومٍ ظلم بحضرتی فلم أنصره؛ بار خدایا! به درگاهت پوزش می‌طلبم در حق ستمدیده‌ای كه در حضور من به او ستم شد و من یاریش نكردم.»

بدین ترتیب امام زین العابدین(ع) دعا را به یك عامل تربیتی تبدیل می‌كند كه ارزشها و نیكی‌ها را در وجود انسان بر می‌انگیزد و او را وا می‌دارد كه این ارزشهای درونی را رنگ واقعیت ببخشد. در زندگی طوری حركت ‌كند كه آن را اندك اندك به سوی بهتر شدن سوق دهد. همه اینها در مناجات فردی انسان با خداوند متعال اتفاق می‌افتد و ناخودآگاه به درون عواطف و احساسات او راه می‌یابد.

شاید از نظر تربیتی ارزش این شیوه به این باشد كه انسان نباید فقط منتظر موعظه شدن از سوی دیگران باشد؛ زیرا پذیرش موعظه دیگران برای انسان سنگین است. در طی مناجات فردی، انسان موضع‌گیری‌های خویش را مشخص می‌نماید و زندگی خود را بر مبنای ارزشها بنا می‌كند و در مقام دعا و نیایش حسابهای خویش را به خداوند تقدیم می‌دارد.

با توجه به آنچه ذكر گردید، وقتی دنبال ابزارهای تربیتی دینی هستیم باید به ادعیه به ویژه دعاهای صحیفه سجادیه توجه كنیم؛ زیرا صحیفه سجادیه تجسّمی از پیوند معنویت با زندگی است و برداشت نادرستی را كه معنویت را در برابر ماده قرار می‌دهد و گرد هم آمدن آن دو را در معیار واحد محال می‌داند با شكست روبه‌رو می‌سازد. بدین ترتیب می‌توانیم با توجه به دعاها، فهم واقعی و فراگیری را از دین، زندگی و موضع انسان در برابر آن دو در مقام نظریه و تطبیق بدست آوریم.

 

دعا به معنای جبرگرایی نیست

یك بُعد اصلی از ابعاد دعا باقی ماند كه در پایان سخن باید بدان بپردازیم. دعا به معنای جبرگرایی نیست؛ یعنی این كه انسان در همه مشكلات و كارهای خود بدون اینكه تلاشی به خرج دهد و كاری انجام دهد فقط به خدا متوسل شود. زیرا اینكه تمام نیازمندی‌های انسان بصورت مستقیم با دعا برآورده شود حتمی نیست. اگر انسان توانایی داشته باشد كه بتواند نیازمندی‌های خود را برآورده كند ولی حركت نكند و منتظر معجزه‌ای از سمت آسمان باشد معلوم نیست كه نیازهای او با دعا برآورده شود.

اینگونه نگاه كردن به دعا نادرست است. زیرا دین به بروز معجزه در زندگی عادی انسان باور ندارد؛ بلكه به قانون‌های علّت و معلولی ایمان دارد كه خداوند متعال در همه اشیا به ودیعت نهاده است. برای هر چیزی علّتی قرار داده است. بنابراین زندگی، نیز از انسان خواسته است كه این علّت‌ها را دریابد و بعد از كامل كردن همه آنها به خداوند متعال توكل كند و اگر در مسیر راه به مشكلی برخورد و یا از انحراف علّت به سمت دیگری در هراس شد دست به دعا بردارد و بگوید: «اللهم هذا ماأستطیع فأعِنّی علی ما لاأستطیع؛ خدایا! این آن چیزی بود كه من می‌توانستم، پس بر چیزهایی كه نمی‌توانم مرا كمك كن.» این رفتار پاسخ حكیمانه‌ای به قدرتهای مجهولی است كه انسان در برابر آنها ضعیف دارد.

احادیث بسیاری وجود دارد كه می‌گویند اگر انسان به اسباب طبیعی اشیاء دست نزند مانند كار كردن برای كسب روزی، مداوای بیماری و كسب توانایی برای پیروزی او جزو كسانی است كه دعایشان مستجاب نمی‌شود.

در این مختصر كوشیدیم تا بر بعضی از جوانب گوناگون دعا انگشت بگذاریم تا بدین وسیله یكی از عوامل مثبتی كه روح ایمان، تلاش و خوش‌بینی را در وجود انسان مسلمان به حركت در می‌آورد بشناسیم. وقتی انسان به مشكلات می‌افتد و یأس و ناامیدی از هر سو او را فرا می‌گیرد با نیایش و دست به دعا بلند كردن در می‌یابد خداوند بالای همه این چیزهاست. اوست كه برای انسان گشایش ایجاد می‌كند و از جاهایی كه هرگز امید ندارد به او روزی می‌رساند.

و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین

مقدمه علامه مرجع حضرت آیت العظمی سید محمد حسین فضل الله

بر كتاب فی رحاب الدعاء