خطبه جمعه، 21 شهریور ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: توبه و عمل / اعلام قیام / نبرد تا شهادت / درس‌هایی از قیام توابین.

مطالب مهم خطبه دوم: دولت ناتوان / پیشگیری وظیفه شرعی است / آیا امنیت، خط قرمز است؟ / دولتی به نفع کشور؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

23 محرم 1442 هـ برابر با 21 شهریور ۱۳۹۹ هـ و 11/9/٢٠٢٠ م

قیام توابین؛ دعوت به بازنگری و اصلاح مسیر

 

مطالب مهم خطبه اول: توبه و عمل / اعلام قیام / نبرد تا شهادت / درس‌هایی از قیام توابین.

مطالب مهم خطبه دوم: دولت ناتوان / پیشگیری وظیفه شرعی است / آیا امنیت، خط قرمز است؟ / دولتی به نفع کشور؟

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآَمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدَى» صدق الله العظيم.

در حال و هوای قیام حسینی و پس لرزه‌های آن، امروز می‌خواهیم به یکی از آثار و پیامدهای آن می‌پردازیم و آن قیامی است که از کوفه شکل گرفت. علت این قیام نیز به این واقعیت برمی‌گردد که بعد از شهادت امام حسین(ع) بخشی از مردم کوفه از این که امام را یاری نکردند و او را تنها گذاشتند، پشیمان شدند.

این احساس با ورود کاروان اسرا به کوفه و بعد از این که با چشمان خود، سر امام حسین(ع) و برادران و یارانش را بر نیزه‌ها و زینب(س) و خواهرانش را اسیر دیدند و زینب(س) آن سخنرانی معروف خود را در میان مردم کوفه ایراد کرد، جوشش گرفت.

در آن روز پنج نفر از بزرگان کوفه دور هم جمع شدند تا در مورد بهترین کار برای نشان دادن پشیمانی و رهایی از بار گناه چیست، با همدیگر مشورت کنند. آن‌ها دیدند که غیر از توبه چاره دیگری ندارند. از این رو حرکت آنان عنوان توبه به خود گرفت و قیامشان به قیام توابین معروف شد و تعداد زیادی از کسانی را که از این ارزش الهام گرفتند، دور خود جمع کرد.

 

توبه و عمل

از نظر اینان توبه به درخواست بازگشت به سوی خداوند و بسنده کردن به آن محدود نمی‌شود، بلکه باید با عمل همراه باشد. از این رو می‌بینیم که آنان با دست یازیدن به علل قیام امام حسین(ع) و طرح شعارهای او به منطق امام بازگشتند؛ بنابراین شعارهای امام را هدف خود قرار دادند و به صورت مخفیانه و به دور از چشمان دستگاه امنیتی بنی‌امیه، دست به کار شدند و از این آیه شریفه الهام گرفتند: «فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ».

سلیمان بن صرد خزاعی رهبری این قیام را به عهده گرفت. او از صحابه پیامبر بود که در مدینه اسلام آورد و سپس به کوفه نقل مکان کرد و از سران این شهر شد. او در همه جنگ‌های امام علی(ع) حضور داشت و از یاران وفادار ایشان بود و به قهرمانی و شجاعت معروف بود.

او برکناری اموی‌ها از حاکمیت کوفه و قصاص کردن مسئولان شهادت امام حسین(ع) را اهداف اصلی قیام خود قرار داد.

 

اعلام قیام

سلیمان بن صرد خزاعی مرگ یزید و درگیری بنی‌امیه بر سر حکومت را فرصت مناسبی برای اعلام قیام و انتقال از مرحله مخفی به مرحله علنی دید؛ بنابراین کوشید که برای خود یاور جمع کند و به این منظور هیئت‌هایی را به سوی مدائن و بصره فرستاد. در آن زمان در حدود 4 تا 5 هزار نفر در جایی به نام نخیله که در سر چند راهی شام، کوفه و مدینه قرار داشت، دور او گرد آمدند. در اینجا سلیمان ایستاد و اهداف قیام خود را بیان داشت: «ای مردم! کسی که به خاطر خدا و آخرت خروج کرده است، او از ماست و ما از اوییم. پس رحمت خداوند بر او باد چه زنده است و چه مرده و هر کسی که به دنبال دنیاست، به خدا سوگند! غیر از رضوان الهی، نه بیت المالی است که آن را به چنگ آوریم و نه غنیمتی که آن را به غنیمت بگیریم و طلا و نقره و کالایی نیز همراه ما نیست. تنها چیزی که داریم شمشیرهایمان است که روی شانه داریم و توشه‌ای به اندازه قوت روزانه. پس هر کس که چنین آرزوهایی دارد همراه ما نشود.»

بعد از این سخنان، همه فریاد زدند: ما به دنبال دنیا نیستیم و برای دنیا قیام نکرده‌ایم. بلکه برای توبه و خون‌خواهی پسر دختر پیامبرمان رسول خدا(ص) قیام کرده‌ایم.

بعد از آن سلیمان آنان را نزد مدفن امام حسین(ع) برد. در آنجا صدایشان به گریه بلند شد و نزد خداوند سبحانه و تعالی اعلام توبه کردند و عرض کردند: «پروردگارا! ما فرزند پيامبرت را ياري نكرديم، ما را ببخش و از گذشته ما درگذر، توبه ما را بپذير و حسين و ياران و اصحاب پاكش را رحمت كن. خدايا! ما شهادت می‌دهیم كه بر دين آنان و بر آنچه جان خود را در راه آن نهاده‌اند، هستیم. خدايا! اگر ما را نبخشي و مشمول رحمت خود نسازی، از زيان كارانيم.»

بعد از آن عازم شام مرکز حکومت اموی شدند؛ اما در شمال شرقی شام در منطقه‌ای به نام عین الورده، پیش از رسیدن به شام سپاه ده هزار نفری شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد انتظارشان را می‌کشید.

 

نبرد تا شهادت

به رغم نابرابری تعداد افراد، توابین در ابتدا توانستند که لشکریان شام را شکست دهند که آنان مجبور شدند درخواست کمک کنند. با رسیدن نیروهای کمکی تعدادشان به سی هزار نفر رسید. طبیعی است که توازن نبرد به هم خورد و فرصت‌های پیروزی به آنان پشت کرد. ولی آنان تسلیم نشدند و فرار نکردند و تصمیم گرفتند تا شهادت به نبرد خود ادامه دهند.

به این ترتیب قیام توابین بعد از این که ناب‌ترین درس‌های فداکاری را دارد، به پایان رسید. این قیام در سیاق تاریخی خود بسیار مهم بود. چون حلقه‌ای از یک زنجیره بود که با فداکاری‌های خود دیدگاه عمومی جهان اسلام را تغییر داد و فضایی از همدلی را برای قیام علیه حکومت اموی ایجاد کرد. قیام مختار که باز هم از کوفه شکل گرفت و شعار: ای خون خواهان حسین را مطرح کرد، به سرعت قیام توابین را تکمیل کرد. قیام توابین و قیام بعدی نشان داد که قیام امام حسین(ع) توانست است امت اسلامی را از خواب بیدار کند.

 

درس‌هایی از قیام توابین

جدای از سیاق تاریخی قیام، در حال حاضر می‌توانیم درس‌ها و عبرت‌هایی بسیاری را از قیام توابین بگیریم که خیلی گذرا به سه مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

اول: وقتی فساد در جامعه طغیان می‌کند، پیشگامان مبارزه با فساد اجر و پاداش بیشتری نزد خداوند متعال دارند؛ زیرا آن‌ها ابتدا به مبارزه پرداخته‌ و راه را برای دیگران هموار کرده‌اند. از این رو به اهمیت نقش مصلحان اولیه در جامعه و اولین مجاهدان و عالمانی که دست به کار شدند و منتظر دیگران ننشستند تا وارد میدان عمل شوند، پی می‌بریم. از این رو خداوند عزوجل در توصیفشان می‌فرماید: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ * فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ».

دوم: در درگیری‌ها و بحران‌ها، بعد از این وضعیت روشن شد و خط سفید از سیاه مشخص گردید، تمام افراد جامعه وظیفه دارند که اگر در انجام مسئولیت‌های خود کوتاهی کرده اند باید مواضع خود را مورد بازنگری قرار دهند و بکوشند که کوتاهی‌های خود را جبران کنند. چون برای پاک شدن، اصلاح مسیر و به دست آوردن رضایت خداوند، چاره‌ای غیر از بازنگری وجود ندارد.

مشکل ما این است که فرهنگ بازنگری نداریم. آن چه هست فرهنگ اصرار و توجیه است. دلیل می‌آورند که گذشته، سپری شده است و ما دیگر به گذشته نگاه نمی‌کنیم. حال آن که خداوند انسان را به بازنگری، توبه و اتخاذ موضع صحیح فرامی‌خواند. در سطح روابط افراد با همدیگر یا احزاب، دولت‌ها و مؤسسات، بازنگری یک ضرورت به شمار می‌آید و همه باید در موضع‌گیری‌های خود تجدید نظر کنند.

سوم: باید پیش از آخرت در همین دنیا خود و موضع‌گیری‌های خودمان را مورد بازنگری قرار دهیم. چون بعد از این دنیا دیگر مجالی برای بازگشت نیست. صحنه تمام می‌شود و نوبت به حسابرسی می‌آید: «رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا آن‌ها كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ».

ما امروز ابتدا در سطح روان به قیام و توبه درونی نیاز داریم و پس از آن باید به آن رنگ واقعیت ببخشیم. خوشبخت کسی است که به سوی خداوند توبه می‌کند و نفس و موضع‌گیری‌های ثبت شده در کارنامه عملی خود را مورد بازنگری قرار می‌دهد، در هر قضیه و امری که می‌خواهد باشد، با اعلام یا سکوت خود، حقی را رها کرده یا باطلی را یاری کرده است. چون خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را توصیه می‌کنم که از آن چه در سیره امام زین العابدین(ع) آمده است درس بگیریم. امامی که بیست و پنجم محرم سالروز وفاتشان است. آمده است که در مدینه فردی طوری که امام بشنود، سخنان ناروایی را به امام گفت. امام را به چیزی متهم کرد که در ایشان نبود. امام چیزی به او نگفت. وقتی رفت، امام به حاضران فرمود: «شنیدید چه گفت؟ من مایلم با هم برویم ببینید من چگونه پاسخ او را می‌دهم.» آنان نیز همراه امام شدند و گمان کردند که امامی پاسخی مانند او خواهد داد.

امام در خانه او را زد و آن فرد نیز مهیای هرگونه بدی، از خانه بیرون آمد. امام به او فرمود: «ای برادر! تو درباره من چیزهایی گفتی. اگر این حرف‌ها حق هستند، از خدا طلب آمرزش می‌کنم و در صورتی باطل هستند، خدا تو را بیامرزد.» این حرف‌ها آن فرد را تکان داد. از این رو شروع به عذرخواهی از امام کرد و عرض کرد: چیزهایی که گفتم، سزاوار خود من هستند و درباره شما نیست و با این کار این مرد از محبان و موالیان امام(ع) شد. سپس امام رو به یاران خود کرد و فرمود: کدام روش بهتر است؟ این که همان طور که شما می‌خواستید، به روش خودش با او برخورد کنم، حتی اگر موجب تشدید کینه او علیه من شود یا روش مورد استفاده من که او را از دشمن به دوست تبدیل کرد؟

عزیزان! ما نیاز داریم که این روش را در پیش بگیریم. روش آگاهان و دین‌مداران. روشی که قرآن کریم ما را به آن فراخوانده و فرموده است: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ». با این روحیه دوست و یاور به دست می‌آوریم و به مصاف چالش‌ها می‌رویم.

 

دولت ناتوان

از حادثه‌ای که دیروز در بندر بیروت روی داد آغاز می‌کنیم. حادثه‌ای که صدمه تازه‌ای را به لبنانی‌ها وارد کرد. آن‌ها از صدمه فاجعه قبلی کمر راست نکرده بودند که این حادثه باعث ناامیدی، یأس و ترس بیشتر آن‌ها از آینده شد و سؤالات بیشتری را درباره میزان توانایی دولت در مدیریت امور مردم ایجاد کرد. این حادثه بار دیگر تأکید داشت که دولت در حمایت از یک مکان حیاتی برای مردم لبنان ناتوان است.

در رابطه با حادثه جدید، به رغم خسارت‌های مادی، سلامتی و زیست محیطی، خداوند را سپاس می‌گوییم که کسی در این حادثه جان خود را از دست نداد. از دولت می‌خواهیم که به مسئولیت خود در کشف علل این حادثه عمل کند و دست دستگاه قضایی را در این زمینه باز بگذارد؛ زیرا معتقدیم سرعت ندادن به تحقیقات درباره این فاجعه، زمینه را برای بروز فجایع بعدی را هم خواهد کرد. همان طور که عدم تسریع در تحقیق و بازخواست درباره فاجعه اول، این فاجعه را به وجود آورد.

در اینجا باید از تلاش دفاع غیرنظامی و آتش‌نشانی و همه کسانی که در خاموش کردن این حریق بسیار تقدیر و تشکر کنیم. چون این نگرانی وجود داشت که خطرات ناشی از این آتش‌سوزی نیز مانند مخاطرات ناشی از فاجعه قبلی باشد.

 

پیشگیری وظیفه شرعی است

به وضعیت سلامت و بهداشت برمی‌گردیم. چرا که تعداد افراد مبتلا به ویروس کرونا در حال افزایش است و به نظر نمی‌رسد که این روند متوقف شود. مگر این که شهروندان خودشان تصمیم بگیرند بالاترین درجه پیشگیری را رعایت کنند و با این قضیه جدی برخورد کنند و احتمال بدهند که در اطرافشان افراد مبتلا وجود دارد.

از این رو بار دیگر تذکر می‌دهیم که رعایت دستورالعمل های بهداشتی وظیفه شرعی، اخلاقی و انسانی است. باید در این زمینه شکیبایی به خرج دهیم و همدیگر را توصیه کنیم که این دستورالعمل‌ها را رعایت کنند.

 

آیا امنیت، خط قرمز است؟

در عرصه‌ای دیگر، بعد از درگیری‌هایی که در بیروت و جاهای دیگر روی داد و بیم تکرار آن می‌رود، وضعیت امنیتی بار دیگر باعث نگرانی لبنانی‌ها شده است.

از این رو بار دیگر از نیروهای امنیتی می‌خواهیم که به مسئولیت خود در مبارزه با سلاح‌های پراکنده غیرمسئول عمل کنند. در عین از نیروهایی که حضور میدانی دارند می‌خواهیم که به مسئولیت خود عمل کنند و از آن دست برندارند. حداقل این که وقتی نیروهای امنیتی و قضایی به اقدامات پیشگیرانه دست می‌زنند، آنان در این قضیه دخالت نکنند.

نیروهای سیاسی باید بدانند که امنیت کشور، خط قرمز است و عبور از آن جایز نیست. اگر رقابت سیاسی یا اختلاف سر قضیه نفوذ است، نباید از زبان سلاح در این زمینه استفاده شود.

 

دولتی به نفع کشور؟

با توجه به این که فشارهای خارجی شروع به خودنمایی کرده است و آغاز آن را می‌توان در تحریم دو وزیر سابق دید، ما بار دیگر همه را به همبستگی و وحدت فرامی‌خوانیم تا حادثه‌ای که روی داد انگیزه‌ای برای برطرف کردن موانعی شود که همچنان بر سر راه تشکیل دولت قرار دارد. با توجه به شرایط کنونی و چالش‌هایی که کشور با آن روبروست، این دولت باید به سرعت تشکیل شود. چرا که باید منفعت ملی عمومی نیروهای سیاسی را به سمت تشکیل دولت سوق دهد نه منافع فلان گروه و فلان طایفه.

جامعه عرب و عادی‌سازی روابط با دشمن

پیرامون اجتماع جامعه عرب، عقیده داریم که عدم موضع‌گیری قاطع جامعه عرب در قبال عادی‌سازی روابط با دشمن، باعث تضعیف موضع فلسطینی‌ها می‌شود و دشمن را تشویق می‌کند که به این سیاست خود ادامه دهد.

در برابر این قضیه، بار دیگر از مردم فلسطین می‌خواهیم که به تلاش خودشان در حفظ حقوق و دستاوردهای وحدت و نقاط قوت خودشان امید ببندند و از آن دست برندارند.