خطبه جمعه، 11 اسفند 1402

مطالب مهم خطبه اول: اسلام دین صلح است / مواردی که در آن‌ها جنگ مجاز است / نفی زندگی حقارت آمیز.

مطالب مهم خطبه دوم: غزه تحت‌فشار قحطی است / امید ما به آگاهی مردم است / حملات دشمن به لبنان / تصمیماتی به نفع بخش عمومی / تصمیماتی به نفع بخش عمومی.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

20 شعبان 1445 برابر با 11 اسفند 1402 و 01/03/2024 م

جنگ در راه اسلام، راهی برای ظلم، تعدی و خواری

 

مطالب مهم خطبه اول: اسلام دین صلح است / مواردی که در آن‌ها جنگ مجاز است / نفی زندگی حقارت آمیز.

مطالب مهم خطبه دوم: غزه تحت‌فشار قحطی است / امید ما به آگاهی مردم است / حملات دشمن به لبنان / تصمیماتی به نفع بخش عمومی / تصمیماتی به نفع بخش عمومی.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» صدق الله العظيم.

 

اسلام دین صلح است

اسلام آمد تا زبان آرامش را در زندگی ترویج کند، همان چیزی که خداوند با فرمایش: «ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً» بدان دعوت کرده است.

خداوند تبارک و تعالی صلح را محبوب انسان مؤمن قرار داد، آنگاه که آن را یکی از نام‌های زیبای خود نامید و درباره خود ‌فرمود: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ» و بهشتی را که مؤمن در آرزوی آن است، سرای صلح نامیده است: «َهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ».

و زمانی که سلام را درود فرد مسلمان در دنیا و تحیت اهل بهشت قرار داد و فرمود: «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ» و سلام همان چیزی است که مؤمن نمازش را با آن تمام می‌کند؛ زیرا مؤمن نه میل به جنگ دارد و نه به دنبال آن است و نه هدف او در زندگی است و آیه‌ای که خواندیم برای تأیید این مطلب نازل شد، زمانی که برای جنگ حدودی تعیین کرد و خواستار آن شد که از آن‌ها فراتر نروند تا دامنه جنگ گسترش نیابد و به روشی تبدیل شود که در هر شرایط و در هر اختلاف و درگیری به آن تکیه شود و به ضوابطی که باید در هنگام جنگ رعایت شود و اخلاقیات حاکم بر آن اشاره کرده است و همین‌طور هدف اشاره دارد که هدف از جنگ و انگیزه‌ای که مبارزان باید برای آن حرکت کنند، جنگ در راه خداست و فرمود: «قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ».

بنابراین جنگ باید برای هدفی باشد که خداوند می‌خواهد زندگی بر اساس آن بنا شود، یعنی اقامه حق و تحقق عدالت؛ بنابراین جنگیدن برای مصالح و منافع شخصی یا تبدیل شدن به وسیله انتقام‌جویی یا کینه‌توزی یا برتری‌جویی در زمین یا تصرف اراضی دیگران و دست‌درازی به منابع، توانایی‌ها و امکانات دیگران جایز نیست. حتی خداوند جنگیدن برای گسترش دین حق را نیز نمی‌پذیرد و این را به وضوح در کلام خود بیان کرده است: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ».

 

مواردی که در آن‌ها جنگ مجاز است

آیه به روشنی مواردی را که خداوند اجازه جنگ را داده و به رعایت آن دعوت کرده است، مشخص کرده است. این مسئله در آیات متعددی ذکر شده است. در اولین آیه خداوند می‌فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ».

خداوند به کسانی که مورد ظلم و ستم قرار می‌گیرند و یا برای کسانی که سرزمینشان اشغال شده و به ناحق از خانه و کاشانه خود رانده شده‌اند، در حالی که هیچ وسیله دیگری برای دفع این ظلم و اشغال وجود ندارد، جنگ را مجاز شمرده است و در واقع وظیفه آن‌هاست که ظلم را دفع کنند و در برابر اشغالگری مقاومت کنند تا سرزمین خود را باز پس بگیرند.

روایات شریفه معتقدند: کسی که در این راه بمیرد، مقام شهادت را در پیشگاه خداوند متعال به دست می‌آورد. در حدیث آمده است: «مَنْ قُتِلَ دونَ مظلمتِهِ فهو شهيد؛ هرکه در راه دفع ستم از خود کشته شود، شهید است.» و «مَنْ ماتَ دونَ أرضِهِ ومالِهِ وعرضِهِ فهو شهيد؛ کسی که به خاطر زمین یا مال یا ناموس خود کشته شود، شهید است.»

دومین آیه‌ای که در آن خداوند به جنگ دعوت کرده و هر توانمندی را برای شرکت در آن بسیج کرده، این است: «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً».

خداوند در این آیه از هر کسی که توان مبارزه دارد، می‌خواهد برای زدودن ظلم از مردان و زنان و کودکان که راهی برای رفع ظلم از خودشان جز یاری گرفتن از خداوند متعال ندارند، اقدام کنند. این افراد باید در کنار آنان بایستند و از آن‌ها دفاع کنند، در غیر این صورت در برابر خداوند متعال مسئولیت خواهند داشت و خدا آن‌ها را به خاطر عدم پاسخگویی به ندای امداد، بازخواست می‌کند.

در روایات شریفه آمده است که هر که در این امر بمیرد، در پیشگاه خداوند متعال به مقام شهادت می‌رسد، در حدیث آمده است: «مَنْ قُتِلَ دونَ مظلمتِهِ فهو شهيد»، و «مَنْ ماتَ دونَ أرضِهِ ومالِهِ وعرضِهِ فهو شهيد».

دومین آیه‌ای که خداوند در آن به جنگ دعوت کرد و هر کس را که توانایی داشت برای تعجیل در این امر بسیج کرد، این است که فرمود: «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً».

در این آیه از همه کسانی که می‌توانند مبارزه کنند، برای رفع ظلم از مردان و زنان و کودکانی که راهی برای رفع ظلم از خود، جز یاری گرفتن از خداوند متعال ندارند، دعوت می‌کند که باید در کنار اینان بایستند و از آن‌ها دفاع کنند، در غیر این صورت در مقابل خداوند متعال مسئول خواهند بود و خداوند آن‌ها را به خاطر عدم اجابت استمداد مظلومان، بازخواست خواهد کرد.

در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است: «مَن رَأى‌ سُلطاناً جائِراً، مُستَحِلّاً لِحُرَم اللَّهِ، ناكِثاً لِعَهدِ اللَّهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسولِ اللَّهِ، يَعمَلُ في عِبادِ اللَّهِ بِالإِثمِ وَالعُدوانِ، فَلَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِفِعلٍ ولا قَولٍ، كانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أن يُدخِلَهُ مُدخَلَهُ؛ هر مسلمانی با سلطان ستمگری مواجه شود که حرام خدا را حلال می‌کند و پیمان الهی را در هم می‌شکند و با سنت پیامبر(ص) به مخالفت برخاسته و در میان بندگان خدا، راه گناه و دشمنی در پیش گرفته است، ولی او در مقابل چنین حاکمی، با عمل یا با گفتار، اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که این فرد را به جایگاه همان طغیانگر داخل کند.»

در حدیث آمده است: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صدای مردی - یا زن یا کودکی - را بشنود که ندای ای مسلمانان می‌دهد و او را اجابت نکند، مسلمان نیست».

آیه سوم: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ».

خداوند برای دفع کسانی که با زور مردم را وادار به ترک دین خود می‌کنند و یا کسانی که در مقابل دین مانع‌تراشی می‌کنند، پس از به کارگیری تمام ابزارهای بازدارنده، اجازه جنگ داده و بدان دعوت کرده است.

این همان چیزی است که رسول خدا(ص) برای آن دعوت به مبارزه کرد. رسول خدا(ص) برای اسلام آوردن مردم نجنگید، بلکه با ستمگران قریش جنگید که نمی‌گذاشتند او دعوتش را بازداشتند، با آزار جسمی و روحی او را از ادای دعوتش بازداشتند، تا این که گفت: «مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ؛ هیچ پیامبری به مانند من اذیت نشده است» و علیه او توطئه کردند. تا او را بکشند و از سرزمینش بیرون کنند و یارانش را شکنجه کردند و با او جنگ کردند.

همه این‌ها او را بر آن داشت که با آن‌ها بجنگد و آن‌ها را از نظر اقتصادی ضعیف کند تا اینکه پیروزی از جانب خداوند حاصل شد و مردم دسته دسته وارد دین خدا شدند.

و آیه چهارم: این فرموده خداوند متعال است: «أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ».

جنگ ممکن است در برابر کسانی باشد که پیمان‌ها و عهدهایی را که با آن‌ها بسته شده بود، نقض کردند و این همان چیزی است که در مدینه برای یهودیان رخ داد که وقتی رسول خدا(ص) به آنجا آمد، با آن‌ها پیمانی به نام میثاق مدینه بست که تصریح می‌کند یهودیان حق دارند با آزادی کامل مناسک دینی خود را انجام دهند و به شرط عدم حمایت از دشمنان مسلمانان و عدم اخلال در امنیت مدینه، از حقوق شهروندی برخوردار باشند. ولى آن‌ها پیمان‌ها را شكستند و با قريش بر ضد رسول خدا(ص) توطئه كردند؛ لذا رسول خدا(ص) با آن‌ها جنگيد. چنانکه در مورد یهودیان بنی‌قریظه و بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع و در خیبر چنین اتفاقی افتاد.

آخرين آيه: برای ایجاد صلح و آرامش داخلى است، هنگامى كه گروهى از مسلمانان به گروه ديگرى تعرض كنند و به مصالحه‌ای كه بدان خوانده می‌شوند، پاسخ مثبت ندهند. خداوند متعال در این باره فرموده است: «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ».

آیه تأکید می‌کند که جنگ باید جنگ‌جویان و متجاوزان را هدف قرار دهد نه دیگران را. می‌فرماید: «قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا»، پس نباید با غیرنظامیان و کسانی که برای جلوگیری از پایبندی مردم به دین حق، اسلحه نکشیده‌اند، جنگید بلکه خواسته شده است که به آن‌ها نیکی شود، این همان چیزی است که خداوند متعال می‌فرماید: «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ».

این دستور همیشگی رسول خدا(ص) به رزمندگان بود که وقتی برای جنگ می‌رفتند، تأکید می‌کرد که درخت را قطع نکنند، زن و نوجوان، نوزاد و پیر فانی را نکشند. انسان مجروح را نکشند، کشته را مثله نکنند، در کشتار زیاده‌روی نکنند، معبدی را خراب نکنند و بنای آبادی را ویران نکنند.

 

نفی زندگی حقارت آمیز

دوستان عزیز، ما نیاز مبرمی به تقویت این مفاهیم داریم تا به همه کسانی که اسلام را دین جنگ می‌دانند و این که در اسلام اصل بر جنگ است و صلح استثنا، پاسخ دهیم. در حالی که این‌گونه نیست. اسلام آمده تا حب زندگی را در انسان تقویت کرد و او را به حفظ زندگی و آسیب نرساندن به آن فرامی‌خواند؛ اما زندگی ذلت‌آمیز را نمی‌پذیرد و نمی‌پذیرد که مظلومی فریاد یاری‌خواهی سر دهد و کسی برای کمک به سوی او نشتابد یا آزادی و امنیت کسانی که با او زندگی می‌کنند، مصادره شود یا در برابر اشغال سرزمینش سکوت کند. اگر چنین شد، باید با قوت و بازدارندگی، وارد میدان نبرد شود و به یکی از دو خوبی یقین داشته باشد؛ یا پیروزی یا شهادت و آنگاه مرگ به سعادت و سربلندی و عزت تبدیل می‌شود که امام حسین(ع) فرمود: «إِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَما» و فرمود: «لَا وَاللّهِ لاَ أُعْطِيكُمْ بِيَدِي‌ إعْطَاءَ الذَّلِيلِ؛ وَلاَ أُقِرُّ لَكُمْ إقْرَارَ الْعَبِيدِ» و این همان فرمایش امیرالمؤمنین علی(ع) است: «فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَالْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا، شما و خودم را نصیحت می‌کنم که در پایان این ماه مبارک، ماه شعبان، با خواندن مناجات شعبانیه که مملو از معانی محبت به خدا و امید به رحمت و تقرب به اوست، از چشمه‌سار امیرالمؤمنین(ع) توشه برداریم که در آن می‌فرماید: «إِلهِي، إنَّ مَنْ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ، وَإِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِكَ، يا إِلهِي، فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ، وَلَا تَحْجُبْنِي عَنْ رَأفَتِكَ… إِلهِي، إنْ كانَتِ الخَطايا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ، فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ. إِلهِي، إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ، فَقَدْ نَبَّهَنِي اليَّقِينُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ. إِلَهِي، فَلَكَ أَسْأَلُ، وَإِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَأَرْغَبُ، وَأَسْأَلُكَ… أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ، وَلَا يَنْقُضُ عَهْدَكَ، وَلَا يَغْفَلُ عَنْ شُكْرِكَ، وَلَا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ؛ خداى من! كسى كه با تو راه جويد، به نور راه برده است، و آن كه به تو متوسّل شده، به پناهگاه راه يافته است، و من به تو پناه جسته‌ام. خداى من! اميد من را به رحمتت ناكام مكن و از لطفت محرومم مساز... خداى من! اگر خطاها مرا در نزدت حقير کرده‌اند، به حقّ توكّل نيكويى كه به تو دارم، از من درگذر ... خداى من! اگر گناهانم مرا از [دستيابى به] لطف‌های بزرگت فروکشیده‌اند، يقينم به بزرگى مهرت مرا بيدار كرده است ... خداى من! از تو درخواست می‌کنم، در پيشگاه تو زارى می‌کنم و به تو اميد می‌برم و از تو می‌خواهم ... و مرا از كسانى قرار دهى كه همواره تو را ياد می‌کنند و پيمانت را نمی‌شکنند و از شكرت غافل نيستند و فرمانت را سبُک نمی‌شمارند.»

عزیزان، ما محتاج این انفاس معنوی ایمانی هستیم که ما را به خدا نزدیک‌تر کند و حصار بین ما و او را از بین ببرد و در دنیا و آخرت ما را به سلامت می‌رساند و در مقابل، ما را در مواجهه با چالش‌هایی که جز از طریق این معنویات نمی‌توانیم با آن‌ها روبرو شویم، تواناتر می‌سازد.

 

غزه تحت‌فشار قحطی است

از غزه آغاز می‌کنیم، جایی که دشمن صهیونیستی با ممانعت از رسیدن آذوقه به مردم، سیاست جدیدی را که همان سیاست گرسنگی دادن باشد، در پیش گرفته است، جایی که صدها کامیون به بهانه بازرسی در گذرگاه‌ها منتظر هستند و اگر این مساعدت‌ها نیز به آن‌ها برسد، مرتکب وحشتناک‌ترین قتل‌عام‌ها در حق مردم غزه می‌شود. چیزی که ما در کشتار دیروز شاهد آن بودیم. کسانی هدف قرار گرفتند که مشتاقانه منتظر رسیدن کاروان کمک بودند. این جنایت جدید در برابر چشم و گوش جهان صورت گرفت و غیر از چند بیانیه محکومیت و تقبیح بی‌فایده که سودی برای مردم غزه نداشته و از دردها و رنج‌هایشان نمی‌کاهد، بی‌توجه از کنار آن عبور کردند.

با همه این اوصاف، مردم فلسطین با پافشاری بر پایداری در سرزمین خود و مقاومت خود که هر روز شگفت‌انگیزترین حماسه‌های قهرمانی و فداکاری تا مرز شهادت را با وجود توانایی‌های نابرابر به ثبت می‌رسانند، به مقابله با دشمن ادامه می‌دهند. این مقاومت برای دشمن هزینه‌بر است و این همان چیزی است که وزیر امنیت اسرائیل به آن اشاره کرده و گفته است: «اسرائیل از نظر تعداد کشته و زخمی بهای سنگینی را می‌پردازد.»

در همین زمان، مذاکرات آتش‌بس همچنان تابع شروط این رژیم است که می‌خواهد از طریق آن می‌خواهد آنچه را که از طریق جنگ برای بازگرداندن اسرا به دست نیاورد، از راه صلح به دست آورد.

در مواجهه با آنچه در حال رخ دادن است، مجدداً از کشورهای عربی و اسلامی می‌خواهیم که با حمایت از موضع مردم فلسطین در مذاکرات جاری، با استفاده از تمام ابزارهای فشاری که علیه رژیم صهیونیستی یا حامیان آن در اختیار دارند، به مسئولیت خود در لزوم ایستادگی در کنار این مردم عمل کنند تا از تداوم جنایات آن جلوگیری کرده و به آتش‌بس دائمی دست یابند که به رنج و درد این مردم پایان دهد.

در عین حال، مجدداً از ملت‌های عرب و اسلامی و همه آزادگان جهان دعوت می‌کنیم تا به حمایت خود از مردم فلسطین ادامه دهند و صدای خود را برای افشای اقدامات و جنایات این رژیم از طریق تظاهرات یا رسانه‌ها، وسایل ارتباطی یا مجاری قانونی و تحت‌فشار قرار دادن دولت‌های خود برای اتخاذ مواضع عادلانه در ازای مردم فلسطین، مشابه مواضع بسیاری از دولت‌های دیگر بلند کنند.

 

امید ما به آگاهی مردم است

در این زمینه، آنچه را که سرباز آمریکایی در مقابل سفارت دشمن در آمریکا انجام داد، مهم می‌دانیم. او سبک اعتراضی خود را مناسب‌ترین روش برای محکومیت سیاست کشورش در کمک به رژیم صهیونیستی با دادن پول و اسلحه و حمایت سیاسی و حقوقی برای کشتار مردم فلسطین می‌دانست و از گروه در حال گسترش در داخل آمریکا پرده برداشت که صدای خود را برای ایستادن در کنار مردم فلسطین بلند می‌کنند که در آینده شاهد واکنش‌های بیشتری از ناحیه مردم آمریکا با همه تنوع آن در این باره خواهیم بود.

ما به آگاهی روزافزون مردم جهان در زیر یوغ سیاست رسانه‌ای گمراه کننده دشمن صهیونیستی امید بسته‌ایم. رسانه‌های دشمن از طریق آن می‌خواستند آرمان فلسطین را تحریف کنند و به جای این که مردم فلسطین را مردمی مورد تجاوز قرار گرفته و از سرزمین خود آواره شده نشان دهند، به عنوان مردمی متجاوز معرفی می‌کنند.

دشمن آرمان فلسطین را هدف گرفته است

در این زمینه باقی می‌مانیم تا از همه جناح‌های فلسطینی که این روزها در حال نشست هستند، دعوت کنیم تا بر سر فرمولی که از طریق آن بتوانند برای رویارویی با چالش‌های این مرحله و مراحل آتی متحد شوند، به توافق برسند. چون روشن شده است که دشمن در تلاش است تا کل آرمان فلسطین را نابود کند؛ زیرا فرقی بین یک جناح و جناح دیگر یا بین غزه و کرانه باختری قائل نیست و هیچ گونه موجودیتی را برای مردم فلسطین یا ایجاد دولتی حتی با مرزهایی که مطرح شده را نمی‌خواهد بلکه می‌خواهد این مردم کاملاً زیر سایه ‌این رژیم و تابع اراده آن باشند.

 

حملات دشمن به لبنان

به لبنان می‌رسیم، جایی که حملات دشمن در حال گسترش و به نقاطی در اعماق لبنان رسیده است. دشمن ساختمان‌های مسکونی و مؤسسات اقتصادی و اکنون غیرنظامیان را نیز هدف قرار می‌دهد که آخرین مورد آن اتفاقی است که در کفرا رخ داد که هدف آن دیگر فقط فشار بر مقاومت برای متوقف کردن حمایت خود از مردم فلسطین در غزه نیست، بلکه از این طریق می‌خواهد به بهانه حمایت از شهرک‌نشینان، به دستاوردهایی در لبنان دست یابد که بر حاکمیت ملی و آزادی آن تأثیر بگذارد.

مجدداً از دولت لبنان می‌خواهیم که به مسئولیت خود در قبال تعداد فزاینده آوارگان در روستاهایشان عمل کند، به آن‌ها کمک کند، نیازهای ضروری‌شان را برآورده کند و امکانات برایشان فراهم کند و این موضوع را یکی از اولویت‌های خود در این مرحله در نظر بگیرد.

در اینجا ما خواهان همبستگی عمومی ملی هستیم تا کسانی که مجبور به ترک روستاهای خود شده‌اند، احساس کنند که تمام کشور در این مرحله در کنارشان قرار دارند و آن‌ها هستند که در طول سال‌های گذشته برای این کشور فداکاری کردند و آن را حفظ نمودند.

 

تصمیماتی به نفع بخش عمومی

در خاتمه، تصمیمات صادره از دولت لبنان را کمی مثبت می‌نگریم که افزایش حقوق بخش دولتی را که شامل ارتش و بازنشستگان آن‌ها می‌شود، تصریح دارد، حتی اگر با توجه به گرانی زیاد و هزینه‌های بالا این افزایش حقوق نیز نیازهایشان را برآورده نمی‌کند. امیدواریم این اقدام زمینه تحرک نهادهای دولتی و تأمین منافع لبنانی‌ها را فراهم کند و در حفظ و تقویت نهادهای نظامی نقش داشته باشد تا آن‌ها بتوانند نقش مورد مطلوب خود را در سطح داخلی و مقابله با کمین کنندگان این کشور ایفا کنند.