خطبه جمعه، 10 فروردین ماه 1403

مطالب مهم خطبه اول: فاجعه بزرگ / واکنش رسالی / وصیت امام علی(ع) به مسلمانان / حفظ وصیت.

مطالب مهم خطبه دوم: لجاجت دشمن در مذاکره / دشمن سوریه را هدف قرار می‌دهد / اختلافات به نفع دشمن است.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

19 رمضان 1445 برابر با 10 فروردین 1403 و 29/03/2024 م

وصیت امام علی(ع) به مسلمانان پیش از شهادت

 

مطالب مهم خطبه اول: فاجعه بزرگ / واکنش رسالی / وصیت امام علی(ع) به مسلمانان / حفظ وصیت.

مطالب مهم خطبه دوم: لجاجت دشمن در مذاکره / دشمن سوریه را هدف قرار می‌دهد / اختلافات به نفع دشمن است.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» [البقرة: 207] صدق الله العظيم.

 

فاجعه بزرگ

در سحرگاه روز نوزدهم ماه مبارک رمضان سال چهل هجری، بزرگ‌ترین مصیبت بر همه مسلمانان نازل شد؛ زمانی که عبدالرحمن بن ملجم با شمشیر زهرآلود و خیانت‌کار خود بر سر امیرالمؤمنین(ع) فرود آورد. آن‌هم در حالی که او در محراب خود در مسجد خود در کوفه، نماز صبح را برای مردم اقامه کرده بود.

آن روز، برای مسلمانان روز سختی بود و احساساتشان را تکان داد، دل‌هایشان را خون کرد و اشک را بر چشمانشان جاری ساخت. وقتی امام خود را دیدند که در برابرشان به روی زمین افتاده و از زخم شمشیر درد می‌کشد. امامی که زندگی‌شان را پر از علم و عمل و جهاد و ایثار و بخشش و محبت کرده بود؛ اما این درد برای علی(ع) خبر رستگاری او در سفر زندگی‌اش بود. در آن زمان فرمود: «فزْتُ وربِّ الكعبة» و این زندگی را در راه طاعت خدا و جهاد در راه او و کوشش برای اعتلای کلمه او و وفاداری به نقشی که به او محول شده بود، گذرانده بود. درباره حق و عدالت و مصالح مسلمانان و مردمی که تحت امر او بودند سازش نکرد و برای همین، با شهادت آن را خاتمه داد.

 

واکنش رسالی

علی(ع) قبل از رفتن از این دنیا مواظب بود که آن را ترک نکند تا اینکه تمام تلاش خود را برای رساندن رسالت خود به مردم انجام دهد. در آن روز به همه کسانی که اطراف او را گرفته بودند، رو کرد و فرمود: «سلوني قبل أن تفقدوني، فإنِّي بطرق السَّماء أعلم منِّي بطرق الأرض؛ پیش از آنکه مرا از دست بدهید از من سؤال کنید که من راه‌های آسمان را از راه‌های آسمان داناترم.» با وجود درد و رنج ناشی از جراحتی که بر او وارد شده بود، علاقه داشت که مردم از علمی که رسول خدا(ص) نزد او به ودیعت نهاده، بهره‌مند شوند. فرمود: «علَّمني رسول الله(ص) ألفَ بابٍ من العلم، يُفتَح لي من كلِّ باب ألف باب؛ رسول خدا(ص) هزار باب علم به من آموخت که از هر دری، هزار در دیگر به روی من گشوده می‌شود.» بنابراین آن‌ها را تشویق می‌کرد، پیش از این که آن‌ها را ترک کند، در امور دین و دنیای خود از او سؤال کنند.

پس از آن خطاب به زندانبانان ضارب خود فرمود که او را مورد ضرب و شتم قرار ندهند؛ زیرا با وجود بزرگی و قساوت ظلمی که انجام داده و با شمشیر مسموم خود به او خیانت کرده و حرمت خانه خدا و نماز و روزه ماه رمضان را زیر پا گذاشته بود، نمی‌خواست که با او واکنشی رفتار کنند. پس به آن‌ها فرمود: «از غذای من به او غذا دهید و از نوشیدنی من به او بنوشانید و با او رفتار نیکی داشته باشید.» زیرا او اسیر است و اسیر حقوقی دارد.

سپس به قبیله خود (بنی عبدالمطلب) هشدار داد که با قاتل او بر اساس منطق قبیله‌ای که خود را به کشتن قاتل محدود نکرده بلکه هر کسی را که با او فامیل هستند یا در مقام و رتبه با مقتول برابری می‌کنند، می‌کشند. او خواست این منطق اسلامی را تثبیت کند که هر چقدر هم که مقام مقتول بالا باشد و به همان شکلی که قتل را انجام داده است، تنها قاتل باید کشته شود. لذا به آنان فرمود: «يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُورِ؛ اى فرزندان عبد المطلّب، مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد [و دست به كشتار بزنيد] و بگوييد، امير مؤمنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسى ديگر نبايد كشته شود. درست بنگريد اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد و دست و پا و ديگر اعضاى او را مبريد، من از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: بپرهيزيد از بريدن اعضاى مرده، هر چند سگ ديوانه باشد.»

 

وصیت امام علی(ع) به مسلمانان

پس از آن به فرزندش امام حسن(ع) و به وسیله آن حضرت، به اهل‌بیت و هر کس که این نامه به او برسد، چنین وصیت نمود: «أُوصِيكَ يَا حَسَنُ وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلَ بَيْتِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِتَقْوَى اَللَّهِ رَبِّكُمْ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ صَلاَحُ ذَاتِ اَلْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ اَلصَّلاَةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ إِنَّ اَلْمُبِيرَةَ وَ هِيَ اَلْحَالِقَةُ لِلدِّينِ فَسَادُ ذَاتِ اَلْبَيْنِ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ؛ اي حسن من، تو را و همه فرزندان و خانواده‌ام و هر يك از مؤمنان را كه نامه‌ام به او رسد، به تقواي خدا که پروردگارتان است اينكه از دنيا نرويد جز اينكه مسلمان باشيد، سفارش می‌کنم. «و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.» زيرا من شنيدم پيامبر خدا(ص) می‌فرمود: «ايجاد صلح و سازش ميان مردم بهتر است از همه نماز و روزه» و به راستي، ويرانگر و براندازنده دين، همانا اختلاف انداختن ميان مردم است؛ و لا قوه الا بالله.» سپس فرمود: «اُنْظُرُوا ذَوِي أَرْحَامِكُمْ فَصِلُوهُمْ يُهَوِّنِ اَللَّهُ عَلَيْكُمُ اَلْحِسَابَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلْأَيْتَامِ لاَ يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُمْ فَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ عَالَ يَتِيماً حَتَّى يَسْتَغْنِيَ أَوْجَبَ اَللَّهُ لَهُ بِذَلِكَ اَلْجَنَّةَ كَمَا أَوْجَبَ لِآكِلِ مَالِ اَلْيَتِيمِ اَلنَّارَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلْقُرْآنِ فَلاَ يَسْبِقَنَّكُمْ إِلَى اَلْعِلْمِ بِهِ غَيْرُكُمْ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي جِيرَانِكُمْ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص أَوْصَى بِهِمْ مَا زَالَ يُوصِي بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ فَلاَ يَخْلُو مِنْكُمْ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا وَ أَدْنَى مَا يَرْجِعُ بِهِ مَنْ أَمَّهُ أَنْ يُغْفَرَ لَهُ مَا سَلَفَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا خَيْرُ اَلْعَمَلِ آن‌ها عِمَادُ دِينِكُمْ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلزَّكَاةِ فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّكُمْ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي صِيَامِ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّ صِيَامَهُ جُنَّةٌ مِنَ اَلنَّارِ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلْفُقَرَاءِ وَ اَلْمَسَاكِينِ فَشَارِكُوهُمْ فِي مَعَايِشِكُمْ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ... اَلصَّلاَةَ اَلصَّلاَةَ اَلصَّلاَةَ لاَ تَخَافُوا فِي اَللَّهِ لَوْمَةَ لاَئِمٍ يَكْفِكُمْ مَنْ أَرَادَكُمْ وَ بَغَى عَلَيْكُمْ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً كَمَا أَمَرَكُمُ اَللَّهُ وَ لاَ تَتْرُكُوا اَلْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ فَيُوَلِّيَ اَللَّهُ أَمْرَكُمْ شِرَارَكُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلاَ يُسْتَجَابُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ عَلَيْكُمْ يَا بَنِيَّ بِالتَّوَاصُلِ وَ اَلتَّبَاذُلِ وَ اَلتَّبَادُرِ وَ إِيَّاكُمْ وَ اَلتَّقَاطُعَ وَ اَلتَّدَابُرَ وَ اَلتَّفَرُّقَ وَ تَعاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوانِ وَ اِتَّقُوا اَللّهَ إِنَّ اَللّهَ شَدِيدُ اَلْعِقابِ؛ به خويشاوندان خود توجه كنيد و با آن‌ها در ارتباط و تماس باشيد تا خدا حساب را بر شما آسان كند. خدا را، خدا را، درباره يتيمان، مبادا آن‌ها نزد شما تباه شوند كه من خود از پيامبر(ص) شنيدم كه می‌فرمود: هر كه سرپرستي يتيمي را به عهده گيرد تا بی‌نیاز گردد خداوند به اين كردار، بهشت را بر او واجب نمايد، همان‌طور كه براي خورنده مال يتيم آتش دوزخ را واجب نموده است. خدا را، خدا را، درباره قرآن؛ مبادا ديگران در فهم آن بر شما پيشي گيرند. خدا را، خدا را درباره همسايگان؛ همانا پيامبر(ص) در خصوص آنان سفارش فرموده است و همواره درباره آنان سفارش می‌فرمود، به گونه‌ای كه گمان برديم كه بر ايشان ميراث معين خواهد كرد. خدا را، خدا را، درباره خانه پروردگارتان؛ مبادا تا هستيد آن را خالي بگذاريد، زيرا اگر زيارت خانه خدا ترك شود، شما را در عذاب مهلت ندهند؛ و كمترين بهره كسي كه قصد زيارت خانه خدا را نمايد، اين است كه گناهان گذشته او آمرزيده شود. خدا را، خدا را، درباره نماز، همانا نماز بهترين عمل و ستون دين شماست. خدا را، خدا را، درباره زكات كه آتش خشم پروردگارتان را فرونشاند. خدا را، خدا را، درباره روزه ماه رمضان كه روزه آن ماه سپري است در برابر دوزخ. خدا را، خدا را، درباره رعايت حال بينوايان و مستمندان؛ آنان را در زندگي خود شريك نماييد. خدا را، خدا را، در خصوص جهاد به مال و جانتان... نماز، نماز، نماز در راه خدا از ملامت هيچ ملامتگري نهراسيد تا خداوند شما را از سو قصد و ستم ديگران، باز دارد. با مردم خوش‌زبان باشيد همان‌گونه كه خداوند فرمانتان داده است. امر به معروف و نهي از منكر را فرومگذارید، كه بدترين كسانتان بر شما حاكم و سرپرست شوند، از آن پس هر چه دعا كنيد به اجابت نرسد دعايتان عليه آنان مستجاب نگردد. اي فرزندانم بر شما لازم است به يك ديگر بپيونديد و به هم بخشش نماييد و به كمك يك ديگر بشتابيد و مبادا با هم قطع رابطه كنيد و به هم پشت نماييد و پراكنده شويد. در نيكوكاري و پرهيزگاري با يك ديگر همكاري كنيد و در گناه و تعدي دستيار هم نشويد و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت كيفر است.»

هنگامی که نشانه‌های رفتن امام از این دنیا به جوار رحمت پروردگارش شروع به پدید آمد کرد، پیش از آن که روح پاکش به سوی خالقش حرکت کند، به همه اهل‌بیت خود چشم دوخت و فرمود: «حفظَكم اللهُ من أهلِ بيتٍ وحفظَ عليكم نبيَّكم أستَودِعُكُم اللّهُ جَميعاً سَدَّدَكُمُ اللّهُ جَميعاً حَفِظَكُمُ اللّهُ جَميعاً، خَليفَتي عَلَيكُمُ اللّهُ وكَفى بِاللّهِ خَليفَةً؛ خداوند شما اهل‌بیت را حفظ کند و پیامبرتان را برای شما حفظ کند. همه شما را به خدا می‌سپارم، خداوند همه شما را استوار بدارد... خداوند شما را حفظ کند... جانشین من برای شما، خداست و خدا بهترین جانشین است.»

پیوسته ذکر خدا می‌گفت و شهادتین را می‌خواند... سپس رو به قبله کرد و چشمانش را بست و گفت: «شهادت می‌دهم که معبودی جز خدای یگانه و بی‌شریک نیست و شهادت می‌دهم که محمد بنده و رسول اوست.»

 

حفظ وصیت

عزیزان، این روز غم‌انگیز را گرامی می‌داریم که در آن ستون‌های هدایت از بین رفت و محکم‌ترین پیوند پاره شد. زمانی که خون اولین کسی که اسلام آورد ریخته شد و دروازه علم و برادرش و پشتیبان او بود. او به منزله هارون برای موسی بود. کسی که میدان‌های جنگ و صلح و عدالت و حکمت و شفقت و رحمت بر فقرا و یتیمان و ضعیفان به خوبی او را می‌شناسند. به ابراز اندوه و افسوس برای آنچه به او رسیده، بسنده نخواهیم کرد، بلکه حتماً وارد عرصه او می‌شویم تا از مواضع و گفتار و رفتار او، توشه زندگی خود را برداریم. باید به وصیت او عمل کنیم که فرمود: یتیمان در برابر ما تباه نشوند و فقرا از فقرشان رنج نبرند، با همسایگانمان خوب باشیم، به قرآن عمل کنیم، نماز را حفظ کنیم و تا زنده هستیم خانه پروردگارمان را خالی نگذاریم و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنیم، جز خیر نگوییم و در کار خیر و تقوا همکاری کنیم و در گناه و معصیت همکاری نکنیم و آماده لقاء پروردگارمان باشیم و همان چیزی را بگوییم که او فرمود: «فزت وربِّ الكعبة» و به او که در جوار رحمت پروردگارش غنوده است، بگوییم: «رَحِمَكَ اللَّهُ يَا أَبَا الْحَسَنِ ... كُنْتَ لِلْكافِرِينَ عَذاباً صَبّاً، وَلِلْمُؤْمِنِينَ كَهَفاً وَحِصْناً، كُنْتَ كَالْجَبَلِ لا تُحَرّكُهُ الْعَواصِفُ... شَأْنُكَ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ وَالرّفْقُ، وَقَوْلُكَ حُكْمٌ وَحَتْمٌ، وَأَمْرُكَ حِلْمٌ وَحَزْمٌ، وَرَأْيُكَ عِلْمٌ وَعَزْمٌ فِيْما فَعَلْتَ، وَقَدْ نَهَجَ بِكَ السَّبِيلُ، وَسَهُلَ بِكَ الْعَسِيْرُ، وَأُطْفِئَتْ بِكَ النَّيرانُ، وَاعْتَدَلَ بِكَ الدّيْنُ، وَقَوِيَ بِكَ الإِسْلامُ وَالْمُؤْمِنُونَ، وَسَبَقْتَ سَبْقاً بَعِيداً، وَأَتْعَبْتَ مَنْ بَعْدَكَ تَعْباً شَدِيْداً، فَجَلَلْتَ عَنِ الْبُكاءِ، وَعَظُمَتْ رَزِيَّتُكَ فِي السَّماءِ، وَهَدَّتْ مُصِيْبَتُكَ الأَنامَ، فَإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. رَضِينا عَنِ اللهِ قَضَاءَهُ، وَسَلَّمْنا لِلَّهِ أَمْرَهُ.»

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ای بندگان خدا شما و خودم را به همان چیزی سفارش می‌کنم که امیرالمؤمنین(ع) در آخرین وصیت خود سفارش فرمود: «أَمَّا وَصِيَّتِي، فَاللَّهَ لَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً، وَ مُحَمَّداً(ص) فَلَا تُضَيِّعُوا سُنَّتَهُ. أَقِيمُوا هَذَيْنِ الْعَمُودَيْنِ وَ أَوْقِدُوا هَذَيْنِ الْمِصْبَاحَيْنِ، وَ خَلَاكُمْ ذَمٌّ ... وَإِنَّمَا كُنْتُ جَاراً جَاوَرَكُمْ بَدَنِي أَيَّاماً، وَسَتُعْقَبُونَ مِنِّي جُثَّةً خلأ سَاكِنَةً بَعْدَ حَرَاكٍ، وَصَامِتَةً بَعْدَ نُطْقٍ لِيَعِظْكُمْ هُدُوِّي، وَخُفُوتُ إِطْرَاقِي، وَسُكُونُ أَطْرَافِي، فَإِنَّهُ أَوْعَظُ لَلْمُعْتَبِرِينَ مِنَ الْمَنْطِقِ الْبَلِيغِ وَالْقَوْلِ الْمَسْمُوعِ. وَدَاعِي لَكُم وَدَاعُ امْرِىءٍ مُرْصِدٍ لِلتَّلاقِي! غَداً تَرَوْنَ أَيَّامِي، وَيُكْشَفُ لَكُمْ عَنْ سَرَائِرِي، وَتَعْرِفُونَنِي بَعْدَ خُلُوِّ مَكَانِي وَقِيَامِ غَيْرِي مَقَامِي ... إِنْ أَبْقَ فَأَنَا وَلِيُّ دَمِي وَ إِنْ أَفْنَ فَالْفَنَاءُ مِيعَادِي، وَ إِنْ أَعْفُ فَالْعَفْوُ لِي قُرْبَةٌ وَ هُوَ لَكُمْ حَسَنَةٌ؛ فَاعْفُوا، أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ. وَ اللَّهِ مَا فَجَأَنِي مِنَ الْمَوْتِ وَارِدٌ كَرِهْتُهُ وَ لَا طَالِعٌ أَنْكَرْتُهُ، وَ مَا كُنْتُ إِلَّا كَقَارِبٍ وَرَدَ وَ طَالِبٍ وَجَدَ، وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ... أستَودِعُكُم اللّهُ جَميعاً سَدَّدَكُمُ اللّهُ جَميعاً حَفِظَكُمُ اللّهُ جَميعاً؛ امّا وصيّت من نسبت به خدا، آن كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد و نسبت به پيامبر(ص) اين است كه، سنّت و شريعت او را ضايع نكنيد. اين دو ستون محكم را بر پا داريد و اين دو چراغ را فروزان نگهداريد و تا آن زمان كه از حق منحرف نشده‌اید، سرزنشى نخواهيد داشت... روزهايى همسايه شما بودم، تنم در جوار شما بود. به‌زودی از من جسدى خواهد ماند، بيجان. پس از آن‌همه تلاش و جنبش، ساكن و بی‌حرکت و پس از آن‌همه سخنورى، ساكت و خاموش. آرام خفتن من، از حركت بازماندن ديدگانم و دست‌ها و پاها و سر و گردنم، براى آنان كه پند می‌پذیرند، از هر بيان بليغ و سخن شنيدنى، اندرز دهنده‌تر است. وداع كردن من با شما، همانند وداع كردن كسى است كه منتظر ديدار ديگرى است. فردا به ياد روزهايى زندگى من می‌افتید و رازهاى درون من برايتان آشكار خواهد شد. آن گاه كه من از ميان شما بروم و ديگرى جاى مرا بگيرد، مرا خواهيد شناخت... اگر زنده بمانم، خود اختيار خون خود را دارم و اگر بميرم، مرگ ميعادگاه من است. اگر عفو كنم، موجب تقرب من به خداست و براى شما حسنه است. پس عفو كنيد: «آيا دوست نداريد كه خدا بيامرزدتان.» به خدا سوگند، چون بميرم، چيزى كه آن را ناخوش دارم، به سراغم نخواهد آمد يا كسى كه ديدارش را نخواسته باشم بر من آشكار نخواهد شد. من همانند تشنه‌ای هستم كه به طلب آب می‌رود و آب می‌یابد. «آنچه نزد خداوند است براى نيكان بهتر است.» ... همه شما را به خدا می‌سپارم، خداوند همه شما را استوار بدارد.»

عزیزان، این وصیت امیرالمؤمنین(ع) به ماست، بیایید از روی محبت و ولاء و وفاداری به او، به آن عمل کنیم و بدین ترتیب آگاه‌تر، مسئولیت‌پذیر و تواناتر در برابر چالش‌ها شویم.

 

لجاجت دشمن در مذاکره

از غزه آغاز می‌کنیم، جایی که دشمن صهیونیستی همچنان به کشتار غیرنظامیان در خانه‌ها یا پناهگاه‌هایشان ادامه می‌دهد و آن‌ها را حتی در بیمارستان‌ها تعقیب می‌کند و علی‌رغم درخواست‌ها برای بازگشایی گذرگاه‌ها و اجازه ورود دادن به کامیون‌ها، به محاصره مردم غزه ادامه می‌دهد.

در حالی که مذاکرات همچنان گروگان سرسختی دشمن است که با وجود انعطاف مذاکره کننده فلسطینی، هرگونه درخواست برای توقف خونریزی و ویرانی را رد کرده و علناً اعلام می‌کند که به لشکرکشی خود به رفح ادامه خواهد داد. بدون این که حضور میلیون‌ها آواره در آنجا را که از بخش‌های مختلف غزه آمده‌اند، در نظر بگیرد.

در همین زمان، قطعنامه سازمان ملل متحد از رژیم صهیونیستی خواسته است که فوراً آتش‌باری مستقیم را متوقف کند و این بار بدون استفاده از حق وتوی آمریکا که جلوی قطعنامه‌های قبلی را گرفت، انجام شد. ما جنبه مثبت این قطعنامه را می‌بینیم و در تغییر موضع، حتی نسبی در مورد جنگ با غزه را شاهد هستیم.

اما به نظر نمی‌رسد که این تصمیم اجرایی شود؛ زیرا فاقد هیچ‌گونه الزامی برای این رژیم است. چیزی که وزارت امور خارجه آمریکا از زمان صدور آن، بیان کرده است، هیچ‌گونه مکانیسم اجرایی برای آن در نظر گرفته نشده است و با تحریم همراه نیست. چیزی که این تصمیم را عملاً بی‌فایده می‌کند، مانند همه قطعنامه‌های بین‌المللی دیگر که این رژیم به آن پشت کرد و آن را اجرا نکرد و چون جوهری روی کاغذ باقی ماند.

بنابراین، اختیار به دست مردم فلسطین است که ثابت‌قدم و استوار بمانند و از سرزمین خود دفاع کنند و اجازه ندهند دشمن طرح خود را در مورد تصرف آن و آواره کردن مردمش از آن عملی کند.

در اینجا ما به قهرمانی‌های این مردم که علیرغم مشکلات غذا، دارو و سرپناه، ناشی از محاصره تحمیلی و یا توانایی‌های برتر نظامی و امنیتی دشمن که فراتر از امکاناتشان است، به مقابله با این رژیم نهاد ادامه می‌دهند، درود می‌فرستیم.

در اینجا مجدداً از کشورهای عربی و اسلامی می‌خواهیم تا مواظب خطرات تحقق اهداف دشمن در غزه باشند و بدانند که آن‌ها نیز از عواقب آن در امان نخواهند ماند و از ملل عربی و اسلامی و آزادگان جهان می‌خواهیم که صدای اعتراض خود را بلند نگه دارند و به اهمیت این صداهای اعتراضی که به فشار آوردن دولت‌هایشان و محاصره رژیم صهیونیستی و افشا شدن چهره آن منجر شده است، آگاه باشند.

 

دشمن سوریه را هدف قرار می‌دهد

به سوریه می‌رسیم، جایی که دشمن صهیونیستی نقض حاکمیت آن و هدف قرار روزانه آن را تشدید می‌کند که این امر امنیت آن را تهدید می‌کند و بر رنج آن می‌افزاید. لذا لازم است موضع واحد عربی برای مقابله با این رژیم اتخاذ شده و جلو ادامه تجاوزات آن گرفته شود؛ زیرا ادامه یافتن این حملات به هر بهانه‌ای که باشد، باعث خواهد شد هر زمانی که منافع و محاسبات دشمن ایجاب کرد، هر کشور عربی دیگری را نیز هدف قرار دهد.

 

اختلافات به نفع دشمن است

به لبنان می‌رسیم که این روزها شاهد تشدید تجاوزات به آن هستیم که به دورترین نقاط کشور رسیده و مراکز بهداشتی و دفاع غیرنظامی را هدف قرار داده است. در همین حال دشمن همچنان به تخریب سیستماتیک منازل در مناطق مرزی ادامه می‌دهد و تهدید به گسترش دایره تجاوز به مناطق داخلی‌تر لبنان دست برنداشته است که باید با جدیت تمام با او برخورد کرد و برای هر گونه ماجراجویی احتمالی آماده شد.

از این رو مجدداً بر ضرورت تقویت وحدت ملی و میدان ندادن به چیزهایی که این وحدت را در عرصه طایفه‌ای، مذهبی و سیاسی تهدید می‌کند تأکید می‌کنیم. دشمن صهیونیستی از این قضیه سود می‌برد و می‌کوشد بین لبنانی‌ها با همه طوایف و مذاهب آن شکاف ایجاد کند.

ما منکر وجود اختلافات لبنانی در بسیاری از مسائل، چه مربوط به امور داخلی و سبک مدیریتی کشور و چه در نگاه به آنچه در مرزهای جنوبی می‌گذرد، نیستیم. ممکن است این اختلافات توجیهات خود را داشته باشد، اما این اختلاف نباید بر شکاف داخلی بیفزاید و منجر به صف‌بندی‌های طایفه‌ای، مذهبی یا سیاسی شود بلکه باید موجب تقویت زبان گفت‌وگو شود. زبان گفتگو تنها راه‌حل مشکلات و رفع نگرانی‌هاست.

ما اطمینان داریم که گفت‌وگو موجب دستیابی به راه‌حل‌هایی برای درمان مشکلاتی که میهن از آن رنج می‌برد می‌شود و جایگزینی برای زبان اتهام‌زنی از راه دور است که بر معضلات و بحران‌های کشور می‌افزاید. در عین حال بر ضرورت تسریع در برگزاری انتخابات، چه در سطح ریاست جمهوری و چه در سطح دولت تأکید می‌کنیم؛ چون کشور نمی‌تواند گروگان این خلأ باقی بماند. آن‌هم در زمانی که لبنانی‌ها بیش از هر زمانی به دولتی نیاز دارند که به امورشان رسیدگی کند و به مسئولیت‌های خود در قبال مردم عمل کند. چون مشخص شده است که راه‌حل‌ها برای اتفاقات غزه یا در سطح منطقه، نزدیک نخواهد بود، بلکه می‌ترسیم که دور از دسترس باشد یا به ضرر این کشور تمام شود.