جناب عالى تفسير تأليفى خود را «من وحى القرآن» نام گذارى كرده ايد. هدف شما از اين نام گذارى چه بوده و اشارات و دلايل اين نام گذارى چيست؟

جناب عالى تفسير تأليفى خود را «من وحى القرآن» نام گذارى كرده ايد. هدف شما از اين نام گذارى چه بوده و اشارات و دلايل اين نام گذارى چيست؟

در روشى كه من براى تفسير قرآن در پيش گرفتم سعى كرده ام تا قرآن را از طريق حال و هوايى كه اين كتاب آسمانى در آن قرار گرفته است مورد فهم و درك قرار دهم. چون اين كتاب، كتاب نهضت اسلامى است; يا به تعبيرى ديگر كتاب دعوت به حقى است كه خداوند متعال آن را از طريق قرآن كريم ابلاغ مى نمود. به همين دليل تفسير خود را «من وحى القرآن» ناميدم چون در اين تفسير تلاش شده است تا قرآن را به صورت پوينده و فعال وبراى گذشته وآينده تصوير نمايم.

در روش مد نظرمان سعى داريم تا از قرآن كريم مدد بجوييم و از طريق اين كتاب وحى به فضاى حاكم بر آن دست يابيم; زيرا هدف ما اين است كه زندگى اسلامى در حال شكوفايى مان در حال و هواى قرآن قرار گيرد. چرا كه قرآن يك سرى كلمات جامد و راكد نيست تا معناى آن فقط در جنبه لغوى اش محصور و راكد بماند; بلكه قرآن كلماتى است كه در جوّى معنوى و عملى همگام شده است.

به همين دليل ما با اين كتاب آسمانى مانند يك متن ادبى محض كه با انديشه هم ساز و از واقعيت دور باشد برخورد نمى كنيم; بلكه احساس مى كنيم كه قرآن جنبش پوينده اى است كه حركت مى كند، مى بخشد، القا مى نمايد وانسان را به سوى راه راست رهبرى و هدايت مى فرمايد. آيات قرآن كريم در هنگام نهضت دعوت به اسلام زمزمه مى شد، تا بتواند از نقاط ضعف وقوت اين نهضت در اقدامات وتصميمات دعوت كننده به اسلام مراقبت نمايد وعوامل تهديد وچالش هاى واقعى را تشخيص دهد.

قرآن كريم نقش بزرگى در حمايت و پشتيبانى از اين نهضت رو به رشد داشته است. نهضتى كه به سوى اهداف بزرگى قدم برمى داشت وبار مسؤوليتى بس سنگين بر دوش مى كشيد، تا بر همه جنبه هاى مختلف مشكلات اين مسؤوليت اشراف وتسلط داشته باشد. به همين دليل است كه قرآن كريم زمينه را براى دفاع مسلمانان در مقابل جنگ هاى تحميل شده عليه اسلام و مسلمين و در چارچوب عوامل تهديد وخطر آماده مى كند; تا توان و نيروها را بسيج نمايد و با مشخص نمودن هدف خود، نقشه ها و برنامه هاى خويش را آماده سازد.

قرآن كريم مسلمانان را در جنگ ها و صلح ها و شكست ها و پيروزى هاى آنان رهبرى مى كرد. هم چنين كه قرآن حركت پيامبر گرامى اسلام (ص) و مؤمنان همراه او را به دقت زير نظر داشت تا در هنگام لغزندگى، گام هاى آنان را استوار نمايد وبه آنان نيرو، ثبات، صلابت واستقامت ببخشد.

واين همان مطلبى است كه در فلسفه ى نزول كتاب وحى به صورت تدريجى ـ و نه يكسره ـ ملاحظه مى شود:( و كسانى كه كافر شده اند گفتند: چرا قرآن بر او به يك باره فرستاده نشد؟ اين چنين (فرستاديم) تا دل او را بدان استوار و آرام گردانيم و از اين رو آن را جدا جدا (برخى از پى برخى) و به آهستگى برخوانديم.)

به همين جهت بر ما لازم است كه قرآن را به عنوان پيام مكتب و دعوت به حق درك كنيم. اين هدف به وسيله باز آفرينى زمينه هاى دعوت و مكتب در درون خود ميسر مى شود; تا بدين وسيله با پايندگى و پويايى و معنويت و مكتبى بودن همان گونه كه مسلمانان صدر اسلام آن را زيسته اند، ما نيز همان گونه هم زيستى نماييم.