آيا به همين دليل است كه شما همواره مى فرماييد:«قرآن كتابى است كه جز افراد مكتبى كسى توان درك آن را ندارد.»؟

آيا به همين دليل است كه شما همواره مى فرماييد:«قرآن كتابى است كه جز افراد مكتبى كسى توان درك آن را ندارد.»؟

آرى، قرآن را كسانى مى توانند درك كنند كه معناى پويايى و مكتبى بودن را با تمام وجود، در هنگام بالندگى اسلام و در هنگام رها شدن و حركت كردن اين آيين آسمانى با انسان و با عالم هستى، احساس كرده اند. اينان همان انسان هاى مكتبى هستند كه معتهد به آرمان خويش مى باشند.

انسان هاى مكتبى، اسلام را به گونه اى كاملا متفاوت از روان شناسان يا جامعه شناسان يا زبان شناسان درك مى كنند. به همين دليل است كه از ديد انسان هاى مكتبى، ما نمى توانيم قرآن را مانند يك كتاب لغوى صرف بفهميم; بلكه بايد نهضت و جنبش اسلامى را از طريق كتاب ارجمند خداوند، چه در زمينه ى جنگ و صلح يا چه در زمينه ى دعوت به دين خدا، درك كنيم.

قرآن كتاب دعوت به دين حق است و كتاب نهضت دين اسلام به شمار مى آيد. پس لازم است كه قرآن را به عنوان كتابى كه داراى انديشه اى سطحى است نخوانيم، بلكه آن را به طور عميق و با فهم كامل مضامين آن درك نماييم.

دين اسلام هميشه همراه و همگام با حوادث حركت مى كرد; و ما ملاحظه مى كنيم كه عرصه كار زار و جهاد از طريق اشارات قرآن كريم آغاز مى گشت. با نگاهى عميق و ژرف نگر مى شود درك كرد كه قرآن در عرصه كار زار نيز همراه مسلمانان حضور مهمى داشته وبا آنان حركت مى نموده است; و دستورات اين كتاب آسمانى با عرصه پيكار همگام و همراه بود; و پس از نبرد نيز كتاب وحى الهى، نبرد و نتايج آن را ارزيابى مى نمود.

در سوره ى مباركه آل عمران آياتى در مورد جنگ احد نازل گشت كه اگر اين آيات را بصورتى دقيق مطالعه نماييم خواهيم ديد كه آن آيات ارزشمند از نقاط منفى و نكوهيده اى كه داخل ميدان نبرد مى گذشت سخن مى گويند، تا مسلمانان به آن نقاط التفات كافى داشته باشند. هم چنين آياتى از سوره ى انفال كه در مورد جنگ بدر سخن مى گويند با برانگيختن نقاط ضعف و قوت مسلمانان، آن جنگ و عملكرد رزمندگان اسلام را در آن مورد ارزيابى قرار مى دهند.

پس بدين ترتيب مى توان اذعان كرد كه: درك قرآن كريم جز از طريق فهم تجربه ى اسلامى فراگير و هم چنين فهم نهضت اسلامى عمومى ميسر و امكان پذير نمى باشد.

بديهى است هنگامى كه قرآن كريم و آيات آن را در ميدان هاى جهاد و نبرد، فعال و پر تحرك مى يابيم، نمى توانيم عمق معانى اين آيات را جز از خلال عملى كردن ومتبلور ساختن آن ها در جنبش هاى جهادى درك نماييم.

به همين دليل است كه اعتقاد داريم قرآن كريم را فقط افراد مكتبى درك مى كنند; واينان همان كسانى هستند كه در ميادين اسلامى با بينش مكتب اسلام و بينش مكتب قرآن وآگاهى از تجربه پربار اسلامى با مسايل برخورد مى كنند.

از اين روست كه جامعه رفاه طلب و سست انديش نمى تواند بينشى قرآنى داشته باشد و آن را درك كند; و حتى ممكن است كه براى راكد كردن كتاب وحى نيز تلاش نمايد.