خداوند متعال در سوره ى حجرات مى فرمايد:( اى كسانى كه ايمان آورده ايد گروهى گروه ديگر را مسخره نكنند شايد آنان ـ كه م

خداوند متعال در سوره ى حجرات مى فرمايد:( اى كسانى كه ايمان آورده ايد گروهى گروه ديگر را مسخره نكنند شايد آنان ـ كه مسخره شده اند ـ از اينان ـ كه مسخره كرده اند ـ بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان از اينان بهتر باشند!) هر انسانى بر ديگرى داراى مزيتى است كه او را در آن مورد به خصوص برتر جلوه مى نمايد; حال چه از لحاظ مادى و چه از لحاظ معنوى و ايمانى. به عنوان مثال مجاهدان فى سبيل الله از اشخاصى كه در اين زمينه فعال نيستند و از جهاد دورى مى گزيند برتراند; همان طور كه شخص عالم، برتر از شخص جاهل است. آيا در اين رابطه تمسخر و طعنه جايز است؟

در حقيقت اين آيه كريمه ى مى خواهد كه به بررسى و حل اين مسأله از لحاظ ارزشى بپردازد. به طورى كه مى فرمايد: اى انسان! تو شخصى را مورد تمسخر قرار مى دهى زيرا در يك زمينه برتر از او هستى، يا اين كه او در امورى نقاط ضعفى دارد. ولى تأمل كن وبنگر كه اين انسان اگر در زمينه اى نقاط ضعفى دارد، حتماً در زمينه اى ديگر نقاط قوت و يا حتى مرتبه اى بالاتر از آن ممكن است داشته باشد.

پس مطمئن باش كه اگر تو از طرفى در يك عرصه ى مشخص مزيتى بر شخصى داشته باشى، آن شخص مزاياى بالاتر و مهمترى كه ممكن است در درون خود دارا باشد، كه او را بر تو برترى بخشد. به همين دليل است كه نبايد مردم را با ديدى حقارت آميز نگريست زيرا ممكن است آنان مزايايى داشته باشند كه آن مزايا در نظر ما ناشناخته باقى مانده باشد; و اگر شما آن مزايا را در درون آنان بشناسيد خواهيد فهميد كه شما با آن طعنه وتمسخرها در حق آنان ظلم روا داشته ايد. بدانيد كه اگر تمسخر و طعنه به دليل وجود شايستگى و برترى جايز شمرده شود، اولين شخصى كه مورد سخريه قرار خواهد گرفت خود شما خواهيد بود، نه آنان!

پس معناى اين آيه اين نيست كه اگر شخصى داراى برترى هايى بود جايز است كه ديگران را به تمسخر بگيرد; بلكه اين آيه در برگيرنده پيامى براى طعنه زنان و مسخره كنندگان است كه: اگر شما تمسخر را به دليل اين كه خود را داراى يك مزيت مى بينيد جايز مى شماريد پس ممكن است كسانى كه مورد تمسخر شما واقع شده اند مزايايى بالاتر از شما را دارا باشند. اين همان نكته اى است كه در عدم جواز تمسخر آن را مورد تأكيد قرار مى دهيم. حال شخص مورد تمسخر هر كه مى خواهد باشد، يا اين كه تفاوت بين دو سطح اين افراد در يك مزيت معين به هر مقدار گسترده باشد.

البته ما همه انسان ها را به مرتبه اى بالاتر از اين فرا مى خوانيم; يعنى آرزومنديم اگر آدمى فرد بلا ديده را مشاهده نمايد، خداى خود را سپاس گويد و با خود اين جمله را زمزمه نمايد «خدا را سپاس كه آن چه كه ديگرى را به آن مبتلا ساخت از من دور فرمود و تندرستى از آن را به من بخشيد، كه اگر مى خواست قادر بود مرا به آن مبتلا نمايد.»

ممكن است كه بينا به شخص كور يا شنوا به ناشنوا، يا شخص خوش سيما به فردى زشت رو طعنه زند; ولى همه ى اين اشخاص بايد به مصدر و منبع اين نعمات كه خداوند سبحان است توجه نمايند و در كار خود تأمل كنند و بنگرند.

هر شخصى كه داراى اين نعمات الهى است نبايد اجازه دهد اين نعمت ها بهانه و سببى براى تحقير مردم باشند. زيرا خداوند متعال قادر است همان طور كه اين نعمت ها را به او بخشيده است، آن ها را از او سلب نمايد.