آيا پيامبر بايد همه چيز را بداند؟

آيا پيامبر بايد همه چيز را بداند؟

در باب علم پيامبر به امور طبيعى و مسائل جزئى زندگى كه از چارچوب رسالت و رهبرى پيامبرى بيرون است، دو نظريه وجود دارد.

مبناى نظريه ى اول كه پيامبر بايد به تمام اشياء آگاه باشد اين است كه چون پيامبر شخصى است كه همه مردم بايد از او پيروى و بدو اقتدا كنند، بايد عالم ترين مردم باشد; زيرا عقل، رهبرى نادان بر دانا را هر چند در امور جزئى جايز نمى داند.

نظريه ى دوم اين است كه عقل در مسأله ى امامت و رهبرى و پيروى و پيامبرى، چيزى جز اين را نمى خواهد كه پيامبر شخصى باشد كه مسؤوليت هاى خود را قبول كند و به همه جنبه هاى مربوط به وظايفش احاطه داشته باشد و مردم از طريق او به آن ها آگاهى يابند. اما بر ضرورت آگاهى از جزئيات ديگر زندگى عمومى انسان ها يا جزئيات علوم زيستى و انسانى يا آگاهى از امورى كه از چارچوب مسؤوليت هاى او به كلى دور است دليلى نداريم.

شايد داستان حضرت موسى و حضرت خضر(عليهما السلام) دليلى بر صحت نظريه ى دوم باشد; زيرا اين نظريه با فضايى كه قرآن از پيامبران سخن مى گويد سازگارتر است. برخلاف نگرش مردم كه عادت كرده اند به پيامبران از لابلاى اسرار پنهان بنگرند. و الله العالم.