در قرآن كريم ساخت

در قرآن كريم ساخت شخصيت چند بعدى مورد تأكيد قرار گرفته و مفهوم تأمّل و برهان(دليل) در داورى بر كارها مطرح شده است، شما چگونه چارچوب اين ويژگى ها را مشخص مى كنيد؟

در قرآن كريم آيات مشخصى، در جاهاى مختلف، تكرار مى شوند و ممكن است با توجه به جايگاه اعتقادى يا حكمى كه بر اشخاص يا اوضاع يا اتفاقات صورت پذيرفته تغيير پيدا كند و گاهى به هنگام شهادت دادن در حكمى يا مورد ديگرى به كار برده شود و از جمله اين آيات، فرموده خداوند متعال است كه مى فرمايد: (وَ لا تَقْف مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السمْعَ وَ الْبَصرَ وَ الْفُؤَادَ كلُّ أُولَئك كانَ عَنْهُ مَسئُولاً; و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.) هم چنين خداوند سبحان درباره ى بعضى از مردم مى فرمايد: (إِن يَتَّبِعُونَ إِلا الظنَّ وَ إِنَّ الظنَّ لا يُغْني مِنَ الحَْقِّ شيْئاً; جز گمان ]خود[ را پيروى نمى كنند، و در واقع، گمان در ]وصول به [حقيقت هيچ سودى نمى رساند.)

اين آيات شخصيت اسلامى را در ميان انسان ها بر پايه اى استوار متمركز مى كند، يعنى انسان بايد در زندگى، كارهايش را بر اساس علم و برهان انجام دهد، ديدگاهى استوار و مستحكم و خلل ناپذير داشته باشد، زيرا خداوند از انسان مى خواهد كه كارهايش را بر مبناى عقل انجام دهد تا باورهايش و آن چه را انجام مى دهد بر اساس محاسبات عقلى باشد، و هم چنين مى خواهد كه انسان در زندگيش، سؤال كردن، شنيدن، حكم كردن و شهادت دادنش را بر مبناى يقين انجام دهد. معنى اين جمله اين است كه اگر در كارى يقين داشتى شهادت بده و حكم صادر كن، اما اگر در كارى شك دارى يا يقين ندارى از صادر كردن حكم يا شهادت دادن پرهيز كن، چون هرگاه يقين به چيزى داشتى احساس خواهى كرد كه با كمك انديشه اى كه به آن باور دارى مى توانى از ديدگاه خود و سخنى كه بيان مى كنى با اطمينان دفاع كنى و اين چنين جامعه مى تواند خود را حفظ كند. اما اگر جامعه اى شهادت دادن و حكم كردن بدون علم و يقين را بپذيرد، هرج و مرج در آن جامعه حكمفرما مى شود و جامعه توسط افرادى اداره مى شود كه زندگى شان همراه با شك و گمان و گمراهى است. اما اگر جامعه به آگاهى همراه با ايمان و تقوى دست يابد و هيچ چيزى را نپذيرد مگر آن كه بتوانند از آن در برابر خدا و مردم دفاع نمايد و هيچ خبرى را نپذيرد مگر آن كه از عدالت خبررسان مطمئن شود، اگر جامعه اى بر اين اساس تربيت شود بدون شك مردم به زندگى آرامى دست خواهند يافت و همه افراد جامعه در امنيت به سر خواهند برد و به سبب شك و گمان، يك فرد بى گناه، گناه كار نمى شود.

اين اساس شخصيت يك مسلمان است، و مسلمانان بايد به طور دقيق و عميق اين تربيت را بپذيرند، بدين شكل هر فرد خود را طورى تربيت كند كه هيچ قدمى را بدون يقين برندارد و به خواندن نماز و روزه گرفتن و رفتن به حج بسنده ننمايد، بلكه بايد زندگى و رابطه ى خود را با ديگران بر پايه اى مستحكم استوار كند، چون زندگى بايد بر پايه اى باشد و اگر دين بر پايه ى عقل و دانش و يقين استوار نشود، مسائل ظاهرى دين نمى توانند از انسان، شخصى متدين بسازند و او هنگامى متدين است كه كارهايش و آن چه كه مى گويد و اعتقاد دارد و مى انديشد و انجام مى دهد بر پايه ترس از خداوند صورت گيرد.

بدين جهت خداوند سبحان خواسته با اين كار حس مسؤوليت پذيرى انسان را در قبال هر چيزى كه در زندگى بدون يقين انجام مى دهد برانگيزد. (و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن.) و از آن چه كه در آن شك دارى پيروى نكن و اگر خواستى از عقيده اى پيروى كنى خداوند وسيله اى را براى شناخت تو قرار داده است و آن عقل توست، پس اگر از عقيده اى باطل پيروى كنى و به مفهوم باطلى ايمان بياورى و به انديشه ى باطل وابسته باشى، خداوند سبحان به سبب ايمان آوردنت به اين انديشه يا انديشه اى ديگر، عقلت را مورد بازخواست قرار مى دهد: آيا درباره ى آن كنكاش نمودى؟ آيا به يقين رسيدى، آيا انديشه اى مخالف را با انديشه ى همگون مقايسه كردى؟ ... خداوند درباره ى چگونگى بررسى اين انديشه عقلت را مورد بازخواست قرار مى دهد و اگر عقلت از همه ى وسايل رسيدن به يقين استفاده كرده باشد تو مى توانى در محضر خداوند از عقيده ى خود دفاع كنى تا دليلى كه تو را قانع نموده است، بيان نمايى. اما اگر جزو كسانى بودى كه كارهاى شان را بدون يقين انجام داده اند و هر روز با يك عقيده با توجه به باد حركت كرده باشى و اعتقادات خود را هر روز بر اساس وضع موجود تغيير داده باشى، همان طور كه بعضى از مردم چنين مى كنند، در روز قيامت در برابر خداوند به سختى مورد بازخواست قرار خواهى گرفت.

وقتى كه ما از اين امر سخن به ميان مى آوريم بدان جهت است كه بعضى داراى شخصيت دوگانه هستند: شخصيتى مسلمان و فرمانبردار از خدا در اداى نماز و روزه و حج و شخصيتى مسلمان و فرمانبردار از شيطان كه هنگام صادر كردن حكم و يا بيان نمودن حادثه و خبر و نيز در گواهى دادن از شيطان پيروى مى كند. خداوند متعال مى فرمايد: (أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْض فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَلِك مِنكمْ إِلا خِزْيٌ في الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشدِّ الْعَذَابِ; آيا شما به پاره اى از كتاب ]تورات[ ايمان مى آوريد، و به پاره اى كفر مىورزيد؟ پس جزاى هر كس از شما كه چنين كند، جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز ايشان را به سخت ترين عذابها باز برند.)