مى بينيم كه فقرا بيش از ثروتمندان دعوت پيامبر(ص) را اجابت كرده اند. پس چگونه قرآن كريم از پيامبر(ص) مى خواهد كه آنان را در كنار خويش نگه دارد؟

مى بينيم كه فقرا بيش از ثروتمندان دعوت پيامبر(ص) را اجابت كرده اند. پس چگونه قرآن كريم از پيامبر(ص) مى خواهد كه آنان را در كنار خويش نگه دارد؟

مشكل ثروتمندان فاسد در ايستادگى در برابر پيامبر اسلام و دعوت پيامبران پيش از او اين بود كه رسالت آمده بود تا تمام امتيازهاى استكبارى اينها را از بين ببرد و ظلمى را كه اينان عليه فقرا و تهيدستان اعمال مى نمودند، با سوء استفاده از ضعف و فقر تهيدستان آنان را به انسانهايى درجه دو تبديل مى كردند، انسانيت آنان را تحقير مى نمودند، جايگاه ايشان را تنزّل مى دادند و ثبات اجتماعى و اقتصادى و امنيتى ايشان را بر هم مى زدند كنار بزند. همه اينها علاوه بر تحجّر ايشان نسبت به يكسرى مفاهيم سنّتى موروثى بود كه به بخشى از شخصيت ايشان تبديل گشته بود. ثروتمندان فاسد و رفاه زده به اين دليل كه اين مفاهيم سنتى تجسم سيماى جامعه ايشان است، قاطعانه از آن ها محافظت به عمل مى آوردند.

اما فقرا و مستمندان احياى انسانيت، حفظ حقوق، تنظيم شؤون زندگى و تثبيت وضعيت زندگى خويش را در اسلام - به مانند اديان گذشته - مى يافتند. آنان در سايه اسلام مى توانستند سطح زندگى اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى و معنوى خود را ارتقا ببخشند. همين امر باعث گرديد كه آنان خود را ياوران رسالت مى دانستند و وظيفه خود مى دانستند كه اطراف رسالت را بگيرند از اين رو به رسالت وفادارى ورزيدند، به رسالت روى آوردند و معنويت و اخلاق و ارزشهاى انسانى و معنوى رسالت را در وجود خويش گرد آوردند. لذا آنان طلايه داران با ايمانى شدند كه پس از آن كه رسالت نيروى معنوى بدآنها بخشيد، تمام توانمندى هاى خويش را به رسالت تقديم كردند. به همين جهت خداوند از پيامبر(ص) و همه كسانى كه در راه مكتب حركت مى كنند مى خواهد كه خود جزو همين ها به حساب آورند، مواظب ايشان باشند، از آنان حمايت كنند و به خواسته مشركان و كافران مبنى بر طرد فقرا و مستمندان وقعى ننهند. خداوند مى فرمايد: «ولانظر الذين يدعون ربَّهم بالغداة والعشيّى يريدون وجهه و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحياة الدنيا ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا واتّبع هواه وكان أمره فرطاً» (كهف / 28).