مى دانيم كه قريش از پيامبر(ص) مى خوا

مى دانيم كه قريش از پيامبر(ص) مى خواستند كه كوتاه بيايد و به خواسته هاى آنان - البته به ضرر رسالت - تن دردهد. مى گفتند اگر پيامبر(ص) چنين كارى كند و با مدارا نمايد، آنان از او راضى خواهند شد. ولى پيامبر(ص) از تصميم خود كوتاه نيامد و در برابر تمام وسوسه هاى آنان گرفتار ضعف و سستى نگرديد. قرآن كريم چگونه به اين مسأله مى پردازد؟

قرآن كريم بعضى از شيوه هاى وسوسه انگيز آنان را كه هدف آن دور كردن پيامبر از موضع گيرى پر صلابت، امانت دارى در ابلاغ رسالت، بيان بدون كم و زياد آيات قرآن و استقامت در حركت خويش در خط رسالت بود، به تصوير مى كشد. خداوند مى فرمايد: «وإن كادو ليفتنوك عن الذى أوحينا إليك لتفترى عيلنا غيره و إذاً لاتّخذوك خليلا * ولولا أن ثّبتناك لقد كرت تركن إليهم شيئاً قليلا * إذاً لأذقناك ضعف الحياة وصعف الممات ثم لاتجدُ لك علينا نصيراً» (إسراء / 73 - 75). طبق آنچه كه در كتابهاى تفسير آمده است قريش كوشيدند كه با پيامبر(ص) وارد معامله شوند تا يكسال پيامبر(ص) خداوند گارهاى آنان را بپرستد و يكسال آنان خداوند متعال را بپرستند. ولى پيامبر(ص) طبق هدايتى قرآنى قاطعانه اين مسأله را رد كرد. خداوند مى فرمايد: «قل يا ايها الكافرون * لا أعبد ما تعبدون * ولا أنتم عابدون ما أعبد * ولا أنا عابد ماعبدتّم * ولا أنتم عابدون ماأعبد * لكم دينكم ولى دين» (كافرون / 1 - 6)