در بسيارى از آيه هاى قرآن كريم مى بينيم زمانى كه مردم عصر

در بسيارى از آيه هاى قرآن كريم مى بينيم زمانى كه مردم عصر رسول اكرم(ص) ايشان را تكذيب ومتهم كرده و به ريشخند مى گرفتند، خداوند متعال به قلب ايشان آرامش مى بخشيد و مى فرمود:(ولقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزؤون; و پيش از تو پيامبرانى به استهزاء گرفته شدند پس آنچه را ريشخند مى كردند گريبانگير ريشخند كنندگان ايشان گرديد)( ). نيز مى فرمود: (ولقد كذّبت رسلٌ من قبلك فصبروا على ما كذّبوا و أوذوا حتى أتاهم نصرنا ولا مبدّل لكلمات الله ولقد جاءك من نبأ المرسلين; و پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند، ولى بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند شكيبايى كردند تا يارى ما به آنان رسيد ; و براى كلمات خدا هيچ تغيير دهنده اى نيست. و مسلّماً اخبار پيامبران به تو رسيده است.)( )چرا خداوند روند حركت انبياء را تأييد و جهت دهى مى كند و چه معنايى در اين كار نهفته است؟

شايد خداوند خواسته است اين مطلب تاريخى را به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) تأكيد كند كه اين حالت انكارآميز در پى رويارويى رسالت پيامبران با افكار واپس گرا و در پى موضع گيريهاى گروههاى مشرك و كافر به وجود مى آيد; چرا كه چنين مردمى براى رهايى از رسوب فكرى جاهلانه خود نياز به زمانى طولانى و براى دگرگون ساختن اعتقادات خويش احتياج به تحمّل مشقّت هايى طاقت فرسا دارند. و اين امر فرستادگان الهى را وادار به شكيبايى و ادامه راه رسالت تا رسيدن به دست آوردهاى مثبت در راستاى مصلحت رسالت مى نمايد، و اينكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در موضعى ايفاى نقش مى كند كه فرجام مراحل رسالت است و از اين رو تمام راهكارهاى آن دوره ها را در خود خلاصه كرده است; همانطور كه با همه چالش هاى آن مراحل به اضافه چالش هاى دوران خود روبرو شده است. از اين رو خاتم الانبياء(صلى الله عليه وآله وسلم)بايد همه صبر و پايدارى پيامبران ديگر را يكجا در خود جمع كند و سزاوار است كه همه دعوت كنندگان به حق، اين روش را محور اصلى خط سير تبليغى خود قرار دهند; چرا كه اين، روش واقعىِ موفقيت در پايان راه است.