معروف است كه مشركين، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را به ديوانگى يا جادوگرى كه دستش رو نشده است م

معروف است كه مشركين، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را به ديوانگى يا جادوگرى كه دستش رو نشده است متهم مى كردند. جواب پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به ايشان بنابر آنچه در قرآن آمده است اين بود: (قل إنما اعظكم بواحدة أن تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفكروا ما بصاحبكم من جنّة إن هو إلا نذيرلكم بين يدي عذاب شديد; من فقط به شما يك اندرز مى دهم: دو دو و به تنهايى براى خدا به پا خيزيد، سپس بينديشيد كه رفيق شما هيچ گونه ديوانگى ندارد. او شما را از عذاب سختى كه در پيش است جز هشدار دهنده اى ]بيش [نيست)( ) آيا اين دعوتى براى گفتگو بود؟

ممكن است اين آيه فراخوانى براى دورى از تأثير حالاتى باشد كه در موقعيت هاى جمعى بروز مى كند و انسان تحت تأثير آن استقلال فكرى خود را از دست مى دهد و ناخودآگاه با آنچه كه ديگران مى گويند و يا مواضع و شعارهايى كه با حماسه سر مى دهند همراهى مى كند و ديگر قدرت انكار آنها را ـ حتى اگر خود ذاتاً داراى بعضى نقاط قابل انكار باشد ـ ندارد. از اين رو خداوند دعوت مى كند كه انسان با خود و يا همراه با فرد ديگرى خلوت كرده و براى به دست آوردن نظرى قطعى و صحيح، به طور عقلانى و منطقى تفكر كند. اين دعوتى براى اتخاذ موضع درست از راه بررسى و تفكر در موضوع و به دور از هرگونه انفعال و تكروى است.