قرآن كريم بيان مى كند ك

قرآن كريم بيان مى كند كه مشركين از اينكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)حامل رسالتى از طرف خدا برايشان باشد شگفت زده مى شدند. خداوند مى فرمايد:(وعجبوا أن جاءهم منذرٌ منهم وقال الكافرون هذا ساحر كذّاب; و از اينكه هشدار دهنده اى از خودشان بر ايشان آمده است در شگفتند، وكافران مى گويند اين]مرد[ ساحرى شيّاد است)( )

آنها تصور مى كردند چون نبوت به معناى ارتباط با خدا دانسته مى شود لازم است نبىّ در آن شخصيّتى غيبى مثل فرشته ها باشد كه بصورت مستقيم با غيب در ارتباطند وقدرتهاى خارق العاده اى دارند و مى توانند بوسيله آنها امورى اعجازى وخارق العاده پديدار سازند; از اين رو بشر بودن پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) با اين وضعيت تناسبى ندارد. خداوند به آنها پاسخ مى دهد به اينكه نبى او بايد از جنس همان امتى باشد كه به سوى آنها فرستاده شده. فرستاده بشر بايد از جنس خود بشر باشد همانطور كه نبى فرشتگان ـ بر فرض اينكه در زمين فرشته اى باشد ـ بايد از جنس خودشان باشد: (قل لو كان في الارض ملائكة يمشون مطمئنين لنزلّنا عليهم من السماء ملكا رسولاً; بگو: اگر در روى زمين فرشتگانى بودند كه با اطمينان راه مى رفتند، البته بر آنان ] نيز[ فرشته اى را بعنوان پيامبر از آسمان نازل مى كرديم)( )