خداوند در قرآن مى فرمايد: (يا ايّها الذين آمنوا لا تقدموا

خداوند در قرآن مى فرمايد: (يا ايّها الذين آمنوا لا تقدموا بين يدى الله و رسوله و اتقوا الله ان الله سميع عليم; اى كسانى كه ايمان آورده ايد، در برابر خدا و پيامبرش ]در هيچ كارى[ پيشى مجوييد و از خدا پروا داريد كه خدا شنواى داناست)( ) از اين آيه برداشت مى شود كه خداوند ما را از پيشى گرفتن بر خود و پيامبرش نهى كرده است. از اين نهى چه برداشتى مى كنيم؟

ظاهراً منظور از جلو افتادن ]تقدم[، معناى كنايى ايستادن در مقابل خدا و رسولش است. جلو افتادن از ايشان، دليلى بر پيروى انسان از هوا و هوس و انديشه شخصى و دور شدن از خط ايمان است كه خداوند دستور داده است. مسير ايمان، در حكمى كه پيامبر تشريع كرده و شيوه اى كه آن را برنامه ريزى كرده است تجلى مى يابد; يعنى مؤمن بايد به دستورات خداوند و شريعت و روش زندگى پيامبر پايبند باشد. لذا براى اين كه در تمام كارها از خدا و پيامبرش اطاعت كند، نبايد سخنش بر سخن خداوند و روشش بر شرع پيامبر مقدم گردد تا هميشه نمونه اى از انسان فروتن در مقابل خداوند و پيامبر او باشد. (واتقوا الله; از خدا پروا داريد.)، پروايى استوار در خط مستقيم، با درك مسؤوليت بنابر احساس حضور و مراقبت هميشگى خداوند. (ان الله سميع عليم; خداوند شنواى داناست.) او تمام سخنان بندگانش را مى شنود و تمام پنهان كارى هاى آنان را مى داند.

ايمان اين است كه مؤمنان هميشه پيرو دستورات خداوند و بايدها و نبايدهاى پيامبر باشند; زيرا هر كس كه از پيامبر پيروى كند، از خداوند اطاعت كرده است، همان گونه كه از آيه زير استفاده مى شود:

(و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى الله و رسوله امراً ان يكون لهم الخيرة من امرهم; و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده اش به كارى فرمان دهند، براى آنان اختيارى در كارشان باشد.)( )