در آيه زير چه ارتباطى بين نجوى و پرداخت صدقه است؟

در آيه زير چه ارتباطى بين نجوى و پرداخت صدقه است؟

(يا ايها الذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول فقدّموا بين يدي نجواكم صدقة ذلك خير لكم و اطهر; اى كسانى كه ايمان آورده ايد، هرگاه با پيامبرِ ]خدا[ محرمانه گفتوگو مى كنيد، پيش از گفتوگوى محرمانه خود صدقه اى تقديم بداريد. اين ]كار[ براى شما بهتر و پاكيزه تر است)( ).

اين آيه، مؤمنان زمان پيامبر را به صدقه دادن براى ديدار با پيامبر فرا مى خواند تا اين صدقه آنان را به گفتوگويى با پيامبر برانگيزد كه برخاسته از روحيه اى ايمانى است; روحيه اى كه از ديدار با خداوند در جايگاه هاى قرب به او سرچشمه گرفته است. اين صدقه ها، بخششى است كه انسان را به پروردگارش نزديك مى كند. هم چنين اين صدقه سبب مى شود صحبت مسلمانان در ديدار با پيامبر كه بيشتر وقت وى را مى گيرد و او را از كارهايش باز مى دارد، صحبتى عادى و بى فايده نباشد، بلكه ديدارى باشد كه از اصل ايمان سرچشمه مى گيرد; ايمانى كه خشنودى خداوند را در تمام گفتارها و كردارها هدف قرار داده است.

صدقه باعث مى شود ملاقات هايى كه وقت پيامبر را به هر بهانه اى يا بى هيچ مناسبتى مى گرفت، كم شود و مردم خود را در مورد وقت پيامبر مسؤول بدانند; زيرا وقت پيامبر بايد صرف گسترش رسالت در زندگى امت و دعوت و جهاد شود. (ذلك خير لكم و اطهر; اين ]كار [براى شما بهتر و پاكيزه تر است.) چون شما با اين كار،از فضايى عادى كه بر ديدارهايتان حاكم است، خارج مى شويد و در ملاقات با پيامبر، از راه بخشش اموال مورد نياز خود به فقيران، مفهوم معنوى بخشش پيامبر در مورد نيازهاى دينى تان را درمى يابيد.

در تفسير آيه (اذا ناجيتم الرسول ...) از ابن عباس نقل شده است كه مسلمانان بيش از حد از پيامبر مى پرسيدند تا اين كه اين كار بر پيامبر سخت شد. خداوند با نازل كردن اين آيه در صدد آن بود كه مشكل پيامبرش را كاهش دهد. هنگامى كه اين فرمان الهى نازل شد، بيشتر مردم از پرسش نمودن امتناع ورزيدند. سپس آيه اى نازل شد كه در آن آمده است: (أأشْفقتم ان تقدموا بين يدي نجواكم صدقات; آيا ترسيديد كه پيش از گفتوگوى محرمانه خود صدقه هايى تقديم داريد؟) خداوند بر آنها راحت گرفت ]و با لغو حكم صادره[ تنگنا را برطرف كرد.

از سياق اين روايت مى توان فهميد كه لحن دو آيه اين نيست كه اين تكليف به خاطر فشار بر پيامبر بوده است; زيرا پيامبر از چنين پرسش هايى دلتنگ نمى شد; لذا احتمال مى رود كه حكم با هدف آزمايش مسلمانان بوده تا اخلاص و گذشت مالى آنان نسبت به پيامبر مشخص گردد. از اين رو اين آيه دستورى موقت بوده است كه خداوند بعد از آزمايش، آن را نسخ كرد. همان طور كه ابن عباس و سلمة بن كهيل از پيامبر روايت كرده اند كه فرمود: اولين كسى كه به اين آيه عمل كرد، على(عليه السلام) بود و سپس نسخ شد. بعضى از مفسران از عبد الله بن عمر نقل مى كنند كه گفت: على(عليه السلام) سه خصلت داشت كه اگر من يكى از آن ها را داشتم، برايم از شتران سرخ مو بهتر بود: ازدواج با فاطمه(عليها السلام); سپرده شدن پرچم در جنگ خيبر از سوى پيامبر به او و آيه نجوى.

از اين روايات استفاده مى شود كه اين كار امام على(عليه السلام) از ارزش بالايى برخوردار است; زيرا او تنها عمل كننده به اين آيه است "و الله العالم".