(فستبصر و يبصرون بأيكم المفتون ان ربك هو ا

(فستبصر و يبصرون بأيكم المفتون ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين فلا تطع المكذبين ودّوا لو تدهن فيدهنون; به زودى خواهى ديد و خواهند ديد كه كدام يك از شما دست خوش جنونيد، پروردگارت خود بهتر مى داند چه كسى از راه او منحرف شده و هم او به راه يافتگان داناتر است. پس از كسانى كه دروغ مى بندند، فرمان مبر. آنان دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمايند)( ) خداوند در اين آيات از آينده و نيز عقب نشينى و صلح خبرمى دهد. آينده چگونه خواهد بود و بهانه كافران براى صلح چيست؟

ظاهراً سخن در مورد اتفاقات آينده دور و نزديك است، در يك سو پيروزى دعوت اسلامى، سالم بودن جنبش، استوار بودن راه، برترى انديشه و عمق حكمت آن چه پيامبر به آن دعوت و رهبرى مى كند و در سوى ديگر شكست دشمنان، ضعف فكرى، بى تدبيرى، كجى راه و پايان ناخوش اعمالى است كه دشمنان آن را انجام مى دهند و براى همه روشن خواهد شد كه (بأيكم المفتون; كدام يك از شما دست خوش جنونيد). يعنى چه كسى عقل و سلامت موقعيتش آسيب ديده است. پس ديگر بحث و جدل با آنان بى فايده است; چراكه نتيجه نهايى آن آشكار خواهد شد. (ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله; پروردگارت خود بهتر مى داند چه كسى از راه او منحرف شده)، چون خداوند به نيت ها و كردار پنهانى او، حالت ها، حركات و نقشه هاى آشكار او آگاه است.

(وهو اعلم بالمهتدين; و هم او به راه يافتگان داناتر است) او مى داند كه آنان خود را براى او خالص كرده اند و از در راستى با او وارد شده اند و در راه او تلاش مى كنند وسرانجام هر كس جايگاه و سرنوشت خود را در دنيا و آخرت خواهد ديد; زيرا همه در پيش گاه پروردگار خواهند ايستاد تا او نامه اعمال همگى را كه در برگيرنده هر ريز و درشتى است برايشان بگشايد.

(فلا تطع المكذبين; پس از دروغ زنان فرمان مبر). اين سخن قرآنى، درباره برخى روش هاى مشركان بر ضد پيامبر است. آن ها با اين روش، پيامبر را براى سازش با خود و دست يابى به تأييد ضمنى يا صريح جريان بت پرستى و شكاندن سمبل پيامبرى تحريك مى كردند; سازشى كه احتمالا باعث مى شد پيامبر از بعضى مواضع فكرى و عملى رسالت خويش در ازاى قدرى عقب نشينى آنان، و به نفع مصالح و موقعيت هاى بت پرستى دست بردارد.

مانند آنچه در روايت آمده است كه مشركان در پيشنهادهاى خود از پيامبر خواستند يك سال خدايان آن ها را بپرستد تا آنان نيز يك سال با او پروردگار را بپرستند. (فلا تطع المكذبين; پس از دروغ زنان فرمان مبر.) تو در دعوت خود از پيشنهادهاى سازش طلبانه كسانى كه رسالت تو را تكذيب كردند و به جنگ با تو برخاستند تبعيت نكن; زيرا آنان به تو خيرى پيشنهاد نكرده اند. تكذيب آنان نشان مى دهد كه در پيشنهادشان حيله و مكرى براى اسلام و مسلمانان نهفته است. (ودّوا لوتدهن فيدهنون; دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمايند)و دوست دارند كه در مواضع خود با آنان نرم شوى و براى رسالت از بعضى اهدافت به عنوان صلح و تعارف عقب نشينى نمايى تا آن ها نيز با تو نرم گردند و فشارهايشان را متوقف سازند و در ظاهر به برخى از اعتقاداتت ملتزم شوند تا تو در برابر مردم به عنوان پيامبرى كه در رسالتش اخلاص ندارد و در جايگاهش استوار نيست و در برابر فشارها سر تسليم فرو مى آورد و به حساب خداوند، با ديگران صلح مى كند، معرفى شوى.

اين مسأله اهميت فراوانى داشته و مشكلات فراوانى را براى تحرك رسالت به دنبال دارد و به پيامبر و زمامداران بعد از او هشدار مى دهد كه مواظب باشند با ريسمان پيشنهادهاى كافران و مشركان كه نشان از صلح و برابرى و نرمى عملى دارد، در چاهى كه دشمنان در راه رسالت و در بستر واقعيت ها مهيا كرده اند سقوط نكنند.