من در هر مسأله اى كه با آن مواجه مى شوم به مقدار زيادى فكر مى كنم. خواه اين مسأله دينى باشد

من در هر مسأله اى كه با آن مواجه مى شوم به مقدار زيادى فكر مى كنم. خواه اين مسأله دينى باشد و خواهد در عرصه هاى ديگر. اين حالت نشان گر چيست؟ و آيا اين حالت را جزو حديث شريف: «يك ساعت انديشيدن بهتر از يك سال عبادت است» مى توان قلمداد كرد؟

اين كه انسان در هر چيزى كه به ذهنش مى رسد يا با آن برخورد مى كند فكر كند امرى نيكوست. زيرا انسان همواره بايد متعقّلانه زندگى كند. توقعى كه خداوند متعالى نيز از انسان دارد آن است كه پيش از آن كه در امرى بينديشد به آن اقدام نكند. انسان نيز بايستى به قضايايى بينديشد كه با مسؤوليت هاى دينى او در ارتباط اند. او هنگامى كه به جنبه هاى بنيادين عقيدتى فكر مى كند، بايستى به تعهدهاى شرعى و دينى خود، به روابط انسانى و موضع گيرى هاى سياسى و اجتماعى خود و حتى به امور علمى نيز بينديشد. بر انسان لازم است كه همواره انديشه ى خود را در مسير امورى راه ببرد كه مرتبط با مسؤوليت وى به عنوان انسانى باشد كه در زندگى خويش در برابر خداوند و خود مسؤول است تا شخصيت خود را به شيوه اى به اثبات برساند كه عقلاً و روحاً و معنوياً او را بى نياز سازد.