شما در عرصه ى انديشه ى اسلامى يك جنبش اصلاح گرانه اى نوگرا را رهبرى كرديد،

شما در عرصه ى انديشه ى اسلامى يك جنبش اصلاح گرانه اى نوگرا را رهبرى كرديد، و در اين راه از سوى صاحبان انديشه هاى ايستا با ستيزى بى رحمانه روبه رو شديد. اين جنبش اكنون به كجا رسيده است و خود شما دقيقاً به دنبال چه هستيد؟

آن چه من به دنبال آن ام تحكيم و تعميق انديشه ى اسلامى، و تحرك بخشيدن به اجتهاد به گونه اى است كه يك مجتهد يا يك روشن فكر مسلمان طى آن احساس كند كه مى توان دينى را به شكلى مستقل و سرشار از عينيّت و واقع بينى درك كرد; و در اين كار بر اصولى تكيه كرد كه براى درك متون - چه دينى چه غير دينى - از آن ها استفاده مى شود; يعنى درست چنان چه فقها و روشن فكران ديگر انجام داده و در عين حال اختلاف آرايى با هم داشته اند. از اين رو اختلاف داشتن رأى شما با رأى انديشمندى ديگر بدين معناست كه به رأى او نيز احترام گذاشته ايد. براى همين من فكر مى كنم ما مى توانيم به صورت مستقل فكر كنيم، و به انديشه ها، مفاهيم و احكام شرعى ديگرى غير از آن چه پيشينيان بدان هارسيده بودند دست يابيم.

و اما... درباره ى واكنش ها... بايستى بگويم اين واكنش ها ناشى از مردود دانستن هر چيز جديد توسط عده اى از آدم هاست; يا آن كه برخاسته از پيچيدگى ها و تنگناهاى فرهنگى يا روحى است. من بر اين عقيده ام كه انسان در عين اين كه بايستى راه خود را استمرار بخشد بايد به نقدهاى ديگران نيز توجه داشته باشد. اگر در آن ها نظر درستى را مشاهده كرد بايد از نظر و انديشه ى خود برگردد.

من شخصاً اين شجاعت را در خود مى بينم كه از آرايى كه متوجه نادرستى آن ها مى شوم بازگردم. خواه از طريق تفكر خودم، و خواه از طريق آن چه از ديگران مى شنوم. اما مشكل در آن است كه ما در گردابى از دشنام ها، تهمت هاى غير مسؤولانه و سخن هاى غير منطقى و كارناشناسانه زندگى كنيم.