ما همواره مشاهده مى كنيم كه براى نقش جوانان با ايمان اهتمام و احترام فراوانى قائل بوده ايد. اما اگر دقت كنيم در مى يابيم كه نقش جوانان ع

ما همواره مشاهده مى كنيم كه براى نقش جوانان با ايمان اهتمام و احترام فراوانى قائل بوده ايد. اما اگر دقت كنيم در مى يابيم كه نقش جوانان عمدتاً در شهادت و جهاد افتخار آفرين آن ها محدود مى شود، بى آن كه در اين راستا به انديشه و فرهنگ اهتمام بالايى صورت گيرد. نظرتان در اين مورد چيست؟

من هنوزم به جوانان مى گويم: ما با دشمن درگير يك نبرد جهادى مسلحانه هستيم، و از اين رو بر ما لازم است كه در اين رويارويى ثابت قدم باشيم. اما در كنار اين، ما با يك نبرد بزرگ تر در سطح جهانى نيز رو به رو هستيم كه اين نبرد نبرد انديشه هاست. براى همين من بر هر جوان روشن فكرى - چه دختر و چه پسر -، واجب شرعى و عينى مى بينم كه ابزارهاى دانش و فرهنگ را فرا گيرند و بر آن ها مسلط شوند; تا با استعانت از اين ابزارها بتوانند از نبرد فكرى و فرهنگى در جريان سربلند بيرون آيند. چرا كه جهان مستكبر و نيز سكولاريسم يك جنگ جهانى فكرى و عملى را عليه اسلام برفروخته اند. از اين رو جهان مسلحانه عليه صهيونيسم يا استكبار، شرافت و افتخار به شمار مى آيد. اما جهاد فرهنگى و علمى نيز جهادى است كه مى تواند ريشه ها و اصول امت اسلامى را در تمامى حوزه ها تقويت نمايد. ما مى گوييم كه آشنايى با فرهنگ لازمه ى افراد مبارز نيز هست. زيرا از طريق فرهنگ است كه مى توانند جايگاه و پايگاه خود را تقويت بخشند، و برنامه ريزى كنند. هم چنان كه ما نمى توانيم تمامى نيرو و توانمندى هاى خود را در جهاد نظامى سرريز كنيم; زيرا هر عرصه اى جهاد خود را داراست. و اين نكته را قرآن مجيد نيز يادآورى و بر آن تأكيد كرده است: «و سزاوار نيست كه مؤمنان همگى رهسپار جهاد شوند. اما چرا از هر فرقه اى از آنان گروهى رهسپار نشوند كه دين پژوهى كند و چون به نزد قوم شان بازگشتند ايشان را هشدار دهند تا پروا پيشه كنند؟!»«وما كان المؤمنون لينفروا كافّة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفةٌ ليتفقهوا في الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلعهم يحذرون»(توبه/122).