شما همواره از رابطه ى انسانى ميان زن و شوهر سخن مى

شما همواره از رابطه ى انسانى ميان زن و شوهر سخن مى گوييد، ما از مهاجران به كشورهاى غيراسلامى هستيم; چه گونه بايد با مفهوم اسلامى «بيت الطاعه» برخورد كنيم; و حقوق زن در اين خصوص تا چه ميزان است؟

در آغاز ناگزيريم كه معنا و مفهوم بيت الطاعه را درست درك كنيم. برخى از انسان ها اين مفهوم را به معناى نوعى از انواع ستم بر زن و بهره كشى از او قلمداد مى كنند. اما قضيه اين طور نيست. و معناى بيت الطاعه ارتباط مستقيمى با ازدواج و معناى صيغه ى عقدى كه ميان زن و شوهر جارى مى شود دارد. زن هنگامى كه به مرد مى گويد: «خودم را به مهريه اى به مقدار فلان به ازدواج تو در آوردم.» بدين معناست كه من پاى بند مى شودم تا در خانه ى تو و در چارچوب حقوقى كه خداوند متعال براى مرد و زن معين ساخته است با تو زندگى كنم. مرد نيز هنگامى كه مى گويد: «اين را پذيرفتم.» بدان معناست كه من پذيرفتم و پاى بند شدم كه با تو زندگى كنم و براى تو خانه و زندگى فراهم كنم و نفقه ى تو را بدهم و حقوقى را كه خداوند متعال براى تو بر من واجب ساخته است به انجام برسانم.

قرآن كريم از ازدواج با تعبير: «واخذن منكم ميثاقاً غليظا»«و آنان از شما پيمانى استوار گرفته اند.»( ) ياد مى كند. و اين آيه بدان معناست كه ازدواج معاهده و پيمانى است ميان مرد و زن مبنى بر اين كه با هم زندگى كنند، و هر يك بار مسؤوليت را نسبت به حقوقى كه خداوند متعال براى طرف مقابل شان قرار داده است بر عهده گيرند. هيچ كسى نمى تواند زن را به پذيرش عقدى كه خود خواستار آن نيست مجبور نمايد. و اگر چنين شود آن عقد باطل خواهد بود.

بنابراين هنگامى كه زن عقد ازدواج را مى پذيرد - و با توجه به اين نكته كه ازدواج به معناى هم زيستى است - بر او واجب مى گردد كه پاى بندهاى خود را نسبت به اين ازدواج به انجام برساند. هم چنان كه بر مرد واجب مى گردد كه به شروط ازدواج پاى بند باشد; از جمله معاشرت نيكو كند، نفقه بدهد، همسر خود را به غير حق طرد يا ترك نكند. كه اگر چنين نكند حاكم شرع (يعنى مجتهد مورد تقليد) مى تواند او را اجبار به اين امور كند، و حتى مى تواند اموال او را بفروشد و پول شان را به زن اعطا كند.

پس اين مسأله يك دستور صادر شده از بالا نيست كه بخواهد زن را مورد ستم قرار دهد و او را خوار سازد، بلكه معناى طاعت (اطاعت) در بيت الطاعه، التزام و پاى بندى يكسان زن و شوهر به عملى سازى شروط ازدواج در عرصه ى حقوق و واجباتى است كه هر دو توافق كرده و پيمان بسته اند كه به انجام شان برسانند: «ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف وللرجال عليهن درجة»«و زنان را بر مردان حقى است در حد عرف; هم چنان كه مردان را بر زنان; و مردان را بر آنان به ميزانى برترى است.»( ) اين ميزان و درجه ى مورد اشاره ى اين آيه به مباحثى چون طلاق يا مباحث مشابه باز مى گردد. لازم به تذكر است كه اصطلاح «بيت الطاعه» در مواردى به كار مى رود كه زنى خانه و زندگى خود را رها كرده، و از او خواسته شده باشد كه به زندگى زناشويى خود باز گردد، و به شروط ضمن عقدى كه به آن ها پاى بند شده و پيمان سپرده است التزام نمايد.