اگر از استراتژى هاى عام كه در عرصه ى دين باعث تحول نيات و مقاصد به عمل و كاركرد مى شوند سخن بگوييم، مى بينيم كسانى برخورد سخت و به كارگيرى ز

اگر از استراتژى هاى عام كه در عرصه ى دين باعث تحول نيات و مقاصد به عمل و كاركرد مى شوند سخن بگوييم، مى بينيم كسانى برخورد سخت و به كارگيرى زور را براى تثبيت دين مجاز مى دانند; كما اين كه مى بينيم كسانى براى گسترش يافتن دين دعوت به گفت و گو مى نمايند. در اين بين موضع شما كجا قرار دارد؟

طبيعى است كه من به عنوان يك پيرو خط اسلام، دعوت كننده به گفت و گو باشم و با همه به گفت و گو بنشينم. بر همين اساس چندين بار شعار «مقدساتى در گفتمان نيست.» را مطرح ساخته ام. طبيعى است كه شما فكر مى كنيد و ديگرى نيز فكر مى كند; و نمى توان مشكل اين دو ذهن و انديشه را كه با هم اختلاف نظر دارند بدون گفت و گو بر طرف كرد. بر همين اساس است كه خداوند متعال نيز با ابليس گفت و گو فرمود. بنابراين من نمى توانم اسلام خويش را به ديگران تحميل كنم، كما اين كه ديگران ـ ولو صاحب قدرت و زور باشند ـ نمى توانند تفكرشان را به من تحميل نمايند. زيرا غير ممكن است كه از طريق زور بر عقل مسلط شد و در آن نفوذ كرد. ممكن است كه جسمى را به تسليم وادار كرد ولى نمى توان تفكرى را مصادره يا آن را ملغى نمود.

بر همين اساس اعتقاد بر آن دارم كه اگر به تفكر و فهم خود اعتقاد دارى، بايستى شجاعت گفت و گو را نيز پيدا كنى.