در يكى از سخنرانى هاى خود فرموديد كه:«ما نياز به اين داريم كه خود را به گذشت از كسانى كه به ما ب

در يكى از سخنرانى هاى خود فرموديد كه:«ما نياز به اين داريم كه خود را به گذشت از كسانى كه به ما بدى و ستم روا كرده اند تمرين بدهيم. زيرا اين روش سلامت و درستى زندگى اجتماعى ما را تأمين مى كند; هم چنان كه به وسيله اين روش روابط ما در خانه، محله و حتى در زندگى سياسى نيز بيمه خواهد شد.»

در اين جا اين سؤال پيش مى آيد كه: چگونه و چه وسايلى را مى توان به كار گرفت تا اهداف فوق را محقق ساخت؟

در حقيقت هنگامى كه انسان به فكر بخشش يا گذشت از كسى كه به او ظلم روا نموده است مى افتد، بايد فكر وى برخاسته از انديشيدن به خدا و پاداشى باشد كه خالق هستى در مقابل اين عمل به بنده ى خويش عطا مى فرمايد. خداوند متعال در كتاب خويش مى فرمايد:( و گذشت شما به پرهيزگارى نزديك تر است.)

هم چنين در آيه اى ديگر آمده است:( و اگر شكيبايى كنيد هر آينه آن براى شكيبايان بهتر است.) هم چنين خداوند گوشزد مى كند كه: (بدى ديگران را به شيوه اى كه نيكوتر است دور كن كه (اگر چنين كنى) آن گاه آن كه ميان تو و او دشمنى است هم چون دوستى نزديك ومهربان گردد.)

در همين راستا امام على (ع) گفته اى دارد كه در آن مى فرمايد: «چه هنگام خشم خويش را فرو برم؟ آيا هنگامى كه بيچاره و درمانده هستم بايد به خشم آيم؟ كه آهنگ بر آورده مى شود: اى كاش صبر مى نمودى. و يا هنگامى كه توانا باشم؟ پس ندا مى آيد كه: اى كاش گذشت مى كردى.»

امير مؤمنان در اين حديث اين معنا را مى خواهد القا فرمايد كه نبايد براى آرام شدن از رفتار كسى، آتش عصبانيت خود را به هر صورتى كه باشد خاموش نماييم، بلكه بايد «كظم غيظ» كنيم; چرا كه خداوند فرو برندگان خشم را مدح و ثنا فرموده و آن را يكى از صفات اهل بهشت برشمرده است:( و بشتابيد به سوى آمرزشى از پروردگار و بهشتى كه فراخناى آن آسمان ها و زمين است، كه از بهر پرهيزگاران آماده شده است.) تا اين كه مى فرمايد:( پرهيزكاران همان ... فرو خورندگان خشم و در گذرندگان از مردم اند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.)

بنابراين انسان ابتدا بايد به رضاى خداوندى و به معادله هاى پروردگار جهانيان توجه داشته باشد و ميان سودى كه در هنگام عصبانيت از راه مقابله با شخصى كه به او آزار رسانده است دست مى يابد و ميان لذت گذشت از آن شخص موازنه و تعادل برقرار نمايد. زيرا كه ممكن است هنگام مقابله به مثل زيان هاى ديگرى نيز به انسان وارد شود، در حالى كه بخشش در راه خدا ذخيره اى است براى آخرت انسان، تا خداوند متعال نيز از گناهان او بگذرد.

همان گونه كه اشاره شد، انسان بايد به زيان هاى اجتماعى كه در حال عدم گذشت و فرونبردن خشم خويش به او وارد مى شود توجه كافى نمايد. زيرا هنگامى كه به شخصى توهين و يا با او بد رفتارى مى شود آن شخص بار بغض و كينه اين توهين را در دل خويش خواهد اندوخت و دائماً در حال فكر كردن به چه گونگى پاسخ دادن به اين بى حرمتى خواهد بود; و در نتيجه زندگى او در اين عرصه آكنده از تشنج و فشار خواهد گرديد.

به عنوان مثال وقتى كه يك همسر از جانب شوهر خود متحمل آزارى شود و همه ى وقت خود را صرف فكر كردن به چگونگى پاسخ دادن به آزار او بنمايد، يا وقتى كه همسايه ها به يك ديگر آزار مى رسانند به فكر انتقام باشند، اين به معناى آن خواهد بود كه واقعيت فردى و اجتماعى جامعه ما از مشكلى به مشكل ديگر و از منازعه اى به منازعه اى ديگر منتقل مى شود.

ولى اگر انسان گشاده دلى و سعه ى صدر به خرج دهد اولا رضاى حضرت دوست را كه از همه امور مهم تر است به دست خواهد آورد و ثانياً خود را از مشكلات و كشمكش هاى آتى دور خواهد نمود.

ولى در يك حالت گذشت نكردن در مقابل اذيت و آزار ديگران رجحان پيدا مى كند، كه امام زين العابدين(ع) به آن مسأله در «رسالة الحقوق» پرداخته و فرموده است: «بر توست كه از كسى كه به تو بدى روا داشته گذشت كنى ولى اگر گذشت تو ضرر و زيانى را براى او در بر خواهد داشت بايد طالب حق خويش باشى.»

اگر طرف مقابل و آزار دهنده در ظلم خويش زياده روى كرد و به آن ادامه داد و فكر كرد كه مردم از او به سبب آزارهايش ترس و هراس دارند، حق هر ظلم ديده اى است كه از ظلم و آزارهاى او جلوگيرى به عمل آورد تا بى حرمتى هاى او به تمام جامعه سرايت نكند.