خطبه جمعه، 27 اردیبهشت‌ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: ازدواج مبارک / زندگی آکنده از مودت و مشارکت / پشتیبان پیامبر خدا(ص) / الگوی زن مکتبی.

مطالب مهم خطبه دوم: ابهام پیرامون بودجه / دشمن باز می‌گردد! / روز نکبت / سالروز توافق شوم.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

12 رمضان 1440 هـ برابر با 27 اردیبهشت 1398 هـ و 17/٥/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: ازدواج مبارک / زندگی آکنده از مودت و مشارکت / پشتیبان پیامبر خدا(ص) / الگوی زن مکتبی.

مطالب مهم خطبه دوم: ابهام پیرامون بودجه / دشمن باز می‌گردد! / روز نکبت / سالروز توافق شوم.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِک إِنْ کنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْکنَّ وَأُسَرِّحْکنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً * وَإِنْ کنْتُنَّ تُرِدْنَ اللهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآَخِرَةَ فَإِنَّ اللهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْکنَّ أَجْراً عَظِيماً» صدق الله العظيم.

در دهم ماه رمضان سال دهم بعثت پیامبر خدا(ص) یعنی سه سال پیش از هجرت پیامبر از مکه به مدینه منوره، حضرت خدیجه همسر پیامبر خدا در شصت و پنج سالگی وفات یافت. حضرت خدیجه دختر خویلد(س) اولین همسر پیامبر خدا بود که بیست و پنج سال با ایشان زندگی کرد.

 

ازدواج مبارک

حضرت خدیجه(س) پیش از ازدواج با پیامبر نیز در مکه زنی معمولی نبود. او از اشراف و بازرگانان بزرگ مکه بود. او تجارت گسترده‌ای با شام داشت و به چنان شأن و موقعیتی رسیده بود که به او لقب سرور زنان قریش داده بودند.

اما حضرت خدیجه(س) بی‌توجه به اشراف مکه که صاحب مال و منال بودند و برای به دست آوردن او سر و دست می‌شکستند، پیامبر خدا(ص) را برگزید و بعد از ازدواج با آن حضرت، خطاب به پیامبر خدا اظهار داشت: «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ ونصرتک للمظلوم؛ ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی‌ات با من و شرف و امانتداری‌ات در میان قوم خود و به جهت اخلاق نیک و راستگویی و یاری کردن مظلومت، به تو تمایل پیدا کردم.»

پیامبر خدا(ص) نیز وقتی او را پذیرفت، به مال و ثروتش توجهی نکرد و به تفاوتی سنی خود با او توجهی ننمود. بلکه معیار ازدواج آن حضرت با خدیجه(س) داشتن قلب پاک، نیت صاف، حکمت و خردمندی بود. در آن زمان خدیجه(س) به طاهره و حکیمه معروف بود. آن دو در شأن هم بودند و از نظرشان شایستگی به ویژگی‌های درونی بود نه مال و ثروت.

در اینجا خوب است به سخنی از پیامبر خدا بپردازیم که فرمود: «مَنْ تَزَوَّجَ امرَأةً لا يتَزَوَّجُها إلّا لِجَمالِها لَمْ يَرَ فيها ما يُحِبُّ و مَن تَزَوَّجَها لِمالِها لا يتَزَوَّجُها إلا لَهُ وَکَلَهُ اللهُ إلَيهِ، فعلَيکُم بِذاتِ الدُِّينِ؛ کسی که برای زيبايی زنی با آن ازدواج کند، آنچه دوست دارد را نخواهد ديد و کسی که برای مال زن با او ازدواج کند، خدا او را به همان مال می‌سپارد، پس بر شما باد به زنان و دختران متدين.»

یکی از ثمرات این ازدواج، نسلی پاکی بود که از پیامبر خدا(ص) به وجود آمد: قاسم، عبدالله، زینب، رقیه، ام‌کلثوم و فاطمه.

 

زندگی آکنده از مودت و مشارکت

برادران و خواهران! حضرت خدیجه(س) طوری با پیامبر خدا(ص) زندگی کرد که اساس آن را مودت، مهربانی، احترام و مشارکت متقابل تشکیل می‌داد. او در تمام تأملات، پرسش‌ها، نقد وضعیت موجود و گذشته‌ها و نقد اقدامات و اعمال جاهلی، شریک و همراه پیامبر بود. با او همکاری و همراهی داشت و در حاشیه دغدغه‌ها و نگرانی‌های فکری و اعتقادی قرار نداشت.

وقتی پیامبر خدا تصمیم گرفت که برای خلوت کردن با خویشتن، گریز از هیاهو و غوغای مکه و فضای بیهودگی رایج در میان قریش و مردان آن به غار حرا برود، حضرت خدیجه شرایط را برای او فراهم کرد. چون فضای عمومی مکه لهو و لعب، بت پرستی، مال دوستی و رقابت تا سرحد دشمنی و مرگ بود. از این رو پیامبر خدا تصمیم گرفت از مکه خارج شود و به برای تأمل، تفکر، عبادت و دور شدن از این فضا از کوه بالا برود.

کتاب‌های سیره نگاشته‌اند که حضرت خدیجه(س) 5 کیلومتر راه را پیاده طی می‌کرد و از کوه بلند و خشن بالا می‌رفت تا آب و غذا را به آن حضرت برساند و بسیاری اوقات نیز شریک جلسات تأمل و تفکر آن حضرت می‌شد.

وقتی در غار حرا وحی بر پیامبر خدا نازل گردید تا رسالت را به آن حضرت ابلاغ نماید و از ایشان بخواهد که عهده‌دار امر رسالت گردد، حضرت خدیجه اولین کسی بود که به پیامبر خدا ایمان آورد و وقتی پیامبر دیده‌ها و شنیده‌های خود را به خدیجه گفت، او پیامبر را تصدیق کرد و به او اطمینان داد آن چه می‌گوید بدون شک و تردید، حق است. این تصدیق و تأیید نتیجه طبیعی زندگی با کسی است که او را به صداقت، امانت‌داری، خردورزی، مهربانی، محبت و اخلاق والا می‌شناخت.

روزی که آیات: «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَرَبَّک فَکبِّرْ * وَثِيَابَک فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ» نازل گردید، با عزم، اطمینان و ایمان راستین اظهار داشت: «کلاّ وَ اَللَّهِ لاَ یُخْزِیکَ اَللَّهُ اَبَداً اِنَّکَ لَتِصِلُ اَلرَّحِمَ وَ تَحْمِلُ اَلْکَلَّ وَ تُکْسِبُ اَلْمُعْدِمَ وَ تَقْرِی اَلضَّیْفَ تُعِینُ عَلَی نَوَائِبِ اَلْحَقِّ؛ هرگز! به خدا سوگند که خداوند تو را خوار نخواهد کرد؛ زيرا تو صله رحم دارى و مهمان‏نوازى مى‏کنى و سختی‌ها را تحمل کرده و فقرا را توانگر مى‏کنى و بر پیشامدهای حق کمک مى‏کنى!»

به این ترتیب خدیجه(س) به پیامبر خدا ایمان آورد و جزو پیشی گیرندگان به آن حضرت شد تا زندگی مکتبی آمیخته با درد و رنجی را آغاز نماید.

 

پشتیبان پیامبر خدا(ص)

اما امتیاز خدیجه(س) و ویژگی نقش تاریخی آن حضرت، صبر، ایمان و آمادگی برای فداکاری ایشان بود. او تمام ثروت خود را برای دین و ایمان خود داد. با اراده خود انتخاب کرد که زندگی دشواری را در کنار پیامبر داشته باشد. در حالی که امثال و اقران او از نظر ثروت، شرافت و زیبایی چنین زندگی نمی‌کردند. او در سخت‌ترین مرحله از حیات رسالت که پیامبر خدا تک و تنها در مکه می‌گشت و می‌فرمود: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا» ثابت قدم و استوار ماند. وقتی پیامبر را با سنگ می‌زدند، بر سر راهش خار می‌انداختند، وقتی نزدیک‌ترین کسان او مانند عمویش ابولهب و همسر هیزم کشش او را می‌آزردند، وقتی او را به دیوانگی، سحر و جادو متهم کردند و کسانی را که به او ایمان می‌آوردند و همراهش می‌شدند تحت تعقیب قرار می‌دادند، در همه این شرایط حضرت خدیجه(س) همراه پیامبر بود.

وقتی قریش تمام امکانات و توانایی‌های خود برای مبارزه با دعوت پیامبر بسیج کردند، خدیجه همراه پیامبر بود. بر زخم‌ها و دردهایش مرهم می‌گذاشت و یار و پشتیبان او بود. از این رو به خاطر ایمان و حمایت از پیامبر خدا(ص)، درست در شرایطی که به همراهی و همنوایی عاطفی زنان قریش نیاز داشت، در معرض آزار و قطع رابطه قرار گرفت. وقتی که بزرگان قریش بر شوهران دختران خدیجه(س) زینب، رقیه و ام‌کلثوم فشار آوردند تا طلاقشان دهند تا از این طریق پیامبر را بیازارند، رقیه و ام‌کلثوم طلاق داده شدند، اما شوهر زینب این کار را قبول نکرد، خدیجه در کنار پیامبر ایستادگی کرد.

وقتی که فشارهای قریش افزایش یافت و به مراحل دشوار و شدید خود یعنی محاصره رسید که به محاصره شعب ابوطالب معروف است، روزی که رهبران قریش تصمیم گرفتند، بنی‌هاشم یعنی خانواده پیامبر را به خاطر حمایت و ایستادگی در کنار پیامبر خدا مجازات کنند، پیمانی را امضا کردند که قریشیان نباید به بنی‌هاشم چیزی بفروشند، نباید چیزی از آنان بخرند، نباید به آنان دختر بدهند، نباید از آنان دختر بگیرند، نباید با آنان سخن بگویند و نباید به آنان پناه دهند تا این که پیامبر تسلیم شود یا دست از یاری و حمایت او بکشند. در این روز خدیجه نزد خانواده خود بود؛ اما برای پیوستن به محاصره شدگان، خانواده خود را ترک کرد. او نیز در کنار مسلمانان رنج و درد محاصره را تحمل کرد. مشکلات به جایی رسیده بود که مسلمانان برگ درخت می‌خوردند. خدیجه(س) باقیمانده مال و ثروت خود را مصرف کرد تا به چند برابر قیمت، برای این که مقداری از سنگینی محاصره را بکاهد، برای افراد تحت محاصره غذایی تهیه نماید تا این که چیزی برای او باقی نماند. در اینجا بود که پیامبر خدا فرمود: «ما نَنفَعُني مالٌ قَطُّ مِثلَ ما نَفَعُني مالُ خَديجهُ؛ هيچ مالی چون ثروت خديجه مرا سود نبخشيد.» این محاصره که سه سال طول کشید، باعث بیماری خدیجه شد و بعد از مدتی وفات یافت.

از این رو پیامبر خدا آن سال را سال غم و اندوه نامید. چون پشتیبانانی چون خدیجه و پیش از آن عمویش ابوطالب مؤمن قریش را در این سال از دست داد. زیرا ابوطالب به خاطر جایگاهی که در میان قریش داشت، حامی دیگر او به شمار می‌رفت. او در برابر توطئه‌های قریش از پیامبر حمایت کرد. بعد از وفات این دو بزرگوار، پیامبر خدا با شدیدترین دشواری‌ها روبرو گرید تا این که به مهاجرت پیامبر از مکه به مدینه منجر گردید.

 

الگوی زن مکتبی

برادران و خواهران! حضرت خدیجه(س) الگویی از زن مکتبی و آگاه بود. از مسئولیت فرار نکرد. هیچ‌گاه ناله و بیداد نکرد. از این رو سزاوار کرامت الهی گردید. آن هم کرامت پیشی گرفتن در اسلام و ایمان، پس از ازدواج با بهترین خلق خداوند محمد مصطفی(ص). او از کسانی بود که خدا درباره‌شان فرموده است: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِک الْمُقَرَّبُونَ * فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» در حدیث آمده است که جبرئیل بر پیامبر خدا نازل شد تا پیامبر از سوی پروردگارش به خدیجه سلام برساند و او را به خانه‌ای در بهشت بشارت دهد که تالارهایش از طلاست و در آن مشقت و ناراحتی وجود ندارد.

حضرت خدیجه(س) جایگاه رفیع و ممتازی نزد پیامبر خدا داشت. در حدیث آمده است که روزی عایشه همسر پیامبر به آن حضرت عرضه داشت: چقدر از خدیجه یاد می‌کنی؟ خداوند عزوجل بهتر از او را به تو داده است. پیامبر خدا فرمود: «مَا أَبْدَلَنِي اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ خَيْرًا مِنْهَا، قَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ کفَرَ بِي النَّاسُ، وَصَدَّقَتْنِي إِذْ کذَّبَنِي النَّاسُ، وَوَاسَتْنِي بِمَالِهَا إِذْ حَرَمَنِي النَّاسُ؛ خداوند بهتر از او نصيب من نفرموده است؛ زيرا هنگامى که همه مردم مرا تکذيب مى‏کردند، او مرا تصديق مى‏کرد و هنگامى که مردم مرا محروم مى‏داشتند او با اموال خود من را ياری مى‏کرد.»

اراده الهی بر این قرار گرفته بود که پاکانی چون فاطمه زهرا(س) و ائمه(ع) از نسل حضرت خدیجه(س) باشند. کسانی که خداوند هر گونه پلشتی را از آنان زدوده است و آنان را پاک و مطهر گردانده است. امام صادق(ع) نیز با اشاره به همین ویژگی خدیجه(س) می‌فرماید: «إنَّ الله تعالى جعل خديجة وعاءً لنور الإمامة؛ خداوند متعال خدیجه را ظرف نور امامت قرار داد.»

پس سلام به او روزی که به دنیا آمد و روزی که به سوی اسلام از دیگران پیشی گرفت و روزی که به جوار رحمت پروردگارش پر کشید و روزی که باز دوباره زنده برانگیخته شود.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که پیامبر خدا(ص) در ماه رمضان ما را به آن توصیه کرده است. فرمود: «فاسألوا الله ربّکم بنيّات صادقة، وقلوب طاهرة، أن يوفّقکم لصيامه وتلاوة کتابه؛ پس با نیت‌های راست و دل‌های پاک از خداوند بخواهید که به شما توفیق روزه‌داری و تلاوت کتاب خود را عنایت فرماید.» و در بیان ثواب خواندن قرآن فرموده است: «من قرأ آية من القرآن، کمن قرأ القرآن کلّه في بقيّة الشّهر؛ هر کس در این ماه آیه از قرآن را بخواند مانند این است که کل قرآن را در باقی ماه‌ها خوانده است.» پیامبر خدا این ماه را بهار قرآن قرار داده، فرموده است: «لکلّ شيء ربيع، و ربیع القرآن شهر رمضان؛ هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن، ماه رمضان است.»

بنابراین جز با تلاوت قرآن، معانی بلند این ماه کامل نمی‌شود، اهداف این ماه تحقق نمی‌یابد و روزه‌داران به پاداش و اجر بسیار نائل نمی‌گردند. از ما نیز خواسته شده است که در این ماه قرآن بخوانیم. ولی قرآن خواندن ما به گونه‌ای باشد که امام صادق(ع) فرموده است. ایشان در تفسیر آیه «الَّذِينَ آَتَيْنَاهُمُ الْکتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ» می‌فرماید: «آیاتش را روشن و شمرده می‌خوانند، سعی می‌کنند معانی‌اش را بفهمند، احکام و فرمان‌هایش را به کار می‌بندد، به وعده‌اش امیدوارند، از عذابش می‌ترسند، از داستان‌هایش سرمشق می‌گیرند، از مثل‌هایش پند می‌گیرند، امرهایش را به جا می‌آورند و از نهی‌هایش دوری می‌کنند. به خدا سوگند که حق تلاوت قرآن به حفظ آیات و پشت سر هم خواندن حروف و کلماتش و تلاوت سوره‌ای و مطالعه حواشی و هوامش آن نیست. حروف و کلماتش را حفظ می‌کردند ولی حدود و معانی‌اش را فروگذاشتند، بلکه به تدبر و تأمل در آیات آن است؛ خداوند متعال می‌فرماید: کتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْک مُبَارَک لِيَدَّبَّرُوا آَيَاتِهِ»؛ «ألا لاخير في قراءة ليس فيها تدبر؛ آگاه باشید! در خواندنی که در آن تدبر نباشد، خیری نیست.»

هرگاه چنین تدبری کردیم، از نور قرآن، هدایت قرآن، اطمینانی که خداوند در قرآن به ودیعت نهاده است و راه راست قرآن بهره خواهیم برد و شامل رحمت و بشارت الهی خواهیم شد و در برابر چالش‌ها تواناتر خواهیم گردید.

 

ابهام پیرامون بودجه

از لبنان آغاز می‌کنیم که در آن جلسات مناقشه پیرامون بودجه کشور ادامه دارد. البته در تعیین بخش‌های مرتبط با مالیات و کاهش‌های ضروری برای رفع کسر بودجه ابهام و تزلزل وجود دارد. جریان‌های سیاسی نیز تلاش دارند نگذارند در زمینه مالی تصمیمی گرفته شود که به ضرر منافع یا جایگاه مردمی یا طایفه‌ای‌شان باشد.

حتی گفته می‌شود در مواردی که فرض می‌شد درباره‌شان توافق وجود دارد، نیز مناقشه‌ها از سر گرفته شود و برای بندهای اختلافی میان وزارت خانه‌ها معامله‌هایی صورت گیرد. این‌ها باعث شده است که به لبنانی‌ها عرض کنیم نباید به این بودجه امید ببندید. این بودجه فقط اعداد و ارقامی است که از اینجا و آنجا جمع شده است تا جلوی کسر بودجه را بگیرد. متأسفانه این بودجه کاری برای بخش‌های اقتصادی و مالی دولت نخواهد کرد و فقط برای این است که طرف‌های بین المللی را قانع کنند پیش از آن که کشور دچار فروپاشی شود، وام‌های خود را در اختیار لبنان قرار دهند.

به نظر ما مشکلات این کشور همچنان به دو چیز برمی‌گردد: اول فقدان دیدگاه اقتصادی برای درمان بحران مالی و دیگری تردید در صداقت دولت برای پایبندی به مبارزه علیه فساد.

از این رو معتقدیم که اگر سخن فقط از بدی اوضاع کشور باشد بدون این که دولت کاری برای اعتمادسازی دوباره در میان شهروندان صورت دهد، در مردم این احساس را به وجود آورد که تصمیم دارد برنامه اصلاحی واقعی اقتصادی را روی دست بگیرد، ادارات و مؤسسات رسمی کشور را از وجود مفسدان پاک گرداند و بخشی از بار کسر بودجه را به دوش کسانی بیندازد که اموال بسیاری را به یغما برده‌اند، وضعیت این کشور درست نخواهد شد. تنها در این صورت است که شهروندان می‌توانند تحمل کنند و فداکاری به خرج دهند.

 

دشمن باز می‌گردد!

در رابطه با مسئله ترسیم مرزهای دریایی، می‌شنویم که از بازگشت دشمن و مزایای آمدن هیئت‌های آمریکایی در این روزها سخن می‌گویند. در این باره ما خواهان تداوم موضع واحد لبنان در این قضیه، دست نکشیدن حتی از یک وجب خاک لبنان یا موافقت روی توافقی که برای حقوق لبنان ضرر داشته باشد هستیم. چون خون‌ها داده شده و فداکاری‌های بسیاری در این باره صورت گرفته است؛ زیرا لبنان ضعیف نیست بلکه با وحدت و قدرت ارتش و مقاومت خود قدرتمند است.

 

روز نکبت

این روزها یادآور روز نکبت و تشکیل رژیم صهیونیستی و بیرون راندن صدها هزار نفر از مردم فلسطین است. ما معتقدیم که روز نکبت فقط یک روز نیست؛ زیرا در تمام اجزای سیاسی ما به عنوان ملت‌ها و امت و تمام مصائب دوام‌دار ما جریان دارد که اشاره دارند دشمن صهیونیستی برای این ایجاد نشد تا فقط بر سرزمین فلسطین مستولی شود بلکه به وجود آمد تا باعث نگرانی و هیمنه در متن منطقه عربی و اسلامی باشد.

با توجه به فتنه‌ها و جنگ‌هایی که این روزها در منطقه شاهد هستیم، معتقدیم که تلاشی بین المللی برای تثبیت این نکبت و دادن مشروعیت قانونی و بین المللی به آن در جریان است که به معامله قرن معروف شده است. می‌خواهند آرزوی بازگشت مردم فلسطین را نابود کنند. ولی با همه فشارها و توطئه‌ها چشم امید ما همچنان به مردم فلسطین است که با جهاد، صبر و ایستادگی خود چالش واقعی در برابر اشغالگری را به نمایش گذاشته است. از این مردم نیز می‌خواهیم که وحدت خود را تقویت کنند. ملل عربی و اسلامی نیز برای محو سیمای نکبت باید در کنار مردم فلسطین بایستند و جلوی نکبت‌های آینده را بگیرند.

در این زمینه این روزها شاهد تشدید فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی به همراه نمایش قدرت آمریکایی برای تشدید فشارها علیه ایران هستیم. هشدار داده‌ایم و هشدار می‌دهیم که تداوم این وضعیت پیامدهایی برای منطقه و ثبات آن دارد و سبب ایجاد فضای تنش خواهد شد که به امنیت جهانی آسیب می‌زند و باعث می‌شود که دشمن صهیونیستی نیز وارد میدان شود. چیزی که این روزها شاهد آن هستیم.

 

سالروز توافق شوم

در خاتمه باید اشاره کنیم که همین امروز، سالروز توافق شوم 17 می است. باید از علامه مرجع سید فضل الله(ره) یاد کنیم که با صدای بلند دشمن اشغالگر و شرایط خفت‌بار آن را رد کرد. صدایی که از بئرالعبد و مسجد امام رضا(ع) بلند شد و این توافق ذلیلانه و شکست را محکوم کرد و آتشی را به راه انداخت که منجر به الغای این توافق و عوامل آن گردید و جلوی تداوم اشغالگری دشمن صهیونیستی را گرفت.

این مناسبت برای ملت‌ها ثابت می‌نماید که آنها اگر از آگاهی درست، ایمان ژرف، حکمت، اراده استوار و آمادگی برای فداکاری برخوردار باشند، می‌توانند در برابر هر توطئه‌ای که به سرزمین و منابع آنها چشم طمع دارد، ایستادگی کنند. حتی اگر این توطئه مورد حمایت ناوگان‌های جهان باشد.