خطبه جمعه، 3 خرداد ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: خاستگاه عبادت از دیدگاه علی(ع) / تربیت بر اساس محبت / عبادت و محبت / عشق الهی / وصیت علی(ع)

مطالب مهم خطبه دوم: بودجه به ضرر مردم است / معامله برای پایان دادن به آرمان فلسطین / سالروز آزادی.

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

19 رمضان 1440 هـ برابر با 3 خرداد 1398 هـ و 24/٥/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: خاستگاه عبادت از دیدگاه علی(ع) / تربیت بر اساس محبت / عبادت و محبت / عشق الهی / وصیت علی(ع)

مطالب مهم خطبه دوم: بودجه به ضرر مردم است / معامله برای پایان دادن به آرمان فلسطین / سالروز آزادی.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللهِ وَاللهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادًِ» صدق الله العظيم.

بیست و یک ماه رمضان با سالروز شهادت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) مصادف است. نامی که وقتی از آن یاد می‌کنیم، تصویری در برابر ما ترسیم می‌شود که به عظمت و برجستگی در همه عرصه‌های زندگی از ولادت در کعبه مشرفه تا دیده فرو بستن در یکی دیگری از خانه‌های خدا در کوفه اشاره دارد.

علی(ع) تمام زندگی‌اش برای خداوند و اسلام بود. او همان کسی است که عرصه‌های دانش، عبادت، جهاد، عدالت، بخشش، فداکاری و ایثار او را به خوبی می‌شناسند.

 

خاستگاه عبادت از دیدگاه علی(ع)

امروز نمی‌توانیم به همه جزئیات و آثار این شخصیت بپردازیم که مجلدات و کتاب‌های بسیاری از ادیان و فرهنگ‌های مختلف را به خود اختصاص داده است و هر حقیقت‌پژوه و هر علاقه‌مند عدالت، آزادی و کرامت انسانی از سرچشمه‌های آن سیراب خواهد شد و کسانی به دنبال تجربه اسلام ناطق هستند، از آن راهنمایی خواهند گرفت.

بنابراین بیایید از قول خود او به رابطه علی(ع) و خداوند پی ببریم. عبارت‌های آن حضرت زیباترین توصیف از رابطه بنده و آفریدگار است: «الهی ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک؛ خدایا من تو را از ترس آتش جهنمت و به طمع بهشتت پرستش نکردم، بلکه تو را از آن روز پرستیدم که شایسته پرستش دیدم». این حدیث بیان نوع رابطه‌ای است که میان او و خداوند حاکم است. این رابطه مبتنی بر محبت و معرفت است و نه ترس از خداوند یا به طمع پاداش الهی.

هر چند که بیش از سایر مردم از خداوند می‌ترسد و بیش از همه امید به دست آوردن چیزهایی را دارد که نزد خداوند وجود دارند، اما او همان کسی است که از ترس خداوند بدنش می‌لرزد و می‌گوید: «ليس لأنفسكم ثمن إلا الجنّة؛ بهای شما چیزی جز بهشت نیست.» ولی راهی را که برگزیده این است که این رابطه را ارتقا ببخشد و آن را با چیزی جز محبت خالص الهی نیامیزد.

عزیزان! عبادت مبتنی بر محبت چیزی است که بسیاری از دعوتگران و مربیان به آن توجه ندارند. بلکه تأکید بسیاری از آن‌ها بر ترس از خداوند و آتش، مجازات و خشم اوست؛ بنابراین اگر به آن‌ها گفته شود که خداوند رحمان و رحیم است، می‌گویند که عذاب خداوند شدیدتر است. در مقابل، برخی دیگر تأکیدشان بر پاداش الهی و کسب حسنات است. هر چند که هر دوی این روش‌ها ضروری است، ولی برای ایجاد رابطه‌ای استوار با خداوند کفایت نمی‌نماید. علی(ع) می‌فرماید عبادت از روی ترس، عبادت بردگان است و عبادت به امید ثواب، عبادت بازرگانان است. می‌فرماید: «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ؛ گروهى خدا را از روى رغبت و ميل(به بهشت) پرستش كردند، اين عبادت تاجران است و عدّه‌ای از روى ترس او را پرستيدند و اين عبادت بردگان است و جمعى ديگر خدا را براى شكر نعمت‌ها پرستيدند. اين عبادت آزادگان است.»

باب محبت در رابطه انسان با خداوند، باعث می‌شود که عبادت رنگ ثبات به خود بگیرد. عبادتی که در آن حیات و روح باشد. این عبادت، عبادت عاشقان خداوند است. البته همه عبادت‌ها باید این چنین باشند. چون این که انسان از ترس مکافات یا مجازات کاری را انجام دهد با این که از روی دوست داشتن عمل و فردی که دارد برای او کار می‌کند، این کار را انجام دهد خیلی با یکدیگر فرق دارد.

 

تربیت بر اساس محبت

تأکید بر محبت و تشکر از خداوند و تربیت کردن بر اساس آن، روش قرآن است و هر کسی که در قرآن کریم تأمل نماید، درمی‌یابد که خداوند چگونه بندگان خود را دوست دارد و چگونه با زبانی سراسر لطف و مهربانی آنان را به ملکوت، محبت و قرب خود، واگذار کردن کارها، اعتماد، توکل به او فرامی‌خواند.

در این آیات الهی تأمل بفرمایید:

«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ».

«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»(الزّمر: 53).

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللهِ يَرْزُقُكُمْ».

«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً».

آیات مربوط به محبت و مودت در سوره‌های قرآنی بسیار وجود دارند. از این رو ای خدا دوستان و موالیان علی(ع)! در حالی که همچنان در ماه رمضان قرار داریم، باید در پی این آیات باشیم، در آن‌ها تدبر کنیم و خود و دیگران را بر اساس آن تربیت نماییم.

تربیتی که بر اساس محبت باشد دستاورد دارد. تربیتی است که اثرات طولانی مدت دارد. البته تربیت بر اساس بیم و امید شاید سودمند باشد، ولی اثرات آن کوتاه مدت و سست و ناپایدار است.

از این رو وقتی فرزندانمان را تربیت می‌کنیم یا در موقعیت تربیتی قرار داریم، پیش از این که آنان بر اساس عبادات، نماز، روزه و واجبات تربیت کنیم، باید آنان را بر اساس محبت الهی تربیت نماییم. اگر آنان خداوند دوست داشته باشند، انجام فرایض نتیجه طبیعی این محبت خواهد بود و ادامه خواهد داشت تا این که خداوند عاقبت آن‌ها را ختم به خیر نماید.

 

عبادت و محبت

با وجود محبت، کیفیت عبادت نیز فرق می‌کند. چون کسی که از روی ترس یا امید واجبی را انجام می‌دهد، از روی شور و شوق این کار را انجام نمی‌دهد. سست است و در انجام آن کوتاهی به خرج می‌دهد یا به حداقل‌های آن بسنده می‌نماید؛ زیرا انسان طبیعتاً به تنبلی تمایل دارد.

اما زمانی که از روی محبت نماز می‌خواند، گویا حبیبی به دیدار حبیب دیگر رفته است و نمی‌خواهد این دیدار پایان یابد. می‌خواهد که این دیدار تکرار شود. آن گونه نیست که در برخی از تعبیرهای عامیانه آمده است: «باری است که می‌خواهم از دوشم بردارم.» درست است که نماز مسئولیت سنگینی است. ولی نباید به صورت باری سنگین درآید که بخواهیم از آن راحت شویم. بلکه باید حالت انس و راحتی داشته باشد و آن را با شوق بازگشت، ترک کنیم.

وقتی هنگام نماز می‌شد، پیامبر خدا به مؤذنش بلال می‌فرمود: «ای بلال! با اذان گفتنت به ما روح و نشاط ببخش!» نه این که ما را از نماز راحت کن. علی(ع) شاگرد پیامبر خدا و دروازه شهر دانش او بود. برای او نماز عروج روحش به سوی خداوند بود. نماز برای او منتهای آرزو و انس بود. حتی در سخت‌ترین شب‌ها نیز به نماز توجهی خاص داشت. شبی در جریان نبرد صفین، یاران و اصحاب او را گم کردند. گمان کردند که اتفاق ناخوشایندی برای او اتفاق افتاده است. وقتی به دنبالش رفتند، دیدند که در میان صفوف سپاهیان مشغول نماز است در حالی که تیرها از برابر و پشت سر او رد می‌شوند.

 

عشق الهی

این چه محبتی است که او به خداوند دارد؟ عشق امیرالمؤمنین علی(ع) به خداوند در چه درجه‌ای قرار دارد؟ او خودش این عشق را تبیین می‌نماید. اوج این عشق را می‌توان در دعای کمیل دید. می‌خوانیم: «فَهَبْنِي يا إلـهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ وَرَبِّي، صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلى فِراقِك، وَهَبْنِي صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلى كَرامَتِكَ، أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِى النّارِ وَرَجائِي عَفْوُكَ. فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدِي وَمَوْلايَ أُقْسِمُ صادِقاً، لَئِنْ تَرَكْتَنِي ناطِقاً، لِأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِها ضَجيجَ الآمِلينَ، وَلأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخينَ، وَلأبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكاءَ الْفاقِدينَ، وَلأنادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يا وَلِيَّ الْمُؤْمِنينَ، يا غايَةَ آمالِ الْعارِفينَ، يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ، يا حَبيبَ قُلُوبِ الصّادِقينَ، وَيا إلـهَ الْعالَمينَ؛ اى خدا و آقا و مولا و پروردگارم! بر فرض كه بر عذابت شکیبایی ورزم، ولى بر فراقت چگونه صبر كنم و گيرم اى خداى من‏ بر سوزندگى آتشت صبر كنم، اما چگونه چشم‏پوشى از كرمت را تاب آورم يا چگونه در آتش، سكونت‏ گزينم و حال آنكه اميد من به گذشت و عفو توست. پس به عزتت اى آقا و مولايم سوگند صادقانه می‌خورم، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذاری در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت سخت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم، همچون بانگ آنان که خواهان دادرسى هستند و هر آينه به آستانت گريه كنم، مانند این که به فقدان عزيزى مبتلا می‌باشند و صدايت می‌زنم: كجايى اى سرپرست مؤمنان، آرى كجايى اى نهايت‏ آرزوى عارفان، اى فريادرس فريادرس خواهان، اى محبوب دل‌های راستان و اى معبود جهانيان.»

خداوند حبیب دل‌های راستان است. علی(ع) نیز با همین محبت به سوی خداوند روی می‌آورد تا به خداوند بگوید: «إلهي كفى بي عزّاً أن أكون لك عبداً، وكفى بي فخراً أن تكون لي ربّاً، أنت كما أُحبُّ، فاجعلني كما تحبُّ؛ ای خدای من! برای عزت من همین بس است که بنده تو باشم و این افتخار برای من کافی است که تو خدای من باشی. تو همان طور هستی که دوست دارم باشی. پس تو نیز مرا طوری قرار بده که دوست داری باشم.»

در مبحث علی(ع) و محبت، باید به مدالی اشاره کنیم که از دست پیامبر خدا دریافت کرد. این مدال بهترین مدال است. پیامبر خدا در نبرد خیبر درباره او فرمود: «لأعطينَّ الراية غداً رجلاً يحبّ الله ورسوله، ويحبّه الله ورسوله؛ فردا پرچم را به دست مردی می‌دهم که خداوند و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند.» یعنی علی(ع).

 

وصیت علی(ع)

عزیزان! نماز وصیت امام علی(ع) در بستر شهادت است. به فرزندان و اطرافیان خود این چنین سفارش نمود: «تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَحَافِظُوا عَلَيْهَا وَاسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَتَقَرَّبُوا بِهَا فَإِنَّهَا كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً؛ پاسدار نماز باشيد و بر آن مراقبت كنيد و آن را بسيار به‌جای آريد و بدان به سوي خداوند تقرّب جوييد كه نماز بر مؤمنان در زمان‌های خاص واجب شده است.»

این همان علی(ع) در ارتباط با خداوند است. راز علی این است. این همان چیزی است که او از عمق جان خود آن را فریاد می‌زند. راز تمام برجستگی‌های او همین است. وفاداری ما به علی، پیامبر و اسلام کامل نمی‌شود مگر این که دل‌های ما مملو از محبت الهی شود و خداوند به هدف، غایت و منتهای آرزوی ما تبدیل گردد. همان طور که خداوند نزد علی(ع) چنین جایگاهی داشت.

«رَحِمَكَ اللهُ يا أَبَا الْحَسَنِ، كُنْتَ أَوَّلَ الْقَوْمِ إِسْلاماً، وَأَخْلَصَهُمْ إِيْماناً، وَأَشدَّهُم يَقِيناً، وَأَخْوَفَهُمْ للهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَأَعْظَمَهُمْ عَناءً، وَأَحْوَطَهُمْ عَلَى رَسُولِ اللهِ(ص) وَآمَنَهُمْ عَلَى أَصْحابِهِ، وَأَفْضَلَهُمْ مَناقِبَ، وَأَكْرَمَهُمْ سَوابِقَ. فَجَزاكَ اللهُ عَنِ الإِسْلامِ وَعَنْ رَسُولِ اللهِ(ص) خَيْراً؛ خدایت رحمت كند اى ابوالحسن! تو در گرویدن به اسلام از همه مردم پیش‌تر و در ایمان با اخلاص‌تر و از نظر یقین محکم‌تر و از خدا ترسان تر و از همه مردم، رنج‌کش تر و رسول خدا صلى الله علیه و آله را حافظ‌تر و نسبت به اصحابش امین‌تر بودى، مناقبت از همه برتر و سوابقت از همه شریف‌تر و درجه‌ات از همه رفیع‌تر و پیغمبر صلى الله علیه و آله از همه نزدیک‌تر و از نظر روش و اخلاق و طریقه و كردار به آن حضرت شبیه‌تر و مقامت شریف‌تر از همه نزدش گرامی‌تر بودى. خدا تو را از جانب اسلام و پیغمبر و مسلمین پاداش خیر دهد.» مسلمانان هرگز به مصیبتی چون مصیبت تو دچار نشده‌اند و ما از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم. سلام بر او روزی که به دنیا آمد و روزی که به شهادت رسید و روزی که دوباره زنده برانگیخته شود.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که امام علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) پیش از ترک دنیا به او وصیت نمود. فرمود: «أُوصِيكَ يَا حَسَنُ وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلَ بَيْتِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِتَقْوَى اَللَّهِ رَبِّكُمْ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ صَلاَحُ ذَاتِ اَلْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ اَلصَّلاَةِ وَ اَلصَّوْمِ؛ اي حسن من! تو را و همه فرزندان و خانواده‌ام و هر مؤمنی را كه نامه‌ام به او رسد، به تقوای خدا كه پروردگارتان است و اينكه از دنيا نرويد جز اينكه مسلمان باشيد، سفارش می‌کنم. «و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد» زيرا من شنيدم پيامبر خدا صلي الله عليه و آله می‌فرمود: ايجاد صلح و سازش ميان مردم بهتر از یک سال نماز و روزه است.»

سپس فرمود: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي جِيرَانِكُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ مَا زَالَ يُوصِي بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِينِكُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ وتعاونوا علی البر و التقوی و لاتعاونوا علی الاثم والعدوان؛ خدا را خدا را درباره يتيمان، آنان را گاهى سير و گاهى گرسنه مگذاريد، مباد كه در كنار شما تباه شوند. خدا را خدا را در رابطه با همسايگان كه مورد سفارش پيامبر شمايند، پيوسته به آنان سفارش داشت تا جايى كه گمان برديم ميراثبرشان خواهد ساخت. خدا را خدا را درباره قرآن، نيايد كه ديگران در عمل به آن از شما پيشى جويند. خدا را خدا را درباره نماز كه نماز عمود دين شماست. خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان تا وقتى هستيد آنجا را خالى مگذاريد كه اگر خالى گذاشته شود از كيفر حق مهلت نيابيد. خدا را خدا را درباره جهاد با اموال و جان و زبانتان در راه خدا. بر شما باد به پيوند با هم و بخشش مال به يكديگر و بپرهيزيد از دورى و قطع رابطه با همدیگر و در امر نیکی و تقوا با همدیگر همکاری کند و بر اساس گناه و معصیت با همدیگر همکاری ننمایید.»

این همان وصیت امام علی(ع) در میان ما و توشه ما در زندگی است. از این رو باید آن را حفظ کنیم و بدان عمل نماییم تا حقیقت ولاء و محبت خود را به این امام بزرگ تثبیت نماییم. در این صورت در برابر چالش‌ها از توان بیشتری برخوردار خواهیم بود.

 

بودجه به ضرر مردم است

از لبنان آغاز می‌کنیم. لبنانی‌ها همچنان منتظر بودجه‌ای هستند که نهایی نشده است. امیدواریم که در زودترین زمان، نهایی شود و درگیر رقابت‌ها و درگیری‌های سیاسی نشود. ولی می‌توانیم بگوییم با توجه به اعداد و ارقامی که از بودجه به بیرون درز کرده است، این امیدها و آرزوها دور از انتظار است.

لبنانی‌ها(بعد از همه مجادلاتی که در شورای وزیران و بیرون از آن صورت گرفته است) پی برده‌اند، درمان کسر بودجه اگر اتفاق هم بیفتد از کیسه لبنانی‌ها و از طریق اعمال مالیات دور زننده خواهد بود که طبقات فقیر را تحت تأثیر قرار خواهد داد و کاری به ناودان‌های حیف‌ومیل و فساد نخواهد داشت. همین طور بار دیگر دریافته‌اند که وضعیت لبنان همچنان در گرو معامله‌ها و توافقات پشت صحنه است که خارج از شورای وزیران صورت می‌گیرد و اختلاف درباره بندهای بودجه که در بسیاری از موارد، نشان دهنده درگیری در داخل شورای وزیران و خارج از آن است، دارای ابعاد طایفه‌ای و سیاسی نیز هست که نهایی شدن بودجه را با تأخیر مواجه کرده است. ولی همان طور که روال شده است، راه حل نهایی به گونه‌ای خواهد بود که گروه‌ها امتیازات خود را حفظ کنند و نسبت بزرگی از لبنانی‌ها هم چنان زیر خط فقر باقی خواهند ماند.

ای لبنانی‌ها! شما با گزینه‌ای روبرو هستید که آن را می‌شناسید: بودجه‌ای که فقط رنگ و بویی از اصلاحات و شفافیت داشته باشد ولی محتوای اصلاحات واقعی و عملی در آن جایی نداشته باشد و ناشی از فشارهای خارجی برای زمینه‌سازی برای دیون آتی و گرفتن تضمین‌های کافی برای بازپرداخت آن‌ها باشد.

بار دیگر برای لبنانی‌ها تأکید می‌داریم تا زمانی که ناتوان از کاهش بار طایفه‌گرایی پیرامون دولت باشید، به دولت واقعی نخواهید رسید و تا زمانی که رهبران سیاسی فشار واقعی شهروندان را برای حسابرسی سیاست‌ها و مواضعشان درباره اصلاحات احساس نکنند، دولت همچنان عرصه نزاع، چنددستگی و رقابت پیرامون توزیع سهمیه‌ها برای گروه‌های حاکم و رهبران طایفه‌ای خواهد بود. از این رو همیشه گفته‌ایم که اصلاحات جز با تغییر ذهنیت حاکم و محکوم صورت نخواهد گرفت.

 

معامله برای پایان دادن به آرمان فلسطین

به مسئله فلسطین می‌رسیم. می‌خواهند با اولین نشست از سلسله نشست‌های معامله قرن که در بحرین منعقد گردید، با چند میلیارد و مشوق‌های مالی موقت دیگر قضیه فلسطین را سر هم بیاورند. می‌خواهند که به بهانه شکوفایی و ارتقای سطح زندگی مردم فلسطین، همگان قدس و حق بازگشت و بخش بزرگی از کرانه غربی را فراموش کنند. این بازی تازه‌ای است که برای فلسطینیان به راه افتاده است تا آرمان فلسطین به طور کامل ذبح و نابود شود.

همان طور که پیش از این عرض کردم ما می‌دانیم که مردم فلسطین و همین طور سایر ملل اسلامی و عربی می‌دانند هر راه حلی که بازگشت حقوق شهروندی در سرلوحه سیاسی آن نباشد، محکوم به شکست است.

ولی به دولت‌های عربی نیز عرض می‌کنیم: دیر زمانی است که مردم فلسطین خودشان بر زخمشان مرهم گذاشته‌ و سنگ بر شکم گرسنه شان بسته‌اند. ولی به ذلت و خواری تن نداده‌اند. شما نیز با این مردم مانند کسانی که دنبال غذا هستند، برخورد نکنید. چون مردم فلسطین چیزی جز آزادی، عزت و تحقق کامل حقوق سرزمینی و میهنی خود نمی‌خواهند.

 

سالروز آزادی

در خاتمه باید سالروز آزادی اشاره کنیم. این مناسبت از یک حقیقت پرده برداشت. حقیقتی که لبنانی‌ها باید از آن محافظت کنند و آن قدرت لبنان است. کشور کوچکی که با در هم شکستن جبروت دشمن صهیونیستی با همه حمایت‌هایی که از آن صورت گرفت، به کشوری بزرگ، نمونه و الگو تبدیل شده است. لبنان توانست با وحدت لبنانی‌ها و حمایت آن‌ها از ارتش و مقاومت، برای اولین بار در تاریخ درگیری با دشمن صهیونیستی، آن را مجبور کرد که بدون قید و شرط این کشور را ترک کند.

بعد از نوزده سال، عقیده داریم که این آزادی با چشم اندازهای بزرگ آن نیازمند مواظبت و مراقبت واقعی است. چون دشمن برای گرفتن انتقام، از توطئه چینی علیه لبنانی‌ها و هدف قرار دادن مراکز قدرتشان دست برنداشته است. این مراقبت نیز با حفظ وحدت داخلی و تثبیت قدرت کشور، از طریق مقاومت در برابر فساد و مفسدان که کشور را مدیون خارجی‌ها کرده‌اند و توسعه واقعی همه جانبه که باعث می‌شود مردم به تقویت کشور و باقی ماندن در آن توجه بیشتری داشته باشند، تحقق می‌یابد.