خطبه جمعه، 31 خرداد ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: جنگ احد / نقشه پیامبر خدا / از پیروزی به شکست / علل شکست / درس‌هایی از جنگ احد / استفاده از تجربه.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، فرمول راه‌ حل / موضوع آوارگان سوری / همزیستی کجا رفت؟

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

18 شوال 1440 هـ برابر با 31 خرداد 1398 هـ و 21/٦/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول:جنگ احد / نقشه پیامبر خدا / از پیروزی به شکست / علل شکست / درس‌هایی از جنگ احد / استفاده از تجربه.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، فرمول راه‌ حل / موضوع آوارگان سوری / همزیستی کجا رفت؟

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ الله وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَالله ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» صدق الله العظيم.

 

جنگ احد

جنگ احد در روز پانزدهم شوال سال سوم هجری روی داد. به خاطر کوه احد که در اطراف شهر مدینه قرار داشت، چنین نامیده شد. این نبرد را قریش برای انتقام گرفتن از شکست جنگ بدر که سال پیش روی داده بود، آغاز کردند تا اعتبار از دست رفته خود در جزیرة العرب را احیا کنند.

قریش برای این نبرد افراد و تجهیزات بسیاری فراهم کرد: سه هزار جنگجو به علاوه زنان و کودکانی که آن‌ها را برای تقویت روحیه جنگجویان خود به میدان نبرد آورده بودند.

خبر خارج شدن قریش به پیامبر خدا رسید. او نیز برای مقابله با سپاهیان قریش شروع به کسب آمادگی کرد. در آن زمان دو گزینه وجود داشت. یا داخل شهر با سپاهیان قریش بجنگند یا بیرون از آن. در این باره از یاران و اصحاب خود نظر خواست. نظر برتر این بود که از شهر خارج شوند و قبل از این که سپاهیان قریش به مدینه برسند به مصافشان بروند.

 

نقشه پیامبر خدا

در عرصه عمل، مسلمانان که تعدادشان از هفت صد نفر فراتر نمی‌رفت، نزدیک کوه احد در نزدیکی‌های مدینه رو در رو شدند. نقشه جنگی پیامبر خدا این بود که عقبه سپاهیان اسلام به کوه احد باشد تا این کوه به عنوان مانعی طبیعی و حافظ سپاه مسلمانان از پشت سر عمل نماید. فقط یک شکاف طبیعی در این کوه وجود داشت که پیامبر خدا نگران بود دشمن از این تنگه نفوذ نماید و از پشت سر به آنان حمله کند.

از این رو دستور داد که این تنگه را ببندند و پنجاه نفر از تیراندازان ماهر را به فرماندهی عبدالله به جبیر به نگاهبانی از این تنگه گمارد. کوهی که آنان روی آن موضع گرفته بودند، اکنون کوه تیراندازان نامیده می‌شود. به آنان توصیه کرد: «اسبان دشمن را به وسيله تيراندازی از ما دور کنيد تا از پشت به ما حمله نکنند. در هر حال چه نتيجه جنگ به نفع يا به ضرر ما باشد(چه پيروز شديم و چه شکست خورديم) در جای خودتان بمانيد.» پیامبر خدا روی این مسئله تأکید بسیار نمود. چون می‌دانست در چنین نبردهایی به خاطر به دست آوردن غنیمت و ضعف نفس و رقابتی که برای به دست آوردن غنیمت به وجود می‌آید، چه اتفاقاتی ممکن است روی دهد.

علاوه بر این پیامبر خدا می‌دانست در طرف مشرکان فردی چون خالد بن ولید حضور دارد که فردی باتجربه و جنگ آزموده است. از این رو برایشان تأکید داشت که شرایط هر طوری شد، چه پیروز شدیم و چه شکست خوردیم، موقعیت خود را ترک نکنید. حتی به تیراندازان فرمود: «حتی اگر دیدید که پرندگان ما را می‌ربایند، از سر جایتان تکان نخورید.»

 

از پیروزی به شکست

نبرد آغاز شد. مدت زمان طولانی سپری نشده بود که قریش شکست خوردند و سلاح‌های خود را به زمین گذاشتند و از میدان نبرد گریختند و غنائم بسیاری از خود به جای گذاشتند. در لحظه‌ای که هیچ کس انتظار نداشت، یکی از تیراندازان فریاد زد: پیش از این که دیگران بگیرند، برویم و غنائم را به دست آوریم. در اینجا بود که پیروزی حتمی به شکست حتمی تغییر کرد. چگونه و چرا این حادثه روی داد؟

خالد بن ولید که در کمین بود، به چشم خود این رخنه را در صفوف مسلمانان دید و مشاهده کرد که فرصت تاریخی برایشان فراهم شده است. از این رو به تنگه حمله کرد. ابتدا عبدالله بن جبیر و باقیمانده تیراندازان را کشت و سپس با همراهان خود از پشت سر به مسلمانان یورش آورد. در این نبرد هفتاد نفر از اصحاب به شهادت رسیدند و تعدادی دیگر مجروح شدند. مشرکان زمان را برای شادمانی مناسب ندیدند. از این رو از میدان نبرد عقب نشینی کردند و به این بسنده کردند که بعد از شکست، به پیروزی رسیده بودند.

نبرد احد، امتحان دشواری برای مسلمانان بود. نه از این جهت که برای نبرد آمادگی کافی نداشتند، چون آنان از شجاعت و پایمردی کافی برخوردار بودند و نه به این جهت که برای فداکاری آمادگی نداشتند، روحیه جنگی نداشتند یا این که به دین اسلام ایمان و باور کافی نداشتند.

علی(ع) در میان سپاهیان اسلام حضور داشت. او آن قدر جنگید و از پیامبر خدا دفاع کرد که شمشیرش شکست و پیامبر خدا شمشیر خود را که ذوالفقار نام داشت به او داد. او آن قدر جنگید که جبرئیل بر پیامبر خدا نازل شد و ندا در داد: «لا فتى إلا عليّ ولا سيف إلا ذو الفقار». باید از انس بن نضر صحابی جلیل القدر یادی کنیم. روایات می‌گویند که وقتی سپاهیان اسلام با شنیدن «پیامبر خدا کشته شده است» از میدان نبرد فرار می‌کردند، او خطاب به آنان می‌گفت: «ای مردم! اگر محمد کشته شده باشد، خدای محمد که زنده است. پس بر همان راهی که پیامبر خدا جنگید، شما نیز بجنگید و بر همان راهی که او مرد، شما نیز بمیرید.» سپس آن قدر جنگید تا به شهادت رسید. نمونه‌های بسیار دیگری نیز در این زمینه وجود دارند که مجال پرداختن به آن‌ها نیست.

 

علل شکست

همان طور که اشاره داشتیم شکست مسلمانان در جنگ احد نتیجه اشتباه عوامل انسانی بود. چون برخی از آن‌ها از قوانین نبرد نظامی تخطی کردند. همین امر باعث شد که ضربه سنگینی به مسلمانان وارد شود و تعداد زیادی از آنان به شهادت برسند. از جمله حمزه عموی پیامبر، مصعب بن عمیر اولین فرستاده پیامبر خدا به مدینه منوره و بسیاری دیگر.

در اینجا باید اشاره نماییم پیامدهای این شکست که حاصل واکنش‌های فردی بود، به کسانی که این کار را انجام دادند، منحصر نماند بلکه همگان آسیب دیدند. حتی پیامبر خدا نیز از پیامدهای آن در امان نماند. چون فقط تعداد اندکی از مسلمانان دور و بر پیامبر باقی ماندند و بعد از این که دندان پیامبر شکست و سر مبارکشان زخم برداشت، از آن حضرت در برابر کید دشمنان حفاظت به عمل آوردند. صحنه دردناکی را تصور کنید که همه چیز را به ریخت و نزدیک بود که همه دستاوردهای نبرد بدر را به باد دهد و روندی را که پیامبر خدا در مدینه بعد از هجرت از مکه اقدام به تأسیس آن نموده بود، نابود نماید.

شکستی که دامن‌گیر مسلمانان گردید، علل و ریشه‌های واقعی و عینی داشت. در سوره آل‌عمران در بیش از پنجاه آیه به علل و زمینه‌های شکست مسلمانان پرداخته است که از شما می‌خواهم این آیات را بخوانید و در آن‌ها تأمل نمایید.

اولین علت مستقیم شکست، بی‌نظمی نظامی و مخالفت با دستور پیامبر خدا در حفظ موقعیت در هر شرایطی بود. علت دوم شکست: دنیادوستی بود. چون دنیادوستی باعث شد که برخی از رزمندگان مسلمانان به دنبال جمع‌آوری غنائم رفتند یا این که برای فرار از مرگ، به سرعت از میدان نبرد خارج شدند.

علت سوم که غیرمستقیم است، رشد نیافتگی ایمان در وجود برخی‌ها بود. اینان به محض این که شنیدند پیامبر خدا به شهادت رسیده است، به بیم افتادند و برخی به این فکر افتادند که بروند و روابط خود را با قریش بهبود ببخشند و دوستی‌شان را به دست آورند.

 

درس‌هایی از جنگ احد

عزیزان! جنگ احد درس‌ها و عبرت‌های بسیاری برای ما دارد. مهم‌ترین درسی که از این جنگ می‌گیریم این است که سنت‌ها و قوانین الهی استثناپذیر نیستند. هر کسی که از این قوانین پیروی کند، سود می‌برد و پیروز می‌شود حتی اگر ایمان نداشته باشد و پیروی نکردن از این قوانین موجب شکست و زیان می‌شود. حتی اگر پیامبر خدا نیز در میانشان باشد. چون پیامبر خدا به عنوان فرمانده لشکر، نقشه نظامی را ترسیم کرد، آموزش‌های لازم را داد و برای رزمندگان تأکید کرد که از وضعیت پیرامون خود تأثیر نپذیرند و در هر شرایطی موقعیت خود را حفظ کنند، ولی آنان از این دستورات سرپیچی کردند و آن فاجعه به وجود آمد. درس بزرگ این است که باید علل و ریشه‌ها در نظر داشت. نیت‌ها کفایت نمی‌کند، سلامت هدف نیز به تنهایی کفایت نمی‌کند.

شاید بعد از این شکست بسیاری از مسلمانان و صحابه پرسیده باشند: پس وعده پیروزی خداوند به مسلمانان چه شد؟ چرا با این که پیامبر خدا نیز در میانشان حضور داشت، چگونه در میدان نبرد شکست خوردند؟ خداوند به آنان پاسخ داد: «أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» [آل عمران: 165].

آنان اعتقاد داشتند به محض این که وارد میدان نبرد شوند، مانند جنگ بدر، مورد تأیید و حمایت الهی قرار می‌گیرند و فرشتگان الهی بر آنان نازل می‌شود. آری! شاید چنین اتفاقی می‌افتاد، اما بعد از این که به شرایط پیروزی ملتزم می‌ماندند.

پاسخ و اشاره الهی خیلی روشن است: «هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ». نباید خود را بی‌تقصیر بدانید و همه چیز را به عهده خداوند بیندازید. این عمل خود شما بود که باعث شکست شد. معادله خیلی روشن و طبیعی است: با شرایط پیروزی مخالفت کردید و شکست خوردید. فقط مسئله ابتلا و امتحان نبود، بلکه این شکست نتیجه کار خود شما بود.

درس دیگر این است که انسان باید به کارها و دستاوردهای خود توجه نماید و نباید مشکلات و ابتلائات خود را به خداوند، زندگی، قضا و قدر، شرایط و دیگران حواله دهد.

سومین درس این است که انسان حتی در دشوارترین شرایط هم باید ایمان خود را حفظ کند. چون ایمان واقعی و نه ایمان ظاهری و صوری است که همه طرح‌ها و برنامه‌های زندگی را به خداوند پیوند می‌زند. همه چیز را به خداوند عرضه می‌نماید و رضایت او را هدف قرار می‌دهد. چون خداوند است که ضامن امنیت انسان است: «وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» [آل عمران: 139].

 

استفاده از تجربه

زندگی امروز ما نیازمند استفاده از درس شکست احد است. این که نباید خطاها و اشتباهات را تکرار کنیم. باید راه‌های نفوذ دشمن به جامعه را ببندیم. نگذاریم دشمن از این راه‌ها تمام دستاوردها و موفقیت‌های جامعه را از بین ببرد و جامعه را از درون ویران نماید. اگر چنین شود، همه آسیب خواهند دید و فقط عاملان آن متأثر نخواهند شد.

گاهی یک کلمه، موضع گیری یا نظری می‌تواند جامعه را به سوی فتنه سوق دهد. باید از ابزارهای صیانت و پیشگیری استفاده کنیم. باید در وحدت خود خداوند را در نظر داشته باشیم. نباید فتنه افروزی و اختلاف افکنی کنیم. باید روحیه همکاری، همبستگی، مسئولیت پذیری و پیوند را در میان خود ترویج کنیم. نباید به خاطر فقر، نادانی و کم ایمانی، ضعف و سستی در جامعه ایجاد شود و کسانی که خواستار از بین بردن وحدت، عزت و قدرت ما هستند از این طریق نفوذ کنند.

عزیزان! باید با بصیرت، مسئولیت و قدرت ایمان فرصت‌های نفوذ را از دشمنان خود بگیریم. ایمان داشته باشیم که خداوند با ماست، دین و مردم خود را یاری می‌کند و به مؤمنان و مستضعفان عزت می‌دهد. البته به شرطی که ما نیز او را یاری کنیم: «إِن تَنصُرُوا اللهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» [محمد: 7]. والحمد لله ربِّ العالمين.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! به شما و خودم توصیه می‌نمایم که این روزها، مسائل و قضایای بعد از نبرد احد را مورد بازخوانی قرار دهیم. تاریخ می‌نویسد که ابوسفیان بعد از این که پیروزمندانه احد را به سمت مکه ترک کرد، از این عجله پشیمان شد و تصمیم گرفت پیش از این که به مکه برود، به مدینه بازگردد و با استفاده از ضعف معنوی و جراحات وارد شده بر مسلمانان، کار مسلمانان مدینه را یکسره نماید.

پیامبر خدا و مسلمانان از تصمیم ابوسفیان آگاه شدند. از این رو برای مقابله با سپاه ابوسفیان از مدینه خارج شدند. حتی مجروحان احد نیز در این جمع حضور داشتند. وقتی ابوسفیان از عزم و تصمیم مسلمانان برای یاری کردن دین اسلام مطلع شد، از تصمیم خود منصرف شد و به مکه بازگشت.

قرآن کریم اوج اعتماد و توکل به خداوند را به تصویر کشیده، فرموده است: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ * فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» این آیات به حادثه خاصی در تاریخ اشاره نمی‌نماید، بلکه به همه حوادثی اشاره می‌نماید که در طول تاریخ وجود داشته‌اند و امروز نیز در مقابله با چالش‌ها که دور از ما نیستند، وجود دارند.

 

لبنان، فرمول راه‌ حل

از لبنان آغاز می‌کنیم که در هفته گذشته شاهد دیدارهایی بود که باعث آرام شدن اوضاع گردید. آن هم بعد از آن همه تنش‌ها و مجادلاتی که در هفته‌های گذشته روی داده بودند و پیامدهای منفی نیز داشتند. پیامدهای منفی آن منحصر به روابط میان مسلمانان نبود، بلکه تنش‌هایی را به وجود آوردند که جنبه طایفه‌ای و مذهبی به خود گرفتند.

ما نیز مانند دیگران، از هر تلاشی برای برون رفت کشور از دایره تنش‌ها استقبال می‌کنیم. هر چند که معتقدیم راه‌حلی که حافظ حقوق همه لبنانی‌ها باشد، از نشست‌های دوجانبه، سه جانبه و چهار جانبه و اشکال دیگری از این قبیل به دست نمی‌آید که برخی یا بیشتر گروه‌ها احساس کنند از آن کنار گذاشته شده‌اند.

ما بر این عقیده هستیم هر راه‌حلی که همه طیف‌های لبنانی را در برنگیرد، ناقص و حاشیه‌ای خواهد بود و باعث افزایش چنددستگی‌های داخلی و قرار گرفتن کشور (نه الآن بلکه در آینده) در معرض تنش و تزلزل خواهد گردید. عقیده داریم که گفتگو بسیاری از نگرانی‌ها را رفع می‌کند، تنش‌ها را آرام می‌نماید و بسیاری از مشکلات را درمان می‌کند. از این رو امیدواریم که دایره گفتگو و ارتباط توسعه یابد و همه طیف‌ها و مراکز سیاسی کشور را در برگیرد. چون ما در زمانی قرار داریم که بیش از هر زمان دیگری برای درمان بحران‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی به همبستگی نیاز داریم. آن هم در شرایطی که حوادث بیرونی نیز ممکن است روی این کشور بازتاب داشته باشد.

اما در رابطه با بودجه که پارلمان در حال بررسی آن است، در عین حال که از نقش پارلمان در این زمینه تقدیر و تشکر می‌کنیم و همیشه خواستار پویا بودن آن بوده‌ایم، امیدواریم که این مناقشات به نتایج مثبتی که لبنانی‌ها منتظر آن هستند، برسد. آن هم بعد از دادن وعده‌های بسیار که این بودجه به ضرر طبقات فقیر و محروم نخواهد بود و بعد از آن همان طور که عادتمان شده است، تحت تأثیر معامله‌ها قرار نگیرد.

کشور سخت به اعتمادسازی میان شهروندان و مسئولان نیاز دارد. اینان نباید از تعهد ملی خود برای پرداختن به مسائل دولت و مدیریت دست بردارند. خصوصاً در این شرایط که سخن از تعیینات در بدنه دولت است.

همه لبنانی‌ها انتظار دارند که کشورشان از این خلأ خلاص شود و پست‌های خالی در این اولین فرصت پر شوند. همه مردم از مسئولان می‌خواهند از ذهنیت‌های قدیمی که کشور را به این وضعیت رسانده است، دست بردارند. نباید گروه‌ها چنین توجیه کنند که موضع‌گیری‌ها و جهت‌گیری‌های آن در مقام پاسخ به موضع‌گیری‌ها و رویکردهای دیگران است؛ زیرا قدرت واقعی و مشروعیت ملی هر گروهی، وقتی تبلور می‌یابد که به منطق دولت و عدالت گرایی در موضوع تعیینات و همه موضوعات دیگر حاکم شود. به این ترتیب روش مشروعی شکل خواهد گرفت که بر اساس آن با همه کسانی که بر اساس منطق زراعت، می‌اندیشند و عمل می‌کنند، مقابله شود.

کشور ما از نظر توانایی‌ها و امکانات، داشتن افراد شایسته، پاک دست و راست که آماده خدمت به میهن و مردم خود هستند، غنی است. کسانی که نمی‌خواهند گروگان کسی باشند. پس باید به آنان فرصت خدمت رسانی و بخشندگی بدهیم. باید به لبنانی‌ها امید بدهیم که تعیینات بر اساس تشکیلات صورت خواهد گرفت. مناسبت است تأکید کنیم که ما در امر آغاز مرحله تازه‌ای از دولت سازی، جدی هستیم. چیزی که با آغاز دوره جدید، به همه لبنانی‌ها وعده داده شده بود.

 

موضوع آوارگان سوری

اما در موضوع آوارگان همه لبنانی‌ها و همه قدرت‌ها توافق دارند در این شرایط دشوار لبنان، کشور تاب تحمل سنگینی آن‌ها را ندارند. از این رو بار دیگر درخواست می‌کنیم که این موضوع از سیاست بازی‌ها دور شود و با توجه به منافع ملی، همه لبنانی‌ها روی آن توافق کنند و هر گروه سیاسی با استفاده از روابط خود، برای حل این قضیه پیچیده و دشوار استفاده نماید.

در عین حال، برای رسیدن به حل این مسئله، برخورد منفی با آوارگان سوری و اهانت به انسانیتشان را محکوم می‌کنیم. در شرایطی که تنش منطقه را فرا گرفته است و مسئولیت همه آن به دوش سیاست آمریکاست و نگرانی‌هایی از پیامدهای خطرناک این تنش‌ها بر امنیت منطقه و جهان وجود دارد، معتقدیم که دولت‌های عربی و اسلامی باید متوجه خطرات وضعیت موجود باشند و اگر بر اساس روحیه برادری و همسایگی کاری برای آن انجام نمی‌دهیم، باید بر اساس منافع خود کاری صورت دهیم تا گروه‌ها با همدیگر گفتگو داشت باشند و برای خاموش کردن آتش تنش اقدام عملی صورت دهند. این که کسی بگوید ضد جنگ هستم، کفایت نمی‌کند. بلکه باید تلاش عملی به خرج داد. اولین گام نیز گفتگو میان دولت‌هاست تا از پیامدهای جنگ (با هر نتیجه‌ای) که به ضرر این دولت‌ها خواهد بود، فاصله بگیرند. باید از نفوذ و هیمنه بیشتر قدرت‌های بزرگ و به ویژه آمریکا جلوگیری کرد.

 

همزیستی کجا رفت؟

در خاتمه باید به این امر اشاره کنیم که لبنانی‌ها از تصمیم برخی شهرداریها مبنی بر جلوگیری از تملک و اجاره نشینی لبنانی‌های وابسته به یک طایفه خاص، متعجب شدند. این تصمیم را با هیچ منطقی نمی‌توان تفسیر و توجیه کرد. این تصمیم با مفهوم لبنان به عنوان رسالت، زیست مشترک و الگوی همزیستی دینی و تمدنی منافات دارد. نگرانی ما این است که پیامدهای این ذهنیت روی روابط میان لبنانی‌ها تأثیر منفی به جای بگذارد و منطق شکاف جمعیتی را به یادشان بیاورد که آنان را به فضای جنگ و پیامدهای خطرناک آن بازمی‌گرداند. امیدواریم همه کسانی که به وحدت ملی، همبستگی، صلح و ثابت داخلی علاقه دارند، با استفاده از تمام ابزارهای مشروع به مقابله با این تصمیم و پیامدهای آن اقدام کنند.