خطبه جمعه، 7 تیر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: ستم، مردود است / پس چرا خداوند امروز ظالمان را نابود نمی‌کند؟ / یاری مظلومان واجب است / مقابله با ظلم یک روند است / دشوارترین حالات روز حساب.

مطالب مهم خطبه دوم: قرارداد فروش فلسطین / مقابله با برنامه‌ریزی و همکاری ممکن است / منطق سهمیه بندی مجدد / سالروز رحلت سید(ره)

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

25 شوال 1440 هـ برابر با 7 تیر 1398 هـ و 28/٦/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: ستم، مردود است / پس چرا خداوند امروز ظالمان را نابود نمی‌کند؟ / یاری مظلومان واجب است / مقابله با ظلم یک روند است / دشوارترین حالات روز حساب.

مطالب مهم خطبه دوم: قرارداد فروش فلسطین / مقابله با برنامه‌ریزی و همکاری ممکن است / منطق سهمیه بندی مجدد / سالروز رحلت سید(ره)

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «ولَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط» صدق الله العظيم.

وقتی خداوند پیامبران و فرستادگان را فرستاد، تحقق یک هدف را به دوش آنان قرار داد و آن برپایی عدالت بود. چون خواست خداوند متعال این است که عدالت به ویژگی زندگی تبدیل شود و می‌خواهد که ظلم و ستم در عرصه زندگی جای پا پیدا کند. در حدیث قدسی آمده است: «يا عبادي، إنّي حَرَّمتُ الظُّلمَ على نفسي، وجعلتُه بينکم محرَّماً، فلا تَظَالموا؛ ای بندگان من! من ستم را بر خودم حرام کردم و آن را در میان شما نیز حرام قرار دادم. پس به یکدیگر ستم نکنید.»

 

ستم، مردود است

خداوند میان ظلم‌ها تفاوت نمی‌گذارد. چون ظلم از هر کسی و به هر منظوری باشد، مردود و محکوم است. حتی اگر فرد مظلوم کافر باشد. در این باره وارد شده است: «إنَّ الله أرسل نبيّاً إلى جبَّار من الجبّارين، أن ائتِ هذا الجبّار وقل له إنّي إنّما استعملتک لتکفَّ عنّي أصوات المظلومين، فإنّي لن أدع ظلامتهم وإن کانوا کفّاراً؛ خداوند یکی از پیامبرانش را نزد یکی از جباران فرستاد که نزد آن ستمگر برو و به او بگو: من تو را گماردم تا صدای دادخواهی ستمدیدگان را از من برداری؛ زیرا من صدای مظلومان را بی‌پاسخ نمی‌گذارم حتّی اگر کافر باشند.»

خداوند سبحانه و تعالی به کسانی که قداست عدالت را خدشه‌دار کرده و به ظلم و ستم دست بزنند، هشدار داده است که از عذاب و خشم او ایمن نخواهند ماند: «يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ».

حتی در روز قیامت، ظالم حاضر است که برای خلاصی خود، زمین و هر آن چه را روی آن است، بدهد: «وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ».

بنابراین ظلم، گستاخی و چالش آفرینی در برابر خداوند است. در حدیث وارد شده است: «من ظلم عباد الله، کان الله خصمه دون عباده؛ هر کس به بندگان خداوند ستم کند، غیر از بندگانش، خداوند نیز دشمن اوست.» خداوند به خاطر ستمی که به کسی روا داشته است، او را مورد مجازات و تعقیب قرار خواهد داد. چون در روز قیامت، خداوند عهده‌دار گرفتن حق همه مخلوقات، حتی کوچک‌ترین حیوانات است؛ بنابراین نزد خداوند، با گذشت زمان یا مرگ، هیچ‌گاه حق کسی ضایع نمی‌شود.

وقتی از این واقعیت سخن می‌گوییم که خداوند به ظالم وعده عذاب اخروی داده است، منظور این نیست که او در دنیا رها می‌شود تا هر کاری بخواهد انجام دهد. چون خداوند همواره مواظب بروز هر گونه خللی در روند تحقق عدالت است. چشم او به مظلومان است و در کمین ظالمان نشسته است. تا اندازه‌ای که اگر ظلم و طغیانشان چشمگیر باشد، ممکن است آنان را ریشه کن نماید. قرآن کریم به ما خبر داده است که خداوند برای ایجاد توازن دوباره در عرصه زندگی و ریشه کن کردن موانع، در برخی از مراحل حیات بشری به صورت مستقیم مجازات و عذاب خود را بر اقوام گذشته چون عاد و ثمود نازل کرده است. از این رو برای بستن راه بر فرعون و سپاهیانش دریا را برای موسی(ع) شکافت و برای مهار ستم نمرود، آتش را بر ابراهیم(ع) سرد و سالم گردانید و برای حمایت از اصحاب کهف در برابر ظلم پادشاه، آنان را برای صدها سال به خواب برد و برای در هم شکستن طغیان و جبروت قریش، سپاهیان نادیدنی خود را در جنگ بدر نازل کرد.

 

پس چرا خداوند امروز ظالمان را نابود نمی‌کند؟

برادران و خواهران عزیز! خداوند در آفرینش خود سنت‌هایی دارد که قابل تغییر و تبدیل نیستند. از جمله این سنت‌ها، نابودی ظالمان حتی بعد از گذشت مدت زمان است. خداوند فرموده است: «وَکمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ کانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ»، «وَکذَلِک أَخْذُ رَبِّک إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ» و در آیه ای دیگر می‌فرماید: «وَلَقَدْ أَهْلَکنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِکمْ لَمَّا ظَلَمُوا»، «فَتِلْک بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذَلِک لَآَيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ».

سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود و شاید پرسش قابل قبولی نیز باشد، این است که چرا آن طور که در ادوار گذشته شاهد بودیم، اعم از نازل کردن مستقیم مجازات و عذاب، امروز با این که انواع ظلم و طغیان بسیار شدیدتر شده‌اند، چرا تبلور این سنت الهی را نمی‌بینیم؟

پاسخ این پرسش نیز قرآنی است. همان طور که در فرمایش الهی آمده است، سنت الهی دیگری نیز در آفرینش وجود دارد: «إِن تَنصُرُوا اللهَ يَنصُرْکمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَکمْ».

بنابراین خداوند وعده نابودی ظالمان و یاری مظلومان را داده است، اما آن در کنار مردم نیز باید از تمام توان خود برای نابودی ظلم و ظالمان استفاده کنند؛ یعنی تا می‌توانند برای این کار نیرو فراهم نمایند و به مسئولیت خود عمل نمایند، فداکاری کنند، صبر نمایند، برنامه‌ریزی کنند، صدقه بدهند، برای مبارزه با ظلم از جان و مال خود بگذرند، با ظالم مدارا نکنند و با ظلم او همراهی ننمایند. در این صورت است که خداوند به وعده خود عمل می‌کند و آنان را تأیید می‌نماید، به آنان قدرت می‌بخشد، بر توانشان می‌افزاید، یاری‌شان می‌کند و از ستمکارانشان انتقام می‌ستاند؛ بنابراین تأیید الهی در گرو تلاش جهادگران برای عدالت است. وقتی کار به اینجا برسد، یعنی مخلصان نیت خود را صاف کنند، به خدایشان عشق بورزند، در نیاتشان صادق باشند، خداوند کرامت و شمیم نورانی خود را به آنان ارزانی می‌دارد و رحمت خود را شامل حالشان می‌گرداند و تا زمانی که در راستای تحقق عدالت تلاش می‌کنند و با تمام توان در برابر ظلم ایستادگی می‌نمایند، الطاف الهی خود را شامل حالشان می‌گرداند: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْکمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَکانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا».

از این رو سنت الهی رفع ظلم و طغیان ایجاب می‌نماید که در هر حالتی دست به دامان نظام اسباب و علل شویم. چون همان طور که در آیه کریمه آمده است، خداوند مهلت می‌دهد ولی بی‌توجهی نمی‌کند: «وَتِلْک الْقُرَى أَهْلَکنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِکهِمْ مَوْعِداً». ما نباید به میعادها، اوقات و محاسبات آفریدگار جهانیان کار داشته باشیم. تنها وظیفه ما این است که باید به خداوند اعتماد داشته باشیم و با تمام توان به وظیفه خود عمل نماییم.

بنابراین خداوند مهلت می‌دهد ولی بی‌توجهی نمی‌نماید. در حدیثی از پیامبر خدا(ص) آمده است: «إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يُمْهِلُ اَلظَّالِمَ حَتَّى يَقُولَ أَهْمَلَنِي ثُمَّ إِذَا أَخَذَهُ أَخْذَةً رَابِيَةً؛ به راستى خدا به ستمکار مهلت دهد تا گويد: مرا رها کرده سپس او را یک‌باره دستگير کند.»

در حدیثی از امام علی(ع) نیز آمده است: «ولئن أمهل الله الظّالم، فلن يفوت أخذه، وهو له بالمرصاد؛ اگر خدا به ستمگر مهلت دهد هرگز از چنگ او بيرون نمی‌رود و او در کمين راه او است.»

 

یاری مظلومان واجب است

عزیزان! ما در دوره‌ای قرار داریم که ظلم، استکبار و قلدری گسترش یافته است، چون ظالمان دارای قدرت و امکانات شده‌اند. از این رو لازم است که آگاهان، تلاشگران، علما و مجاهدان برای مقابله با ظلم و ستم تمام توانایی‌های خود را بسیج نمایند. این نیز امکان‌پذیر نمی‌شود مگر با وحدت و همکاری‌های این نیروها. باید همدیگر را تقویت کنند و از همدیگر حمایت نمایند. چون با وحدت است که می‌توانند به پیروزهای بسیاری نائل شوند.

از این رو خداوند سبحانه و تعالی از مؤمنان می‌خواهد که در جبهه‌ای واحد، چون بنیانی مرصوص در برابر ظلم و طغیان بایستند. نباید به هر دلیلی ظالم، ستمگر و فاسدی را تأیید کنند. نباید تحت هیچ شرایطی به ظلم تکیه کنند؛ اما خطرناک‌ترین پدیده‌ای که در میان ما گسترش یافته است، عدم جبهه‌گیری است. این که نه با ظالمان باشیم و نه با مظلومان. چون بی‌طرفی در میان ظالم و مظلوم، فقط یک معنا دارد: حمایت و تقویت ظالم. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «حين سکت أهل الحقّ عن الباطل، توهّم أهل الباطل أنهم على حقّ؛ وقتی اهل حق ساکت شوند، اهل باطل خیال می کنند که برحق هستند.» درباره بی‌طرف‌ها نیز فرموده است: آنان مردمانی هستند که «خذلوا الحقّ و لم ينصروا الباطل؛ حق را رها کردند ولی باطل را نیز یاری نکردند.»

مارتین لوترکینگ نیز در این باره گفته است: «بدترین جای جهنم به کسانی اختصاص دارد که در نبردهای بزرگ اخلاقی جانب بی‌طرفی را گرفتند.»

 

مقابله با ظلم یک روند است

عزیزان! جریانات کنونی و گذشته دور و نزدیک ثابت کرده است که ظلم وقتی ادامه می‌یابد که در برابرش سکوت کنند یا آن را بپذیرند. آری! پیروزی ممکن است که خیلی سریع نباشد؛ زیرا وقتی ظلم ریشه دواند و توانایی‌های خود را تثبیت کرد، ساقط کردن آن نیز زمان‌بر می‌شود.

جهاد با ظلم یک روند است و با پول نیز به دست نمی‌آید. چون پیامبر خدا(ص) در مدت بیست و سه سال دعوت کرد، رنج کشید، هجرت کرد و جهاد نمود تا این که در نهایت بر طغیان و جبروت قریش فائق آمد و مردم دسته دسته وارد دین خدا شدند.

فراموش نکنید که مبارزه با ظلم یک روند است که از سطح فردی آغاز می‌شود. پیامبر خدا نیز آن را جهاد با نفس یا جهاد اکبر نامید. انسان باید تمرین درونی داشته باشد. باید ظلمی را که بر او می‌رود یا توسط او صورت می‌گیرد، به خوبی احساس کند. نباید قبول کند که به اطرافیان او یک ذره ظلم شود. باید توسط رادار تقوا، سخن، موضع یا سکوتی را که در آن مدارای با ظلم، افترا، قلدری، غارتگری، تهدید یا تشویق و حمایت از ظلم است، تشخیص دهد. نباید نظاره کردن ظلم و ستم در سطح فردی و اجتماعی عادی شود. مثل نقل خبرهای مردمی که آنان را می‌شناسیم یا نمی‌شناسیم. بدون این که مطمئن باشیم، از روی ظلم و نادانی خبرهایی را درباره‌شان نقل می‌کنیم.

این روزها بدون این که اطلاع داشته باشیم در انتشار شایعات، تشویق ظالم، دروغ‌گو و افراد پشت صحنه حملات روشمند و پنهانی خدشه‌دار کننده علیه فرد، نهاد، اندیشه، روش، گروه یا دولتی شریک می‌شویم. اگر انسان مؤمن نسبت به مسئولیت خودآگاه نباشد و به این ستم‌ها کشیده شود، باید در فردای قیامت خود را برای وضعیت دشوار مواجه شدن با ظلم آماده نماید. توقفی که طولانی خواهد بود.

 

دشوارترین حالات روز حساب

از پیامبر خدا(ص) درباره دشوارترین وضعیت‌های روز قیامت سؤال شد. فرمود: «الوقوف بين يدي الله عزَّ وجلَّ، إذا تعلّق المظلومون بالظالمين؛ ایستادن در برابر خداوند عزوجل. وقتی که مظلومان به ظالمان آویخته‌اند.»

عزیزان! ظلم تجزیه‌پذیر نیست. از قضایای ریز و شخصی به اندازه یک ذره گرفته تا قضایای بزرگ و سرنوشت‌ساز. خاستگاه همه‌شان یکی است. تحقق عدالت و رفع ظلم و ستم از آفریده‌های خداوند. حتی اگر به فرمایش امیرالمؤمنین(ع) گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای باشد: «وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاکهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُه؛ به خدا قسم! اگر هفت اقليم را با آن چه زير آسمان‌هاست، به من دهند تا خدا را نافرماني کنم و پوست جويي را به ناحق از مورچه‌اي بگيرم، چنين نخواهم کرد.»

از این رو همیشه باید این دعا ورد زبانمان باشد: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْک مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِي فَلَمْ أَنْصُرْهُ؛ بار خدایا به پیشگاهت عذر خواهم در حق ستمدیده‌ای که در حضور من بر او ستم رفته و من یاری‌اش ننمودم.» خدایا ما را از جمله دعوتگران به عدل و نفی کنندگان ظلم و ستم قرار بده. آن هم در زمانی که عدالت ورزان اندک و ظالمان بسیارند.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که امام جعفر بن محمد صادق(ع) به شیعیان خود توصیه نمود. همان امامی که امروز سالروز شهادت ایشان در بیست و پنجم ماه شوال است. او همان کسی است که او را به بردباری، علم، عبادت، برخورد باز، گفتگو و انسانیت می‌شناسید. او به راست‌گویی، ادای امانت، پرهیزگاری، کوشش و رهایی از معاصی خداوند وصیت می‌نماید.

ایشان در ادامه وصیت خود می‌فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَمْلِک نَفْسَهُ عِنْدَ غَضَبِهِ وَ مَنْ لَمْ يُحْسِنْ صُحْبَةَ مَنْ صَحِبَهُ وَ مُخَالَقَةَ مَنْ خَالَقَهُ وَ مُرَافَقَةَ مَنْ رَافَقَهُ وَ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَهُ وَ مُمَالَحَةَ مَنْ مَالَحَهُ يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ اتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ آگاه باشيد که از ما نيست کسی که هنگام خشم نتواند خوددارى کند و کسی که با هم‌نشین خود خوش‌رفتاری نکند و با همخوى خود خوش‌خلقی نکند و با رفيق خود رفاقت نکند و با همسايه خود خوش ‍ همسايگى نکند و با همخوراک خود مراعات خوراک نکند. اى شيعه آل محمد تا بتوانيد از خدا بپرهيزيد و لا حول و لا قوة الا بالله.»

با این توصیه‌ها امام صادق(ع) خطاب به شیعیان خود از آنان می‌خواهد با تقوا، راست‌گویی، پرهیزگاری، کوشش، فروخوردن خشم، همسایه داری نیکو، هم‌صحبتی و برخورد نیک با مردم با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، فرق داشته باشند. چون شیعه بودن به آن اندازه که مسئولیت است، امتیاز به حساب نمی‌آید. از این رو به شیعیان خود می‌فرمود: «إنَّ الحَسَنَ مِن کلِّ أحدٍ حَسَنٌ و إنَّهُ مِنک أحسَنُ لِمَکانِک مِنّا و إنَّ القَبيحَ مِن کلِّ أحَدٍ قَبيحٌ، وَ هُوَ مِنک أقبَحُ لِمَکانِک مِنّا؛ خوبى از همگان خوب است امّا از تو خوب‌تر؛ به دليل انتسابت به ما و زشتى، از همگان زشت است، امّا به دليل انتسابت به ما، از تو زشت‌تر است.» چون آنان به اهل بیت(ع) منتسب هستند.

هر گاه به چنین درکی رسیدیم و این چنین شدیم، در برابر چالش‌ها که بسیار هستند، قوی‌تر خواهیم شد.

 

قرارداد فروش فلسطین

از کارگاهی که در بحرین تشکیل شد و دولت آمریکا جنبه اقتصادی برنامه صلح خاورمیانه خود به نام معامله قرن را مطرح کرد، آغاز می‌کنیم. همان طور که اشاره گردید هدف از این اجلاس جلب کمک‌های مالی برای بهبود وضعیت زندگی فلسطینیان است. ولی روشن است که هدف از این تشویق‌های مالی رشد مردم فلسطین یا کشورهایی که میزبان جمع زیادی از فلسطینیان در سرزمین خود هستند، نیست. بلکه هدف آن به رسمیت شناختن، عادی‌سازی روابط و وارد کردن رژیم صهیونیستی به درون ساختار منطقه است. می‌خواهند تضمین کنند که فلسطینیان از سرزمین‌های غصب شده، حق بازگشت، حق تعیین سرنوشت و ساختن دولتشان ولو بر بخشی از فلسطین دست کشیده‌اند و در کشورهایی که فعلاً حضور دارند، ساکن می‌شوند.

این قرارداد مبتنی بر شکستن درگیری تاریخی بر سر حقوق آن هم با راه‌ حلی است که اساس آن را مشوق‌های مالی تشکیل می‌دهد. هم حقوقی که با هیچ بهایی قابل سنجش نیستند. اگر فلسطینیان از حق سرزمین، حق آزادی و حق کرامت و استقلال دست بردارند، چه چیزی باقی می‌ماند؟ در برابر این اجلاس، ما نیز هم‌صدا با همه مواضعی هستیم که با گفتار، موضع گیری، راه پیمایی و تظاهرات در بیشتر کشورهای عربی حتی کشوری که این اجلاس در آن برگزار گردید، جریانات کنونی را محکوم کردند.

اساسی‌ترین موضع گیری، موضع واحد فلسطینی بود. در این باره شاهد موضع گیری واحد طیف‌های گوناگون مردم فلسطین بودیم. چیزی که پیش از این شاهد آن نبودیم. فلسطینیان در کرانه غربی، نواز غزه و داخل فلسطین این روند را محکوم کردند و تأکید کردند که به رغم همه دشواری‌های اقتصادی که از آن رنج می‌برند، تحریم اقتصادی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و فشارهای فزاینده امنیتی آرمان فلسطین را به مال دنیا نمی‌فروشند.

 

مقابله با برنامه‌ریزی و همکاری ممکن است

در عین حال که از موضع واحد فلسطینی احساس عزت و سربلندی می‌کنیم و خواستار ثبات و پایمردی بر این موضع هستیم، معتقدیم وضعیت کنونی به هماهنگی و همکاری بیشتری میان گروه‌های فلسطینی و یکپارچه تلاش‌ها برای مقابله با چالش‌هایی که بعد از این موضع گیری منتظرشان است نیاز دارد. طبیعی است که بخواهند با تشدید تحریم‌ها، سیاست گرسنگی دادن و فشارهای امنیتی آن‌ها را زیر بار نیازمندی‌ها خرد کنند. در این زمینه باید از ملل عربی بخواهیم که حضور خود در کنار مردم فلسطین را تقویت کنند تا برای مقابله با توطئه‌ای که هدف آن محو آرمان فلسطین است، این مردم را حمایت و تقویت کنند.

باید از موضع لبنان برای عدم مشارکت در این اجلاس تقدیر و تشکر کنیم. بهترین بیان برای این موضع رسمی و یکپارچه، اعلام نظر رئیس پارلمان است که مشارکت لبنان در قضیه فروش آرمان و مردم فلسطین را رد کرد. این موضع گیری کفه قدرت فلسطینیان را سنگینتر کرد.

ما خواستار عملیاتی شدن این موضع طبق یک برنامه مدون هستیم. برنامه‌ای که همه اعم از لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها، برای حفظ اتحاد خود در این موضع، با همدیگر همکاری داشته باشند. این موضع نه تنها نفی تمام طرح‌ها و برنامه‌هایی است که می‌خواهند به آرمان فلسطین خاتمه بدهند، بلکه نفی همه معاملات دیگر برای اسکان فلسطینیان و تضعیف دولت‌های هم‌مرز با فلسطین اشغالی و در رأس آن‌ها لبنان است.

 

منطق سهمیه بندی مجدد

به لبنان برمی‌گردیم. پارلمان به نقش خود در مناقشه پیرامون جزئیات بودجه، با هدف کاستن از فساد و حیف و میل اموال عمومی، ادامه می‌دهد. ما این مسئله را مثبت ارزیابی می‌کنیم و امیدواریم که باعث خلاص شدن کشور از رنج‌ها و دردهای کنونی و حفظ منافع طبقات فقیر و متوسط شود.

در همین زمان بار دیگر منطقی به صحنه برمی‌گردد که پیش از این نیز نسبت به آن هشدار داده بودیم و آن هم سهمیه بندی تعیینات میان جریان‌های سیاسی است که در بالاترین نهاد نظارتی یعنی شورای قانون اساسی روی داد. نگرانی ما این است که این کار به جاهای دیگر نیز کشیده شود. درخواست ما بازگشت به شایسته‌سالاری و منطق نهادگرایی است. این نهادها باید به دور از سیاسی‌کاری و گروکشی باشند.

در عرصه‌ای دیگر باز هم برای جریان‌های سیاسی تأکید می‌کنیم که به کشور و مردم رحمت کنید و از مجادلاتی که به سرعت رنگ طایفه‌ای و مذهبی به خود می‌گیرند، دست بردارید. ولی به نظر می‌رسد که این مجادلات را پایانی نیست. از یکی خارج نشده، مجادله دیگری آغاز می‌شود.

درخواست می‌کنیم به چالش‌هایی که فراروی لبنان قرار دارند توجه کنید؛ زیرا عیب دارد به صیانت لبنان و تقویت نظام بازدارندگی و صیانت از وحدت آن در شرایط بی‌نهایت حساس، خطرناک و پیچیده توجه نداشته باشیم.

 

سالروز رحلت سید(ره)

در خاتمه باید عرض کنیم که در چهارم جولای با مناسبتی روبرو خواهیم شد که برای ما بسیار مهم است و آن سالروز رحلت سید(ره) است. او که با ما زیست و دردها، آرزوها، آرمان‌ها و مسائل ما را درک می‌کرد. برای ما پدر، راهنما و مربی مهربانی بود. صدایی در برابر ظلم، فساد و اشغالگری بود. سدی بود در برابر انحرافات، تعصبات، غلو، جمود، عقب ماندگی. او پرچم محبت را برافراشت. دست او به سوی همه دراز بود. در قلب او کینه و عداوتی نسبت به کسی وجود نداشت. بعد از آن که میراثی گران‌سنگ از اندیشه، معنویت، فقه و ادب، نهادهایی برای رفع جهالت و محرومیت و کاستن از دردهای ایتام، فقرا و از کار افتادگان از خود به یادگار گذاشت، ما را ترک کرد.

این مناسبت برای ما روز اعلام وفاداری به کسی است که نسبت به ما وفادار بود. این مناسبت ادای دین زیبایی از ما برای تقدیر از همه عطاها و بخشش‌های اوست. از این رو از همه شما دعوت می‌کنیم در جشنواره وفاداری که در روز پنجشنبه در چهارم جولای در کنار ضریح ایشان برگزار می‌شود، شرکت فرمایید. از خداوند می‌خواهیم که عملش را قبول فرماید، بر درجاتش بیفزاید و آرزوهایش برای عزت، آزادی، کرامت و حفظ بالندگی و وحدت امت اسلامی را تحقق ببخشد.