خطبه جمعه، 28 تیر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: شخصیت ذی القرنین / به سوی غرب / به سوی شرق / رویارویی با یأجوج و مأجوج / درس‌ها و پندها / پیام به مستضعفان.

مطالب مهم خطبه دوم: بودجه‌ای علیه فقرا / امیدی به تغییر نیست / درد و رنج فلسطینیان / موضوع حضانت.

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

16 ذی‌القعده 1440 هـ برابر با 28 تیر 1398 هـ و 19/٧/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: شخصیت ذی القرنین / به سوی غرب / به سوی شرق / رویارویی با یأجوج و مأجوج / درس‌ها و پندها / پیام به مستضعفان.

مطالب مهم خطبه دوم: بودجه‌ای علیه فقرا / امیدی به تغییر نیست / درد و رنج فلسطینیان / موضوع حضانت.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً * إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآَتَيْنَاهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً * فَأَتْبَعَ سَبَباً» صدق الله العظيم.

داستان ذی القرنین در قرآن کریم در سوره کهف آمده است. چرا که در این باره پرسش‌های بسیاری از رسول خدا(ص) می‌شد و علامت سؤال‌های متعدد و افسانه‌هایی درباره داستان ذی القرنین وجود داشت.

 

شخصیت ذی القرنین

خداوند متعال بدون این که وارد جزئیات شود، به ویژگی‌های شخصیتی و نقش ذی القرنین پرداخته است. از آن روی که اصولاً قرآن کریم کاری به این مسائل ندارد، به جزئیات زمان و مکان زندگی او و دلیل نامیده شده شدن به این نام، وارد نشده است. چون قرآن کریم کتاب تاریخ نیست که به سرگذشت افراد یا جایی که آن‌ها زندگی می‌کردند، بپردازد.

وقتی قرآن کریم از سرگذشت پیشینیان سخن می‌گوید، اشاره می دارد که هدف عبرت گرفتن و درس آموزی از آن است: «لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ» هدف ما از طرح این داستان نیز همین است.

قرآن کریم در این داستان به ایمان ذی القرنین به خداوند یگانه اشاره می‌کند. این که او از توانایی‌ها و امکاناتی که خداوند به او داده بود برای تحقق عدالت و رساندن پیام توحید به تمام جاهایی که می‌توانست برساند، استفاده کرد. چون خداوند به او خرد وسیع، دانش کافی، مدیریت درست و توان و امکانات مادی و بشری داده بود. خداوند در اشاره به امر می‌فرماید: «إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآَتَيْنَاهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً * فَأَتْبَعَ سَبَباً».

 

به سوی غرب

قرآن کریم سه جایی را که ذی القرنین به آن رفته بود، بیان کرده است. در اشاره به جای اول می‌فرماید: «حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ».

پس اینجایی که ذی القرنین به همراه سپاه انبوه خود به آن رسید، از سمت غرب آخرین جای آباد زمین به شمار می‌رفت. قرآن کریم اشاره می‌کند که در آنجا آبگیرهایی وجود داشت -که کلمه «حَمِئَةٍ» به آن اشاره می‌نماید- به‌ گونه‌ای که ذی القرنین احساس کرد خورشید در این آبگیرها غروب می‌کند. درست مانند مسافر دریا یا ساکن ساحل که چنین برداشتی از غروب خورشید دارد.

وقتی ذی القرنین به قومی که مخاطب رسالت او بود رسید، خداوند او را امتحان کرد: «قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً». او نیز پاسخ داد: «قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَاباً نُكْراً * وَأَمَّا مَنْ آَمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْراً».

ذی القرنین به روشنی پاسخ داد که او به عدالت حکم خواهد کرد. پس کسی را که ستم کرده است، آن گونه که در این دنیا سزاوار اوست، مجازات می‌کند تا بعداً در آخرت نیز عذاب ببیند؛ اما آن کسی را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده است، پاداش می‌دهد و به خاطر احسانش او را مورد تشویق قرار می‌دهد و این روش و منش حکیمان مصلح است.

 

به سوی شرق

بعد از این که سفر غرب او به پایان رسید و او پایه‌های عدالت و توحید خداوند عزوجل را در آنجا تثبیت کرد، متوجه مشرق زمین شد تا همان کاری را که در سفر غرب انجام داده بود، در مشرق زمین نیز انجام دهد. خدای سبحان در این باره می‌فرماید: «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً» یعنی از تمام ابزارهایی که در اختیار داشت، استفاده کرد و از هیچ تلاشی برای رسیدن به هدف خود فروگذار ننمود: «حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْراً»؛ یعنی در آنجا قومی بدوی را یافت که پوشش و مسکنی برای در امان ماندن از نور خورشید نداشتند. قرآن کریم در ادامه می‌فرماید: «كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْراً». ذی القرنین در پیشگاه خداوند متعال از هیچ تلاش برای دعوت آنان به دین خدا و بهبود بخشیدن وضعیت و توانایی‌هایشان برای پیشرفت کردن به مقدار امکاناتی که برایشان فراهم شده است، کم نگذاشت.

 

رویارویی با یأجوج و مأجوج

بعد از این که ذی القرنین سفر خود را به مغرب و مشرق به پایان رساند و وظیفه خود را انجام داد، به جای سوم رفت؛ جایی که میان دو کوه قرار داشت. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً * حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمَا قَوْماً لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً» که اشاره به سادگی و عقب‌ماندگی آن قوم دارد. وقتی به آنان رسید، مردم که اهتمام بسیار ذی القرنین به برپایی عدالت و مقابله با ستم را دیدند، از او کمک خواستند. از او خواستند به آنان در برابر دو قبیله یأجوج و مأجوج که پشت کوه‌ها زندگی می‌کردند و هر از گاهی به آنان حمله می‌نمودند، یاری نماید و اظهار داشتند که آمادگی دارند برای ساختن سدی که میان آن‌ها جدایی اندازد و از آنان در برابر حمله یأجوج و مأجوج حفاظت نماید، مال و ثروت در اختیار او قرار دهند. «قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدّاً».

در اینجا ذی القرنین از نیاز و ضعف فکری‌ آن مردم سوء استفاده نکرد تا اموالشان را غارت کند؛ کاری که کشورهای قوی با کشورهای ضعیف به هنگام نیاز به حمایت، انجام می‌دهند. بلکه به آنان گفت که من به مال و ثروت شما نیاز ندارم. فقط از شما می‌خواهم که نیروی انسانی و مواد اولیه برای ساخت سد در اختیار من قرار دهید: «قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً». سپس شکافی را که از طریق آن قوم یأجوج و مأجوج نفوذ می‌کردند، پر کرد و در این کار از مقدار زیاد آهن به همراه مس مذاب استفاده کرد تا فضاهای خالی میان آهن و مواد ساختمانی دیگر را پر کند و بر قدرت و استحکام آن بیفزاید.

 

درس‌ها و پندها

عزیزان! داستان ذی القرنین درس‌ها و پندهای بسیاری دارد که باید از آن‌ها استفاده کنیم. اول: استفاده از اسباب و ابزار است. خداوند در داستان ذی القرنین، به این نکته اشاره می‌دارد که انسان برای تحقق اهداف، نباید فقط به مقامی که نزد خداوند دارد و توکلی که به او می کند، بسنده نماید. بلکه باید بعد از فراهم کردن اسباب و ابزار به خداوند توکل نماید. خداوند توجهی خاصی داشته است که اشاره دارد ذی القرنین پیش از آغاز هر سفری «فَأَتْبَعَ سَبَباً» اسباب و ابزار کافی را فراهم می‌کرد.

این داستان اشارتی روشن برای همه مردان و زنان با ایمانی دارد که شاید معتقد باشند خداوند به صورت مستقیم در امور روزی، پیروزی، تحقق عدالت و برطرف کردن ظلم و ستم دخالت می‌نماید، برای تحقق اهداف زندگی باید اسباب و ابزار فراهم کنند. اگر انسان می‌خواهد به دانش برسد، باید اسباب آن را فراهم کند، اگر می‌خواهد ثروتمند شود، باید برای رسیدن به ثروت تلاش کند، اگر می‌خواهد به پیروزی برسد، باید امکانات مادی و معنوی لازم را فراهم کند و همان طور که خداوند سبحان فرموده است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» اگر می‌خواهد ظلم و ستم را از بین ببرد، باید برای تحقق این هدف تلاش کند. کافی نیست که انسان، مؤمن یا متقی باشد تا دروازه‌های روزی و پیروزی به روی او باز شود. بلکه باید سعی کند، عمل نماید، آمادگی کسب کند و قدرت سازی داشته باشد و همه این کارها را بر اساس بررسی، برنامه‌ریزی و تعمق انجام دهد. اگر از خودمان سؤال کنیم: چرا مسلمانان این قدر عقب مانده‌اند؟ پاسخ این است: آنان اسباب و علل را رها کردند یا همان طور که بود آن را پذیرفتند.

دوم: استفاده از قدرت در راه خیر و نیکی است. ذی القرنین به رغم این که آرمان‌ها و آرزوهای بزرگی داشت و به دورترین نقاط دنیا نیز دست یافت و با این که می‌توانست از نادانی و نیاز مردم کمال سوء استفاده را ببرد، اما [این کار را نکرد و] از قدرت و توانایی‌های خود برای سلطه بر مردم و غارت دارایی‌ها و ثروت‌هایشان استفاده ننمود. بلکه از تمام توانایی‌های خود برای رساندن صدای حق، تحقق عدالت، یاری مظلومان و ستمدیدگان و مقابله با مستکبران، مفسدان و طاغوت‌ها استفاده كرد. این رسالتی است که صاحبان جاه، مقام، مال و قدرت در زندگی باید آن را به دوش بکشند.

سوم: تأکید بر این واقعیت که اگر او به جایی رسیده است با تلاش شخصی و فردی نبوده بلکه از ناحیه خداوند بوده است. از این رو می‌بینیم بعد از موفقیت‌ها و پیروزی‌های بسیاری که باعث شد بر سرزمین‌های آباد آن روزگار سیطره یابد، در برابر خداوند متواضع‌تر و شکسته‌تر می‌شود. می‌گوید: «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي» و همه امور به خداوند بازمی‌گردد. می‌فرمود: «مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ».

این منطق که تمام خیر و خوبی از آن خداوند است، در مقابل منطق مستکبرانی چون فرعون است که وقتی می‌خواست وسعت پادشاهی خود را به تصویر بکشد، می‌گفت: «أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي» یا گفته قارون است که وقتی می‌خواست مال و ثروت خود را بشمارد، می‌گفت: «إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي».

چهارم: یادآوری این نکته که مسئولیت انسان مؤمن در گسترش عدالت، از بین بردن ظلم و رساندن پیام الهی، محدود به سرزمینی که در آن زندگی می‌کند، نیست بلکه تمام جاهایی را که می‌تواند با سخنان، موضع‌گیری‌ها، تلاش و عمل خود به آن‌ها دست یابد، شامل می‌شود. از این رو تلاش او باید به اندازه امکاناتی باشد که در اختیار دارد. پس باید تلاش کند.

 

پیام به مستضعفان

خداوند با استفاده از داستان ذی القرنین می‌خواهد به این نکته اشاره نماید که ذی القرنین یکی از نشانه‌های توانایی بخشیدن است که خداوند به بندگان صالح خود وعده داده است: «وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً».

این داستان پیامی برای همه مستضعفانی است که از ناحیه طاغوت‌ها و مستکبران در رنج و عذاب هستند. این که اگر در راه خداوند گام نهند، به دستورات الهی عمل نمایند و اسبابی را که به آنان در امور دنیوی و اخروی کمک می‌نمایند، فراهم کنند، خداوند نیز وعده‌ای را که به آنان داده است، تحقق خواهد بخشید.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امام علی(ع) هنگام گماردن مالک اشتر به ولایت مصر به او توصیه کرد و فرمود: «إِيَّاكَ وَ مُسَامَاةَ اَللَّهِ فِي عَظَمَتِهِ وَ اَلتَّشَبُّهَ بِهِ فِي جَبَرُوتِهِ فَإِنَّ اَللَّهَ يُذِلُّ كُلَّ جَبَّارٍ وَ يُهِينُ كُلَّ مُخْتَالٍ أَنْصِفِ اَللَّهَ وَ أَنْصِفِ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ وَ مَنْ لَكَ فِيهِ هَوًى مِنْ رَعِيَّتِكَ فَإِنَّكَ إِنْ لاَ تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اَللَّهِ كَانَ اَللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ... وَ لْيَكُنْ أَبْعَدَ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَ أَشْنَأَهُمْ عِنْدَكَ أَطْلَبُهُمْ لِمَعَايِبِ اَلنَّاسِ فَإِنَّ فِي اَلنَّاسِ عُيُوباً اَلْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا فَلاَ تَكْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْكَ مِنْهَا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ وَ اَللَّهُ يَحْكُمُ عَلَى مَا غَابَ عَنْكَ فَاسْتُرِ اَلْعَوْرَةَ مَا اِسْتَطَعْتَ يَسْتُرِ اَللَّهُ مِنْكَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ مِنْ رَعِيَّتِكَ؛ از برابر داشتن خود با عظمت حق و از تشبّه خود با جبروت خداوند بر حذر باش كه حضرت او هر گردنكشى را خوار و هر متكبرى را بى‏ارزش و پست مى‏كند. خدا و مردم را از جانب خود و خواص از خاندانت و كسانى از رعيتت كه به او علاقه دارى انصاف ده كه اگر انصاف ندهى ستم كرده‏اى و هر كه به بندگان خدا ستم كند خداوند به جاى بندگان ستمديده خصم اوست ... بايد دورترين رعيّت تو از حريم تو و در شدّت كينه تو نسبت به او، كسى باشد كه در حق مردم عيبجوتر است؛ زيرا در مردم عيوبى هست كه والى در پوشاندن آن عيوب از همه كس سزاوارتر است، پس در رابطه با عيوبى كه از مردم بر تو پنهان است كنجكاوى مكن، چرا كه فقط در آنچه از عيوب مردم نزد تو معلوم است وظيفه اصلاح دارى و نسبت به آنچه از عيوب رعيّت بر تو پنهان است، خداوند داورى مى‏كند. پس تا مى‏توانى عيوب مردم را بپوشان تا خداوند عيوب تو را كه علاقه دارى از مردم پوشيده بماند، پرده پوشى كند.»

امام علی(ع) با این سخنان می‌خواهد نگاه خود به حاکم را روشن نماید. چون در نظر او، حاکم کسی است که حکومت را مسئولیت می‌داند نه امتیاز یا ابزاری برای رسیدن [به خواسته‌ها] یا دلیلی برای تکبر، گردن کشی و طغیان. حاکم کسی است که همان طوری که به خود، خانواده و دوستان خود توجه دارد، به سایر مردم نیز علاقه‌مند است. او کسانی را که در کمین اشتباهات و لغزش‌های مردم هستند و عیب‌هایشان را افشا می‌کنند، از اطراف خود دور می‌نماید. حاکم کسی است که با عدالت و رفتار نیکوی خود به دل‌های مردم راه پیدا می‌کند.

با داشتن چنین حاکم و مسئولی می‌توانیم جامعه خود را ارتقا ببخشیم و به مصاف چالش‌ها برویم.

 

بودجه‌ای علیه فقرا

از لبنان آغاز می‌کنیم. چند روز پیش لبنانی‌ها اظهارنظرهایی را از ناحیه نمایندگان پارلمان درباره بودجه تدوین شده توسط دولت شنیدند. دولتی که نماینده اکثریت اعضای پارلمان هستند. وقتی نمایندگان با عدد و رقم از شکاف‌های بودجه سخن گفتند، این که درآمدهای بودجه از جیب مردم فقیر و افراد دارای درآمدهای محدود تأمین خواهد شد و به صورت اساسی به طبقات ثروتمند کاری نخواهد داشت که توانایی تحمل سنگینی بودجه را دارند و آنان با اطمینان از تأمین منافع خود راحت می‌توانند بخوابند، به صورت روشن بیان داشتند که از این بودجه رضایت ندارند.

در اینجا عرض می‌کنیم که نمایندگان حق دارند بدون توجه به نظرات نمایندگان خود در داخل دولت، اظهار نظر کنند. چون آن‌ها زبان و نماینده مردم هستند و باید بیانگر واقعی دردها و رنج‌های مردم باشند. از ابتدای مناقشات خواسته ما همین بوده است. این که نمیاندگان باید امانت‌دار واقعی مسئولیتی باشند که عهده‌دار آن شده‌اند. این کارشان خوب بود؛ اما این پرسش هنوز هم وجود دارد: آیا نمایندگانی که به بودجه اعتراض داشتند و ابهامات و غیرواقعی بودن بودجه و این که این بودجه تأمین کننده نیازهای موکلین نیست، هنوز هم بر نظرات خود هستند یا این که به نظرات فراکسیون خود برخواهند گشت و همه این حرف‌ها مصرف محلی داشته است و این جلسات همه باد هوا بوده‌اند؟

به رغم صداقت برخی نمایندگانی که خواستار تغییر این وضعیت اندوه‌بار هستند، می‌توانیم بگوییم که این وضعیت بهتر نخواهد شد و چیزی که پیش از شاهدش بودیم باز هم تکرار خواهد شد. در برابر رسانه‌ها و در سخنرانی‌ها، حرف‌های بسیاری زده می‌شود، ولی موضع‌گیری‌های قاطع وجود نخواهد داشت. با وجود موضع‌گیری‌ها داغ و همه ملاحظاتی که پیرامون بودجه وجود دارند، زمینه برای تصویب بودجه فراهم است و توجیه هم وجود دارد. این که بهترین بودجه ممکن همین است و وعده می‌دهند که در آینده بهتر خواهد شد و آن چیزهایی که در بودجه 2019 قابل وصول نیستند، در بودجه 2020 قابل وصول خواهند بود.

 

امیدی به تغییر نیست

با توجه به تجربه‌ای که از اغلب صحنه‌های سیاسی داریم، معتقدیم اگر تغییری قرار است روی دهد، باید در همین شرایط دشوار و سرنوشت‌ساز اقتصادی اتفاق بیفتد. ده‌ها جلسه برای تحقق این تغییر نیز کفایت می‌کند. ولی تا این ذهنیت که مدت‌ها بر کشور حاکم بوده است، باقی باشد و توجیهات گوناگون نگذارد که به برخی موضوعات از قبیل منابع دریایی، بستن روزنه‌های غیرقانونی، فرار مالیاتی، بستن روزنه‌های فساد و حیف و میل پرداخته شود، وضعیت همین طور خواهد بود و آسان‌ترین روش این خواهد بود که هر وقت نیاز ایجاب کرد، دست به جیب شهروندان بکنند.

بهترین دلیل این امر، بی‌توجهی به صدای کسانی است که به میهن خدمت کردند، در راه میهن فداکاری نمودند و برای میهن جان دادند؛ بی‌توجهی به صدای کسانی که به خاطر دست اندازی به حقوقشان، صدای اعتراض خود را بلند کردند.

به رغم همه این‌ها، ما همچنان به آگاهی مردم این کشور امیدواریم. این که در برابر کسانی که با قوت روزانه و سرنوشت آن‌ها بازی می‌کنند، صدای اعتراض خود را بلند نمایند. در این میان نباید اعمال فشار همه جانبه علیه نمایندگان خود را متوقف کنند. تا به آن‌هایی که اندکی درد و رنجشان را حس می‌کنند، بفهمانند که باید به مسئولیت‌های خود عمل نمایند.

 

درد و رنج فلسطینیان

در همین زمان، بعد از این که وزارت کار لبنان اجرای قانون درباره فلسطینیان را مطرح کرد، درد و رنج این مردم دوباره بازگشت. اجرای قانون فوق باعث افزایش درد و رنج آن‌ها می‌شود. چون الآن هم فلسطینیان در اردوگاه‌هایی زندگی می‌کنند که از حداقل شرایط برای زندگی شرافتمندانه بی‌بهره‌اند.

در برابر این قضیه، بار دیگر تأکید می‌کنیم باید همه قوانینی که به نحوی روی زندگی فلسطینیان تأثیرگذار هستند، مورد تجدید نظر قرار گیرند. باید شرایط آنان در نظر گرفته شود. آنان نباید با کارگران خارجی مقایسه شوند. باید انسانیتشان محترم باشد. از ایستادگی و مقاومت آن‌ها حمایت شود و زندگی شرافتمندانه آنان تأمین گردد. وقتی مردم فلسطین تأکید کرده‌اند که معامله قرن و پیامدهای آن را قبول ندارند و بر بازگشت به میهن خود اصرار دارند، نباید دغدغه اسکان و معامله قرن مطرح شود.

تأکید می‌کنیم برای حفظ مصالح دو ملت و جلوگیری از بروز فتنه‌ای که برخی‌ها با این وقایع سعی در شعله‌ور کردن آن دارند، گفتگوی لبنانی فلسطینی تنها راه حل این قضیه است.

 

موضوع حضانت

در خاتمه باید اشاره کنیم که بعد از ماجرای هفته قبل، این روزها بار دیگر حق حضانت مادر مطرح گردیده است. دوباره تأکید می‌کنیم که ضرورت دارد به این موضوع رسیدگی شود. رسیدگی به این موضوع نیز جز با استفاده از آرای فقهی متعدد پیرامون این قضیه ممکن نیست. باید مصالح فرزند و طرفی که بیشترین صلاحیت را برای تربیت و مواظبت از او دارد در نظر گرفته شود تا در این میان فرزند قربانی اختلافات ناشی از طلاق و پیامدهای آن نگردد.