خطبه جمعه، 25 مردادماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: چه چیزی باید به مسلمانان ابلاغ شود؟ / علی خلیفه مسلمانان است / امام حق و عدالت / روز غدیر، روز تثبیت پیوند ولائی / این گونه علی(ع) را دوست داریم.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان و کامل کردن راهکار / هدف قرار دادن مسجد الاقصی / نگرانی از بابت وحدت یمن / سالروز پیروزی.

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

15 ذی‌الحجة 1440 هـ برابر با 25 مرداد 1398 هـ و 16/8/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: چه چیزی باید به مسلمانان ابلاغ شود؟ / علی خلیفه مسلمانان است / امام حق و عدالت / روز غدیر، روز تثبیت پیوند ولائی / این گونه علی(ع) را دوست داریم.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان و کامل کردن راهکار / هدف قرار دادن مسجد الاقصی / نگرانی از بابت وحدت یمن / سالروز پیروزی.

 

خطبه اول:

روز غدیر:

خداوند متعال در کتاب کریم خود می‌فرماید: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کفَرُوا مِنْ دِينِکمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِيناً» صدق الله العظيم.

حج سال دهم هجری حجی عادی نبود. بلکه ویژگی خاصی داشت. در این حج پیامبر خدا حضور داشت و چه حجی باخیر و برکت تر از این حج می‌تواند وجود باشد. بعد از این که خبر به همه جا رسید که پیامبر خدا برای ادای فریضه حج عازم مکه می‌شود، مسلمانان از همه جا عازم حج شدند. این حج تنها حجی بود که بعد از آن پیامبر خدا مدت زمان زیادی زنده نماند و به جوار پروردگار خود پر کشید. از این رو حجة الوداع نامیده شد.

 

چه چیزی باید به مسلمانان ابلاغ شود؟

حج به پایان رسید و مسلمانان همراه پیامبر عازم سرزمین‌های خود شدند؛ اما در میانه راه، برای امر مهمی، منادی پیامبر خدا ندا داد که همه در غدیر خم نزدیک میقات جحفة جمع شوند. جبرئیل برای پیامبر خدا وحی آورده بود: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْک مِن رَّبِّک وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ».

دستور قاطع خداوند عزوجل به پیامبر این بود که در آن زمان و آن مکان، پیش از این که مردم متفرق شوند، باید امر خداوند را ابلاغ نماید. همه باید آن را می‌شنیدند، در غیر این صورت تمام تلاش‌هایی که پیامبر خدا برای رساندن رسالت الهی به مردم انجام داده بود، به باد می‌رفت. در آن روز پیامبر خدا ایستاد و برای مردم خطبه‌ای ایراد فرمود: «اما بعد. ای مردم!... من تحقیقاً در شرف دعوت به سوی او قرار گرفته‌ام و من نیز باید اجابت کنم. من مسئول هستم و شما نیز مسئول هستید. پس شما چه می‌گویید؟ گفتند... شهادت می‌دهیم که خدایی جز الله نیست و محمد بنده و فرستاده اوست و این که بهشت او حق است و آتش او حق است و مرگ حق است و قیامت می‌آید و تردیدی در آن نیست و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند برمی‌انگیزد و حشر شدن به سوی اوست... سپس فرمود: خدایا! شاهد باش. سپس فرمود: ای مردم! آیا می‌شنوید؟ گفتند: آری! فرمود: همانا من از شما به سوی حوض - کوثر – خواهم رفت... پس ببینید که بعد از من در مورد ثقلین چگونه از من پیروی می‌کنید؟ پس منادی ندا داد: ای پیامبر خدا! آن دو ثقل که می‌گویی کدام است؟ ثقل بزرگ‌تر کتاب خداست... و دومی که کوچک‌تر است خاندان من است و پروردگار لطیف و آگاه مرا آگاهی داد که آن دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا اینکه در کنار حوض به من ملحق شوند... بنابراین از این دو پیشی نگیرید که هلاک می‌شوید و از آن‌ها عقب نمانید که در این صورت نیز به هلاکت خواهید افتاد. سپس دست على را گرفته بلند نمود تا آن جا که سفیدی زیر بغل پیامبر و علی دیده می‌شد و او را به تمام مردم نشان داده و فرمود: ای مردم کیست که بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر بوده و بر آن‌ها سرپرستی دارد؟ گفتند: خدا و پیامبرش بهتر می‌دانند. فرمود: البته الله مولای من و من مولای مؤمنانم و ولایت من بر مؤمنان از ولایت خودشان بر خودشان بیشتر است. پس هر کس من مولای او بودم، علی مولای اوست؛ و این جمله را سه بار فرمودند... سپس فرمود: بار خدایا در کنف خود بگیر آن که علی را ولی خود بداند و دشمن دار آن که او را دشمن دارد، دوست بدار آن کسی که علی را دوست دارد و نفرت دار از کسی که از او تنفر جوید، یاری کن هر کس علی را یاری کند و واگذار هر کس که علی را واگذارد و حق را بر مدار او قرار ده هر کجا که باشد. سپس فرمود: آگاه باشید که حاضران آنچه شنیدند به غائبان برسانند.»

برای نهادینه شدن اهمیت بسیار این رویداد در جان مردم، این آیه نازل شد: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کفَرُوا مِنْ دِينِکمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکمُ الإِسْلامَ دِينا».

 

علی خلیفه مسلمانان است

بنابراین آن چه در غدیر خم روی داد، موجب مأیوس شدن کافران گردید. چون بعد از این که نتوانستند در حیات پیامبر خدا رسالت را از بین ببرند، برنامه ریزی کرده بودند که بعد از رحلت پیامبر خدا اسلام را از میان بردارند. ولی آن چه در غدیر خم روی داد، آنان را متعجب کرد و آرزوهایشان را به باد داد. چون پیامبر خدا، علی(ع) را به عنوان خلیفه و امام مسلمانان و حامی تداوم رسالت تعیین کرد تا به واسطه او دین کامل و نعمت تمام گردد. برای این که کسی در امر ابلاغ تردید ایجاد ننماید، پیامبر خدا از مسلمانان خواست به صورت فردی با علی بیعت کنند و به او تبریک بگویند و از شاعر خود حسان بن ثابت نیز خواست که این رویداد را به شعر در آورد.

عزیزان! روز غدیر روز نصب علی(ع) به عنوان امام، خلیفه و رهبر است. نصب او امری یک‌باره یا اتفاقی نبود بلکه زمینه‌سازی برای نصب علی(ع) از زمانی آغاز شد که علی(ع) در خانه خدا دیده به جهان گشود و در ادامه آن در سال‌های ابتدای زندگی خود، از نعمت تربیت پیامبر خدا(ص) برخوردار گردید.

او کسی است که پیامبر خدا درباره او فرمود: «أنا مدينة العلم وعليٌّ بابها»

و درباره او این آیه نازل گردید: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللهِ وَاللهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»

و خداوند درباره او فرموده است: «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ».

او قهرمان جنگ‌های پیامبر خدا در بدر، احد، خیبر و احزاب بود.

او کسی بود که پیامبر خدا درباره او فرمود: «برز الإيمان کلّه إلى الشِّرک کلّه؛ تمام ایمان به مصاف تمام شرک رفت.»

او کسی است که در جنگ خیبر پیامبر خدا درباره او فرمود: «لأعطينَّ الرّاية غداً رجلاً يحبّ الله ورسوله ويحبّه الله ورسوله، يفتح الله على يديه؛ فردا پرچم را به دست مردی می‌دهم که خداوند و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند و خداوند پیروزی را به دست او رقم می‌زند.»

پیامبر خدا نیز درباره او فرموده است: «أنت منّي بمنزلة هارون من موسی، إلا أنّه لا نبيّ بعدي؛ جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون به موسی است. مگر این که پیامبری بعد از من وجود ندارد.»

 

امام حق و عدالت

زمان تجربه که فرا رسید، جایگاه علی(ع) به خوبی روشن شد. از موضع گیری پیشگام آن حضرت در قبال رویداد سقیفه بنی ساعدة: «لأسلمنّ ما سلمت أمور المسلمين؛ تا زمانی که امور مسلمانان به سامان است، من نیز در صلح و سازش هستم» تا ایفای نقش مرجعیت در امور جامعه تا جایی که خلیفه دوم درباره او اظهار داشت: «لولا عليّ لهلک عمر؛ اگر علی نبود، عمر هلاک می‌شد.» و «لا کنت لمعضلةٍ ليس لها أبو الحسن؛ در مشکلی نباشم که ابوالحسن حضور نداشته باشد.»

بعد از آن، وقتی عهده‌دار امر حکومت شد، الگویی منحصر به فرد از حکومت و مدیریت اسلامی را به نماش گذاشت. اولین کاری که کرد، مرزهای رابطه خود و مردم را ترسیم نمود. فرمود: «لَا تُکلِّمُونِي بِمَا تُکلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَ لَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ وَ لَا تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَةِ، وَ لَا تَظُنُّوا بِي اسْتِثْقَالًا فِي حَقٍّ قِيلَ لِي وَ لَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِي، فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ يُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ، کانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَيْهِ؛ آن گونه که با جباران سخن می‌گویند، با من سخن مگوييد و از من پنهان مداريد آنچه را از مردم خشمگين به هنگام خشمشان پنهان می‌دارند. نيز به چاپلوسى و تملق با من آميزش مکنيد؛ و مپنداريد که گفتن حق بر من گران می‌آید؛ و نخواهم که مرا بزرگ انگاريد، زيرا هر که شنيدن حق بر او گران آيد، يا نتواند اندرز کسى را در باب عدالت بشنود، عمل کردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است.»

او حکومت را چیزی جز مسئولیت در قبال مردم و مسائل و آینده‌شان نمی‌دانست. از این رو در برخورد با آنان با منافع مردم و عدالت معامله نکرد. می‌فرمود: «‏أَتَأمُرُونِّى‏ أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ ‏‏لا‏ ‏‏أَطُورُ‏ ‏‏بِهِ‏‏ ‏‏ما‏ ‏‏سَمَرَ‏ ‏‏سَمِيرٌ‏، ‏وَ ‏ما ‏‏أَمّ‏‏ ‏نَجْمٌ‏ ‏فِى‏ ‏السَّماءِ ‏نَجْماً وَ لَوْ کانَ الْمالُ لِى لَسَّوَيْتُ بَيْنَهُمْ فَکيْفَ وَ إِنَّمَا الْمالُ مالُ اللَّهِ؛ آيا به من دستور مى‏دهيد براى پيروزى خود، از جور و ستم درباره امت اسلامى که بر آن‌ها ولايت دارم، استفاده کنم؟ به خدا سوگند! تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى‏کنند، هرگز چنين کارى نخواهم کرد! اگر اين اموال از خودم بود به گونه‏اى مساوى در ميان مردم تقسيم مى‏کردم تا چه رسد که جزو اموال خداست.»

به این ترتیب مردم در دوره حکومتداری امام علی(ع) در برابر آن حضرت احساس کرامت می‌کردند. می‌فرمود: «الذَّلِيلُ عِنْدِى عَزِيزٌ حَتّى آخُذَ الْحَقَّ لَهُ، وَ الْقَوِىُّ عِنْدِى ضَعِيفٌ حَتّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ؛ خوارترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را باز گردانم و نيرومندها در نظر من پست و ناتوان‌اند تا حق را از آن‌ها بازستانم.»

علی(ع) تا پایان زندگی خود، تثبیت کننده عدالت بود. در حالی که بر بستر مرگ افتاده بود، به فرزندان عبدالمطلب فرمود: «يَا بَنِي عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ لاَ أُلْفِيَنَّکمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ اَلْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ أَلاَ لاَ تَقْتُلُنَّ بِي إِلاَّ قَاتِلِي اُنْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لاَ تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ إِيَّاکمْ وَ اَلْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکلْبِ اَلْعَقُور؛ اى فرزندان عبدالمطلب، نيابم شما را که به بهانه کشته شدن من در خون مسلمانان فروافتید و گوييد: امیرالمؤمنین کشته شد، امیرالمؤمنین کشته شد آگاه باشید که فقط قاتلم بايد قصاص شود. ملاحظه نماييد هرگاه من از اين ضربت او از دنيا رفتم تنها او را يک ضربت بزنيد و گوش و بينى و اعضاى او را قطع مکنيد، که من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مى‏فرمود: از مثله کردن دورى کنيد هر چند درباره سگ گاز گيرنده باشد.»

 

روز غدیر، روز تثبیت پیوند ولائی

عزیزان! برای همه این‌هاست که علی را دوست داریم. چون علی چیزی جز حق نبود. او چیزی جز اسلام نبود که پیامبر خدا آورده بود. او چیزی جز عدالت نبود. او چیزی جز حمایت از مستضعفان نبود.

روز غدیر فقط روز بازگشت به تاریخ و گرفتن مراسم نیست. بلکه برای ما تثبیت ایمان بر اساس خط اهل بیت(ع) است. با این که به درستی باورها و اعتقادات خود باور داریم، التزام به این خط به معنای دشمنی کردن با کسانی نیست که با ما اختلاف دارند. به معنای کینه توزی و عقده گشایی هم نیست. بلکه به معنای گشودن باب گفتگو درباره غدیر و... و همگرایی پیرامون مشترکات است.

منطق ما نیز منطق علی(ع) خواهد بود که خلافت را حق خود می‌دانست اما این نیز باعث نشد تا با کسانی که خلافت را از او گرفته بودند، قطع رابطه کند یا با آنان ارتباطی نداشته باشد. او همیشه به ارتباط و صیانت از جامعه در برابر فتنه‌ها اهتمام داشت.

 

این گونه علی(ع) را دوست داریم

عزیزان! ولایت جستن ما به علی(ع) در روز ولایت، به این نیست که به دوست داشتن علی بسنده کنیم یا ادعای انتساب به علی(ع) داشته باشیم بلکه به معنای بازگشت به علی است تا مطمئن گردیم که در علم، عبادت، اخلاق، فداکاری، تلاش برای وحدت مسلمانان و جهاد در راه خدا به او شبیه هستیم و در گزینش رهبران و نمایندگان خود، به ویژگی‌های رهبری علی(ع) توجه داریم. چون علی(ع) از ما نمی‌پذیرد که ولایت او را داشته باشیم اما در راه و روش او نباشیم. او کسی است که می‌فرمود: «أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَکمْ قَدِ اکتَفَی مِنْ دُنْیاهُ بِطِمْرَیهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیهِ أَلَا وَ إِنَّکمْ لاتَقْدِرُونَ عَلَی ذَلِک وَ لَکنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ؛ آگاه باشید که امام شما از تمام دنیایش به دو جامه کهنه و از خوراکش به دو قرص نان قناعت نموده است. آگاه باشید که شما تن دادن به چنین روشی را قدرت ندارید، ولی مرا با ورع و کوشش در عبادت و پاکدامنی و درستی یاری کنید.»

از این رو در روز غدیر و همه روزهای دیگر باید همیشه دعا کنیم: سپاس خداوندی را که ما را به واسطه این روز گرامی داشت و ما را از کسانی قرار داد که به عهد خود وفادارند و به میثاق محکم ولایت علی(ع) و ائمه اهل بیت او پایبند هستند.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر وصیت نمود. وقتی او را به ولایت مصر گمارد، به او چنین توصیه نمود: «وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَنْ لَا يُطْرُوک وَ لَا يُبَجِّحُوک بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ کثْرَةَ الْإِطْرَاءِ يُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ يُدْنِي مِنَ الْغِرَّةِ وَ لَا يَکونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَک بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِي ذَلِک تَزْهِيداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ وَ تَدْرِيباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ کلًا مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ؛ به اهل پارسايى و راستى بپيوند و آن‌ها را چنان تربيت کن که در ستايش تو اغراق نکنند و با ستودن کارى که نکرده‌ای دل‌شادت نسازند؛ زيرا که ستايش زياد، خودپسندى آرَد و به سرکشى و تکبّر کشانَد و نباید که نیکوکار و بدکار در نزد تو برابر باشند، زیرا این کار سبب شود که نیکوکاران را به نیکوکارى رغبتى نماند، ولى بدکاران را به بدکارى رغبت بیفزاید. با هر یک چنان رفتار کن که او خود را بدان ملزم ساخته است.»

امام علی(ع) از پیروان و موالیان خود می‌خواهد که این گونه باشند. حاکمان باید به راست‌گویان و پرهیزگاران نزدیک شوند. مردم را عادت دهند که متملق و ستایشگر نباشند. نیکوکاران را گرامی بدارند و بدکاران را مجازات نمایند. این کار باعث می‌شود که نیکوکاران به نیکی خود ادامه دهند و بدکاران نیز از نافرمانی و گمراهی‌شان بازگردند. مسئولیت همه این کارها با حاکم است.

ما شدیداً نیاز داریم که چنین ارزش‌هایی بر مسئولان ما حاکم باشد. در این صورت برای مقابله با چالش‌ها از قوت و قدرت بیشتری برخوردار خواهیم شد.

 

لبنان و کامل کردن راهکار

از لبنان آغاز می‌کنیم که بعد از دیدار مصالحه یا گفتگوی صریح در کاخ ریاست جمهوری که همه طرف‌های درگیر در جبل زیر نظر رؤسای سه‌ گانه حضور داشتند و تشکیل دوباره جلسات شورای وزیران بعد از چند ماه تعطیلی، گویا چرخه سیاست دوباره به گردش در آمده است.

در عین حال که این گفتگو صریح را مهم می‌دانیم و از تلاش‌هایی که برای موفقیت این دیدار صورت گرفت، تقدیر و تشکر می‌کنیم، ضروری می‌دانیم که این اقدام کامل گردد و ریشه‌های این بحران به صورت جدی درمان شود. درمان با مسکن یا درمان‌های موقت ناشی از فشارهای بیرونی جوابگو نیست بلکه درمان باید نتیجه باور جمعی به ضرورت درمان ریشه‌ای و سریع همه مشکلاتی که در کشور روی می‌دهند، باشد.

حادثه جبل شکنندگی فضای سیاسی و میزان انسداد حاکم بر روابط میان جریان‌های سیاسی و فقدان اعتماد فی‌مابین را برملا کرد. در حالی که جریان‌های حاضر در شورای وزیران یا پارلمان باید برای رهایی کشور از این بحران با همدیگر همکاری داشته باشند.

لبنانی‌ها از این وضعیت سیاسی و بی‌توجهی به منافعشان خسته شده‌اند. آن هم در شرایطی که در ساده‌ترین نیازهای زندگی مانند آب، برق و هوا نیز درد و رنجشان ادامه دارد، بحران زباله‌ها در حال تشدید است و وضعیت اقتصادی، مالی، فساد و حیف و میل نیز زندگی و مقدراتشان را تحت تأثیر قرار داده و فشارهای بیرونی نیز بر آنان وجود دارد.

راه حل‌ها از بیرون نمی‌آیند بلکه وقتی حاصل می‌شوند که مسئولان احساس کنند با مردمی روبرو هستند که فراموش‌کار نیستند. مردمی که در هنگام محاسبه، مراقب و مواظب هستند. تنها در این صورت مواظب موضع گیری‌های خود خواهند بود و از حساب‌های فردی خود به نفع مردم این کشور دست بر خواهند داشت.

در حال و هوای درد و رنج، باید به پیامدهای بحران زباله‌ها بپردازیم که دارد با قدرت تمام سر بلند می‌کند. ولی متأسفانه رنگ مذهبی و منطقه‌ای به خود گرفته است و درمانی جدی را می‌طلبد. درمانی که منافع کشور را در نظر بگیرد.

نباید بحران بمب‌های خوشه‌ای هوشمند در زمین‌های کشاورزی را فراموش کنیم که قربانیان بسیاری را به جای گذاشته‌اند. در آخرین مورد، علی معتوق کودک خردسال از منطقه تول جان خود را از دست داد. این وضعیت ایجاب می‌نماید که برای درمان این قضیه، کاری سریع، جدی و فعال صورت گیرد.

 

هدف قرار دادن مسجد الاقصی

اما در فلسطین، فراخوان‌های صهیونیستی و آخرین آن توسط وزیر امنیت برای تغییر دادن وضعیت موجود در مسجد الاقصی ادامه دارد. این فراخوان‌ها با تداوم تحریکات و تعدی‌های شهرک‌نشینان علیه مکان‌های مقدس به ویژه مسجد الاقصی همراه است. دشمن سعی دارد که تقسیم زمانی و مکانی را بر مسجد الاقصی تحمیل کند و زمینه را برای سیطره بر مسجد و امور آن فراهم نماید و همه این‌ها با حمایت و نظارت آمریکایی‌ها انجام می‌پذیرد.

در اینجا باید به نگاهبانان مسجد الاقصی و مسلمانان و مسیحیان فلسطینی قدس تبریک بگوییم که در روز عید قربان قدرتمندانه در برابر حملات شهرک‌نشینان ایستادگی کردند. شهرک‌نشینان به بهانه بزرگداشت سالروز تخریب معبد خیالی هیکل می‌خواستند حرمت مسجد را هتک کنند. از همه فلسطینیان می‌خواهیم که زیر پرچم حمایت از مسجد الاقصی متحد شوند که بعد از قدرت گرفتن صهیونیست‌های دست راستی، گروه‌های شهرک‌نشین و افراطیون متعصب یهودی، به نظر می‌رسد بیش از هر زمان دیگری در معرض اهداف صهیونیستی قرار گرفته است.

 

نگرانی از بابت وحدت یمن

اما در یمن؛ باید نگرانی خود را از بابت پیامدهای درگیری‌های اخیر در عدن ابراز داریم. درگیری‌هایی که بسیاری از عناوین آن بازگشت به طرح‌هایی است که وحدت یمن را هدف قرار داده‌اند. ما خواستار حرکت‌های عربی برای متوقف کردن انواع جنگ‌های جاری در یمن و اتخاذ موضع متحد و قاطع در برابر رویکردهای جدایی‌طلبانه هستیم؛ زیرا پیچیدگی‌ها و خطراتی در این رویکرد وجود دارد که نه فقط باعث تجزیه این کشور به تکه‌های متعدد می‌شود بلکه روی کشورهای همسایه نیز تأثیر می‌گذارد. برخی از این کشورها گمان می‌کنند که این درگیری‌ها به نفع نفوذ آن‌هاست، اما باید توجه داشته باشند که این جنگ پیامدهای ناگواری برای وحدت دولت‌های خلیج [فارس] هم دارد. قدرت‌های خارجی در کمین آن‌ها نشسته‌اند و سعی دارند آن‌ها را به دوره قبایل درگیر بازگردانند که هیچ گونه پیوند ملی، عربی و اسلامی که به منزله چتری برای همه است، وجود نداشته باشد.

 

سالروز پیروزی

در خاتمه باید یادآور شویم که این روزها سیزدهمین سالروز پیروزی سال ۲۰۰۶ بر دشمن صهیونیستی است. این پیروزی تبلور قهرمانی مقاومت به همراه ارتش و ایستادگی مردم جنوب، بقاع و ضاحیة، همبستگی مردم لبنان و موضع گیری‌های سیاسی حامی کشور و قدرت آن است.

این پیروزی ثابت کرد که اسرائیل تقدیر منطقه ما نیست و عربده کشی آن و به هم ریختن امنیت ما و اشغال سرزمین‌های ما، قضای حتمی نیست و دست یازیدن به ابزارهای قدرت برای کشورها و امنیت ملت‌های ما قدرت بازدارندگی ایجاد می‌کند.

ما این موفقیت را با مفاهیم بزرگ نظامی و مدیریت سیاسی ممتاز آن، اولین تجربه موفق در سابقه درگیری با دشمن می‌دانیم. این پیروزی هم چنان به عنوان منبع الهام برای ملت‌های آرزومند رهایی از زیر یوغ اشغالگری و آوردگاه سیاسی درگیری با دشمن برای باز پس‌گیری سرزمین و همه حقوق خواهد بود. ولی در عین حال، هوشیاری و وحدت افزون‌تر برای مقابله با دشمن لازم است که همواره سعی خواهد کرد انتقام این شکست را بگیرد.