خطبه جمعه، 15 شهریور ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: منطق خطرناک / بی‌طرف مردود است / چرا حسین(ع) قیام کرد؟ / وظیفه و نه انتخاب.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان در برابر تجاوز می‌ایستد / خطر اقتصادی / هتک حرمت حرم ابراهیمی / مسئولیت ما در روز عاشورا.

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

7 محرم 1441 هـ برابر با 15 شهریور 1398 هـ و 6/9/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: منطق خطرناک / بی‌طرف مردود است / چرا حسین(ع) قیام کرد؟ / وظیفه و نه انتخاب.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان در برابر تجاوز می‌ایستد / خطر اقتصادی / هتک حرمت حرم ابراهیمی / مسئولیت ما در روز عاشورا.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب کریم خود می‌فرماید: «فَلَوْلَا کانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکمْ أُولُو بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيهِ وَکانُوا مُجْرِمِينَ * وَمَا کانَ رَبُّک لِيُهْلِک الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ» صدق الله العظيم.

در جامعه خود شاهد بسیاری از انحرافات ایمانی و اخلاقی یا به صورت گسترش فساد، ظلم و طغیان که ممکن است از افراد، گروه‌ها و دولت‌ها سر بزند، هستیم. طبیعی است که گفته شود مسئولیت این وضعیت به عهده کسانی است که این کارها را انجام می‌دهند، مورد تشویق قرار می‌دهند، برای آن زمینه‌سازی می‌کنند، توجیه می‌نمایند، بدان مشروعیت می‌بخشند یا برای آن پوشش حمایتی فراهم می‌کنند.

 

منطق خطرناک

اما مسئولیتی وجود دارد که اکثراً به آن بی‌توجه هستند و آن مسئولیتی است که بر عهده ساکتان یا اکثریت خاموش قرار دارد. آنان کسانی هستند که ظلم، فساد، انحراف و طغیان را می‌بینند و اخبار این چیزها به گوششان می‌رسد، ولی این قضیه را مربوط به خودشان نمی‌دانند، در برابر آن موضع نمی‌گیرند و ترجیح می‌دهند که کناری بنشینند. اعتقادشان این است که در برابر آن چه می‌گذرد مسئولیتی ندارند. چون آنان بی‌طرف هستند و در این کارها مشارکت ندارند یا این که توان مقابله با مشکلاتی را که غالباً در مواجهه با انواع انحرافات روی می‌دهد، ندارند. برخی دیگر با استناد به فرمایش الهی «لَا يُکلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَ» به این موضع خود شرعی می‌دانند. می‌گویند که آنان توان ایستادگی در برابر انحراف را ندارند یا این که دلیل می‌آورند: «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيکمْ إِلَى التَّهْلُکةِ».

برای گسترش این منطق، می‌شنویم که بسیاری می‌گویند: به من ربطی ندارد. یا این که حرف‌هایی درباره مأیوس شدن از اصلاح جامعه می‌شنویم: حرف چه فایده دارد؟ یا این که می‌گویند: حرف من یک قطره در دریاست که تأثیر ندارد، فلج کننده است و درمان نمی‌کند یا این که می‌گویند: آیا همه چیز منوط به من است؟

واضح است که اگر این منطق در جامعه گسترش پیدا کند، بسیار خطرناک است. چون باعث تقویت انحرافات می‌شود و حضور انحراف را تحکیم می‌کند. قرآن کریم این پدیده را علت هلاکت و سقوط جوامع می‌داند: «وَمَا کانَ رَبُّک لِيُهْلِک الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ» و در آیه دیگری می‌فرماید: «وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْکمْ خَاصَّةً»؛ بنابراین شرط نجات جامعه از نابودی و ویرانی و سلامت آن وجود انسان‌های مصلح در آن است.

پیامبر خدا در این باره مثالی آورده است. مثال آنان «همانند مسافران يک کشتی است که برای سوار شدن در آن، قرعه کشی می‌نمايند. در نتيجه، بعضی در طبقه‌ بالا و تعدادی در طبقه پايين قرار می‌گيرند. ساکنين طبقه پايين، برای آب، به طبقه بالا آمد و شد می‌کنند. سپس با يکديگر مشورت نموده و می‌گويند: مزاحم ساکنين طبقه بالا نشويم. بهتر است سهميه‌ خودمان (طبقه‌ پايين کشتي) را سوراخ کنيم(و مستقيماً از آب دريا استفاده کنيم) و باعث اذيت و آزار افراد طبقه بالا نشويم. اگر ساکنان طبقه بالا، آن‌ها را براي اجرای تصمیمشان آزاد بگذارند، همه هلاک خواهند شد، ولی اگر مانع آنان بشوند، همه نجات خواهند يافت.»

 

بی‌طرف مردود است

از این رو موضع اسلام در قبال این پدیده قاطع است. از انسان می‌خواهد که در برابر هر گونه انحراف، ظلم و فساد موضع بگیرد. باید در برابر ظالم بایستد تا او از ظلم و ستم خود دست بردارد، باید در فاسد بایستد تا او به فساد خود خاتمه دهد و در برابر منحرف ایستادگی نماید تا او را از انحراف باز دارد و فرق ندارد که این ظالم، فاسد یا منحرف چه کسی است.

خداوند متعال درباره بنی‌اسرائیل می‌فرماید: «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ * كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ». خداوند متعال به شعیب پیامبر وحی فرمود: «إنّي مُعَذِّبٌ مِن قومِكَ مائَةَ ألفٍ: أربعينَ ألفاً مِن شِرارِهِم وسِتّينَ ألفاً مِن خِيارِهم، فقالَ: يا ربِّ، هؤلاءِ الأشرارُ فما بالُ الأخيارِ؟! فَأوحَی اللّهُ عزّوجلّ إلَيهِ: داهَنوا أهلَ المعاصِي فلَم يَغضَبُوا لِغَضَبِي؛ من صد هزار نفر از مردم تو را عذاب خواهم كرد: چهل هزار نفر بدكار را و شصت هزار نفر از نیكانشان را. شعیب عرض كرد: پروردگارا! بدكاران سزاوارند اما نیكان چرا؟ خداوند عز و جل به او وحی فرمود: آنان با گنه‌کاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نیامدند.»

در حدیثی از پیامبر خدا آمده است: «إنَّ الله عزَّ وجلَّ ليبغض المؤمن الضَّعيف الذي لا دين له. فقيل: وما المؤمن الضّعيف الذي لا دين له؟ قال: الذي لا ينهى عن المنكر؛ خدای عزیز از مؤمن ضعیفی که نفرت دارد. عرض شد: کدام مؤمنی ضعیفی است که دین ندارد؟ حضرت فرمود: نهی از منکر نمی‌کند.»

و در حدیثی آمده است: «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لا يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِعَمَلِ الْخَاصَّةِ، حَتَّى يَرَوُا الْمُنْكَرَ بَيْنَ ظَهْرَانِيهِمْ، وَهُمْ قَادِرُونَ عَلَى أَنْ يُنْكِرُوهُ وَلَمْ يُنْكِرُوهُ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ، عَذَّبَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ الْعَامَّةَ بِالْخَاصَّةِ؛ تا زمانى كه عموم مردم در صدد تغيير خلافکاری‌های عدّه‌ای خاص برآيند، خداوند عموم را به گناه عدّه‌ای خاص عذاب نمی‌کند؛ اما اگر عموم مردم در صدد اصلاح آن عدّه خاص برنيايند، خداوند عموم مردم و آن عدّه خاص را عذاب می‌کند».

و در حدیثی چنین آمده است: «إذا رأى المنكر فلم ينكره وهو يقدر عليه، فقد أحبَّ أن يُعصَى الله، ومن أحبّ أن يُعصَى الله، فقد بارز الله بالعداوة؛ اگر کسی منکری را ببیند كـه توانـایى نـهى از آن را داشـته باشـد ولی این کار را نكـند، در حقیقت دوست دارد كه خـداوند معصیت شود و كسى كه نافرمانى خـدا را دوست داشته باشد، آشكارا بـا خـداوند دشمنى كرده است.»

 

چرا حسین(ع) قیام کرد؟

پس در این باره خداوند متعال بر عهده بندگان خود مسئولیت قرار داده است. چون خداوند انسان ساکت و بی خاصیتی را که هیچ تأثیری بر پیرامون خود ندارد، نمی‌خواهد. بلکه انسان آگاه، گویا و کارآمدی را می‌خواهد که در برابر منکر ضعیف ظاهر نشود و به منکر تن ندهد.

این همان وضعیتی است که امروزه در ایام احیای عاشورا و فداکاری‌هایی که امام حسین(ع) و یاران و اهل بیت او انجام دادند، شاهد آن هستیم. چون امام حسین(ع) بر اساس اصل امر به معروف و نهی از منکر حرکت کرد. فرمود: «إنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّی وَ أَبِي‏ عَلِيِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَمَنْ قَبِلَنِی بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْحَقِّ وَ مَنْ رَدَّ عَلَيَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّى يَقْضِيَ اللَّهُ بَيْنِی وَ بَيْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ؛ همانا من براى سركشى و خود پسندی و تكبر و فساد كردن و ظلم نمودن خارج نشدم [قیام نكردم] و به تحقیق كه من برای اصلاح و درست كردن [كارها] در میان امت جدم قیام كردم و می‌خواهم به نیكی سفارش و از بدی نهی كنم و مطابق سيره جدم رسول خدا و پدرم على بن ابی‌طالب عليهم السّلام رفتار می‌نمایم. پس هر كس كه مرا به جهت اين كه حق ميگويم قبول كند، همانا خداوند به حق سزاوارتر است و كسى كه دست رد به سينه من بزند، صبر می‌کنم تا خدا كه بهترين حکم کنندگان است بين من و آن قوم داورى نمايد.» سپس مردم را تشویق می‌کند که همراه او حرکت کنند. می‌فرماید: «ألا ترون إلى الحقّ لا يعمل به وإلى الباطل لا يتناهى عنه؛ آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌شود؟»

آن حضرت نسبت به عواقب دست کشیدن از این مسئولیت هشدار داده، می‌فرماید: «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ قَالَ فِی حَیَاتِهِ مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ نَاکِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ یَعْمَلُ فِی عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ یُغَیِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ کَانَ حَقِیقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ؛ اما بعد؛ به راستی می‌دانید که پیامبر خدا(ص) در زمان زندگى خود فرمود: کسى که حاکم ستمکاری را که حرام خدا را حلال بداند، عهد و پیمان خدا را بشکند، مخالف سنت رسول خدا باشد، در میان مردم با گناه و عدوان رفتار نماید، ببیند اما گفتار و رفتار خود را تغییر ندهد خدا حق دارد که وى را هم در جایگاهى نظیر جایگاه او داخل کند.» یعنی همراه او وارد دوزخ می‌کند.

در منطق امام حسین(ع) که همان منطق پیامبر خداست، انسان باید انحراف را در هر جایی است و هر قدرتی دارد، نفی کند. البته با توجه به توانی که دارد. چون خداوند به انسان به اندازه تاب و توانش تکلیف می‌دهد و بیش از توانش بار به عهده او نمی‌گذارد. از این رو در حدیث آمده است: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَراً فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ لَيْسَ وَرَاءَ ذَلِكَ شَيْءٌ مِنَ اَلْإِيمَانِ وَ فِي رِوَايَةٍ: إِنَّ ذَلِكَ أَضْعَفُ اَلْإِيمَانِ؛ هر كس از شما منكرى ببيند بايد با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغيير دهد كه پایین‌ترین درجه ايمان همين است.» مهم این است که با ابزارهایی که در اختیار دارد تغییر ایجاد کند و سکوت خود را با ضعف توجیه ننماید.

امام حسین(ع) فساد پیرامون خود را رها نکرد و بر تپه سلامت ننشست تا ببیند چه می‌شود یا این که تسلیم وضعیت موجود نشد و آن را قبول نکرد، بلکه عقیده داشت او در قبال مردم مسئولیت شرعی و اخلاقی دارد تا در برابر این وضعیت بایستد و در این میان از سنگینی بار این مسئولیت آگاهی داشت.

امام حسین(ع) اگر سکوت می‌کرد و بر می‌گشت، می‌توانست به مال و ثروت برسد و همه دروازه‌ها به روی او باز شود. کافی بود با حکومت یزید، این حاکم فاسد و قاتل انسان‌های بی‌گناه اعلام موافقت کند و رأی تأیید به صندوق آرا بیندازد. ولی او این کار را نکرد و آشکارا فریاد کشید: «و چون منی با چون اویی، بیعت نمی‌کند.» زمانی که مخیر شد میان مرگ و امضا کردن حاکم فاسد، ظالم و قاتل یکی را انتخاب کند، بی‌تردید فریاد کشید: «إِنِّي لا أرَى المَوتَ إلّا سَعادةً، وَالحَياةَ مَع الظّالمين إِلّا بَرَماً؛ من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز ننگ نمی‌دانم.»

ما نیز اگر می‌خواهیم حسینی‌های واقعی و جدی در ولایت امام حسین(ع) باشیم، باید حسینی باشیم. باید هدفی را دنبال کنیم که او برای تحقق آن حرکت کرد، به خاطر آن فداکاری نمود و به خاطر آن به شهادت رسید. باید در اصلاح وضعیت جامعه خود بکوشیم. باید در برابر هر فاسد، ظالم و منحرفی بشوریم و با هر جایگاه، طایفه و مذهبی که دارد، نباید او را بپذیریم. چون میان حسین(ع) و فاسدان، ظالمان و کسانی که با منافع مردم بازی می‌کنند، فرسنگ‌ها فاصله است. نمی‌شود با حسین باشیم و برای او اشک بریزیم و مجلس عزاداری بر پا نماییم، اما در برابر منکر، انحراف و فساد نایستیم. چون امام حسین(ع) پیام‌آور اصلاح، جهاد، فداکاری و موضع‌گیری بود و به میزان ارتباط با رسالت و مبانی او با حسین(ع) ارتباط داریم.

 

وظیفه و نه انتخاب

عزیزان! علت بسیاری از دردها و رنج‌های ما از بابت فساد، طغیان و از میان رفتن خیرات و برکات، ترک این مسئولیت و چشم‌پوشی از آن است. طوری شده است که در خانه‌ها، خیابان‌ها، کارخانه‌ها، صحنه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و دینی به راحتی از کنار منکرات می‌گذریم. گویا چیزی ندیده‌ایم. حتی انکار قلبی هم نمی‌کنیم.

امر به معروف و نهی از منکر انتخاب نیست بلکه درست مانند نماز، روزه و حج وظیفه است. بلکه از واجب‌ترین واجبات است؛ زیرا همان طور که در حدیث آمده است، به واسطه امر به معروف و نهی از منکر است که باقی واجبات اقامه می‌شوند، راه‌ها امنیت می‌یابند، درآمدها حلال می‌شوند، سرزمین‌ها آباد می‌گردند، با دشمنان به عدالت و انصاف رفتار می‌شود و کارها درست می‌گردند.

وظیفه ما این است که برای اجرای حکیمانه این واجب در صحنه حضور داشته باشیم. تا فاسدان و ظالمان خاطر جمع به اعمال خود ادامه ندهند. اگر از کارهای آنان جلوگیری نشود، فساد و ظلم آن‌ها همه جامعه ما را در بر خواهد گرفت.

امام حسین(ع) و یارانش بر عهدی که با خداوند بستند، باقی ماندند. ما هم باید در عهدی که با خداوند داریم، صادق باشیم. باید از جمله کسانی باشیم که خداوند درباره‌شان فرموده است: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَللهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! به شما و خودم توصیه می‌نمایم در حال و هوای عاشورا، از موضع حر بن یزید ریاحی درس بگیریم. همان طور که می‌دانید حر از فرماندهان لشکر عمر بن سعد بود. او مأمور شد که امام حسین(ع) و یاران و اهل بیتش را وقتی به کربلا رسیدند، محاصره نماید و نگذارد که امام حسین(ع) به مدینه برگردد یا این که به کوفه برود.

در روز دهم محرم، حر با دو گزینه دشوار روبرو شد. به حسین(ع) ملحق شود و بعد از آن به شهادت برسد؛ چون با این تعداد اندک، به پیروزی نظامی امام حسین(ع) امیدی نمی‌رفت؛ اما بعد از آن به رضوان و نعمت‌های الهی می‌رسید. یا این که با عمر به سعد باقی بماند؛ یعنی به دنیا و مناصب دنیوی برسد. ولی بعد از آن جهنم وجود دارد و آن هم چه جهنمی.

وضعیت دشواری و تصمیم‌گیری در آن بسیار خطرناک و حساس بود. در همین حین یکی از افرادش او را در این حالت دید که به خود می‌لرزد. به او گفت: «تو می‌لرزی. اگر می‌گفتند که شجاع‌ترین مردم کوفه کیست، غیر از تو نام نمی‌بردیم. پاسخ داد: از ترس نمی‌لرزم. ولی دارم انتخاب می‌کنم که با چه کسی باشم. در پایان نیز انتخاب خود را کرد. سپس به اسب خود ضربه زد و می‌گفت: به خداوند سوگند! چیز دیگری را بر بهشت انتخاب نمی‌کنم، حتی اگر قطعه قطعه یا سوزانده شوم.»

سپس سرافکنده نزد امام حسین(ع) رفت. می‌گفت: ای اباعبدالله! آیا بعد از این کارهایی که کردم، توبه من قبول می‌شود؟ امام به او فرمود: «اگر توبه کنی، خداوند توبه تو را می‌پذیرد.» حر از امام خواست که اجازه دهد، اولین فردی باشد که در برابر او به شهادت می‌رسد. رفت و جنگید تا به شهادت رسید. در آن روز امام حسین(ع) به او مدال داد، آن هم چه مدالی. به او فرمود: «تو حر هستی همان طور که مادرت تو را نامید و تو در دنیا حر هستی و تو در آخرت حر هستی.» تو واقعاً حر هستی. چون دنیا و تمام زخارف و زرق و برق‌های آن تو را اسیر نکردند. پس خوش به حالت.

این انتخاب، انتخاب آگاهان است. انتخابی است که ما امروز در برابر آن قرار داریم. چون ما هر روز با این دو راهی‌ها روبرو هستیم. راهی ما را به بهشت می‌رساند و راهی دیگر به جهنم. باید میان شهوات، غرایز، تعصبات و طمع ورزی‌ها خود و دین، ارزش‌ها، عزت و آزادی خود یکی را انتخاب کنیم. باید همانند حر تصمیم بگیریم. غیر از راه بهشت راهی را انتخاب نکنیم. چون رها کردن همه چیز به خاطر بهشت آسان است. اگر این راه را انتخاب کردیم، آزاده خواهیم بود و در برابر چالش‌ها خواهیم ایستاد.

 

لبنان در برابر تجاوز می‌ایستد

از لبنان آغاز می‌کنیم که در روزهای گذشته توانست به تجاوز دشمن پاسخ دهد و قواعد درگیری به حالت اول خود بازگرداند. چون دشمن کوشیده بود که این قواعد را تغییر دهد و هر وقت اراده می‌کرد، با تجاوز، اراده خود را به لبنان تحمیل می‌کرد.

مقاومت نهایت رفتار حکیمانه خود را در مدیریت درگیری با دشمن نشان داد. مقاومت در عین حال که توجه داشت به تجاوز دشمن پاسخ دهد، ناتوانی‌اش را آشکار کند و نشان دهد که دشمن نمی‌تواند جلوی تعدی و واکنش نشان دادن به خود را بگیرد، اهتمام داشت که امنیت و ثبات شهروندان نیز حفظ شود.

تردیدی نیست آن چه که روی داد باعث خواهد شد که دشمن صهیونیستی پیش از هر گونه ماجراجویی، خوب به پیامدهای آن بیندیشد. این پاسخ روحیه لبنانی‌ها را بالا برد و به آنان اطمینان داد که می‌توانند باقیمانده اراضی اشغالی خود را آزاد کنند و این توان را دارند که حق لبنان از منابع نفتی و گازی دریایی را بگیرند و موضع واحد لبنانی‌ها در برابر دشمن را به اثبات رساند. ولی این موفقیت نباید موجب شود که بی‌خیال شویم؛ زیرا دشمنی که غیرتش جریحه‌دار و مجبور شده است به معادلاتی تن دهد که تجاوزگری‌هایش را محدود می‌نماید، از هیچ فرصتی برای بازگرداندن اعتبار و عظمت از دست رفته خود بعد از جنگ 2006 دریغ نمی‌کند. از این رو برای مقابله با دشمن باید هوشیاری و آمادگی را حفظ کرد. به ویژه بعد از اظهار نظرهای اخیر نخست وزیر دشمن و اتهام زنی به مقاومت.

 

خطر اقتصادی

به موازات این رویداد، خطر اقتصادی خود را نشان داده است. خطری که قوت روزانه، آزادی و حتی امنیت و حاکمیت ملی لبنانی‌ها را مورد تهدید قرار داده است. آن هم بعد از نشستی که در بعبدا با حضور همه جریان‌های سیاسی برای بررسی نحوه برون رفت از این وضعیت تشکیل گردید و به دولت شش ماه فرصت داده شد تا برای پرهیز از فروپاشی حتمی، روند وضعیت فعلی را اصلاح نماید.

امیدواریم که نتیجه نشست اقتصادی بعبدا، اقداماتی باشد که جلوی ورود کشور به متن تندباد و تونل تاریکی را بگیرد که ممکن است بندهای اساسی اصلاحات را به گورستان کمیسیون‌های فوق العاده یا زیر میز تقابل‌ها و درگیری‌های سیاسی بیندازد که همیشه شاهد آن بوده‌ایم. هر چند که بسیاری ایراد می‌گیرند که ابزارهای عملی برای مبارزه با مجموعه‌های فساد و حیف و میل مشخص نشده است یا این که حرف و سخن‌هایی درباره نحوه اجرای توصیه‌های مربوط به باز پس‌گیری اموال دولتی غارت شده و محاکمه مفسدان وجود دارد.

خواست غالب لبنانی‌ها این است که مسئولان بار آن‌ها را سنگین نکنند. چون دیگر توان تحمل آن را ندارند و از دولت می‌خواهند این بار سنگین را به عهده کسانی بیندازند که از جیب معیشت مردم، سرمایه‌های هنگفتی را برای خود اندوخته‌اند.

درست در همین اوضاع مسئله تحریم‌های اقتصادی نیز مطرح می‌شود که بخش بانکی را مورد تهدید قرار داده است. این تحریم‌ها به بخش حیاتی اقتصاد لبنان و مقدرات و منافع مردم لبنان آسیب وارد می‌کنند. از این رو لازم است که دولت لبنان و به ویژه بانک مرکزی دخالت کند. چشم امید مردم لبنان به بانک مرکزی است؛ زیرا بانک مرکزی ضامن حرکت سالم بانک‌ها و اموال به امانت گذاشته شده در آن‌هاست. از بانک مرکزی می‌خواهیم به مسئولیت خود در ازای شهروندان به صورت کامل عمل کند و برای پیامدهای ناشی از بسته شدن یکی از بانک‌ها سریعاً چاره اندیشی نماید و به وعده‌هایی که به سپرده‌گذاران داده ‌شده، عمل نماید و از لبنانی‌ها در برابر خطری که اموالشان را تهدید می‌نماید، حمایت کند. دولت لبنان نمی‌تواند از مسئولیت خود در ازای شهروندان و حفظ حقوقشان دست بردارد.

 

هتک حرمت حرم ابراهیمی

در فلسطین، باید به موج تازه‌ای از یورش صهیونیست‌ها به مقدسات دینی آن بپردازیم. آن هم بعد از این که نتانیاهو رئیس دولت رژیم صهیونیستی در حرم ابراهیمی که در شهر الخلیل تحت حاکمیت فلسطینی قرار دارد، دخالت نمود و کوشید که حاکمیت اشغالگران بر این حرم را که شامل مقام حضرت ابراهیم و ساره همسر آن حضرت می‌شود و حق شهرک نشینان در شهر الخلیل را تثبیت کند.

ما این دخالت را خدشه‌دار شدن آشکار احساسات همه اعراب و مسلمانان می‌دانیم. چون حرم ابراهیمی نماد دینی است. البته اطمینان داریم که مردم فلسطین می‌توانند با این چالش متوالی مقابله کنند. از تشکیلات فلسطینی و همه دولت‌های عربی و اسلامی نیز می‌خواهیم که در برابر هتک متوالی مقدسات در الخلیل و قدس، موضع محکم اتخاذ کنند و اقدامات پیشگیرانه و قاطعی را اتخاذ نمایند.

 

مسئولیت ما در روز عاشورا

در خاتمه باید اشاره کنیم که چند روز بعد روز عاشوراست. عاشورا یادآور عزت و قهرمانی‌های امام حسین(ع) و یاران و اهل بیت او در برابر ظلم، فساد و بی‌توجهی به مصالح و مقدرات مردم است. خواست ما این است که عاشورا مناسبتی باشد که تمام ره پویان عزت، آزادی و عدالت با هر دین و مذهبی، دور آن جمع شوند و فریادی خونین در برابر ظالمان، طاغوت‌ها و غارتگران منافع مردم باشد.

اجتماع عاشورا باید دارای این پیام انسانی و وحدت ‌آفرین باشد. عاشورا باید از همه چیزهایی که چه در اندیشه و چه در روش، به سیمای ناب و اصیل آن آسیب وارد می‌کنند دور شود تا بتواند تا آن جایی که امکان دارد به اهداف خود برسد.