خطبه جمعه، 22 شهریور ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: دروغ بستن به خدا / دروغ بستن به اهل بیت(ع) / وظیفه حصول اطمینان / معیارهای پذیرش احادیث.

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت فوق العاده اقتصادی / موضوع تعیینات... و مزدوران / وحدت برای مقابله با توطئه‌ها / همدردی با اعطای خون.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

14 محرم 1441 هـ برابر با 22 شهریور 1398 هـ و 13/9/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: دروغ بستن به خدا / دروغ بستن به اهل بیت(ع) / وظیفه حصول اطمینان / معیارهای پذیرش احادیث.

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت فوق العاده اقتصادی / موضوع تعیینات... و مزدوران / وحدت برای مقابله با توطئه‌ها / همدردی با اعطای خون.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب کریم خود می‌فرماید: «وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ کذَبُوا عَلَى الله وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْمُتَکبِّرِينَ» صدق الله العظيم.

 

دروغ بستن به خدا

دروغ بستن به خدا خطرناک‌ترین انواع دروغ است و شامل دروغ بستن ناآگاهانه به خداوند است؛ مانند توصیف خداوند به اوصافی که خداوند خود را به آن‌ها وصف نکرده است یا نسبت دادن شریک یا همتا به خداوند یا حلال کردن آن چه خداوند حرام کرده است یا حرام کردن چیزی که خداوند حلال نموده است «وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُکمُ الْکذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى الله الْکذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى الله الْکذِبَ لَا يُفْلِحُونَ».

خطرناکی دروغ بستن به خداوند روشن است؛ زیرا این کار اهانت به جایگاه، موقعیت و عظمت خداوند است. چگونه این گونه نباشد، در حالی که او از ظاهر و باطن آگاه است؟! خداوند نسبت به این موضوع هشدار داده و فرموده است: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى الله کذِباً أَوْ کذَّبَ بِآَيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ». حتی برای روشن کردن خطرناکی این امر خطاب به پیامبر فرموده است: «وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَمَا مِنْکمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ».

آن چه درباره هشدار نسبت به دروغ بستن به خداوند عزوجل وارد شده است، شامل دروغ بستن به پیامبر خدا(ص) و ائمه اهل بیت(ع) نیز می‌شود؛ زیرا تمام گفتارها و رفتارهای آنان بیانگر اراده الهی هستند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْکمْ». چون خداوند اطاعت از پیامبر(ص) و ائمه(ع) را در کنار اطاعت از خود آورده است. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «حديثي حديث أبي و حديث أبي... حديث رسول الله و حديث رسول الله حديث الله عزّوجلّ؛ حدیث من، حدیث پدرم و حدیث پدرم... حدیث پیامبر خدا و حدیث پیامبر خدا، حدیث خداوند عزوجل است.»

 

دروغ بستن به اهل بیت(ع)

دروغ بستن به اهل بیت اهداف و علل متعدد دارد. شاید یکی از دلایل این کار، آسیب زدن و مخدوش نمودن سیمای آنان باشد. روش دشمنان و کسانی که کینه پیامبر خدا(ص) و اهل بیت(ع) داشته اند و ناصبین در طول زمان همین بوده است. ولی برخی اوقات، دروغ بستن ناشی از محبت و دوستی است که به غلو و نسبت دادن صفات و احادیثی به پیامبر خدا و اهل بیت می‌انجامد که مورد رضایت خود آن بزرگواران نیستند. پیامبر خدا نیز با این پدیده روبرو بود. تا جایی که درباره دروغ بستن به خود سخنانی ایراد کرد و فرمود: «أيّها النّاس، قد کثرت عليَّ الکذّابة، فمن کذب عليَّ متعمِّداً، فليتبوّأ مقعده من النّار؛ ای مردم! فراوان به من نسبت دروغ دادند و بعدها نیز خواهند داد. هرکس به من نسبت دروغ دهد جایگاهش جهنم خواهد بود.»

جالب است که این حدیث در منابع سنی و شیعه آمده است؛ بنابراین باید مورد تأمل و تدبر قرار گیرد. چون این حدیث از پیامبر خدا(ص) وارد شده است و عذاب در انتظار کسانی است که با سوء استفاده از جایگاه معنوی پیامبر، چیزهایی نادرست را به آن حضرت نسبت می‌دهند و به پیامبر خدا دروغ می‌بندند.

ائمه اهل بیت(ع) همواره از این پدیده در رنج بوده‌اند. چون گفتارها و رفتارهایی به ایشان نسبت به داده شده، صفاتی به آنان افزوده شده است که در ایشان نبوده و احادیثی به آنان نسبت داده شده است که از آنان صادر نشده‌اند. ما این پدیده را در برخی اقوال که درباره عاشورا نقل می‌شوند نیز می‌بینیم. چیزهایی را می‌بینیم که به سیمای امام حسین(ع) و همراهان او آسیب می‌زنند و اهداف و خاستگاه‌های این انقلاب را مخدوش می‌نمایند. تا جایی که امام صادق(ع) فرمود: «لاتَقبَلوُا عَلَینا حَدیثاً اِلاّ ما وافَقَ القُرآنَ وَاَلسُّنَّتَه اَو تَجِدوُنَ مَعَهُ شاهِداً مِن اَحادیثِتا المُتَقَدِّمَهِ؛ از قول ما حدیثی به‌جز حدیثی که موافق قرآن و سنّت پیامبر باشد یا شاهدی از احادیث قبلی، برای آن پیدا کنید قبول نکنید». سپس امام صادق(ع) به روش دروغ بستن به خودشان را مورد اشاره قرار داده، می‌فرماید: «فَانَّ مُغَیرَهَ ابنَ سَعیدٍ لَعَنَهُ اللهُ دَسَّ فی کُتُبِ اَصحابِ اَبی اَحادیثَ لَم یُحَدّثْ بِها اَبی. فَاتَّقُوا اللهَ وَ لا تَقبَلوُا عَلَینا ما خالَفَ قَولَ رَبِّنا؛ چون مغیره ابن سعید در کتاب‌های اصحاب پدر من احادیثی را وارد کرده که پدرم چنان حرفی نزده؛ بنابراین از خدا بترسید و از قول ما حرفی که خلاف گفته خدای ما باشد، قبول نکنید».

امام باقر(ع) نیز درباره موارد دروغ بستن به خودشان به یکی از یاران خود چنین می‌فرماید: «يَابنَ أبي مَحمودٍ! إنَّ مُخالِفينا وَضَعوا أخبارًا في فَضائِلِنا وجَعَلوها عَلى ثَلاثَةِ أقسامٍ: أحَدُهَا الغُلُوُّ، وثانيهَا التَّقصيرُ في أمرِنا، وثالِثُهَا التَّصريحُ بِمَثالِبِ أعدائِنا، فَإِذا سَمِعَ النّاسُ الغُلُوَّ فينا کفَّروا شيعَتَنا ونَسَبوهُم إلَى القَولِ بِرُبوبِيَّتِنا، وإذا سَمِعُوا التَّقصيرَ اعتَقَدوهُ فينا، وإذا سَمِعوا مَثالِبَ أعدائِنا بِأَسمائِهِم ثَلَبونا بِأَسمائِنا؛ اى پسر ابى محمود! مخالفان ما اخبارى در فضايل ما ساخته‌اند که به سه دسته تقسيم می‌شوند: يکى اخبار غلوآميز، ديگرى اخبارى که در حقّ ما کوتاه آمده‌اند و سوم اخبارى که از دشمنان ما به صراحت اسم می‌برند و عیب‌هایشان را بازگو می‌کنند. مردم چون اخبارى را که درباره ما غلو کرده‌اند بشنوند، شيعيان را تکفير کنند و اعتقاد به خدا بودن ما را به آنان نسبت دهند و هرگاه اخبارى را که در حقّ ما تفريط و کوتاهى کرده‌اند بشنوند، آن‌ها را در حقّ ما باور کنند و هرگاه اخبارى را که از دشمنان ما به صراحت اسم می‌برند و بدگویی می‌کنند بشنوند، به ما بی‌حرمتی کنند».

امام علی(ع) نیز می‌فرمود: «هلک فيَّ اثنان؛ محبّ غالٍ ومبغض قالٍ؛ دو کس درباره من هلاک شدند: دوستى که در دوستی‌اش غلو کند و دشمنى که در دشمنی‌اش افراط ورزد.»

 

وظیفه حصول اطمینان

از این رو عزیزان! با توجه به حجم زیادی از احادیث و روایاتی که نقل می‌کنیم یا به‌ وسیله رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی، سخنرانان و مبلغان به گوش ما می‌رسند، باید خیلی هوشیار باشیم تا درباره خداوند، پیامبران و ائمه(ع) جز بعد از حصول اطمینان از درستی آن‌ها، حدیث، روایت یا رویدادی وارد باور ما نشود. نباید از کسانی شویم که به خداوند دروغ می‌بندند و به اراده الهی که توسط خداوند یا پیامبرش به ما رسیده‌اند، آسیب می‌زنند.

البته نباید طوری شود که به بهانه دروغ بودن برخی احادیث، همه آن‌ها را کنار بگذاریم و بگوییم که ما فقط قرآن را قبول داریم. چیزی که فعلاً متداول شده است. چون این کار نیز مخالف فرمایش خداوند متعال است: «وَمَا آَتَاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُو». وصیت پیامبر خدا نیز این است: «إني تارک فيکم ما إن تمسَّکتُم به لن تضلُّوا: کتاب الله، وعِترتي أهل بيتي؛ فإنَّهما لن يفترقَا حتى يرِدَا عليَّ الحوضَ؛ من در میان شما دو چیز گرانبها را می‌گذارم. تا زمانی که به آن‌ها تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و عترت من اهل بیت من. چون آن دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا این که در حوض کوثر بر من وارد شوند». آیا درست است که سیره پیامبر اکرم و اهل بیت او را نپذیریم؟!

 

معیارهای پذیرش احادیث

ولی شایسته است که ما در پذیرش یا نقل روایات عجله نکنیم؛ بنابراین باید در آن‌ها دقت کنیم و از درستی‌شان مطمئن گردیم. این امر شاید در درجه اول وظیفه علما، محققان و دانشجویان و بعد از آن وظیفه همه است. برای این منظور ضوابط و معیارهای علمی و شرعی وضع گردیده است:

اول – باید منبع و سند هر خبر یا حدیثی را که از خداوند عزوجل یا پیامبر و ائمه(ع) نقل می‌شود، مورد بررسی قرار دهیم تا از میزان واقعیت منبع و درستی آن مطمئن گردیم.

دوم – بررسی محتوا. باید هر حدیثی را به کتاب خدا عرضه کنیم. کتابی که از هیچ سویی باطل به آن راه ندارد. در این باره وارد شده است: «وما جاءکم من حديث من برّ أو فاجر، فاعرضوه على کتاب الله، فما وافق کتاب الله فخذوه، وما خالف کتاب الله فاضربوا به عرض الحائط؛ هر گاه خوب یا بدی حدیثی را برای شما آورد، آن را بر کتاب خدا عرضه دارید. اگر با کتاب خدا موافق بود بپذیرید و اگر با کتاب خدا مخالفت داشت، آن را به دیوار بزنید». امکان ندارد حدیثی را بپذیریم که با قرآن یا قواعد مورد اشاره آن منافات داشته باشد. مثلاً وقتی قرآن کریم به کرامت انسان، همه انسان‌ها فرامی‌خواند «وَلَقَدْ کرَّمْنَا بَنِي آَدَمَ» یا وقتی به وحدت و عدم تفرقه و نزاع «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُکمْ» و عدالت «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى» و نفی عبودیت غیرخدا دعوت می‌نماید. یا زمانی که تأکید می‌کند روزی و تدبیر فقط به دست خداست و همه چیز به دست خداست. زمانی که می‌فرماید: «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَک اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» یا زمانی که تأکید می نماید ملاک برتری در میان مردم فقط به تقواست: «إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ الله أَتْقَاکمْ».

سوم - سومین راه برای حصول اطمینان از درستی حدیث، ارائه آن به عقل است. در حدیث آمده است: «فَمَا وَرَدَ عَلَيْکمْ مِنْ حَدِيثِ آلِ مُحَمَّدٍ ص فَلَانَتْ لَهُ قُلُوبُکمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا اشْمَأَزَّتْ مِنْهُ قُلُوبُکمْ وَ أَنـْکـَرْتـُمـُوهُ فـَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسـُولِ وَ إِلَى الْعـَالِمِ مـِنْ آلِ مـُحَمَّدٍ؛ پس هر حديثى کـه از آل محمد صلی اللّه عليه و آله به شـما رسيد و در برابر آن آرامش دل يافتيد و آن را آشنا ديديد، بپذيريد و هر حديثى را که دلتان از آن رميد و ناآشنا ديديد، آن را به خدا و پيامبر و عالم آل محمد رد کنید.» در حدیث آمده است: «استفتِ قلبک؛ از قلبت نظر بخواه.» در این جا منظور از قلب همان عقل است.

چون آموزه‌های دینی نمی‌تواند با عقل منافات داشته باشد بلکه با عقل هماهنگ است: «لمَّا خَلَقَ اَللَّهُ اَلْعَقْلَ اِسْتَنْطَقَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْک وَ لاَ أَکمَلْتُک إِلاَّ فِيمَنْ أُحِبُّ أَمَا إِنِّي إِيَّاک آمُرُ وَ إِيَّاک أَنْهَى وَ إِيَّاک أُعَاقِبُ وَ إِيَّاک أُثِيبُ؛ چون خدا عقل را آفريد، از او بازپرسى کرده به او گفت: پيش آى پيش آمد. گفت: بازگرد، بازگشت. فرمود: به عزت و جلالم سوگند! مخلوقى که از تو نزدم محبوب‌تر باشد نيافريدم و ترا تنها به کسانی که دوستشان دارم به‌طور کامل دادم. همانا امر و نهى کيفر و پاداشم متوجه تو است.»

در حدیث آمده است: «إنَّ لله على النّاس حجّتَينْ: حجّةً ظاهرةً، وحجّةً باطنةً، فأمّا الظّاهرة، فالرسول والأنبياء والأئمّة، وأمّا الباطنة فالعقول؛ خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم‌السلام هستند و حجت درونى همان خردهاست.» میان این دو حجت تضاد و تناقض وجود ندارد؛ بنابراین هر حدیث صحیحی که از پیامبر خدا(ص) برای ما بیاید، عقل نیز به آن ایمان می‌آورد. ممکن است برخی‌ها موضوع ایمان به غیب را مطرح کنند و آن را مخالف عقل بدانند که باید گفت این برداشت نادرست است؛ زیرا ایمان به غیب نیز مبنای عقلی دارد. چون ما از آن روی به غیب ایمان داریم که به خدا، پیامبر و ائمه(ع) ایمان داریم؛ بنابراین ما به هر غیبی ایمان نداریم. بلکه به آن چیزهایی ایمان داریم که از نظر سند و محتوای درست، ثابت گردیده که از آن بزرگواران وارد شده است.

اگر انسان با ایمان نتوانست با ابزارهایی که بدان‌ها اشاره کردیم، به درستی حدیث پی ببرد، در این باره باید به اهل علم و معرفت مراجعه نماید: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ».

از این رو از بابت دقت در آن چه به ما رسیده است، مسئولیت سنگینی به عهده ماست. مسئولیت دیگری که متوجه ماست این است که در نقل آن‌ها عجله نکنیم. نباید چیزهایی را نقل کنیم که از درستی‌شان اطمینان نداریم. با این کار نه به عقل خود ما بی‌حرمتی خواهد شد و نه اجازه خواهیم داد که عقل مردم و اندیشه‌ها و برداشت‌های دینی آنان و البته در سایر موارد دیگر مخدوش شود. به هر حال همان طور که اشاره داشتیم این امر خطرناک و حساس است. چون دروغ بستن به خداوند پیامدهای خطرناکی دارد. به ویژه در این زمان که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بسیار پیشرفته شده‌اند. هر سخنی به سرعت به همگان می‌رسد و بدون حساب و کتاب منتشر می‌گردد. ولی خداوند در این باره نیز رهنمودهای لازم را در اختیار ما قرار داده است: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَک بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کلُّ أُولَئِک کانَ عَنْهُ مَسْئُول».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزهایی توصیه می‌نمایم که امام حسین(ع) هنگام خداحافظی با محمد بن حنفیه پیش از ترک مدینه به سوی کربلا به او وصیت نمود: «إنَّ الحسين يشهدُ أنْ لا إله إلا الله، وَحدَهُ لا شريک له، وأنَّ محمَّداً عبدُه ورسولُه، جَاء بالحقِّ من عنده، وأنَّ الجنَّة حَقٌّ، والنَّار حَقٌّ، والسَّاعة آتيةٌ لا ريب فيها، وأنَّ الله يبعثُ من في القبور، وإنِّي لم أخرج أشِراً ولا بَطِراً، ولا مُفسِداً ولا ظَالِماً، وإنَّما خرجتُ لطلب الإصلاح في أمَّة جَدِّي(ص)، أريدُ أنْ آمُرَ بالمعروفِ وأنْهَى عنِ المنکر، وأسيرَ بِسيرَةِ جَدِّي، وأبي علي بن أبي طَالِب، فَمَنْ قَبلني بقبول الحقّ فالله أولى بالحقِّ، ومن ردَّ عليَّ هذا، أصْبِرُ حتى يقضيَ اللهُ بيني وبين القوم، وهو خَيرُ الحاکمين. وهذه وصيّتي يا أخي إليک، وما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت وإليه أنيب؛ حسين گواهی می‌دهد که خدایی جز الله وجود ندارد. خدا يکى است و شريکى ندارد و به ‌راستی که حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله عبد و رسول خدا هست که حقیقت را از جانب خدای حق آورد و همانا که بهشت و جهنم حق هستند و قيامت خواهد آمد و هیچ شکى در آن نيست و خداوند هر کسى را که در قبور باشد زنده خواهد کرد و همانا من براى سرکشى و خودپسندی و تکبر و فساد کردن و ظلم نمودن خارج نشدم و به تحقیق که من برای اصلاح و درست کردن [کارها] در میان امت جدم قیام کردم و می‌خواهم به نیکی سفارش و از بدی نهی کنم و مطابق سيره جدم رسول خدا و پدرم على بن ابی‌طالب رفتار می‌نمایم. پس هر کس که مرا به جهت اينکه حق ميگويم قبول کند همانا خداوند به حق سزاوارتر است و کسى که دست رد به سینه من بزند من صبر می‌کنم تا خدا که بهترين حکم‌کنندگان است بين من و آن قوم داورى نمايد. ای برادرم اين وصیت من است به تو. توفيق من جز با خدا نيست من به خدا توکل می‌کنم و به‌ سوی او توبه می‌نمایم.»

وصیت امام حسین(ع) فقط خطاب به افراد هم عصر او نیست، بلکه خواست امام این است که این وصیت به همه مکان‌ها و زمان‌ها برسد. این وصیت برای همه کسانی است که به امامت آن حضرت ملتزم هستند و ولایت او را قبول دارند. این وصیت از آنان می‌خواهد که تمام دغدغه‌شان اصلاح جامعه‌شان باشد. اصلاح در عرصه‌های دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بهذ منظور تصحیح روند موجود. در همه این عرصه‌ها باید افرادی باشند که امر به معروف و نهی از منکر کنند و هر تاوان و فداکاری که ایجاب کرد، در این راه مجامله و مدارا نکنند.

این کار وفاداری به امام حسین(ع) و همه خون‌هایی است که در کربلا به زمین ریختند. به این ترتیب عاشورا در هر سال، باعث تغییر جامعه و زدودن فساد و انحراف از آن خواهد شد و ما نیز در برابر چالش‌ها قدرتمندتر خواهیم شد.

 

وضعیت فوق العاده اقتصادی

از لبنان آغاز می‌کنیم که وضعیت اقتصادی و پیامدهای آن به دغدغه لبنانی‌ها تبدیل شده است. آن چه بر دشواری این وضعیت افزوده است، قرار گرفتن در آستانه سال جدید تحصیلی با همه پیامدهای آن است. با توجه به شعار وضعیت فوق العاده اقتصادی

که دولت مطرح کرده است، مردم تحرک جدی را از جانب دولت نمی‌بینند. بعد از اعلام وضعیت فوق العاده اقتصادی، لبنانی‌ها انتظار داشتند با حل بحران برق، بستن روزنه‌های فساد و حیف و میل یا کاستی‌هایی که در نظام مناقصه‌ها و قراردادها وجود دارند، بازگرداندن اموال غارت شده دولت و شروع برداشتن گام‌های شفاف اصلاحات، حرکت سریعی برای درمان علل وضعیت کنونی کشور، صورت گیرد. بلکه قضیه برعکس است. می‌بینیم که همان وضعیت قبلی ادامه دارد. گویا همه چیز کشور در امن و امان است.

بعد از گردهمایی جریان‌های سیاسی حاضر در دولت و پارلمان در کاخ بعبدا که همگی برای برون رفتن از این وضعیت ابراز تمایل کردند و بیان خطر و حساسیت این برهه و آثار فاجعه‌بار آن در صورت تداوم وضعیت فعلی کشور، نمی‌توان گفت که دولت از برداشتن گام‌های جدی و کارآمد ناتوان است.

ولی به رغم خطرات وضعیت کنونی، به نظر نمی‌رسد که برخورد جدی با این وضعیت صورت گیرد. یکی از نمایندگان هیئت‌های بین المللی نیز به این واقعیت اشاره کرد و اظهار داشت که لبنان به خودش کمک نمی‌کند. در این زمینه نمی‌خواهیم به سرعت درباره جریان‌های سیاسی قضاوت کنیم، چون به خودشان فرصت شش ماهه برای انجام مسئولیت‌ها داده‌اند، ولی امیدواریم که این وضعیت تغییر کند و مسئولان گام‌های اصلاحات شفاف و روشن را بردارند. اصلاحاتی که محدود به مسئله اقتصادی نشود بلکه تمام چیزهایی را که به روند مدیریت دولت می‌شود نیز در بر گیرد تا این که دوباره اعتماد خود را به آنان از دست ندهیم و ما نیز این بی‌اعتمادی را نمی‌خواهیم.

 

موضوع تعیینات... و مزدوران

در چنین شرایطی مسئله تعیینات خودنمایی می‌کند. از جریان‌های سیاسی انتظار داشتیم به وعده‌های خود در زمینه دور نگاه‌داشتن مسئله تعیینات از سهمیه‌بندی‌ها و در نظر داشتن شایسته‌ سالاری و امانت‌داری عمل کنند. فرد مناسب با هر موقعیت سیاسی باید در مکان مناسب قرار داده شود. این تناسب باید به ویژه در دستگاه قضایی رعایت شود. درخواست ما این است که تعیینات دستگاه قضایی بر اساس ابزارهای روشن و شفاف صورت گیرد و بدون چشمداشت به جریان‌های سیاسی، بر آزادی و استقلال دستگاه قضایی تأکید گردد. در این صورت دستگاه قضایی کشور می‌تواند بدون در نظر داشت مقام‌ها و مناصب، به تحقق برای همه اقدام نماید.

به خاطر قتل‌هایی که بارها اتفاق افتاده است، بار دیگر مسئله مهاجران لبنانی مطرح گردیده است. قتل‌هایی که اخیراً در نیجریه روی داد یا پدیده آدم‌ربایی که اخیراً درباره حسن جابر شهروند لبنانی اتفاق افتاد. این‌ها علاوه بر حوادثی است که در گذشته روی داده‌اند. در اینجا از دولت می‌خواهیم که به مسئولیت خود در حمایت و توجه به لبنانی‌ها عمل کند.

همین طور از ایجاد تسهیلات برای ورود یکی از مزدورانی که در شکنجه بازداشتی‌ها در بازداشتگاه خیام نقش داشت، تعجب کردیم. از دستگاه قضایی می‌خواهیم به وظیفه خود در تعقیب کسانی که در آسیب زدن به کشور و فرزندان آن نقش داشتند، عمل کنند. این مسئله نباید جنبه طایفه‌ای به خود بگیرد. چون خیانت که طایفه نمی‌شناسد.

 

وحدت برای مقابله با توطئه‌ها

به فلسطین اشغالی می‌رسیم. تنور انتخابات در رژیم صهیونیستی گرم است و همان طور که نتانیاهو در تلاش‌های اخیر خود انجام داد، می‌خواهند که مردم فلسطین هیزم این انتخابات باشند. او اعلام داشت که تمایل دارد تا وادی اردن و بخش‌هایی از کرانه غربی را به این رژیم ضمیمه کند و به تجاوزات متوالی خود به غزه ادامه دهد.

در عین حال که امید داشتیم سازمان ملل متحد برخورد قاطعی با تجاوزات اخیر دشمن صهیونیستی داشته باشد و به صدور بیانیه‌ها یا اتخاذ موضع‌گیری‌های خجالت آمیزی که در برابر دشمن بازدارندگی ندارد، بسنده نکند، از مردم فلسطین می‌خواهیم در برابر توطئه‌هایی که سعی در بلعیدن تدریجی کرانه غربی دارد، متحد شوند. در عین حال از جامعه عرب و سازمان همکاری اسلامی انتظار داشتیم که در حد و اندازه آمال و آرزوهای اعراب و مسلمانان باشد و این وضعیت جدید را نفی نمایند. نباید به صدور بیانیه‌هایی که فایده‌ای برای ملت فلسطین ندارند، بسنده کنند.

 

همدردی با اعطای خون

در خاتمه باید عرض کنیم: بعد از پایان عزاداری‌های عاشورا که در آن محبان امام حسین(ع) عواطف و احساسات و تمایل خود را برای متحد کردن تلاش‌ها به منظور اصلاحات همه جانبه جامعه، زدودن فساد از آن و تأکید بر این که دستشان برای تحقق این اهداف به سوی دیگران دراز است، نشان دادند باید از کسانی تشکر کرد که به جای انجام کارهایی که به عزاداری آسیب می‌زنند، برای کاستن از دردها و رنج‌های مردم، خون اهدا کردند.

ما از این روحیه که معرف روح امام حسین(ع) تقدیر و تشکر می‌کنم. او جان خود را برای زنده شدن دیگران داد.