خطبه جمعه، 29 شهریور ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: سنت ابتلا / حتمی بودن بلا / اهمیت آماده شدن برای مقابله / وعده خداوند به صابران / پایمردی راه پیروزی است.

مطالب مهم خطبه دوم: خطری که کشور را تهدید می‌نماید / گریزی از اصلاحات نیست / موضوع مزدوران دشمن / حمایت منطقه با تفاهم ممکن است.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

21 محرم 1441 هـ برابر با 29 شهریور 1398 هـ و 20/9/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: سنت ابتلا / حتمی بودن بلا / اهمیت آماده شدن برای مقابله / وعده خداوند به صابران / پایمردی راه پیروزی است.

مطالب مهم خطبه دوم: خطری که کشور را تهدید می‌نماید / گریزی از اصلاحات نیست / موضوع مزدوران دشمن / حمایت منطقه با تفاهم ممکن است.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب کریم خود می‌فرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِکم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ» صدق الله العظيم.

 

سنت ابتلا

آیه‌ای که تلاوت کردیم به واقعیتی اشاره می‌نماید که هیچ‌گاه نباید از نظر مردان و زنان با ایمان دور بماند. واقعیت این است بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است، راهی همواره و آکنده از گل و بلبل ندارد. بلکه این راه پر از خار و مانع است و رسیدن به آن به صبر و تحمل رنج نیاز دارد.

در حدیث آمده است: «وَ مَنْ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ لَمْ يَصْبِرْ عَلَى الشَّدَائِدِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ؛ و هر که از خدا بهشت بخواهد اما بر گرفتاری‌ها صبر نکند خود را مسخره کرده است.»

امام علی(ع) نیز به کسانی که عقیده داشتند با انجام اندک سنت‌ها، می‌توانند به بهشت برسند، می‌فرمود: «أَفَبِهذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ وَتَکونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ؟ هَيْهَاتَ! لاَ يُخْدَعُ اللهُ عَنْ جَنَّتِهِ، وَلاَ تُنَالُ مَرْضَاتُهُ إِلاَّ بِطَاعَتِهِ؛ با اين رويّه می‌خواهید در بهشت در جوار رحمت خدا و از ارجمندترين دوستان او باشيد؟ هیهات! بهشت خدا را با فريب نمی‌توان از او گرفت و خشنودى او جز با طاعتش به دست نيايد.»

واقعیت دیگری که این آیه بدان اشاره دارد، به دنیا مربوط می‌شود. واقعیت این است که پیروزی وعده داده شده توسط خداوند به مؤمنان با آرزو و راحت طلبی به دست نمی‌آید. بلکه با رویارویی با دردها، رنج‌ها، جنگ‌ها و تحریم‌ها به دست می‌آید. شاید کار به جایی برسد که از شدت سختی‌ها، به درگاه الهی استغاثه کنند و از خداوند بخواهند که از درد و رنجشان بکاهد و نصرتی را که به آن وعده داده بود، محقق نماید. خداوند در اشاره به این واقعیت می‌فرماید: «مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

بنابراین ابتلا یکی از سنت‌های الهی در رابطه با بندگان با ایمان اوست. این سنت در گذشته و حال جریان داشته و بعد از این نیز جریان خواهد داشت تا خداوند خواسته خود را به انجام برساند و میزان ثبات و پایمردی بندگان نیز معلوم گردد. خداوند در اشاره به این امر می‌فرماید: «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَکوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْکاذِبِينَ» [العنکبوت/ 1-2-3].

در اینجا منظور از فتنه، بلای شدیدی است که اعماق وجود انسان را به لرزه در آورد. این معنا را می‌توان از ریشه این واژه به دست آورد. فتنه در اصل به معنای ذوب کردن طلا برای پاک کردن آن از ناخالصی‌هاست. وقتی فتنه برای انسان روی می‌دهد، او را آن چنان گداخته می‌نماید که اصل و جوهره او آشکار می‌گردد و ناخالصی‌ها از او زدوده می‌شوند. در این باره خداوند متعال می‌فرماید: «وَلِيَبْتَلِيَ اللهُ مَا فِي صُدُورِکمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِکمْ وَاللهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» [آل عمران/154].

 

حتمی بودن بلا

در آیه‌ای دیگر خداوند از نشانه‌های بلایی که دامن‌گیر مؤمنان می‌شود، سخن می‌گوید. زمانی که مؤمنان مورد تعدی قرار می‌گیرند یا زمانی که باید به جنگ دشمنان بروند. جنگ و فداکاری‌هایی که در جریان آن روی می‌دهد، مردم را از همدیگر مشخص می‌کند. معلوم می‌کند که چه کسانی مجاهد و صابر هستند و چه کسانی ترسو و سست عنصر: «وَلَنَبْلُوَنَّکمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنکمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَکمْ» [محمد/ 31].

امام علی(ع) در اشاره به حتمی بودن بلا و آثار آن می‌فرماید: «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً، وَلَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً، وَلَتُسَاطُنَّ سَوْطَ اَلْقِدْرِ، حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُکمْ أَعْلاَکمْ، وَأَعْلاَکمْ أَسْفَلَکمْ، وَلَيَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ کانُوا قَصَّرُوا، وَلَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ کانُوا سَبَقُوا؛ شما در کوره آزمايش رويد و دستخوش دگرگوني شويد و در غربال سختي‏ها درآیید و چونان ديگ پرجوش و خروش زير و بالا شويد. گروهي که در زمان پيامبر کناره مي‏گرفتند به صحنه آمدند، امّا گروه ديگري که در کنار آن حضرت و از پيشگامان نهضت بودند عقب ماندند.»

از این رو برداشت ما این است که بلا، نقمت و عذاب نیست بلکه یکی از سنت‌های الهی در نظام آفرینش است. بلا واقعیت مردم و میزان صلابت ایمان آنان را نشان می‌دهد. البته اگر انسان با اختیار خود راه بدی را در پیش گرفته باشد، می‌تواند نقمت و عذاب هم باشد. چرا که خداوند عزوجل می‌فرماید: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» [الرّوم/ 41].

 

اهمیت آماده شدن برای مقابله

از این رو انسان به عنوان فرد و جامعه وظیفه دارد که خود را برای موفقیت در برابر بلاها و فشارهای زندگی آماده نماید. نباید تسلیم فشارهای درونی، شهوات، منافع، طمع‌ها و تعصبات شود. چون ممکن است که شیطان پشت این فشارها پنهان شده باشد. همین طور به ضرر مبانی، ارزش‌ها و انسانیت خود، نباید تسلیم فشارهای بیرونی گردد. نباید به فشارهای نزدیکان، دوستان، جامعه، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی یا فشارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و روانی تن دهد. چیزی که امروز شاهد آن هستیم.

زیرا آگاهان کسانی هستند که ابتلائات و فشارهای زندگی را به فرصتی برای رسیدن به مقام و منزلت نزد خداوند متعال تبدیل می‌کنند. خدایی که می‌فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا للهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِک عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِک هُمُ الْمُهْتَدُونَ» [البقرة/ 155- 157].

 

وعده خداوند به صابران

خداوند متعال به صابران استواری که تحت تأثیر فشارها، ایمانشان متزلزل نمی‌شود و در برابر این فشارها صبر پیشه می‌کنند، وعده داده است که آنان رهبران و پیشوایان مردم خواهند شد: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکانُوا بِآَيَاتِنَا يُوقِنُونَ» [السجدة/ 24] و در حدیث نیز آمده است: «بالصّبر تدرک معالي الأمور؛ با صبر می‌توان به مقام های عالی رسید.» و «النصر مع الصبر؛ پیروزی با صبر است.»

از این رو قرآن کریم اهتمام ویژه‌ای داشته است به این که داستان پیامبران و انبیاء الهی را بازگو نماید. این که وقتی به میدان درگیری‌ها وارد شدند و با دشوارترین چالش‌ها روبرو شدند، مورد لطف و مراقبت الهی قرار گرفتند. خداوند آن‌ها را رها نکرد و افراد با ایمانی را که صبر کردند و در راه او جهاد نمودند نیز رها ننمود. عزیزان! معادله خیلی روشن است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْکمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَکمْ».

قرآن کریم از یاری نوح(ع) بعد از تحمل نه صد و پنجاه سال تحمل درد و رنج طولانی سخن گفته، می‌فرماید: «وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ * وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْکرْبِ الْعَظِيمِ* وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ» [الصافّات/ 75-76-7].

به یاری پیامبرش ابراهیم(ع) نیز اشاره می‌نماید. این در برابر قوم خود ایستاد و بت‌هایی را که می‌پرستیدند، ویران کرد. او را به کشتن و سوزانده شدن در آتش محکوم کردند. خداوند در این باره می‌فرماید: «فَمَا کانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِک لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» [العنکبوت/ 24].

یاری خداوند شامل حال موسی(ع) نیز شد. وقتی در برابر فرعون و سپاهیان او ایستاد: «لَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکونَ * قَالَ کلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ * فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاک الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَکانَ کلُّ فِرْقٍ کالطَّوْدِ الْعَظِيمِ * وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ * وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ * ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ * إِنَّ فِي ذَلِک لَآيَةً وَمَا کانَ أَکثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ» [الشّعراء/ 61-67].

حمایت الهی شامل حال حضرت عیسی(ع) نیز گردید. خداوند نگذاشت که دست یهودیان به او برسد. خداوند به پاداش صبر او در برابر فشارهای مردم، از او حمایت نمود، او را حفظ کرد و نزد خود بالا برد: «وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـکن شُبِّهَ لَهُم» [النساء/ 157].

لطف و عنایت الهی در همه مراحل دعوت شامل حال پیامبر ما حضرت محمد(ص) بود. بعد از آن همه شکنجه، تحریم و جنگ‌هایی که علیه آن حضرت به راه افتاد. مواظبت الهی را هنگام هجرت آن حضرت از مکه به مدینه به روشنی می‌توان دید. خداوند در این باره می‌فرماید: «إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ کفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللهُ سَکينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کلِمَةَ الَّذِينَ کفَرُواْ السُّفْلَى وَکلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللهُ عَزِيزٌ حَکيمٌ» [التوبة/ 40]. یاری الهی در بدر، احزاب و خیبر وجود داشت و در فتح مکه به اوج خود رسید. در این باره این سوره نازل گردید: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللهِ أَفْوَاجًا * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّابً» [سورة النَّصر].

این لطف و عنایت فراگیر است و شامل همه بندگان مخلص خداوند که دین او را رها نکردند، می‌گردد: «وَلَقَدْ سَبَقَتْ کلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ * وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ».

 

پایمردی راه پیروزی است

در شرایطی که از هر سوی با چالش‌های تهدید کننده روبرو هستیم، بیش از هر زمانی به آگاهی و خاطر نشان کردن این مراقبت الهی و وعده فرج، پیروزی و تأیید بندگان خداوند نیاز داریم تا بتوانیم در برابر تهدیدها، وعده‌ها، بیم‌ها و هراس‌ها ایستادگی کنیم، به خداوند اعتماد داشته باشیم و در رابطه با درستی وعده‌های الهی شک به وجودمان راه ندهیم: «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ»، «إِنَّ اللهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ کلَّ خَوَّانٍ کفُورٍ». نباید مأیوس شویم. باید ثابت قدم بمانیم. نباید عقب نشینی کنیم. نباید جهت را از دست بدهیم و در سخنان و موضع گیری‌های خود، راه را گم نکنیم.

خداوند ما را از جمله استواران و راستانی قرار دهد که نفس اماره، شیاطین جنی و انسی و همه دشواری‌ها و چالش‌های زندگی آنان را از راه راست منحرف نمی‌کند.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که امیرالمؤمنین(ع) وقتی مالک اشتر را به ولایت مصر گمارد، به او توصیه نمود: «فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اللهِ حُصُونُ الرَّعِيَّةِ وَ زَيْنُ الْوُلاَةِ، وَعِزُّ الدِّينِ وَسُبُلُ الاَْمْنِ وَلَيْسَ تَقُومُ الرَّعِيَّةُ إِلاَّ بِهِمْ. ثُمَّ لاَ قِوَامَ لِلْجُنُودِ إِلاَّ بِمَا يُخْرِجُ اللهُ لَهُمْ مِنَ الْخَرَاجِ الَّذِي يَقْوَوْنَ بِهِ عَلَى جِهَادِ عَدُوِّهِمْ، وَيَعْتَمِدُونَ عَلَيْهِ فِيمَا يُصْلِحُهُمْ وَيَکُونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِمْ... فَوَلِّ مِنْ جُنُودِکَ أَنْصَحَهُمْ فِي نَفْسِکَ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَ لاِمَامِکَ، وَأَنْقَاهُمْ جَيْباً، وَأَفْضَلَهُمْ حِلْماً، مِمَّنْ يُبْطِئُ عَنِ الْغَضَبِ، وَيَسْتَرِيحُ إِلَى الْعُذْرِ، وَيَرْأَفُ بِالضُّعَفَاءِ، وَيَنْبُو عَلَى الاَْقْوِيَاءِ، وَمِمَّنْ لاَ يُثِيرُهُ الْعُنْفُ، وَلاَ يَقْعُدُ بِهِ الضَّعْفُ. ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِي الْمُرُوءَاتِ وَالاَْحْسَابِ، وَأَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ، وَالسَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ، ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَالشَّجَاعَةِ، وَالسَّخَاءِ وَالسَّمَاحَةِ؛ فَإِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْکَرَمِ، وَشُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ. ثُمَّ تَفَقَّدْ مِنْ أُمُورِهِمْ مَا يَتَفَقَّدُ الْوَالِدَانِ مِنْ وَلَدِهِمَا؛ اما لشکرها، به فرمان خدا دژهاى استوار رعیت‌اند و زينت واليان. دين به آن‌ها عزت يابد و راه‌ها به آن‌ها امن گردد و کار رعيت جز به آن‌ها استقامت نپذيرد و کار لشکر سامان نيابد، جز به خراجى که خداوند براى ايشان مقرر داشته تا در جهاد با دشمنانشان نيرو گيرند و به آن در به سامان آوردن کارهاى خويش اعتماد کنند و نيازهايشان را برآورد... آنگاه از لشکريان خود آن را که در نظرت نیک‌خواه‌ترین آن‌ها به خدا و پيامبر او و امام توست، به کار برگمار. اينان بايد پاک‌دامن‌ترین و شکيباترين افراد سپاه باشند، دير خشمناک شوند و چون از آن‌ها پوزش خواهند، آرامش يابند. به ناتوانان، مهربان و بر زورمندان، سختگير باشند. درشتی‌شان به ستم برنینگیزد و نرمی‌شان برجاى ننشاند. آنگاه به مردم صاحب حسب و خوش‌نام بپيوند، از خاندان‌های صالح که سابقه‌ای نيکو دارند و نيز پيوند خود با سلحشوران و دليران و سخاوتمندان و جوانمردان استوار نماى، زيرا اينان مجموعه‌های کرم‌اند و شاخه‌های احسان و خوبى. آنگاه به کارهايشان آن چنان بپرداز که پدر و مادر به کار فرزند خويش می‌پردازند.»

این‌ها ویژگی‌های مورد نظر امام علی(ع) برای ارتش است. او از حاکم خود می‌خواهد چنین برخوردی با ارتش داشته باشد تا آنان بتواند به وظایف خود در حفظ کشور و جلوگیری از توطئه دشمنان علیه آن عمل نماید. هرگاه چنین شود، ما جامعه‌ای قوی خواهیم ساخت که می‌تواند در برابر چالش‌های فراوان ایستادگی نماید.

 

خطری که کشور را تهدید می‌نماید

از لبنان آغاز می‌کنیم که در آن درد و رنج مردم در زمینه اقتصادی ادامه دارد. وضعیت نابسامان اقتصادی اثرات و پیامدهای فاجعه باری بر حیات و زندگی شرافتمندانه مردم دارد. بدون این که افق روشنی برای برون رفت از این دالان تاریک وجود داشته باشد. البته وعده‌هایی که از خارج داده شده است؛ اما روشن است که این وعده‌ها حرف‌های تکراری هستند. دولت لبنان نیز نتوانسته است گام‌های اصلاحی مورد نظر دولت‌های کمک کننده به لبنان را بردارد. این مطلب در اظهار نظرهای یکی از مسئولان غربی درباره نحوه تعامل دولت لبنان با وضعیت اقتصادی این کشور آمده است.

وضعیت اقتصادی کشور مانند بیمار در حال مرگ است و به نظر می‌رسد اقدامات دولت لبنان چیزی شبیه تلاش برای مخفی کردن رنگ پریدگی چهره با پودرهای آرایشی است.

درست در همین زمان، مناقشه‌ها در شورای وزیران درباره بودجه 2020 آغاز شده است. در اینجا باید تقدیم لایحه بودجه را ستود. چون بعد از سال‌ها، اولین باری است که بودجه پیش از زمان خرج شدن آن ارائه شده است؛ اما لبنانی‌ها نگران‌اند که اگر ذهنیت حاکم بر این بودجه همان ذهنیت قبلی باشد و اراده سیاسی محکم و راه‌کار جدی و واقعی برای درمان ریشه‌های وضعیت کنونی کشور که لبنان در پرتگاه فروپاشی قرار گرفته، وجود نداشته باشد، این بودجه نیز تغییری مطلوب در وضعیت مالی و اقتصادی کشور ایجاد نکند. همان طور که خیلی‌ها گفته‌اند، ریشه‌ها و علل خیلی روشن هستند و نیازمند بحث بیشتر نیست. چون کارشناسان اقتصادی و نمایندگان در زمان بررسی بودجه 2019 پیرامون آن بسیار سخن گفته‌اند و در نشست بعبدا نیز مورد اشاره قرار گرفت.

 

گریزی از اصلاحات نیست

پیرامون بحث‌های جاری درباره بودجه یک بحث دیگر باقی می‌ماند و آن این است که بار دیگر اعلام می‌کنیم نباید اقشار محروم مردم متحمل پیامدهای ناشی از فساد مسئولان شوند. اقدامات فسادآلود آنان باعث تداوم فسادها، تأمین منافع سرمایه‌داران بزرگ، تداوم استخدام‌های بی‌حساب و کتاب و عدم مقابله با فرارهای مالیاتی و گمرکی گردیده است. اصلاحات جدی در بخش‌های برق و ارتباطات صورت نگرفته است. بخش‌های صنعتی مورد حمایت قرار نگرفته اند و همین موجب گردیده است که حمایت واقعی از دولت صورت نگیرد. همین طور باید برای ایجاد تحول در بخش‌های نظارتی دستگاه‌های دولتی و استیفای حقوق دولت در منابع دریایی و ... تلاش جدی صورت گیرد.

ما به برخی از نمایندگان و وزرا و موضع گیری‌ها همچنان امیدواریم و عقیده داریم که آنان دغدغه کشور و شهروندان را دارند و با تمام توان تلاش می‌کنند که کشور را از ذهنیت سهمیه بندی رها کنند و به سمت ذهنیت دولت سازی ببرند تا کشور بتواند در برابر چالش‌های فراوان ایستادگی نماید.

باید به مسئله مالیات تنبیهی جایگاه داران بپردازیم. از دولت می‌خواهیم که به مسئولیت خود در قبال این بخش حیاتی عمل کند. کار آن‌ها با نیازهای شهروندان مرتبط است. باید علل توقف کارها در این بخش مورد رسیدگی قرار گیرد.

درد و رنج این بخش که با پول ملی کار می‌کند، روشن است. در حالی که از آن‌ها خواسته شده است از شرکت‌ها با پول‌های خارجی و دلار آمریکایی خرید کنند. در حالی که به دلایل نامعلوم دلار کافی برای آن وجود ندارد.

دولت مسئول است که از این بخش و سایر بخش‌های صنعتی و... مانند آرد و دارو حمایت کند تا آن‌ها به بن‌بست نخورند و مجبور شوند که ارائه خدمات خود را متوقف کنند. در حالی که ما همگی از آثار منفی این قضیه برای کل کشور آگاه هستیم.

 

موضوع مزدوران دشمن

به موضوع مزدوران دشمن می‌رسیم. ما اقدام دستگاه قضایی در بازداشت فاخوری و تن ندادن به فشارهای داخلی، خارجی و طایفه‌ای را مهم می‌دانیم. چون این کار برای حفظ حقوق کسانی صورت گرفت که از این‌ مزدوران رنج و عذاب دیدند. نباید با مزدوران دشمن مدارا کرد. دشمنی که هنوز هم به زمین، دریا و فضای این کشور تعدی می‌نماید.

 

حمایت منطقه با تفاهم ممکن است

باید به موضوع یمن و هدف قرار گرفتن یکی از مراکز حیاتی در کشور سعودی که پالایشگاه آرامکو باشد، بپردازیم. در عین حال که همیشه ناراحتی خود را از هدف قرار گرفتن هر کشور اسلامی و عربی بیان کرده‌ایم، چون خسارتی برای ملت‌ها و اقتصاد منطقه به شمار می‌آید، راه چاره را در از میان بردن علل آن می‌دانیم. از این رو بار دیگر خواستار خاموش شدن تمام آتش‌های تنش و تشنج در منطقه و خصوصاً بحران یمن می‌شویم. بعد از این که بحران یمن به جنگی بیهوده تبدیل شد و تر و خشک را سوزاند و فجایع بسیاری را برای مردم یمن به بار آورد، ما همیشه نسبت به پیامدهای ناگوار آن برای دولت‌های همسایه هشدار دادیم. راه حل این است که این جنگ متوقف شود و پیش از این که تأثیرات منفی و خطرناک آن گسترش یابد، طرف‌های مسئول با تمام توانشان در این باره بکوشند.

تجارب گذشته ثابت کرده است که حمایت از منطقه و خصوصاً منطقه خلیج [فارس] با تکیه بر حمایت‌های بین المللی امکان‌پذیر نیست بلکه با تفاهم و توافق دولت‌های همین منطقه به دست می‌آید. این امر ممکن است. خواسته ما این است که به جای بستن دروازه‌های گفتگوی مستقیم، تداوم ماجراجویی‌ها به نفع سلطه قدرت‌های بزرگ و زمینه‌سازی برای گسترش فتنه‌ها در جامعه اسلامی به بهانه های مذهبی یا درگیری ایرانی – عربی و به فراموشی سپردن عنوان درگیری با دشمن اسرائیلی به سرعت گفتگوهای مستقیم صورت بگیرد. به فراموشی سپردن درگیری با دشمن اسرائیلی علاوه بر این تحریف حقایق و تاریخ است، خطر بزرگی به شمار می‌آید.