خطبه جمعه، 5 مهر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: پاسخ بهتر / رفتارهای امام زین العابدین(ع) / برخورد با نزدیکان / برخورد امام با هشام بن اسماعیل / برخورد امام با مروان بن حکم / راه صابران.

مطالب مهم خطبه دوم: آیا اقتصاد کشور فرومی‌پاشد؟ / صف‌بندی‌های اخیر / تهدید فایده‌ای ندارد.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

28 محرم 1441 هـ برابر با 5 مهر 1398 هـ و 27/9/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: پاسخ بهتر / رفتارهای امام زین العابدین(ع) / برخورد با نزدیکان / برخورد امام با هشام بن اسماعیل / برخورد امام با مروان بن حکم / راه صابران.

مطالب مهم خطبه دوم: آیا اقتصاد کشور فرومی‌پاشد؟ / صف‌بندی‌های اخیر / تهدید فایده‌ای ندارد.

 

خطبه اول:

خداوند متعال در کتاب کریم خود می‌فرماید: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَک وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ کأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ * وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ» صدق الله العظيم.

 

پاسخ بهتر

در این آیه خداوند متعال می‌خواهد روش برخورد انسان مؤمن و آگاه با خطاها و بدی‌های دیگران را تبیین نماید. فرقی ندارد که از سوی نزدیکان باشد یا همسایه، دوست باشد یا دشمن و از روی قصد و غرض صورت گرفته باشد یا بدون قصد و غرض. خداوند از او می‌خواهد با اینان مثل خودشان برخورد نکند و اهانتشان را مثل خودشان یا بیشتر از آن پاسخ نگوید. بلکه به روش بهتری به آنان پاسخ گوید. از این رو به مقابله به مثل نکردن و گذشت بسنده نمی‌کند، بلکه از او می‌خواهد که بدی را با خوبی پاسخ بدهد.

قرآن کریم اشاره می‌دارد که این انتخاب آسان نیست. به ویژه زمانی که اهانت و بدی، شدید و مؤثر باشد؛ زیرا این وضعیت ایجاب می‌نماید که انسان هم در برابر میل به انتقام جویی بایستد و هم در برابر فضای عمومی که تلافی نکردن را نوعی ضعف، شکست و خواری می‌داند؛ بنابراین این کار به جهاد با نفس نیاز دارد. به اراده‌ای نیاز دارد که این وسوسه‌های نفسانی و افسار گسیختگی برای تلافی دو چندان را مهار نماید.

ولی خداوند به نتایج بسیار مهم این کار در دنیا و آخرت اشاره می‌دارد. چون این کار نه تنها موجب ریشه کن شدن بدی‌ها از دل‌های دیگران می‌شود، بلکه آنان را به دوست تبدیل می‌نماید. خداوند با فرمایش «وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ» از آنان بسیار تقدیر به عمل می‌آورد. چون آنان نزد خداوند جزو صابرانی قرار می‌گیرند که بدون حساب، پاداش خود را دریافت می‌دارند. همان‌هایی که از بهره فراوان و جایگاه ویژه‌ای نزد خداوند بهره‌مند هستند. کسانی که خداوند درباره‌شان می‌فرماید: «أُولَئِک جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ» و فرموده است: «فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللهِ».

 

رفتارهای امام زین العابدین(ع)

امروز می‌خواهیم در قالب صحبت پیرامون امام زین العابدین(ع) که بیست و پنجم محرم سالروز شهادت ایشان است، به این روش بپردازیم. همان امامی که به علم، عبادت، شجاعت، کرم و بنده آزاد کردن معروف بود و از صفاتی چون بردباری، گذشت، صبر و تلافی کردن بدی با خوبی که این آیه بدان اشاره دارد و ویژگی برجسته شخصیت ایشان است، برخوردار بود.

امروز می‌خواهیم به برخی از موارد که امام(ع) این ارزش را در آن‌ها تبلور بخشید، بپردازیم.

 

برخورد با نزدیکان

مورد اول به یکی از نزدیکان آن امام(ع) مربوط می‌شود. او به امام حسد می‌ورزید و از آن حضرت کینه داشت. روزی در برابر یاران و اصحاب، به امام حمله ‌کرد و چیزهای بدی را به آن حضرت نسبت داد. وقتی رفت، امام به یاران خود فرمود: «شنیدید چه گفت؟ عرض کردند: بله. فرمود: میل دارم با من بیایید تا جواب او را بدهم.» اصحاب عرض کردند: می‌آییم. هر چند که دوست داریم به او پاسخی درخور او بدهید. اینان نیز همراه امام به راه افتادند. تردیدی نداشتند که پاسخ امام خشن خواهد بود. ولی در میان راه شنیدند که امام می‌فرمود: «وَالْکاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ». وقتی امام به در خانه آن فرد رسید، مرد آماده برای دعوا از خانه خارج شد. فکر می‌کرد امام زین العابدین(ع) آمده است تا به خاطر حرف‌هایی که زده است، او را مورد بازخواست و محاسبه قرار دهد. ولی امام او را آرام کرد. به او فرمود: برای این کار نیامده‌ایم. آمده‌ام تا به تو بگویم: «لحظاتی قبل آمدی و چیزهایی گفتی، پس اگر آنچه گفتی در من وجود دارد، من نسبت به آن‌ها از خدا آمرزش میخواهم و اگر آنچه گفتی در من نیست، من برای تو از خدا آمرزش میخواهم.»

این کلمات اندک کافی بود تا اعماق وجود این مرد را بلرزاند و باعث شود که او در رفتار خود با امام(ع) تجدید نظر نماید و به آن حضرت بگوید: حرف‌هایی که درباره شما گفتم، در شما نیست و خودم به این حرف‌ها شایسته‌ترم. من اشتباه و بد کردم. از شما می‌خواهم که مرا ببخشید و از خداوند بخواهید که مرا ببخشد. بعد از این جریان، چون امام با این رفتار خود، تمام کینه‌ها را از وجود او زدود، این مرد از وفادارترین مردم به امام شد.

در اینجا این پرسش مطرح می‌شود: اگر امام با این فرد مثل خودش یا بدتر از آن رفتار می‌کرد، کاری که ما به آن عادت کرده‌ایم، آیا امام می‌توانست به چنین موفقیت‌هایی برسد و چنین دستاوردهایی را برای دین خود کسب کند؟

مورد دوم؛ در تاریخ زندگانی آن حضرت آمده است که امام کنیزی داشت و او با آفتابه‌ای مسی برای امام آب می‌آورد تا وضو بگیرد. به خاطر بدرفتاری، این آفتابه روی سر امام افتاد و آن را زخمی کرد. کنیز به امام عرض کرد: «وَالْکاظِمِينَ الْغَيْظَ». امام فرمود: خشمم را فروخوردم. ادامه داد: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ». امام فرمود: از تو گذشتم. عرض کرد: «وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ». امام فرمود: برو که تو را به خاطر خداوند آزاد کردم.

 

برخورد امام با هشام بن اسماعیل

مورد دیگر هشام بن اسماعیل است. او از طرف عبدالملک بن مروان والی مدینه بود. او از بزرگان بنی‌امیه و به دشمنی با امام زین العابدین(ع) و اهل بیت(ع) معروف بود. در تاریخ آمده است بعد از مرگ عبدالملک بن مروان، پسرش ولید بن عبدالملک عهده‌دار خلافت اموی گردید. او هشام را به خاطر مخالفت با خلافت خود از ولایت مدینه عزل کرد و تصمیم گرفت که او را در برابر مردم نگه دارند تا بیایند و به خاطر بدی‌هایی که به آن‌ها روا داشته است، از او انتقام بگیرند. در این زمان هشام گفت: از زین العابدین بیش از همه می‌ترسم. چون در حق او ستم‌های بسیاری روا داشته‌ام. ولی امام مانند ما نگفت که الآن وقت انتقام گرفتن است. بلکه از یاران خود خواست که متعرض او نشوند. وقتی امام به برابر او رسید، به او فرمود: «اگر نگرانی مالی داری، پیش ما آن قدر هست که نیاز تو را برآورده سازد. پس از ما و همه کسانی که از ما حرف شنوی دارند، خاطر جمع باش.» وقتی هشام این حرف امام را شنید، با صدای بلند فریاد زد: «الله اعلم حيث يجعل رسالته» و بعد از آن جزو دوستداران امام گردید.

شاعر این صحنه را به خوبی تصویر کشیده است:

ملکنا فکان العفو منّا سجيّة

فلمّا ملکتم سال بالدَّم أبطح

وحللتم قتل الأسارى وطالما

غدونا عن الأسرى نعفّ ونصفح

فحسبکم هذا التّفاوت بيننا

وکلّ إناء بالّذي فيه ينضح

وقتی ما حکومت را به دست گرفتیم، عفو و بخشش و انسانیت شیوه ما بود، ولی وقتی شما(بنی‌امیه) حکومت را به دست گرفتید تا بیابان حجاز(حمّام) خون به راه انداختید و غیرانسانی رفتار نمودید.

در حالی که روش ما در طول تاریخ، لطف و مهربانی با اسیران بود، شما کشتن اسیران ما را روا داشتید.

و همین تفاوت بین ما و شما(در سرزنش و نالایقی شما) کافی است و از کوزه برون همان تراود که در اوست.

 

برخورد امام با مروان بن حکم

مورد دیگر، اوج بردباری و تلافی کردن بدی با خوبی امام را نشان می‌دهد و آن برخورد ایشان با مروان بن حکم است. مروان به دشمنی شدید و برخورد خشن با اهل بیت(ع) معروف بود. چون او از اولین کسانی بود که در جنگ جمل و بعد از آن جنگ صفین، با امام علی(ع) جنگید. او از کسانی بود که به دشنام دادن به امام علی(ع) تشویق می‌کرد. او همان کسی بود که وقتی والی مدینه از امام حسین(ع) خواست که با یزید بیعت کند و امام نپذیرفت، به او گفت: اگر حسین با یزید بیعت نکرد، نگذار خارج شود و گردن او را بزن.

وقتی مردم مدینه علیه بنی‌امیه شوریدند و تصمیم گرفتند که بنی‌امیه را از مدینه بیرون نمایند، او که از سران بنی‌امیه بود، تصمیم گرفت که فرار کند و دنبال کسی بود که خانواده خود را به او بسپارد. پیش خیلی‌ها رفت و چنین درخواستی کرد، اما آن‌ها قبول نکردند. همه می‌ترسیدند که به خویشاوندی با مروان بن حکم متهم شوند. در این میان فقط امام زین العابدین(ع) این کار را قبول کرد. به او فرمود: «خانواده‌ات با خانواده من و حرمت با حرم من.» در حالی که خانواده او کم نبود و چهارصد نفر را دربرمی‌گرفت. امام به تمام زندگی و غذایشان را تأمین کرد. دختران مروان در این زمینه می‌گویند: آن چنان که نزد امام زین العابدین(ع) پذیرایی شدیم، در خانه پدرمان خدمت نشدیم. البته این کار نیز رفتار مروان را تغییر چندانی نداد؛ اما رفتار خانواده و فرزندان او را تغییر داد.

 

راه صابران

عزیزان! اما امروز به استفاده از این روش بسیار نیازمندیم. نیاز داریم که این روش را مبنای رفتار خود با دیگران قرار دهیم و با این روش با بدی‌ها و اشتباهات دیگران که ممکن است به خاطر فشارها، شایعات، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی علیه ما نشان دهند، برخورد کنیم و تنش‌ها، کنش‌ها و تعصباتی را درمان کنیم که با واکنش‌ها قابل درمان نیستند بلکه به روش مورد نظر خداوند که امام(ع) آن را به خوبی بیان کرده است، قابل درمان هستند. این روش، روش آگاهان و دین‌داران است، روش پیامبران و ائمه(ع) است. کسانی که دغدغه داشتند تا بدی، کینه و دشمنی را از دل‌های دیگران ریشه کنند و وضعیت ناگوارشان را دگرگون کنند و آنان را به راه راست بازگردانند.

البته برخی عقیده دارند که این روش باعث می‌شود که برخی آن را نقطه ضعف دانسته و به بدی‌های خود ادامه دهند. ولی ما این رفتار را قاعده ندانسته و استثنا می‌دانیم. در مورد این اقلیت باید مقابله به مثل کرد و بدی را با بدی پاسخ داد و حق خود را از آن گرفت. امام زین العابدین(ع) درباره اینان می‌فرماید: «وأمّا حقّ من ساءک، فأن تعفو عنه، فإن رأيت أنّ العفو عنه يضرّه، انتصرت؛ و اما حق کسی که به تو بدی کرده، این است که از او درگذری؛ اما اگر دیدی که گذشت به ضرر او تمام می‌شود، از او انتقام بگیر.»

عزیزان! شاید این راه دشوار باشد. به همین دلیل راه صابران است و راه دنیا و آخرت همین است. در این راه این وعده الهی برای ما کفایت می‌نماید: «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».

پیامبر خدا(ص) فرموده است: «أَلَا أُخْبِرُکمْ بِخَيْرِ خَلَائِقِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَک وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَک وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْک وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَک؛ آیا از بهترين اخلاق دنيا و آخرت به شما خبر ندهم؟ گذشت از کسى که به تو ستم کرده و پيوستن به کسی که از تو بريده و نيکى به کسی که به تو بدى کرده و بخشيدن به کسی که تو را محروم کرده است.»

بنابراین باید تقوای الهی را رعایت کنیم تا خداوند به ما کمک کند که به این روش و اخلاق درآییم. این دعای امام زین العابدین(ع) در دعای مکارم الاخلاق را باید همیشه تکرار کنیم:

«وَسَدّدْنِي لأنْ أُعَارِضَ مَنْ غشَّنِي بِالنُّصْحِ، وأَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرّ، وَأُثِيبَ مَنْ حَرَمني بِالْبَذل، وَأُکافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصّلَةِ، وَأُخَالِفَ مَن اغْتَابَنِي إلى حُسْنِ الذّکرِ، وَأَنْ أَشْکرَ الْحَسَنَةَ، وَأُغْضِيَ عَنِ السيّئَةِ؛ و مرا بر آن دار که خيرخواه کسی باشم که بدخواه من است و به آن کس که از من کناره می‌گيرد، پاسخ نيک دهم و به کسی که مرا محروم می‌کند، بخشش نمايم و کار کسی را که از من می‌بُرَد، با آشتی تلافی کنم و کسی را که درباره‌ من غيبت می‌کند، به نيکی ياد آورم و خوبی را سپاس گويم و از بدی چشم برگيرم.»

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می نمایم که امام زین العابدین(ع) وصیت نموده است. در شبی بارانی، یکی از اصحاب، امام زین العابدین(ع) را دید که کیسه ای آرد به پشت دارد. عرض کرد: ای فرزند پیامبر خدا! این چیست؟ فرمود: «أُرِيدُ سَفَراً أُعِدُّ لَهُ زَاداً أَحْمِلُهُ إِلَى مَوْضِعٍ حَرِيزٍ فَقَالَ اَلزُّهْرِيُّ فَهَذَا غُلاَمِي يَحْمِلُهُ عَنْكَ فَأَبَى قَالَ أَنَا أَحْمِلُهُ عَنْكَ فَإِنِّي أَرْفَعُكَ عَنْ حَمْلِهِ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ لَكِنِّي لاَ أَرْفَعُ نَفْسِي عَمَّا يُنْجِينِي فِي سَفَرِي وَ يُحْسِنُ وُرُودِي عَلَى مَا أَرِدُ عَلَيْهِ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ اَللَّهِ لَمَّا مَضَيْتَ لِحَاجَتِكَ وَ تَرَكْتَنِي فَانْصَرَفَ عَنْهُ فَلَمَّا كَانَ بَعْدَ أَيَّامٍ قَالَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ لَسْتُ أَرَى لِذَلِكَ اَلسَّفَرِ اَلَّذِي ذَكَرْتَهُ أَثَراً قَالَ بَلَى يَا زُهْرِيُّ لَيْسَ مَا ظَنَنْتَ وَ لَكِنَّهُ اَلْمَوْتُ وَ لَهُ أَسْتَعِدُّ إِنَّمَا اَلاِسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ تَجَنُّبُ اَلْحَرَامِ وَ بَذْلُ اَلنَّدَى فِي اَلْخَيْرِ؛ قصد سفری دارم و براى آن توشه‏اى فراهم مى‏آورم و آن را به جاى امنى مى‏برم. زهرى عرضه داشت: غلام من حاضر است و مى‏تواند آن را براى شما بياورد، اما امام علیه‌السّلام نپذیرفت. زُهرِى گفت: من براى شما مناسب نمى‏بينم كه خودتان آن‌را حمل كنيد، به من بدهيد تا به دوش کشم. امام سجاد علیه‌السّلام در جواب وی فرمودند: اما من براى خود مناسب مى‏بينم، بارى را حمل كنم كه در سفر پیشِ‌روی‌ام، مايه نجات من گشته و ورود مرا به جايى كه خواهم رفت، مبارك گرداند. به حق خدا از تو مى‏خواهم، در پى كار خويش روى و مرا به حال خود واگذارى! زُهرِى به دنبال كار خود رفت و پس از گذشت چند روز، امام را ملاقات کرد، پس با تعجب عرضه داشت: اى فرزند پيامبر! از رفتن به سفرى كه از آن سخن مى‏گفتید، اثرى نمى‏بينم! حضرت فرمودند: بله؛ اى زُهرِى! آن‌چه تو گمان كردى، نبود؛ بلكه مقصود من سفر مرگ بود و براى آن آماده مى‏شدم. آمادگى براى مرگ به دورى گزيدن از حرام است و بخشيدن مال و نيكوكارى.»

در این گفتگو امام زین العابدین(ع) سفری را که برای آن آمادگی می‌گرفت، روشن می‌نماید. او با ترک حرام و معصیت الهی و انجام کارهای خیر، بخشش و عطا برای رضای خداوند، داشت برای مرگ آماده می‌شد. از این رو برای در امان ماندن از دشواری‌های روز قیامت، این کافی نیست که انسان به ادای واجباتی چون نماز، روزه و حج بسنده کند. بلکه باید راهی را در پیش بگیرد که خداوند بیان داشته است: «وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يَتِيماً ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ».

ما نیز برای حمایت از جامعه در برابر پیامدهای فقر و مستمندی که شدیداً گرفتار آن هستیم، به ارزش عدالت و بخشندگی نیاز داریم تا از توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار شویم.

 

آیا اقتصاد کشور فرومی‌پاشد؟

از لبنان آغاز می‌کنیم. رئیس جمهور کشور از تریبون سازمان ملل متحد از نگرانی‌ها و دغدغه‌های لبنانی‌ها نسبت به پیامدهای بحران‌هایی سخن گفت که وضعیت اقتصادی و امنیتی را مورد تهدید قرار می‌دهد. از بحران آوارگان سوری و بازتاب‌های معامله قرن بر اسکان فلسطینیان گرفته تا تجاوز مداوم و بی‌وقفه اسرائیل بر زمین، دریا و فضای لبنان.

در این زمینه باید از موضع‌گیری‌های رئیس جمهور لبنان در دعوت از سازمان‌های بین‌المللی برای تحمل مسئولیت‌هایشان در کنار لبنان برای مقابله با این دشواری‌ها تقدیر و تشکر کنیم. دشواری‌هایی که حاصل سیاست‌های بین‌المللی هستند. این سیاست‌ها همیشه به عنوان مانعی بر سر راه ایجاد راه حل‌ها عمل کرده‌اند. او همین طور درباره بازگشت آوارگان سوری، عدم ایجاد راه حل برای بازگشت مردم فلسطین به سرزمین خودشان و جلوگیری نکردن از تجاوزگری‌های رژیم صهیونیستی و از بین بردن امنیت و منابع لبنانی‌ها سخن گفت و تأکید داشت که لبنانی‌ها حق دارند از تمام ابزارهای موجود برای حفظ حاکمیت ملی استفاده نمایند و اصرار داشت که مرزهای زمینی و دریایی باید تثبیت شوند و اظهار داشت تا زمانی که مبنای «من قوی هستم، پس حق با من است» عدالت برپا نمی‌شود، حق اجرا نمی‌گردد و صلح تحقق نمی‌یابد.

در همین شرایط بعد از ناامیدی از اجرای مقررات کنفرانس سیدر در کوتاه مدت یا کسب هر حمایت دیگری، بعد از این که انجام گرفتن حمایت‌های مالی به اصلاحات واقعی منوط گردید، اصلاحاتی که به خاطر فقدان اراده سیاسی جدی و تداوم رقابت‌های داخلی میان جریان‌های سیاسی بر سر مناطق نفوذ به تأخیر افتاده است، وضعیت اقتصادی بدتر می‌شود. این امر روی دوش لبنانی‌ها سنگینی می‌کند و ممکن است آنان را به خیابان‌ها بکشاند و ریختن به خیابان‌ها ممکن است باعث بروز پیامدهای خطرناکی شود که کار از کار بگذرد.

آن چه بر وخامت اوضاع افزوده است، بحران وابستگی نقدینگی به دلار و تحریم‌های آمریکاست. روشن شده است که این تحریم به جریان‌های سیاسی خاصی محدود نبوده و به دغدغه ودیعه گذاران، بانک‌ها، شرکت‌ها، سرمایه‌داران و کارگران تبدیل شده است. در نتیجه به فشل شدن بخش اقتصادی و مالی کشور خواهد انجامید. از این رو لازم است که دولت لبنان برای پیامدهای این مسئله چاره اندیشی نماید. نباید به تدبیرات اخیر بانک مرکزی بسنده نماید که دغدغه‌های همه شهروندان کشور را بر طرف نخواهد کرد.

 

صف‌بندی‌های اخیر

نه چندان دور از این موضوع، صف‌بندی‌های طایفه‌ای بار دیگر به صحنه کشور بازگشته است که ما نگران آن هستیم. مجادلات شدید در پارلمان پیرامون برخی از طرح‌های توسعه‌ای بیانگر این صف‌بندی‌های طایفه‌ای هستند. به جای این که معیار قبول و رد طرح‌ها، به میزان اثربخشی یا فراهم بودن نقدینگی یا هزینه بستگی داشته باشد، به حقوق طوایف یا درگیری صلاحیت‌ها میان رهبران طوایف مربوط است. آن چه جای تأسف دارد این است که همه این رقابت‌های سیاسی و دسته‌بندی میان طرف‌ها، به خاطر تشکیل جبهه‌های طایفه‌ای به هم فشرده در برابر یکدیگر است. اختلافی که میان دو منطقه الضنیة و بشرّی روی طرح توسعه‌ای روی داده است و صحبت از ترسیم مرز دو منطقه است، چیزی است که فقط میان دو کشور روی می‌دهد و شایسته است که روی ندهد.

ما از همه مسئولان می‌خواهیم که در مسائل توسعه‌ای و غیر توسعه‌ای، از دامن زدن به حساسیت‌های طایفه‌ای دست بردارند و رابطه میان لبنانی‌ها را آلوده نکنند. لبنانی‌هایی که وحدتشان در معرض طرح‌ها و برنامه‌های خارجی‌ها قرار دارد. خارجی‌ها از هر تنشی برای انفجار جامعه برای تأمین هدف‌های شناخته شده، بهره برداری می‌کنند.

 

تهدید فایده‌ای ندارد

اما در زمینه بین الملل، ما نیز به مانند دنیا سخنان سیاسی تند برخی از رؤسای دولت‌های بزرگ را در سازمان ملل شنیدیم. آن‌ها از تریبون سازمان ملل برای فرستادن پیام تهدید به دولت‌های مستضعف یا کشورهایی که می‌خواهند الگوی سایر کشورها باشد استفاده کردند.

بار دیگر تأکید می‌کنیم که زبان تهدید، ارعاب و اخاذی قدرت‌های جهانی سودی برای ملت‌ها و دولت‌هایی خواهان حفظ حاکمیت ملی و استقلال خود به هر قیمتی هستند، نخواهد داشت و سیاست محاصره، تحریم و فشار هدفی را تحقق نخواهد بخشید. بلکه باعث بروز جنگ‌ها و انفجارهای بزرگی خواهد شد که کسی در دنیا از آن در امان نخواهد ماند و جز با التزام به قوانین و معاهدات بین‌المللی در حل اختلافات، راه‌ حلی برای آن‌ها نخواهد بود.