خطبه جمعه، 19 مهر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: دروازه فساد و انحراف / فقر مشکل زندگی است / اهمیت مسئولیت اجتماعی / مسئولیت دولت / فقرا باعث انقلاب می‌شوند.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، بحران‌های در کمین / وخامت اوضاع در سوریه.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

12 صفر 1441 هـ برابر با 19 مهر 1398 هـ و 11/10/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: دروازه فساد و انحراف / فقر مشکل زندگی است / اهمیت مسئولیت اجتماعی / مسئولیت دولت / فقرا باعث انقلاب می‌شوند.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، بحران‌های در کمین / وخامت اوضاع در سوریه.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «الشَّيْطَانُ يَعِدُکمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُکمْ بِالْفَحْشَاءِ وَالله يَعِدُکمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلاً وَالله وَاسِعٌ عَلِيمٌ» صدق الله العظيم.

 

دروازه فساد و انحراف

یکی از خطرناک‌ترین چیزهایی که می‌تواند دامن‌گیر جوامع و کشورها شود، گسترش فقر در آن‌هاست. وقتی مردم نتوانند نیازهای خود را اعم از آب، غذا، بهداشت، آموزش، زیرساخت و فرصت‌های کاری را فراهم ببینند. این‌ها چیزهایی هستند که اگر نباشند جوامع و کشورها قدرت، بالندگی و امنیت خود را از دست می‌دهد. چون نیاز به کرامت انسان آسیب می‌زند، او را خوار می‌نماید و به بردگی می‌کشاند. نیاز دروازه‌ای است که باعث توسعه و گسترش فساد، انحراف، رشد کینه و عداوت شده و به کفر منتهی می‌شود.

احادیث شریف به میزان خطرناکی این آفت پرداخته‌اند. در حدیثی از پیامبر خدا آمده است: «کادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَکونَ کفْراً؛ نزديک است که فقر به کفر بینجامد.» از امام علی(ع) نیز روایت شده است: «إِنَّ الْفَقْرَ مَذَلَّةٌ لِلنَّفْسِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ جَالِبٌ لِلْهُمُومِ؛ هر آينه فقر، خوارىِ جان است و مايه سرگشتگىِ عقل و آورنده اندوه.»

نظر قرآن کریم این است که باید با فقر به مانند شیطان مبارزه شود. چون فقر طرح شیطان است و شیطان مردم را به فقر فرامی‌خواند. خداوند در این باره می‌فرماید: «الشَّيْطَانُ يَعِدُکمُ الْفَقْرَ».

دیدگاه امام علی(ع) نیز این است که باید با فقر مانند جنایتکارانی که مردم را می‌کشند و در زمین فساد می‌نمایند، برخورد کرد. می‌فرماید: «لو تَمثل لِي الفقر رجلاً لَقَتلتُه؛ من اگر فقر را ببينم گردنش را مي‌زنم.»

صحابی جلیل القدر ابوذر غفاری نیز برای فقرا و نیازمندان توجیه می‌کند که باید شمشیر خود را بکشند و علیه بانیان و عوامل ایجاد فقر اعلم جنگ کنند: «عجبت لمن لا يجد القوت في بيته، کيف لا يخرج على النّاس شاهراً سيفه؛ در شگفتم از کسی که چیزی برای خوردن در خانه‌اش پیدا نمی‌کند ولی شمشیر برنمی‌گیرد و بر مردم نمی‌شورد.»

از این رو پیامبر خدا، همان طور که از کفر به خداوند پناه می‌برد، از فقرا نیز به خداوند پناه می‌برد. می‌فرماید: «اللّهمَّ إِنّی اَعُوذُ بِکَ من الکُفْرِ و الْفَقْرِ. فقالَ رَجُلٌ: أیَعدِلان؟ قال: نَعَمْ؛ بار خدایا! من از کفر و فقر به تو پناه می‌برم. مردی عرض کرد: آیا این دو با هم برابرند؟ فرمود: آری».

وقتی از آثار و پیامدهای فقرا سخن می‌گوییم، به این معنا نیست که همه فقرا در خواری و خفت زندگی می‌کنند یا در معرض انحراف، فساد و قرار دارند و در مشت شیطان هستند. چون فقرایی هم هستند که فقر عزت، کرامت، پاک‌دامنی و ایمانشان را از بین نمی‌برد. بلکه آنان در هر شرایط عزت و کرامت خود را حفظ می‌کنند. خداوند در اشاره به این دسته از مردم می‌فرماید: «يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً» و پیامبر خدا نیز درباره‌شان فرموده است: «الفقراء أصدقاء الله؛ فقرا دوستان خداوند هستند.»

 

فقر مشکل زندگی است

بنابراین فقر مشکل زندگی است. از این رو برای جلوگیری از آثار و خطرات آن، اسلام تلاش کرده است با احکام و قوانین خود، از جامعه در برابر فقر صیانت به عمل آورد. تلاش کرده است فقیری در جامعه وجود نداشته باشد. اگر فقرایی هم هستند، برای جلوگیری از گسترش فقر در جامعه تلاش کرده است که وضعیتشان را بهبود ببخشد و به آنان مساعدت نماید. از این رو فقرزدایی را مورد تقدیر و تشویق قرار داده و این عمل را عبادت و بلکه قله عبادت تلقی کرده است.

در حدیث آمده است: «العبادة سبعون جزءاً وأفضلها جزءاً طلب الحلال؛ عبادت هفتاد جزء دارد و بهترین آن طلب روزی حلال است.» به مردی که وقت خود را به عبادت می‌گذراند و برادرش خرجی او را می‌دهد، گفته شد که او از تو عابدتر است.

قرآن کریم نمی‌پذیرد انسانی که در معرض فقر قرار گرفته است، تسلیم فقر شود. بلکه از او خواسته است اگر امکان دارد تلاش کند که در میهن خود از فقر رهایی یابد و اگر امکان آن وجود ندارد، به کشورهای دیگر مهاجرت نماید تا در این کشورها روزی خود و خانواده خود را تأمین نماید و اگر کسی این کار را انجام ندهد، به عذاب الهی دچار می‌گردد: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ کنْتُمْ قَالُوا کنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَکنْ أَرْضُ الله وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِک مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِير».

 

اهمیت مسئولیت اجتماعی

اگر در جامعه‌ای فقر ایجاد شود و گسترش یابد، خداوند از اعضای جامعه می‌خواهد که به مسئولیت خود در کمک به فقرا عمل کنند. خداوند این کار را نه اختیار، بلکه واجب می‌داند. خداوند در اشاره به این مسئولیت می‌فرماید: «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ»، «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَک سَکنٌ لَهُمْ».

به همین جهت زکات، خمس و زکات فطره را واجب کرده است. در حدیث آمده است: «إِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الاَْغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلاَّ بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ وَ اللّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذلِکَ؛ خداوند سبحان قُوت فقرا را در اموال اغنيا واجب و معين کرده است. ازاين رو هيچ فقيرى گرسنه نمی‌ماند مگر به سبب بهره‌مندی غنى و خداى متعال دراين باره از آن‌ها سؤال و بازخواست می‌کند.»

در حدیث دیگری خداوند بیان می‌دارد که اگر مردم زکات و خمس مال خود را می‌دادند، نیازمندی باقی نمی‌ماند: «أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِى أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ مَا يَکتَفُونَ بِهِ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّ الَّذِى فَرَضَ لَهُمْ لَا يَکفِيهِمْ لَزَادَهُمْ؛ خداوند عزوجل براي فقراء در اموال اغنياء واجب کرد آنچه را که کفايت نياز آنان را کند و خدا ميدانست اگر آن مقداري که واجب فرموده کفايت نياز آنان را نمی‌کند به يقين آن را زيادتر قرار ميداد.»

پیامبر خدا نسبت به انجام ندادن این وظیفه هشدار داده می‌فرماید: «أَيُّمَا أَهْلُ عَرْصَةٍ أَصْبَحَ فِيهِمُ امْرُؤٌ جَائِعٌ فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُمْ ذِمَّةُ اللَّهِ ورسوله؛ اهل هر منطقه و محله‌ای که در ميان آنان يک نفر گرسنه شب را به صبح آورد پيمان خداوند و پیامبرش از آنان سلب شده است.»

در حدیث آمده است: «مَا آمَنَ بِي مَنْ بَاتَ شَبْعَانَ وَ جَارُهُ جَائِعٌ؛ هر کس که سیر و همسایه‌اش گرسنه است، به من ایمان نیاورده است.»

خداوند به واجبات مالی بسنده نکرده، بلکه انسان باید اقداماتی را نیز انجام دهد. از این رو به دادن صدقات مستحب تشویق کرده است و تأکید می‌دارد که صدقه پیش از این که در دست فقرا قرار گیرد، در دست خداوند قرار می‌گیرد: «أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» و آن را بهانه‌ای برای دفع بلا و رد قضا و قدر می‌داند هر چند که قضا محکم شده باشد.

امام صادق(ع) نیز کمک مالی به خانواده‌ای را از هفتاد حج مستحبی برتر می‌داند. می‌فرماید: «وَلأنْ أَعُولَ أَهْلَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ أَسُدَّ جَوْعَتَهُمْ وَأَکسُوَ عَوْرَتَهُمْ فَأَکفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حَجَّةً وَحَجَّةً وَحَجَّةً وَمِثْلَهَا وَمِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ عَشْراً وَمِثْلَهَا وَمِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ السَّبْعِينَ؛ و اينکه خانواده‌ای از مسلمانان را سرپرستی کنم و از گرسنگی سيرشان سازم و تن برهنه آنان را بپوشانم و آبروی آنان را نگاه دارم نزد من خوش‌تر از آن است که يک حج گزارم و يک يک شمرد تا به ده حج رسيد و ده تا ده تا شمرد تا به هفتاد حج رسيد.»

 

مسئولیت دولت

اسلام به این نیز بسنده نمی‌نماید و وظیفه دولت اسلامی می‌داند که به فقرا توجه نماید، آنان را رشد دهد و برای بهره‌مندی از یک زندگی شرافتمندانه، به آنان کمک کند. اگر دولت اسلامی به این وظیفه عمل نکرد، باید مورد بازخواست قرار گیرد. امیرالمؤمنین(ع) در عهده نامه خود با مالک اشتر وقتی او را به ولایت مصر گمارد، به این امر اشاره می‌دارد و می‌فرماید: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِينَ لَا حِيلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاکينِ وَ الْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَى وَ الزَّمْنَى فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ احْفَظِ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَک مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِک وَ قِسْماً مِنْ غَلَّاتِ صَوَافِي الْإِسْلَامِ فِي کلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِي لِلْأَدْنَى وَ کلٌّ قَدِ اسْتُرْعِيتَ حَقَّهُ وَ لَا يَشْغَلَنَّک عَنْهُمْ بَطَرٌ؛ خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودست. کسانى که بیچارگان‌اند از مساکين و نيازمندان و بينوايان و زمین‌گیران. در اين طبقه، مردمى هستند سائل و مردمى هستند که در عين نياز روى سؤال ندارند. خداوند حقى براى ايشان مقرر داشته و از تو خواسته است که آن را رعايت کنى، پس در نگه داشت آن بکوش. براى اينان در بيت المال خود حقى مقرر دار و نيز بخشى از غلات اراضى خالصه اسلام را، در هر شهرى، به آنان اختصاص ده. زيرا براى دورترينشان همان حقى است که نزدیک‌ترینشان از آن برخوردارند و از تو خواسته‌اند که حق همه را، اعم از دور و نزديک، نيکو رعايت کنى. سرمستى و غرور، تو را از ايشان غافل نسازد.»

امام علی(ع) به این نیز بسنده نمی‌نماید بلکه در برابر کسانی که به بیت المال دست درازی می‌کنند و در فقیر کردن مردم نقش ایفا می‌نمایند،‌ قاطعانه موضع می‌گیرد. می‌فرماید: «وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِک بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ؛ به خدا سوگند! اگر اين املاک، کابين همسران و بهاي کنيزکان هم گشته باشد، آن را به بيت المال برمي‏گردانم.»

در جایی که به ضرر اموال فقراست، با کسی مدارا نمی‌کند. حتی اگر نزدیک‌ترین افراد به او باشند. وقتی عثمان بن حنیف والی او در بصره به سفره‌ای دعوت می‌شود که مخصوص اغنیاست و فقرا جایی در آن ندارند، بر او سخت می‌گیرد و به خشونت سخن می‌گوید.

 

فقرا باعث انقلاب می‌شوند

به همین دلیل اسلام از مسلمانان می‌خواهد در برابر حاکمی ظالمی که از اموال عمومی سوء استفاده می‌نماید، بایستند و با ابزارهای گوناگون با او مقابله کنند و حتی علیه او قیام نمایند.

این همان کاری بود که امام حسین(ع) انجام داد. او در بیان علل قیام خود می‌فرماید که یزید و اطرافیان او با اطاعت از شیطان، سرپیچی از اطاعت خداوند، فساد آشکار، تعطیل کردن حدود الهی و سوء استفاده از اموال عمومی مردم را فقیر کردند.

عزیزان! البته با تفاوت در امکانات و توانایی‌های افراد و شرایطی که مردم در آن قرار دارند، طبیعی است که در جامعه گوناگونی ایجاد شود و مردم با همدیگر متفاوت شوند. خداوند در اشاره به این واقعیت می‌فرماید: «نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ».

ولی این نیز به معنای پذیرش فقر نیست. این که دیگران بهره‌مند باشند و برخی از مردم از تأمین نیازهای خود ناتوان باشند. چون همه انسان‌هایی که زیر این گنبد نیلگون زندگی می‌کنند، به زندگی شرافتمندانه‌ای برسند. اگر چنین نشد، باید از کسانی که عهده‌دار مدیریت کشور و مردم هستند، آن را مطالبه کنند. چون آن‌ها وظیفه دارند که به مسئولیت‌های خود در قبال فقرا عمل کنند و در روش حکومت‌داری خود که باعث فقیرتر شدن مردم و تحقق نیافتن عدالت شده است، تجدید نظر نمایند. اگر چنین نشد، طبیعی است که مردم برای بیان نیازها و مشکلات خودشان حرکت کنند و به روی مردم شمشیر بکشند. در این شرایط وقتی تنها راه به دست آوردن حقوق همین است، شاید حرکت یک وظیفه باشد.

عزیزان! ما پیروان و دوستداران اهل بیت(ع) نیستیم، مگر این که برای حمایت از فقرا صدای اعتراض خود را در برابر تمام ظلم‌های اجتماعی و سیاسی بلند کنیم. چون آن‌ها بر ما حق دارند که محبت و حمایت خود را به آنان را نشان دهیم، کرامتشان را حفظ کنیم و دست یاری به سویشان دراز نماییم. به این ترتیب به امنیت دنیوی و اخروی دست خواهیم یافت. چون جز رفتن در راه اهل بیت(ع) به بهشت نخواهیم رسید. خداوند درباره‌شان می‌فرماید: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً * إِنَّمَا نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ الله لَا نُرِيدُ مِنْکمْ جَزَاءً وَلَا شُکور»، «فَوَقَاهُمُ الله شَرَّ ذَلِک الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُوراً * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِير».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر توصیه نمود. به او فرمود: «ثُمَّ اِخْتَرْ لِلْحُکمِ بَيْنَ اَلنَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِک فِي نَفْسِک مِمَّنْ لاَ تَضِيقُ بِهِ اَلْأُمُورُ وَ لاَ تُمَحِّکهُ اَلْخُصُومُ وَ لاَ يَتَمَادَى فِي اَلزَّلَّةِ وَ لاَ يَحْصَرُ مِنَ اَلْفَيْ‏ءِ إِلَى اَلْحَقِّ إِذَا عَرَفَهُ وَ لاَ تُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلَى طَمَعٍ وَ لاَ يَکتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ. وَ أَوْقَفَهُمْ فِي اَلشُّبُهَاتِ وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ وَ أَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَةِ اَلْخَصْمِ وَ أَصْبَرَهُمْ عَلَى تَکشُّفِ اَلْأُمُورِ وَ أَصْرَمَهُمْ عِنْدَ اِتِّضَاحِ اَلْحُکمِ مِمَّنْ لاَ يَزْدَهِيهِ إِطْرَاءٌ وَ لاَ يَسْتَمِيلُهُ إِغْرَاءٌ. وَ أُولَئِک قَلِيلٌ ثُمَّ أَکثِرْ تَعَاهُدَ قَضَائِهِ وَ اِفْسَحْ لَهُ فِي اَلْبَذْلِ مَا يُزِيلُ عِلَّتَهُ وَ تَقِلُّ مَعَهُ حَاجَتُهُ إِلَى اَلنَّاسِ وَ أَعْطِهِ مِنَ اَلْمَنْزِلَةِ لَدَيْک مَا لاَ يَطْمَعُ فِيهِ غَيْرُهُ مِنْ خَاصَّتِک لِيَأْمَنَ بِذَلِک اِغْتِيَالَ اَلرِّجَالِ لَهُ عِنْدَک، فَانْظُرْ فِي ذَلِک نَظَراً بَلِيغاً فَإِنَّ هَذَا اَلدِّينَ قَدْ کانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي اَلْأَشْرَارِ يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ اَلدُّنْيَا؛ و براى قضاوت در ميان مردم، يکى از افرادی را برگزين که از نظر تو برتر از ديگران است. از آن کسانی که کارها بر او دشوار نیست و از عهده کار قضا برمی‌آید. مردى که دیگران نتوانند رأى خود را بر او تحميل کنند؛ و اگر مرتکب خطايى شد، بر آن اصرار نورزد؛ و چون حقيقت را شناخت در عمل به آن درنگ نکند؛ و نفسش به حرص و طمع متمايل نباشد؛ و به اندک فهمی بسنده نکند. قاضى تو بايد از هر کس ديگر موارد شبهه‌ناک را بهتر بشناسد؛ و بيش از همه به دليل و حجت متکى باشد و از کثرت مراجعه اصحاب دعوا کمتر از ديگران خسته و ملول شود؛ و در کشف حقيقت، شکيباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطعانه رأى دهد. قاضی تو باید کسی باشد که چرب‏زبانى و ستايشِ کسی، به خودپسندی‌اش نکشاند و در اثر تشويق و ترغيب ديگران، به يکى از دو طرف دعوا متمايل نشود؛ چنين افرادی بسیار اندک هستند، پس بر عملکرد او بسیار نظارت کن و در بذل مال به او گشاده دستى به خرج ده تا گرفتاری‌اش برطرف شود و نيازش به مردم نيفتد و او را در نزد خود چنان منزلتى ده که نزديکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسيب ديگران در امان ماند؛ در اين کار نيکو نظر کن که اين دين در دست بدکاران اسير است. از روى هوا و هوس در آن عمل مى‌‏کنند و آن را وسيله طلب دنيا قرار داده‌اند.»

عزیزان! تصویر قاضی مورد نظر امام این است. شایسته است که ما از آن راهنمایی بجوییم تا دادگاه‌هایی پاک و خالی از شبهات داشته باشیم که بتوانند عدالت را حفظ کنند. به این ترتیب از آگاهی و توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

لبنان، بحران‌های در کمین

از لبنان آغاز می‌کنیم که شهروندان از وضعیت اقتصادی نگران هستند. اطمینان دادن‌های ارکان دولتی از خوب بودن وضعیت مالی نیز نتوانسته است این نگرانی‌ها را از بین ببرد. چون مردم با چشم خود بی‌ثباتی لیره لبنانی در برابر دلار آمریکایی را می‌بینند. این امر زندگی‌شان را متأثر کرده است. چون غالب پرداختی‌هایشان به دلار است و اگر چنین نیز نباشد، زندگی‌شان از دلار تأثیرپذیر است.

در برابر این وضعیت از دولت می‌خواهیم که با شهروندان خود شفاف باشد. چون حق شهروندان بر دولتشان این است که از حقیقت بحرانی که از آن رنج می‌برند، اطلاع داشته باشند. حق دارند بدانند چرا مثل گذشته برای مهار عقب نشینی لیره لبنانی در برابر دلار آمریکایی اقدام مناسبی سنجیده نشد؟ می‌خواهند بدانند آیا این بحران اقتصادی فراتر از توانایی دولت در حل آن است؟

در همین حال دولت لبنان سعی دارد با استفاده از دیدارهای خارجی، کنفرانس‌هایی که برای کمک به لبنان در جریان هستند، با به دست آوردن کمک‌ها یا جلب سرمایه‌گذاری خارجی این وضعیت اقتصادی را درمان کنند و کشور را از این وضعیت دشوار نجات دهند.

البته این دیدارها و اجلاس‌ها به خاطر وعده‌های داده شده، در ایجاد فضای آسودگی خیال نقش دارند. امیدواریم این وعده‌ها عملی شوند. ولی در عمل نخواهند نتوانست انتظار لبنانی‌ها برای بهبود وضعیت را برآورده نمایند. چون روشن است که این کمک‌ها به مثابه قرض هستند و دیر یا زود مشروط به اصلاحاتی خواهد شد که دولت لبنان باید به سرعت آن‌ها را انجام دهند. چون با توجه به تداوم فساد، حیف و میل، قراردادها، زد و بندها و عدم شفافیت‌هایی که در برابر چشم و گوش دنیا صورت می‌گیرند، هیچ دولتی در این کشور سرمایه‌گذاری نخواهد کرد.

از این رو برای ترحم به این کشور هم که شده، از دولت لبنان می‌خواهیم که خیلی زود بودجه سال ۲۰۲۰ را تصویب کند. باید بودجه‌ای را که وعده داده بود به لبنانی‌ها و دنیا تقدیم کند. بودجه‌ای که در آن بذرهای اصلاحات وجود داشته باشد. به نحوی که اعتماد دوباره لبنانی‌ها و دنیا را به این دولت بازگرداند.

نگرانیم که به خاطر فشارهای ناشی از شتاب‌زدگی در تصویب بودجه در مهلت قانونی، به تأخیر افتادن اصلاحات و ناتوانی دولت در دریافت حقوق مالی و ساختن دولت خالی از فساد که لبنانی‌ها به آینده خودشان مطمئن شوند، مردم مجبور شوند که مثل گذشته به خیابان‌ها بریزند و بحران‌ها را با سطح خیابان‌ها بکشانند و بحران نان، سوخت، دارو یا بحران تجار و وارد کنندگان آخرین این بحران‌ها نخواهد بود.

 

وخامت اوضاع در سوریه

به سوریه می‌رسیم که این روزها وضعیت جدیدی را شاهد است و آن ورود ترکیه با ادعای امن کردن مرزهای خود به اراضی سوریه است. این تشدید تنش در شرایطی صورت می‌گیرد که سوریه بعد از تشکیل کمیته قانون اساسی، گام‌های تازه‌ای را به سوی ثبات امنیتی و سیاسی برمی‌داشت.

ما در برابر این وضعیت معتقدیم که هر دولتی حق دارد از مرزهای خود حفاظت کند و از خود در برابر تهدیدات بیرونی صیانت به عمل آورد. ولی شایسته نیست که این کار به ضرر حاکمیت ملی یا تشدید درگیری‌ها در کشور دیگری تمام شود.

امن شدن مرزها نباید به قیمت تضعیف سوریه تمام شود. بلکه باید با تلاش برای حمایت و تقویت این کشور و تأمین راه‌های ثبات و درمان مشکلاتی که ترکیه از آن‌ها شکایت دارد و مرزهایش را تهدید می‌نماید، انجام شود.

بعد از تصمیم آمریکا برای عقب نشینی از سوریه، روی سخن با همه کسانی است که برای تحقق ثبات خود به آمریکا امید بسته بودند: امید بستن به بیگانگانی که فقط برای منافع خود تلاش می‌کنند، اشتباه است. شما باید برای رسیدن به معادله‌ای که حقوق همه را در سایه وحدت داخلی که ضمانتی برای همه است، تأمین کند، به گفتگو میان طیف‌های گوناگون سوریه اعم از عرب، کرد، مسلمان، مسیحی، شیعه، سنی و علوی دل ببندید.