خطبه جمعه، 26 مهر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: منظور از خویشان چیست؟ / روش محبت به آنان چگونه است؟ / شیعیان ائمه الگوی مردم هستند.

مطالب مهم خطبه دوم: خیزش مردم / آیا کشور به سمت ناکجاآباد می‌رود؟ / فریادی فراتر از کربلا.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

19 صفر 1441 هـ برابر با 26 مهر 1398 هـ و 18/10/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: منظور از خویشان چیست؟ / روش محبت به آنان چگونه است؟ / شیعیان ائمه الگوی مردم هستند.

مطالب مهم خطبه دوم: خیزش مردم / آیا کشور به سمت ناکجاآباد می‌رود؟ / فریادی فراتر از کربلا.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «قُل لَّا أَسْأَلُکمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ الله غَفُورٌ شَکورٌ» صدق الله العظيم.

در این آیه خداوند از پیامبر خود می‌خواهد به مردم بگوید که در ازای زحماتی که برای هدایتشان به راه راست، بیرون بردنشان از تاریکی‌ها به سوی نور و روشنایی و از نادانی به علم و دانایی ایفا کرده است، پاداش مادی یا معنوی از آنان نمی‌خواهد. او آن چنان رنج کشید و اذیت شد که فرمود: «هیچ پیامبری به مانند من اذیت نشد.» بلکه تنها چیزی که در ازای همه این‌ها از شما می‌خواهم این است که به خویشانم محبت بورزید.

 

منظور از خویشان چیست؟

شاید جای تعجب باشد که پیامبر خدا چنین چیزی را از امت بخواهد یا این که خداوند چنین چیزی را از او خواسته است؛ اما وقتی متوجه شویم که خویشان چه کسانی هستند که خداوند ما را به محبت آنان دستور داده است و این محبت چگونه است، این تعجب رنگ می‌بازد. به راستی چه کسانی خویشان پیامبر هستند؟

برخی بر این عقیده هستند که منظور از خویشان، اقارب پدری و مادری پیامبر خدا هستند. ولی وقتی برخی از این نزدیکان مشرک هستند و با دین پیامبر دشمنی می‌ورزند، امکان ندارد که چنین خواسته‌ای از پیامبر صادر شده باشد و او از مردم خواسته باشد که به نزدیکان او محبت کنند. البته خداوند نیز چنین چیزی را از نمی‌پذیرد. این را می‌توان در این فرمایش الهی مشاهده کرد: «لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِالله وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ الله وَرَسُولَهُ وَلَوْ کانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ» و فرموده است: «لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّکمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ».

چون می‌بینیم آیاتی از قرآن کریم در محکومیت و مذمت ابولهب نازل آن هم با اسم، نازل گردیده است. چون او در برابر دین پیامبر خدا ایستاد و بر شرک ورزی اصرار ورزید، بدون این که در نظر گرفته شود او عمومی پیامبر خداست.

در مقابل پیامبر خدا درباره سلمان فارسی فرمود: «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ»؛ بنابراین پیامبر خدا روابط فردی، خانوادگی و قبیله‌ای را در نظر نگرفته است و فقط دین را ملاک و معیار قرار داده است. امام علی(ع) در اشاره به این امر می‌فرماید: «إِنَّ وَلِیَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ؛ به يقين دوست محمد کسى است که خدا را اطاعت کند، هرچند پيوند نسبى‌اش دور باشد و دشمن محمد کسى است که خدا را نافرمانى کند هرچند قرابت او نزديک باشد.»

ولی درست آن است که همه مفسران روی آن توافق دارند که منظور از خویشان همان برگزیدگان پاک اهل بیت پیامبر خدا هستند. احادیث وارد شده از منابع همه مسلمانان به این واقعیت اشاره دارند. از احمد بن حنبل که پیشوای مذهب مالکی است نقل شده است که وقتی آیه «قُل لَّا أَسْأَلُکمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» بر پیامبر خدا نازل گردید، اصحاب عرض کردند: خویشان شما کیانند ای پیامبر خدا؟ فرمود: «علي وفاطمة وأبناؤهما». گوید که پیامبر سه بار این مسئله را مورد تأکید قرار داد.

آمده است که وقتی مردم با امام حسن(ع) بعد از به خلافت رسیدن او بیعت کردند، فرمود: «من از خانداني هستم که خداوند مودت آن‌ها را بر هر مسلماني واجب کرده است و به پيامبرش فرموده است: «قُل لَّا أَسْأَلُکمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى».

سیوطی نیز آورده است که وقتی علی بن حسین(ع) به اسیری رفت و اسیران بر دروازه‌های شام نگه‌داشته شده بودند، مردم جمع شدند و در میانشان پیرمردی حضور داشت. پیرمرد اظهار داشت: سپاس خدای را که شما را کشت و نابود کرد و شهرها را از مردان شما آسوده کرد و امیرالمؤمنین را بر شما مسلط کرد. البته این حرف‌ها به خاطر تبلیغات اموی بود که در میان مردم چنین پخش کرده بودند که این‌ها مشرک هستند.

وقتی امام علی بن حسین(ع) حرف‌های پیرمرد را شنید، به او نزدیک شد و فرمود: «آیا قرآن خوانده‌ای؟ وقتی پیرمرد گفت بله حضرت به او فرمود: آیا آیه «قُل لَّا أَسْأَلُکمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» را خوانده‌ای؟ پیرمرد گفت: بله خوانده‌ام ولی این چه ارتباطی به شما دارد؟ حضرت فرمود: ای پیرمرد! ما خویشاوندان پیامبر هستیم.» پیرمرد عرض کرد: آیا به راستی شما خویشان پیامبر هستید؟ امام علی بن حسین(ع) فرمود: «به خدا سوگند! بدون شک ما همان‌ها هستیم.» پیرمرد گریست و عمامه خود را به زمین زد. رو به آسمان کرد و عرض کرد: بارالها ما که از دشمنان جنی و انسی آل محمد بیزاریم. سپس از امام پرسید: آیا راه توبه‌ای برای من هست؟ حضرت فرمود: بله. اگر توبه کنی خدا توبه را می‌پذیرد و تو با ما هستی.

پیشوای مذهب شافعی نیز با اشاره به این آیه چنین سروده است:

يا آلَ بَيتِ رَسولِ اللهِ حُبَّکمُ

فَرضٌ مِنَ اللهِ في القُرآنِ أَنزَلَهُ

يَکفيکمُ مِن عَظيمِ الفَخرِ أَنَّکمُ

مَن لَم يُصَلِّ عَلَيکم لا صَلاةَ لَهُ

اي خاندان نبوّت، محبّت شما فرضي است که از جانب خداوند در قرآن آمده است. همين در عظمت شأن شما کافي است، آن کس در نماز به شما درود نگفت، نمازی ندارد،(نمازش درست نيست).

بنابراین منظور از خویشان همین برگزیدگان پاک خاندان پیامبر است. کسانی که خداوند آنان را مورد لطف و عنایت خود قرار داده و آنان را از هرگونه آلودگی پاک و مطهر گردانیده است. پیامبر خدا نیز در اشاره به آنان فرموده است: «إني تارک فيکم الثّقلين: کتاب الله وعترتي أهل بيت ما إن تمسکتم بهما لن تضلّوا بعدي أبداً، فإنهما لن يفترقا حتى يردا علي الحوض؛ من در میان شما دو چیز گران‌بها می‌گذارم. کتاب خدا و عترتم اهل بیت من. تا زمانی که به آن دو دست یازید، بعد از من گمراه نمی‌شوید. چون آن دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا این که در حوض کوثر بر من وارد شوند.»

باز هم درباره‌شان فرموده است: «إنما مثل أهل بيتي فيکم کمثل سفينة نوح من رکبها نجا ومن تخلّف عنها هلک؛ مثال اهل بیت من مانند کشتی نوح است. هر کس بر آن سوار شد نجات یافت و هر کس از آن جا ماند، غرق گردید.»

این تفسیر نشان می‌دهد منظور از اجری که پیامبر خدا از مؤمنان خواسته است، اجر مادی یا به خاطر قرابت خانوادگی و قبیله‌ای نیست بلکه همان طور که خداوند متعال فرموده است: «قُلْ مَا سَأَلْتُکمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکمْ» به نفع امت اسلامی است. چون اهل بیت مایه در امان ماندن امت اسلامی از انحراف است و این چیزی است که گذشته آن را ثابت کرده است و آینده نیز آن را ثابت خواهد کرد. محبت به آنان در واقع تقدیر و تشکر از آنان به خاطر ایفای نقشی است که پیش از این انجام دادند و بعد از این نیز در میان مردم مسلمان انجام خواهند داد.

 

روش محبت به آنان چگونه است؟

اما این سؤال همچنان پابرجاست: راه محبت به آنان چگونه است؟ آیا برای ابراز محبت و عاطفه به آنان فقط کافی است که بر مصائبشان بگرییم و در شادی‌هایشان شادی نماییم؟

در پاسخ باید اظهار داشت که مودت بسیار فراتر از این‌هاست. درست است که با عاطفه و احساسات شروع می‌شود، ولی نباید به این‌ها محدود بماند. بلکه باید به موضع‌گیرها و رفتارهای واقعی تبدیل شود. چیزی که اهل بیت(ع) همیشه به آن توجه داشتند. آنان همیشه تأکید می‌داشتند محبت به آنان در واقع محبت به برنامه‌ای است که آنان به خاطر آن خون دادند و فداکاری به خرج دادند. می‌فرمودند: «أحبونا حبّ الإسلام؛ ما را به خاطر اسلام دوست داشته باشید.»، «لا تنال محبتنا إلا بالعمل والورع؛ محبت ما جز با عمل و پرهیزگاری به دست نمی‌آید.»

امام باقر(ع) در اشاره به این امر به یکی از یاران خود چنین می‌فرماید: «يَا جَابِرُ أَ يَکتَفِی مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کانُوا يُعْرَفُونَ يَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ کثْرَةِ ذِکرِ اللَّهِ وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَيْنِ وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِيرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْکنَةِ وَ الْغَارِمِينَ وَ الْأَيْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ کفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ وَ کانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِی الْأَشْيَاءِ؛ اى جابر! آيا کافى است براى کسى که ادّعاى تشيّع دارد، بگويد که دوستدار ما اهل بيت است؟ به خدا سوگند، شيعه ما نيست مگر آن کسى که تقواى خدا را رعايت کند و از او اطاعت نمايد. شيعيان ما شناخته نمى‏شدند، مگر به تواضع، خشوع، اداى امانت، بسيارى ذکر خدا، روزه گرفتن، نماز به پا داشتن، نيکى به والدين و رسيدگى به همسايگانى که فقير و نيازمندند. همچنين رسيدگى به قرض داران و يتيمان، راستى در گفتار، تلاوت قرآن و بازداشتن زبان، از اين که، جز نيکى مردم را نگويند، [نيز] شيعيان ما [همواره‏] در بين اقوام خويش امين بودند.»

جابر گوید: عرض کردم: اى پسر رسول خدا ما کسى را با اين خصوصيات نمى‏شناسيم. فرمود: «يَا جَابِرُ لَا تَذْهَبَنَّ بِک الْمَذَاهِبُ حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ يَقُولَ أُحِبُّ عَلِيّاً وَ أَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا يَکونَ مَعَ ذَلِک فَعَّالًا فَلَوْ قَالَ إِنِّی أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ فَرَسُولُ اللَّهِ ص خَيْرٌ مِنْ عَلِيٍّ ع ثُمَّ لَا يَتَّبِعُ سِيرَتَهُ وَ لَا يَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِيَّاهُ شَيْئاً فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَکرَمُهُمْ عَلَيْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ يَا جَابِرُ وَ اللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏النَّارِ وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ مَنْ کانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ کانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ؛ اى جابر! افکار و آراى مختلف، تو را [از راه راست‏] بيرون نبرد. آيا کافى است مردى بگويد: من على عليه السّلام را دوست دارم و از دوستداران او هستم، پس اگر بگويد من رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را دوست دارم [که بهتر است‏]- زيرا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از على عليه السّلام بهتر است- ولى از سيره او پيروى ننمايد و به سنّتش عمل نکند، اين دوستى براى او هيچ سودى نخواهد داشت. پس تقواى خدا را پيشه نماييد و براى آنچه نزد خداست، عمل کنيد، زيرا بين خدا و بين هيچ کس، قرابت و خويشاوندى نيست. محبوبترين بندگان نزد خداوند و گرامى‏ترين آنها در پيشگاه او، با تقواترين و مطيع‏ترين آنهاست. اى جابر، جز با اطاعت و فرمانبردارى از خداى متعال، تقرّب به او حاصل نمى‏شود. تنها دوستى ما باعث رهايى از آتش نيست و هيچ يک از شما بر خدا حجّتى ندارد. هر کس مطيع خداست، ولىّ و دوستدار ماست و هر کس نافرمانى خدا را نمايد، با ما دشمن است. ولايت ما اهل بيت، جز با عمل [به دستورات الهى‏] و پرهيز از گناه به دست نمى‏آيد.»

 

شیعیان ائمه الگوی مردم هستند

ائمه اهل بیت(ع) از شیعیان و دوستداران خود می‌خواهند که الگوی مردم باشند. باید آن گونه در میان جوامع و کشورهای خود برجسته باشند که در علم، عبادت، خوش اخلاقی، بخشش، عطا و فداکاری ضرب المثل مردم باشند و این باعث رضایت ائمه(ع) می‌شود.

از امام صادق(ع) وارد شده است: «فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌ‏ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ؛ زیرا هر کس از شما که در دینش پارسا باشد و راستگو باشد و امانت را به صاحبش برگرداند و اخلاقش با مردم خوب باشد گویند: این جعفرى است و این مرا شاد کند و از جانب او برمن شادی و سرور وارد شود و گویند: این ادب جعفر است و اگر جز این باشد بلا و ننگ او بر من وارد شود و گویند: این ادب جعفر است.»

در حدیثی از امام حسن عسکری(ع) نیز درباره نحوه تعامل با کسانی که پیرو مذاهب دیگری هستند آمده است: «صَلُّوا فِي عَشَائِرِهِمْ وَ اِشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ فَإِنَّ اَلرَّجُلَ مِنْکمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ فِي حَدِيثِهِ وَ أَدَّى اَلْأَمَانَةَ وَ حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ اَلنَّاسِ قِيلَ هَذَا شِيعِيٌّ فَيَسُرُّنِي ذَلِک اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ کونُوا زَيْناً وَ لاَ تَکونُوا شَيْناً جُرُّوا إِلَيْنَا کلَّ مَوَدَّةٍ وَ اِدْفَعُوا عَنَّا کلَّ قَبِيحٍ؛ در ميان قبيله و عشیره‌هایشان نماز گزاريد، در تشييع جنازه‌هایشان حضور يابيد، از بيمارانشان عيادت نماييد و حقوقشان را بپردازيد؛ زيرا هر يک از شما که در دينش پارسا و در گفتارش راست‌گو باشد و امانت مردم را بپردازد و با آنان خوش اخلاقي نمايد، در اين صورت گويند: اين يک شيعه است من از شنيدن آن جمله شادمان می‌شوم. از خدا پروا نماييد و زينت و مايه سرافرازي ما باشيد نه مايه زشتي و سرافکندگي، همه دوستي را به سوي ما بکشانيد و هر زشتي را از ما دور نماييد؛ زيرا هر خوبي که در حق ما گفته آيد ما شايستگي آن را داريم و هر بدي که درباره ما بر زبان آيد ما چنان نيستم.»

در حدیث آمده است: «کونُوا دُعَاةً إِلَيْنَا بِالْکفِّ عَنْ مَحَارِمِ اَللَّهِ، وَ اِجْتِنَابِ مَعَاصِيهِ وَ اِتِّبَاعِ رِضْوَانِهِ، فَإِنَّهُمْ إِذَا کانُوا کذَلِک کانَ اَلنَّاسُ إِلَيْنَا مُسَارِعِينَ؛ با خويشتن‌داری از حرام‌های خدا و دوری از گناهان و در پی [جلب] خشنودی خدا بودن، دعوتگر(مردم) به سوی ما باشيد؛ زيرا اگر چنين باشند، مردم خود به جانب ما می‌شتابند.»

خداوند ما را از کسانی قرار دهد که در محبت، رفتار و موضع‌گیری از محبان این خاندان پاک هستند. این که مایه آبرو و زینتشان باشیم و مایه سرافکندگی‌شان نباشیم. همه خوبی‌ها را به سویشان بفرستیم و همه بدی‌ها و زشتی‌ها را از آنان دفع نماییم. محبت و مودت واقعی این است. به درستی که او شنوا و پاسخگوی دعاست.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان دعایی توصیه می‌کنم که امام حسین(ع) هنگام قرار گرفتن در محاصره دشمنان در کربلا، دشمنانی که می‌خواستند او، یاران و اهل بیت او را به شهادت برسانند، به درگاه خداوند لب به دعا گشود. در آن زمان خطاب به خداوند متعال این چنین مناجات کرد: «اللَهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي‌ فِي‌ کلِّ کرْبٍ وَأَنْتَ رَجَائِي‌ فِي‌کلِّ شِدَّةٍ وَأَنْتَ لِي‌ فِي‌ کلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِـي‌ ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ. کمْ مِنْ هَمٍّ يَضْعُفُ فِيهِ الْفُؤَادُ وَتَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ وَيَخْذُلُ فِيهِ الصَّدِيقُ وَيَشْمَتُ فِيهِ الْعَدُوُّ أَنْزَلْتُهُ بِک وَشَکوْتُهُ إلَيْک، رَغْبَةً مِنِّي‌ إلَيْک عَمَّنْ سِوَاک فَفَرَّجْتَهُ عَنِّي‌ وَکشَفْتَهُ وَکفَيْتَهُ. فَأَنْتَ وَلِي‌ُّ کلِّ نِعْمَةٍ وَصَاحِبُ کلِّ حَسَنَةٍ وَمُنْتَهَي‌ کلِّ رَغْبَةٍ؛ خداوندا! تو تکیه‌گاه من در هر‌ اندوه و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه‌گاه و مایه پشت‌گرمی منی، چه بسا غم‌های گرانی که دل در آن سیست می‌گردد و چاره از کف می‌رود، دوست دست از یاری برمی‌دارد و دشمن نکوهشی می‌کند و من آن را به پیشگاه تو آوردم و از آن به تو شکوه کردم و فقط به سوی تو رو کردم و نه دیگران و چاره‌اش را از غیر تو نجستم؛ پس تو مرا گشایش دادی و آن غم‌ها را زدودی. خداوندا، تو ولی هر نعمت و صاحب هر نیکی و غایت هر خواسته‌ای.»

امام حسین(ع) با این دعا می‌خواهد نوع رابطه خود به تصویر بکشد. او خداوند را انیس، تکیه گاه،‌ آرزو و امید خود می بیند. از این رو به رغم نداشتن یار و یاور، سست و ضعیف نمی‌شود.

دشمنان درباره روحیه آن حضرت در میدان نبرد چنین گفته‌اند: «فَوَاللَّهِ ما رَأَيتُ مَکثوراً قَطُّ، قَد قُتِلَ وُلدُهُ، وأهلُ بَيتِهِ وأصحابُهُ، أربَطَ جَأشاً ولا أمضى جَناناً مِنهُ إن کانَتِ الرَّجّالَةُ لَتَشُدُّ عَلَيهِ فَيَشُدُّ عَلَيها بِسَيفِهِ، فَتَنکشِفُ عَن يَمينِهِ وشِمالِهِ انکشافَ المِعزى إذا شَدَّ فيهَا الذِّئبُ؛ به خدا سوگند! نديدم کسى را که دشمن بسيار اطراف او را گرفته و مقهورش ساخته و فرزندان و خاندان و يارانش را کشته باشند، دليرتر و استوارتر از حسين؛ چنان که مردان بر او مى تاختند و او با شمشير به آن‌ها حمله مى‌کرد و آنان از اطراف او همانند گوسفندان گرگ زده از چپ و راست پراکنده مى‌شدند.»

این همان چیزی که باید از امام حسین(ع) بیاموزیم. این همان چیزی است که در وجود آن حضرت می‌بینیم. ما به این رابطه میان مؤمن و خداوند نیاز داریم تا در برابر چالش‌ها از آن بهره ببریم و از قدرت، عزم و اراده بیشتری برخوردار گردیم و در برابر چالش‌ها از قدرت بیشتری برخوردار گردیم.

 

خیزش مردم

از لبنان آغاز می‌کنیم که چند روز پیش بخش وسیعی از اراضی سرسبز آن دچار آتش سوزی گردید. این فاجعه میزان کوتاهی، سهل انگاری و ناتوانی دولت در رویارویی با حوادث یا همراهی با مردمی که برای کمک و خاموش کردن آتش داوطلب شدند و وحدت، همبستگی و مسئولیت‌پذیری‌شان را به نمایش گذاشتند، نشان داد.

ما در برابر فصل تازه‌ای از ناتوانی دولت قرار داریم. دولت به جای این که مسئولیت‌پذیر باشد، مسئولیت را به همدیگر پاس می‌دهند تا حدی که در راستای درگیری میان مراکز قدرت، جنبه طایفه‌ای نیز پیدا کرد.

در همین وقت، بعد از این که شرایط برای خاموش کردن آتش سوزی‌ها در محیط زیست فراهم گردید، برخی‌ها اصرار دارند که به برافروختن آتش‌های سیاسی بپردازند و به جای این که بر اساس منافع کشور و اقدامات مردم فریبانه که سلاح برنده پیشین جریان‌های سیاسی برای تحریک مردم است، این مباحث را به داخل مؤسسات و نهادهای خاص خود ببرند، آن را به خیابان‌ها و تریبون‌ها بکشانند. عین این مسئله برای آوارگان سوری یا رابطه با سوریه و قضایای دیگر نیز مطرح است. خصوصاً که طرف‌های این مجادلات خودشان شریک دولت و پارلمان هستند.

مسئولیت جریان‌های سیاسی این است که امین منافع مردم خود باشند. نباید به خاطر منافع سیاسی، طایفه‌ای و مذهبی بی‌فایده، هواداران خود را به بمب‌های انفجاری در برابر همدیگر تبدیل کنند.

عین همین مسئله در برخورد با بودجه ۲۰۲۰ نیز وجود دارد. در شرایطی که لبنانی‌ها انتظار دارند دولت به وعده‌های خود عمل کند و این بودجه حاوی بشارت آغاز رسیدگی جدی به بحران‌های اقتصادی و مالی با اجرای اصلاحات جدی در زیرساخت‌های اقتصادی لبنان، برطرف کردن کانون‌های فساد، حیف و میل، طرفداری‌ها، قراردادها و نابسامانی در تعییناتی باشد که بر دوش لبنانی‌ها سنگینی می‌کند، باشد، ناگهان لبنانی‌ها با بازگشت دولت به همان روش‌های قبلی روبرو می‌شوند و آن دست‌اندازی به جیب شهروندانی است که دارای درآمدهای محدود و مشخص هستند. بدون این که به وضعیت ناگوار این دسته از مردم و هشدار علاقه‌مندان به ثبات این کشور توجه داشته باشند. تصمیم‌های اخیر باعث شده است که لبنانی‌ها احساس کنند چاره‌ای جز ریختن به خیابان‌ها ندارند. به رغم این که می‌دانند ریختن به خیابان‌ها چه پیامدهایی ممکن است داشته باشند و چه کسانی ممکن است از آن بهره‌برداری کنند و ممکن است که این اعتراضات اهداف اصلی خود را از دست بدهند.

اگر چه دولت با عقب نشینی از خطاها و لغو سریع برخی اقدامات کار خوبی کرد، ولی این کار برای رفع دغدغه مردم و ترمیم اعتماد از دست رفته دولت و نمادهای آن کفایت نمی‌کند. دولت باید به این حوادث عبرت بگیرد. چون روشن شده است که روش‌های جدیدی برای تحریک مردم وجود دارد که دولت توان کنترل آن‌ها را ندارد، خطوط قرمز زیر پا گذاشته شده‌اند، زبان ارعاب و تهدید برای آرام کردن خیابان‌ها کارایی ندارند و شکل صوری به خود گرفته است.

دولت نباید بار دیگر به این نکته دل خوش کند که می‌تواند به بهانه احساسات و عواطف طایفه‌ای و مذهبی یا ترساندن از دیگران این مردم را به راحتی ساکت کند. چون این مردم آگاه‌تر و متحدتر شده‌اند و این روش‌ها کارایی ندارند.

 

آیا کشور به سمت ناکجاآباد می‌رود؟

از این رو از دولت، خصوصاً آن‌هایی که به اصلاحات علاقه‌مند هستند و ما تردیدی در وجودشان نداریم، می‌خواهیم که کاری کنند که لبنانی‌ها دوباره به آن‌ها اعتماد کنند. اگر چه این کار ساده نیست و به عملیات جراحی نیاز است تا ریشه‌های بحران ریشه کن شود.

ما نمی‌خواهیم که کشور به سمت ناکجاآباد کشیده شود ولی توپ الآن در زمین سیاسیون قرار دارد. همه مسئولان، هیچ کس حق ندارد از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند، همه باید برای نجات کشور با همدیگر همکاری کنند. ساعات آینده سرنوشت‌ساز است و درمان غیرممکن نیست. به شرط این که سیاسیون تصمیم بگیرند از دولت مزرعه به سمت دولتی بروند که در آن انسان به دور از همه مسائل دیگر، احساس کرامت و عزت کند.

زمان آن فرارسیده است که اقدامات ریشه‌ای برای هدف قرار دادن کانون‌های فساد، به ویژه نهادهای مالی و حمایت‌های بسیاری از مسئولان صورت بگیرد. آن‌ها به ضرر دولت و شهروندان ثروتمند شده‌اند تا جایی که خزانه دولت خالی شده است. در غیر این صورت این ساختار ممکن است روی سر همه فرو بریزد.

 

فریادی فراتر از کربلا

در خاتمه باید اشاره کنیم که مسلمانان فردا برای عرض ارادت و محبت به امام حسین(ع) عازم کربلا می‌شوند. همان امامی که برای بیداری مردم و بیرون بردن آن‌ها از نادانی و سکوت به سوی فضایی آکنده از عزت، آزادی و موضع‌گیری‌های کرامت آمیز زندگی خود را فدا کرد تا مردم صاحب عزت و اراده خود باشند و به هیچ کس اجازه ندهند که آن‌ها را متفرق کنند و به بردگی بکشانند تا آنان دست خواری بدهند و چون بردگان تصمیم پذیر باشند.

نیاز نداریم تأکید کنیم آن طوری که برخی تصور کرده‌اند، مردمی که اینجا جمع شده‌اند علیه هیچ مذهبی و دینی نیست بلکه مقابله با همه ستمگران، فاسدان و غارتگران اموال مردم است. همان‌هایی که وقتی پای منافع قلدران و بزرگان در میان باشد، قوانین را تعطیل می‌کنند. صدای این مردم محدود به کربلا نخواهند ماند بلکه به همه سرزمین‌های تشنه، ارزش‌ها، عدالت، آزادی، کرامت و انسانیت ادامه خواهد یافت و ما از آن دور نیستیم.