خطبه جمعه، 10 آبان ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: سنت اختلاف / ضوابط و معیارهای اختلاف / چگونه با دیگران برخورد کنیم؟ / برخورد بهتر با دیگران / رویارویی با استفاده از حرف‌های نیکو.

مطالب مهم خطبه دوم: بعد از استعفای دولت چه خواهد شد؟ / حاکمیت در بوته آزمایش.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

4 ربیع الاول 1441 هـ برابر با 10 آبان 1398 هـ و 1/11/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: سنت اختلاف / ضوابط و معیارهای اختلاف / چگونه با دیگران برخورد کنیم؟ / برخورد بهتر با دیگران / رویارویی با استفاده از حرف‌های نیکو.

مطالب مهم خطبه دوم: بعد از استعفای دولت چه خواهد شد؟ / حاکمیت در بوته آزمایش.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوّاً مُبِين» صدق الله العظيم.

 

سنت اختلاف

اختلاف یکی از سنت‌های الهی در زندگی است. از این رو می‌بینیم مردمی که در یک کشور، یک شهر، یک خانواده یا یک خانه زندگی می‌کنند، از نظر آراء، اندیشه‌ها، رویکردها و دیدگاه‌های اجتماعی، فکری، دینی و سیاسی و نگاه به حوادثی که پیرامونشان می‌گذرد و نحوه برخورد با آن‌ها اختلاف دارند.

خداوند نیز در اشاره به این سنت می‌فرماید: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ».

این اختلاف مثبت است و اگر در چارچوب فکری خود باقی بماند، باعث غنامندی زندگی می‌شود. ولی در اغلب موارد این اختلاف به تنش و درگیری داخلی در جامعه و حتی دشمنی تبدیل می‌شود.

ولی این نیز نباید باعث از میان برداشتن تنوع و نتایج حاصل از آن شود و همه خود را به یک اندیشه و یک نظر محدود کنند. بلکه باید ضوابط و معیارهایی در نظر گرفته شود که جلوی تبدیل شدن اختلافات به درگیری‌هایی را بگیرد که باعث ایجاد چنددستگی در میان کشورها، جوامع و خانواده‌ها می‌گردد.

این یکی از همان اهدافی است که خداوند پیامبران و فرستادگان را برای تحقق آن فرستاد. در فرمایش الهی آمده است: «كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ»؛ بنابراین نقش پیامبران همان تبیین حقایق و چاره اندیشی برای اختلافاتی است که در میان مردم رخ می‌دهد.

 

ضوابط و معیارهای اختلاف

امروز می‌خواهیم به یکی از این معیارها و ضوابط اشاره‌ای داشته باشیم و آن دشنام ندادن و پرهیز از آن و تحریم آن است. چون اگر دشنام دادن به روش برخورد با اختلافات تبدیل شود، نتایج و پیامدهای مخربی خواهد داشت. دشنام هر سخنی است که باعث اهانت به فرد و موجودیت دیگری می‌شود و او را تحریک می‌نماید؛ این که او را خوار و خفیف نماید، مسخره کند یا به استهزاء بگیرد یا او را با صفات زشت و کلمات ناشایست بخواند.

قرآن به رغم این که در برابر شرک موضع‌گیری شدیدی دارد و کار به جایی رسیده است که خداوند درباره مشرکان می‌فرماید: «إِنَّ اللهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ» در آیه «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَيَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ» به صورت واضح از دشنام دادن نهی کرده و از مؤمنان می‌خواهد به مشرکانی که بت می‌پرستند، دشنام ندهند.

دلیل این نهی به این خاطر نیست که مشرکان سزاوار دشنام نیستند، بلکه آن به خاطر گستاخی در برابر خداوند با شرک ورزیدن و اهانت، سزاوار هر نوع دشنامی هستند، ولی دشنام دادن باعث تغییر باورهایشان نخواهد شد. بلکه سبب خواهد گردید که به باورهای خود بچسبند و از حق و حقیقت دور شوند، به خداوند دشنام دهند و بزرگان مسلمانان دشنام دهند. چون دشنام، دشنام به وجود می‌آورد و سرزنش، سرزنش می‌آفریند و باعث اقناع دیگران به ایمان و باورهای ما نخواهد گردید.

این آیه اگر به دشنام ندادن به مشرکان اشاره دارد، اما بیانگر یک اصل کلی است. این که نباید بزرگان و شخصیت‌های دیگران را مورد اهانت، دشنام و تمسخر قرار داد.

این نهی در آیه دیگری نیز آمده است. خداوند می‌فرماید: «لَا يُحِبُّ اللهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ». در حدیث نیز آمده است: «لَيْسَ الْمُؤْمِنُ بِالطَّعَّانِ وَلاَ اللِّعَانِ وَلاَ الْفَاحِشِ وَلاَ الْبَذِي؛ مؤمن طعنه زننده، لعنت کننده، فحش دهنده و بدزبان نیست.» در حديث دیگری نیز آمده است: «إِنَّ اَللَّهَ حَرَّمَ اَلْجَنَّةَ عَلَى كُلِّ فَحَّاشٍ بَذِيءٍ قَلِيلِ اَلْحَيَاءِ لاَ يُبَالِي مَا قَالَ وَ لاَ مَا قِيلَ لَهُ؛ به راستى كه خداوند بهشت را بر هر فحّاش و بى‌آبرو و بى‌شرم كه باکی ندارد چه بگويد و چه به او گفته شود، حرام کرده است.»

 

چگونه با دیگران برخورد کنیم؟

بنابراین در منطق اسلام، اختلاف و تنش در هر اندازه‌ای باشد، دشنام دادن جایز نیست. در اسلام اصل بر این است که عقل خود را به روی دیگران باز کنی. باید او را با باورها و ایمان خود قانع نمایی. باید تنش‌های ناشی از اختلافات را از بین ببری. از این رو درخواست اسلام این است که برای درمان اختلافات و در میدان‌های مختلف زندگی، از سخنان خوب و مجادله احسن

استفاده کنیم. قرآن نیز در اشاره به این نکته می‌فرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» و فرموده است: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» و از پیامبر خود خواسته است که اعلام نماید: «وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ».

خداوند به حضرت موسی و هارون(ع) خواسته است حتی در برابر کافرترین، متکبرترین و جاه طلب ترین مردم نیز از همین روش استفاده نمایند: «اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى».

امام صادق(ع) نیز به شیعیان خود توصیه کرده است که از این روش استفاده کنند: «كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لاَ تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ اِحْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ اَلْفُضُولِ وَ قَبِيحِ اَلْقَوْلِ؛ زينت ما باشيد و مایه ننگ ما نشويد، به مردم سخنان خوب بگوييد، زبانتان را حفظ‍‌ كنيد و آن را از گفتن سخنان زشت و بى‌فايده بازداريد.»

این که اسلام به استفاده از این روش دعوت کرده این است که هدف مسلمانان از تعامل با مردم، عیب‌گیری و خوار و ذلیل کردن مردم نیست؛ بلکه هدف زدودن اندیشه‌های باطل از عقل‌ها، بیرون بردن کینه‌ها از قلب‌ها و دور کردن آن‌ها از گمراهی و انحراف است. تمام دغدغه دین این است که انسان مؤمن، با اندیشه، احساسات و موضع‌گیری‌های دیگران وارد گفتگو شود.

امام علی(ع) می‌فرماید: «فَلاَ يَكُنْ أَفْضَلَ مَا نِلْتَ فِي نَفْسِكَ مِنْ دُنْيَاكَ بُلُوغُ لَذَّةٍ أَوْ شِفَاءُ غَيْظٍ وَ لَكِنْ إِطْفَاءُ بَاطِلٍ أَوْ إِحْيَاءُ حَقٍّ؛ پس بهترين چيز نزد تو در دنيا، رسيدن به لذّت ها، يا انتقام گرفتن نباشد، بلكه هدف تو خاموش كردن باطل، يا زنده كردن حق باشد.»

 

برخورد بهتر با دیگران

پیامبر خدا نیز در کار دعوت خود از این روش استفاده می‌کرد. خداوند در اشاره به این روش پیامبر می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ».

چون پیامبر خدا نمونه رحمت و مهربانی بود. او مهربانی خود را با سخنانی که نشانگر مهر و محبت به دیگران است، نشان داده است. حتی اگر آنان بدترین برخوردها و اذیت‌ها را در حق پیامبر روا داشته باشند؛ بنابراین پیامبر خدا بدزبان و سنگدل نبود، بلکه دلی مهربان و سینه‌ای صاف و بی‌کینه داشت. همین روش در برخورد با مردم، رسالت را به اهداف بزرگش رساند. اسلام با این سخنان نرم و مهربان که شنونده را منقلب می‌کرد، سینه‌ها را باز می‌نمود و دروازه‌های عقل را می‌گشود، به همه جای دنیا گسترش یافت.

در اوج مشکلات و چالش‌ها کسی نشنیده است که او به کسی اهانت کرده باشد، کسی را مسخره کرده باشد، کسی را تحقیر نموده باشد یا با مقدسات و بزرگان دیگران اهانتی روا داشته باشد.

در تاریخ آمده است که روزی فردی یهودی از کنار پیامبر گذشت و به جای السلام علیک به آن حضرت گفت: السام علیک. پیامبر نیز در پاسخ فرمود: و علیک. عایشه از این برخورد فرد یهودی ناراحت شد و به او دشنام داد و او را لعنت کرد. پیامبر خدا به او فرمود: «هوّني عليك. إِنَّ اَلرِّفْقَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى شَيْءٍ إِلاَّ زَانَهُ وَ لاَ نُزِعَ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ شَانَهُ؛ بر خودت سخت مگیر. نرمش را بر چيزى ننهند جز آنكه آن را زيور بخشد و از چيزى بر نگيرند جز آنكه زشتش كند.» این فرمایش پیامبر خدا از روی قوت بود نه ضعف. چون آن زمان در مدینه حضور داشت و حکومت از آن ایشان بود.

علی(ع) نیز در صفین همین روش را در پیش گرفت. شنید که یکی از یارانش به شامیان دشنام می‌دهد. به رغم این که شامیان به فرماندهی معاویه برای جنگ با امام علی(ع) آمده بودند این گونه سخن گفتن را نپذیرفت و روش تعامل با دیگران را برای یاران خود بیان فرمود: «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ، وَ قُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ إِيَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ، حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِيَ عَنِ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ؛ من خوش ندارم شما دشنام‌گو باشيد. ليكن اگر کرده‌های آنان را بازگوييد و حالشان را فرا یاد آريد به صواب نزدیک‌تر بود و در عذرخواهى رساتر؛ و به جاى دشنام بگوييد خدايا ما و آنان را از كشته شدن برهان و ميان ما و ايشان سازش قرار گردان و از گمراهی‌شان به راه راست برسان تا آن كه حق را نمی‌داند بشناسد و آن كه براى دشمنى می‌رود و بدان آزمند است بازایستد.»

یکی از زندیقان وقتی شنید که یکی از یاران امام صادق(ع) در برابر درشتی او درشتی کلامی از خود نشان می‌دهد، به همین واقعیت اشاره کرد و گفت: «فلانی! اگر تو از یاران جعفر بن محمد صادق هستی، بدان که وی با ما چنین سخن نمی‌گوید و با چنین دلیل‌هایی گفت‌وگو نمی‌کند و از زبان ما بیشتر از آنچه شنیده‌ای، شنیده است و هیچ‌گاه در گفت‌وگو با ما ناسزا نمی‌گوید و در پاسخ ما حق کشی  نمی‌کند. وی فردی حلیم، با وقار، خردمند و استوار است؛ هیچ‌گاه نادانی، شتاب‌زدگی و بی‌باکی بر وی عارض نمی‌شود. سخن ما را می‌شنود و به ما توجه  می‌کند و از دلیل‌های ما، هر چه داریم، آگاه می‌شود، به‌ گونه‌ای که فکر می‌کنیم راه را بر وی بسته‌ایم، آن گاه با سخنی ساده و کلامی کوتاه، استدلال ما را از بین می‌برد و دلیل خود را اثبات می‌کند و عذر ما را قطع می‌کند و نمی‌توانیم در جوابش پاسخی بدهیم. اگر تو از یاران وی هستی مثل وی با ما گفت‌وگو کن.» سپس اظهار داشت: «کسی را ندیدم که سزاوار نام انسانیت باشد، مگر جعفر بن محمد.»

 

رویارویی با استفاده از حرف‌های نیکو

عزیزان! ما امروز به خاطر فقدان کلام خوب و رواج زبان تحریک گری، واکنش و تنش در عرصه‌های اختلافی، از تنش‌ها و چنددستگی‌های داخلی رنج می‌بریم. ما جز با احیای حرف‌های خوب، اندیشه‌های قانع کننده و گفتگو با روش‌های بهتر، نمی‌توانیم این وضعیت را درمان کنیم.

خداوند در اشاره با جایگاه و اهمیت کلام نیکو در همین دنیا می‌فرماید: «ألم تر كيف ضرب الله مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ».

همان طور که در حدیثی از پیامبر خدا(ص) آمده است، یکی از مهم‌ترین راه‌های رسیدن به بهشت نیز همین است: «من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فليقلْ خيرًا أو ليصمت؛ هر کس به خداوند و روز واپسین ایمان دارد، باید حرف خیر بزند یا این که سکوت نماید.» و برای در امان ماندن از آتش دوزخ نیز فرموده است: «اتّقوا النّار بالكلمة الطيّبة؛ با حرف‌های خوب، از آتش دوزخ در امان بمانید.»

بنابراین باید به دور از آن چه جوامع دچار اختلاف بدان عادت کرده‌اند، اعم از فحش، دشنام، توهین و اهانت به کسانی که با آن‌ها اختلاف دارند و تفاوت نمی‌کند که اختلاف چه باشد و چه اندازه و ماهیتی داشته باشد، باید خود و جامعه‌مان را به استفاده از حرف‌های خوب تربیت کنیم. در این باره نیز باید از این فرمایش الهی الهام بگیریم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که خداوند سفارش کرده است: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ * وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ».

در این آیه خداوند مردم را نسبت به کسانی هشدار می‌دهد که می‌خواهند با وعده‌های شیرین و حرف‌های خوشایند، بر آن‌ها منت بگذارند. به آن‌ها وعده می‌دهند که اگر به مقامات بالاتری برسند به نفع آن‌ها و آینده‌شان کار خواهند کرد و کارهای خوب برایشان انجام خواهند داد. ولی وقتی به این مناصب رسیدند در زمین فساد می‌کنند، مردم و کشور را نابود می‌نمایند و خواسته‌های مردم را تحقق نمی‌بخشند. بعد از مدتی نیز روشن می‌شود که هیچ یک از گفته‌هایشان واقعیت نداشته است.

خداوند از مردم می‌خواهد که آگاه باشند، از کسانی بر حذر باشند که زبان‌باز هستند و می‌توانند با دردها، رنج‌ها و زخم‌های مردم بازی کنند؛ بنابراین نباید به زبان بازی‌هایشان توجه کنند بلکه باید به زمینه‌ها و پشت پرده‌های این حرف‌ها توجه نمایند. باید به اهداف پنهان این حرف‌ها نگاه کنند. نباید به حرف‌ها بسنده کنند بلکه باید به پشت این حرف‌ها بنگرند. شاعر چه خوب در این باره سروده است:

كثر الخداعُ اليوم في أقوالنا

فانظر إلى مَنْ قال لا ما قيل

امروزه در حرف‌های ما نیرنگ بسیار شده است. پس ببین که چه کسی این حرف را زده است نه این که چه چیزی گفته است.

به این ترتیب از آگاهی و مسئولیت پذیری بیشتری برخوردار خواهیم گردید و در برابر مواجهه با چالش‌ها از توان بیشتری برخوردار خواهیم گردید.

 

بعد از استعفای دولت چه خواهد شد؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که بعد از دو هفته از حرکت‌های مردم، دولت استعفا داد. امیدوار بودیم که کارها به اینجا نرسد و کشور به خلأی نیفتد که در این برهه دشوار و حساس، از پیامدهای آن نگران هستیم. ولی معتقدیم وقتی دولت به مسئولیت‌های خود عمل نکرد، گام‌های عملی برای اجرای اصلاحات را برنداشت و نشان نداد که علاقه‌مند درمان رخوت داخلی و فساد و برآوردن کردن نیازهای شهروندانی که به میدان آمده‌اند، نیست به این دردسر افتاد و لبنانی‌ها در برابر آن عصیان کردند. دولت با این کار نشان داد که ناتوان و متفرق است. چون جریان‌های تشکیل ‌دهنده آن در حال درگیری با همدیگر هستند.

بعد از این همه ماجرا، نمی‌خواهیم در این میان این لبنانی‌ها، خواسته‌هایشان و چیزهایی که به خاطر آن‌ها به خیابان ریختند، ضرر کنند. باید خاطرنشان کرد که لبنانی‌ها فقط به خاطر دستاوردهای سیاسی فلان گروه، وارونه کردن میز روی افراد و تغییر دادن نظام موجود بیرون نیامدند. به رغم این که به خوبی از مصائب این نظام اطلاع دارند. البته آنان نمی‌خواهند از دردها و رنج‌های آنان به سود طرح‌های خارجی استفاده شود. چون از ناحیه بیگانگان نسبت به عناصر قدرت این کشور و این که خودشان به هیزم درگیری جاری در جهان تبدیل شوند، بیم دارند.

همان طور که خودشان اظهار داشته‌اند، آنان برای این بیرون ریخته‌اند دردها و رنج‌های خودشان را بیان کنند، بگویند که نمی‌توانند ساده‌ترین شرایط لازم برای زندگی شرافتمندانه را تهیه کنند، از دسترسی به درمان و بهداشت ناتوان‌اند، نمی‌توانند شهریه مدارس را پرداخت کنند، فرصت کار و اشتغال ندارند، زنان باید به فرزندان خود رسیدگی نمایند و تعداد فقرا افزایش‌یافته است؛ اما در برابر همه این‌ها بیت المال کشور به دست گروهی از مسئولان و بانکداران و کارگزارانی است که از آن‌ها برای نفع شخصی‌شان استفاده می‌کنند.

ما نمی‌خواهیم که خواسته‌ها، صدای راستین و تلاش‌های مردم تباه شود و به هدر برود. از این صداهای خودجوش می‌خواهیم اختیار خود را به دست گیرند و عنان آن را به دست کس دیگری ندهند. در عین حال از همه علاقه‌مندان این مردم می‌خواهیم که از درد و رنج مردم برای تحقق خواسته‌های خودشان استفاده نکنند. مردم حق دارند که مانند همه کشورهای دیگر شرافتمندانه در کشور خود زندگی نمایند.

بارها عرض کرده‌ایم: این کشور فقیر نیست که مردم بر فقر و نداری صبر کنند و دشواری‌های آن را تحمل کنند. بلکه این کشور غنی است ولی ثروت‌های آن توسط کسانی به غارت می‌رود که این کشور را گاو شیری می‌بینند و مردم را بارکش منافع خودشان می‌دانند.

از این رو نمی‌خواهیم که این حوادث بار دیگر تکرار شوند. چون ما همچنان از این حرکت‌های خیابانی نگرانیم؛ زیرا نمی‌دانیم چه کسانی در کمین نشسته‌اند تا از بیرون ریختن مردم به نفع برنامه‌های شخصی‌شان استفاده کنند؛ بنابراین از جریان‌های سیاسی می‌خواهیم که از این فرصت برای بازنگری جدی در سیاست‌ها، تغییر دادن روش‌ها و اقدامات گذشته خود در برخورد با امور عمومی و سود جستن از خواسته‌ها و مشکلات مردم استفاده کنند. باید از سیاست تهدید معترضان دست بردارند. چون هستند کسانی که هنوز هم به این روش‌ها می‌اندیشند.

 

حاکمیت در بوته آزمایش

درخواست ما این است که از روش‌ها و ابزارهای جدید کشورداری استفاده شود. یکی از این‌ها تجدید اعتماد به جریان‌های سیاسی و دولت است. آن‌ها باید بدانند که مردم آگاه شده‌اند، می‌شنوند و می‌بینند. زمان تخدیر مردم و دغدغه‌های طایفه‌ای و مذهبی آنان و سواری گرفتن از آن‌ها به بهانه با هراس افکنی نسبت به طوایف، مذاهب و مراکز سیاسی دیگر سپری شده است. چون برای مردم معلوم شده است که به رغم تفاوت‌های مذهبی، طایفه‌ای و سیاسی، درد، رنج و مسئله‌شان یکی است.

شاید آزمون تشکیل دولت جدید، نشان خواهد داد که جریان‌های سیاسی چقدر در همنوایی با خواسته‌های مردم، کاستن از درد و مشکلات آن‌ها و درمان بحران‌های فزاینده کشور جدی هستند. جدیت وقتی معلوم خواهد شد که هر چه سریع‌تر دولتی را تشکیل دهند که باید دولت نجات ملی باشد، حقوق همه طیف‌های آن را حفظ نماید و دغدغه حذف و تن دادن به فشارهای خارجی را رفع نماید. بر هیچ کس پنهان نیست که خواست‌های خارجی‌ها گروه وسیعی از لبنانی‌ها را هدف قرار داده است. دولت آتی باید بهره‌مندی از حضور شخصیت‌های باکفایت به ‌ویژه در امور مرتبط با مبارزه با فساد، دغدغه‌های اجتماعی و اقتصادی که شایسته است در سرلوحه برنامه‌های حکومت قرار گیرد، از احترام مردم برخوردار باشد.

در لبنان برای همه ما قابل درک است به خاطر دلایلی که برای همه شناخته شده هستند، نمی‌توانیم از عنوان سیاسی دولت پرش کنیم. ولی مردم حق دارند که خواستار شفافیت، پاک دستی، اخلاق و فضایل باشند. اگر حساب‌های سیاسی گذشته دور شویم، صاحبان این ویژگی‌ها در لبنان بسیارند.

ما از میزان پیچیدگی‌ها و دشواری‌های پیرامونی اطلاع داریم. به ویژه در سایه نظام طایفه‌ای، به نظر می‌رسد که گذار از موانع سیاسی و قانونی دشوار باشد. در عین حال بازنگری در بسیاری از شیوه‌های این حرکت مردمی و پاسخ دادن به علامت سؤال‌های بسیاری را که پیرامون آن وجود دارد، ضروری می‌دانیم.

ما می‌خواهیم که صدای مردم باقی بماند، ناظر باشد و محاسبه نماید و به دور از شعارهایی که اینجا و آنجا مطرح می‌شوند، شعارهایی که فایده واقعی ندارند و زمینه را برای دخالت‌های اجنبی فراهم می‌کنند تا آن‌ها روند امور را تعیین کنند، واقع‌گرا باشد.