خطبه جمعه، 17 آبان ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: مورد لطف الهی / اصل اول: عدالت برای همه / حق، تعارف بردار نیست / نفی فتنه افروزی در میان مسلمانان / مهربانی و دلسوزی / خشم برای حق.

مطالب مهم خطبه دوم: این حرکت، روند را اصلاح خواهد کرد / آیا دولت نجات تشکیل خواهد شد؟ / گام مثبت دستگاه قضایی / عراق، اصلاحات مطلوب.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

11 ربیع الاول 1441 هـ برابر با 17 آبان 1398 هـ و 8/11/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: مورد لطف الهی / اصل اول: عدالت برای همه / حق، تعارف بردار نیست / نفی فتنه افروزی در میان مسلمانان / مهربانی و دلسوزی / خشم برای حق.

مطالب مهم خطبه دوم: این حرکت، روند را اصلاح خواهد کرد / آیا دولت نجات تشکیل خواهد شد؟ / گام مثبت دستگاه قضایی / عراق، اصلاحات مطلوب.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکمْ فِي رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ يَرْجُو اللهَ وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَذَکرَ الله کثِيراً» صدق الله العظيم.

 

مورد لطف الهی

بنا به اختلاف روایات دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول با ولادت پیامبر رحمت، پیشوای خیر و نیکی و کلید برکت حضرت محمد بن عبدالله(ص) مصادف است. پیامبری که از همان ابتدای ولادت، مورد لطف و عنایت الهی بود تا عهده‌دار مسئولیتی شود که خداوند فقط به عهده او نهاد؛ یعنی این که هادی، بشارت دهنده، بیم دهنده و رحمتی برای مردم باشد. این که از نظر علم، عبادت، اخلاق، حکمت، شجاعت، عدالت، تواضع، حسن بیان، تعامل با مردم و مردم دوستی کامل‌ترین نمونه بشریت باشد.

خداوند در اشاره به این لطف و مراقبت می‌فرماید: «أَلَمْ يَجِدْک يَتِيماً فَآَوَى * وَوَجَدَک ضَالّاً فَهَدَى * وَوَجَدَک عَائِلاً فَأَغْنَى».

خود آن حضرت نیز با اشاره به واقعیت می‌فرماید: «أدّبني ربّي فأحسن تأديبي؛ پروردگارم مرا تربیت نمود و نیک تربیت کرد.»

شاگرد پیامبر، علی(ع) نیز در این باره می‌فرماید: «وَ لَقَدْ قَرَنَ اللّهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ أَنْ کَانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَک مِنْ مَلاَئِکَتِهِ یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکَارِمِ، وَ مَحَاسِنَ أَخْلاَقِ الْعَالَمِ، لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ؛ و خداوند بزرگ‌ترین فرشته از فرشتگان خود را همدم آن حضرت گردانيد و آن فرشته او را شب و روز در راه بزرگواری‌ها و خصلت‌های والاى انسانى حرکت می‌داد.»

خداوند نیز در بیان خود ما را از این امر خبر داده است: «لَقَدْ جَاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْکمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»، «وَإِنَّک لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»، «لَقَدْ کانَ لَکمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ يَرْجُو الله وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَذَکرَ الله کثِيراً».

ما نیز این فرصت را غنیمت خواهیم شمرد تا از برخی ویژگی‌های غیرعادی و منحصر به فرد آن حضرت سخن بگوییم. آن طور که یاران و اصحاب پیامبر ذکر کرده‌اند، او لبخندی همیشگی به چهره داشت، هم‌نشینی نرم گفتار بود، خوش مشرب بود، بدی را با بدی پاسخ نمی‌گفت و بلکه عفو می‌کرد و چشم پوشی می‌نمود، هر کس با او هم‌نشین می‌شد، عاشقش می‌شد و فردی در توصیف او گفته ‌است: پیش از او و بعد از او، مانند او را ندیدم.

اما در برخی موارد نیز خشم شدیدی از خود نشان داده است. امروز می‌خواهیم به این موارد اشاره داریم و البته برای ما روشن خواهد شد که گاهی خشم، ضروری و مشروع است.

 

اصل اول: عدالت برای همه

مورد اول به اسامه بن زید برمی‌گردد. گروهی از اعیان قریش اسامه بن زید را مجبور کردند که به خاطر نزدیکی و محبت پیامبر خدا به او، در مورد زنی از طایفه بنی مخزوم دخالت کند که درباره او حکم دزدی صادر شده بود. آن‌ها پیش از این تلاش کرده بودند که پیامبر خدا را قانع کنند که از این حکم عقب نشینی نماید؛ اما به رغم این که این زن جایگاهی در این طایفه داشت و بنی مخزوم از مهم‌ترین طوایف مکه به شمار می‌آمد، باز هم پیامبر خدا از این حکم عقب نشینی نکرد. اسامه نزد پیامبر آمد تا در این باره با پیامبر گفتگو نماید و حد سرقت را از او بردارد.

در تاریخ آمده است که در این روز پیامبر خدا به شدت خشمگین شد و فرمود: «آيا در حدی از حدود خدا شفاعت می‌کنی؟» سپس به مسجد رفت و در برابر جمع مسلمانان خطبه‌ای ایراد کرد و در ضمن آن فرمود: «إِنَّمَا أَهْلَک الَّذِينَ قَبْلَکمْ أَنَّهُمْ کانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الشَّرِيفُ تَرَکوهُ وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الْحَدَّ وَايْمُ اللَّهِ لَوْ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ يَدَهَا؛ هلاکت مردمان پيش‏تر از شما از آنجا بود که اگر سرشناسى دزدى می‌کرد، رهايش می‌ساختند و چون ناتوانى دزدى می‌نمود، مجازاتش می‌کردند. قسم به خدا که اگر فاطمه دختر محمد نیز دزدی کند، بدون شک دستش را قطع خواهم کرد.»

پیامبر خدا با این کار می‌خواهد یک اصل را برای همه مسلمانان مورد تأکید قرار دهد. این که در تطبیق عدالت و اجرای احکام استثنا وجود ندارد. همه در برابر عدالت یکسان هستند. چون در عدالت، میان شریف و پست، غنی و فقیر، دوست و دشمن و حتی میان کافر و مؤمن تفاوت و تبعیض وجود ندارد. عدالت قائم به ذات است و تابع هیچ امر دیگری نیست. آیه شریفه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا کونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَکنْ غَنِيّاً أَوْ فَقِيراً فَالله أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ الله کانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير» به همین امر اشاره دارد.

پیامبر خدا به صورت روشن هشدار می‌دهد که چشم پوشی و عمل نکردن به این اصل، علت فروپاشی دولت‌ها، پادشاهی‌ها و سقوط تمدن‌هاست. این واقعیت به تواتر اتفاق افتاده است. چون دولت‌ها باقی نمی‌مانند مگر این که قانون بر آن‌ها حاکم باشد و این قانون بر همه تطبیق شود و متأسفانه این همان چیزی است که جامعه ما از آن رنج می‌برد.

 

حق، تعارف بردار نیست

دومین موردی که خشم پیامبر خدا را برانگیخت، مربوط به زمانی است که یکی از یاران پیامبر با فردی یهودی دچار اختلاف شد. در آن روز فرد یهودی برای اثبات حق خود سوگند یاد کرد: قسم به خدایی که موسی را از میان بشر برگزید. صحابی در پاسخ او اظهار داشت: چرا می‌گویی که موسی را از میان بشر برگزید در حالی که پیامبر خدا در میان حضور دارد؟ نه! محمد آقای بشر و همه موجودات است. فرد یهودی رفت و از دست این صحابی نزد پیامبر خدا شکایت کرد. چون از عدالت پیامبر خدا آگاه بود. می‌دانست که پیامبر در قضیه حق، با یاران خود تعارف ندارد. پیامبر خدا از این کار صحابی خود به خشم آمد و در این باره در مسجد خطبه‌ای ایراد فرمود: «ای مردم! از مقایسه پیامبرانتان پرهیز کنید... این قضیه را رها نمایید.» پیامبر خدا این قضیه را قبول نکرد، حتی اگر یکی از اصحاب آن را به نفع خود او گفته باشد.

چقدر نیازمندیم که امروز نیز دوباره پیامبر خدا را به خشم نیاوریم و با طرح این که کی برتر است، به بروز مشکلات دامن نزنیم. این که این پیامبر برتر است یا آن پیامبر؟ این امام برتر است یا آن امام؟ پیامبران برترند یا امامان؟ یا مشکلاتی که به خاطر مقایسه میان علما یا افرادی که دوستشان داریم روی می‌دهد. دامن به این مشکلات باعث خونریزی و تعمیق اختلافات می‌شود. پیامبر خدا می‌فرماید که این چیزها را رها کنید و مشغول انجام مسئولیت‌های خود شوید.

 

نفی فتنه افروزی در میان مسلمانان

سومین مورد وقتی روی داد که یکی از اعیان یهود به نام شاس بن قیس او را به خشم آورد. بعد از مدت‌ها جنگ و درگیری میان اوس و خزرج در دوره پیش از اسلام، پیامبر خداوند میانشان انس و الفت برقرار کرد. شاس به جوانی یهودی دستور داد که نزد اوس و خزرج برود، با ایشان نشست و برخاست کند و درگیری‌های گذشته و اشعاری را که در جنگ‌ها می‌خواندند به یادشان بیاورد. او با این حرف‌ها مسلمانان را علیه یکدیگر چنان تحریک کرد که صدا زدند: سلاح بیاورید. چون پیامبر خدا از این قضیه مطلع گردید، خشمناک از این کار به سویشان رفت و فرمود: «أبِدَعْوَى الجاهليةِ وأنا بينَ أظهُرِکم، بعدَ إذْ هدَاکمُ اللهُ إلى الإسلامِ وأکرمَکمْ بِهِ، وقطَعَ بِهِ عنکم أمرَ الجاهليةِ، واستنقذَکم به من الکفرِ، وألَّفَ به بينَکم، ترجِعونَ إلى ما کنتم عليه کفّارًا؛ آیا دعواى جاهلیت می‌کنید در حالى که من در میان شما هستم بعد از آن که خداوند شما را به اسلام هدایت و تکریم نمود و به واسطه آن امر، جاهلیت را از شما قطع کرد و از کفر نجاتتان داد و میان شما اتحاد و اتفاق ایجاد کرد و دل‌های شما را با هم مهربان کرد. آیا می‌خواهید به کفر بازگردید؟» با این سخنان پیامبر(ص) آنان فهمیدند که نزاعشان شیطانى و کیدى از ناحیه دشمنانشان بوده است. لذا سلاح‌ها را به زمین انداختند و گریستند و با یکدیگر معانقه نمودند. امروز نیز ما به خشمی چون خشم پیامبر خدا نیاز داریم تا از بروز فتنه در میان مسلمانان جلوگیری نماید.

 

مهربانی و دلسوزی

آخرین مورد زمانی روی داد که پیامبر خدا اسامه بن زید را برای مقابله با مشرکان فرستاد. وقتی جنگ شد، یکی از اصحاب، مردی از مشرکان را که شمشیر به زمین انداخته و شهادتین به زبان جاری کرده بود، به قتل رساند. وقتی خبر این واقعه به پیامبر خدا رسید، بسیار خشمگین شد و استدلال اسامه را مبنی بر این که این فرد برای رهایی از کشته شدن در آخرین لحظه شهادتین را به زبان جاری کرده است، نپذیرفت و در پاسخ او فرمود: «آیا قلبش را شکافتی تا بدانی به راستی شهادتین گفته است یا نه؟» و پیوسته تکرار می‌کرد: ای اسامه! چرا این مرد را کشتی؟ اسامه می‌گوید: در آن لحظه آرزو می‌کردم که پیش از این روز مرده بودم.

 

خشم برای حق

این موارد حقیقتی را برای ما روشن کرد که باید آن را به عنوان یک روش بپذیریم. واقعیت این است که پیامبر خدا هیچ وقت برای شخص خود خشمگین نشد. به همین دلیل می‌بینیم زمانی که او را با سنگ می‌زدند یا در سر راهش خار می‌انداختند، خشمگین نمی‌شد. فقط به گفتن این جمله بسنده می‌کرد: «خدایا! قومم را هدایت فرما؛ زیرا آنان نمی‌دانند.»

زمانی که مرد اعرابی عبای آن حضرت را چنان به تندی کشید که بر پوست گردنشان اثر گذاشت و عرض کرد: «ای محمد! از مالی که نزد خود داری، به من بده» خشمگین نشد. در آن روز پیامبر خدا فقط به این بسنده کرد که به او لبخند زد و دستور داد که مالی به او ببخشند.

آن روز که در برابر مردم مکه قرار گرفت، همان‌هایی که او را اذیت کردند، تحریم نمودند، برای کشتن او توطئه نمودند، اصحاب او را آزار و اذیت کردند، عزیزترین کسانش را کشتند، خشمگین نشد و فقط به گفتن این جمله بسنده کرد: «بروید که شما آزاد شدگانید.» این موارد بسیارند. ولی به خاطر مظلومی که در محضرش به او ستم شد یا خونی به ناحق به زمین ریخت یا حکم شرعی مورد بی‌حرمتی واقع گردید یا حق انسانی تباه شد، خشم گرفت.

در روز میلاد پیامبر خدا با ایشان پیمان می‌بندیم، آن گونه باشیم که او بود، دل‌هایمان را از محبت، مهربانی، مدارا و انسانیت آکنده می‌کنیم و به خاطر دنیا و طمع ورزی‌ها خشمگین نمی‌شویم. بلکه زمانی خشمگین می‌شویم که به انسان یا امتی ستم شده، حقی ضایع گردیده، فقرا چیزی برای خوردن پیدا نمی‌کنند و احکام شرعی و دین مورد بی‌حرمتی قرار می‌گیرند. به این خاطر خشمگین می‌شویم و آرام نمی‌مانیم تا حق را به حق‌دار برسانیم و ظلم و ستم را از مظلومان برداریم. تنها در این صورت می‌توانیم حق بزرگ پیامبر خدا بر خودمان را ادا نماییم.

از این رو برای آن حضرت این چنین دعا می‌کنیم: «وَالْحَمْدُ للهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّد نَبِيِّهِ(صَلَّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ) دُونَ الاُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَالْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتِي لاَ تَعْجِزُ عَنْ شَيْء وَإنْ عَظُمَ، وَلا يَفُوتُهَا شَيءٌ وَإنْ لَطُفَ، فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِيع مَنْ ذَرَأَ، وَجَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ، وَکثَّرَنا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَّ... اللّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا کدَحَ فِيک إلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مِنْ جَنَّتِک، حَتَّى لاَ يُسَاوَى فِي مَنْزِلَة، وَلا يُکاْفَأَ فِي مَرْتَبَة، يا أرحم الراحمين؛ حمد و سپاس خداوندى را که بر ما منّت نهاد و پيامبر خود محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به رسالت بر ما فرستاد. اين نعمت ويژه ما بود و امت‌های گذشته که در قرن‌های پيشين مى‏زِيستند بى‏بهره از آن بودند. اين همه برآمده از قدرت اوست که ناتوان نبوَد در هر کار هر چند سترگ بُوَد و فرو نگذارد هيچ کارى را هر چند خرد بُوَد و ما را خاتم همه امّت‌ها قرار داد و بر منکران حق و حقیقت گواه گرفت و ما را از باب ایثار نعمت بر آنان که اندک بودند فزونى بخشید... بارالها! مرتبه او را به سبب زحماتى که در راه تو کشید به بالاترین درجات هشت بالا بر. تا اندازه‌ای که هیچ کس در هیچ مقام و منزلت با او یکسان نباشد و در هیچ مرتبه با حضرتش برابر نگردد.» ای مهربان‌ترین مهربانان.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که امام حسن عسکری(ع) به شیعیان خود سفارش کرده است. همان امامی که هشتم ماه ربیع الاول سالروز وفات ایشان است. فرمود: «أُوصِيکمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ اَلْوَرَعِ فِي دِينِکمْ وَ اَلاِجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ اِئْتَمَنَکمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ وَ طُولِ اَلسُّجُودِ وَ حُسْنِ اَلْجِوَارِ فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ؛ شما را سفارش مى‌کنم به رعايت تقواى الهى، پيشه کردن پارسايى در دين خود، کوشش بسيار براى خدا، راست‌گویی، امانت پردازى به کسى که چيزى به شما سپرده خواه نيکوکار باشد و خواه بدکار، انجام سجده‌هاى طولانى و همسايه داری نیکو که محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله بدين روش آمده است.»

به خاطر وجود تنوع در جامعه‌ای که امام(ع) در آن می‌زیست، به شیعیان خود فرمود: «صَلُّوا فِي عَشَائِرِهِمْ وَ اِشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ فَإِنَّ اَلرَّجُلَ مِنْکمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ فِي حَدِيثِهِ وَ أَدَّى اَلْأَمَانَةَ وَ حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ اَلنَّاسِ قِيلَ هَذَا شِيعِيٌّ فَيَسُرُّنِي ذَلِک اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ کونُوا زَيْناً وَ لاَ تَکونُوا شَيْناً جُرُّوا إِلَيْنَا کلَّ مَوَدَّةٍ وَ اِدْفَعُوا عَنَّا کلَّ قَبِيحٍ فَإِنَّهُ مَا قِيلَ فِينَا مِنْ حُسْنٍ فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ مَا قِيلَ فِينَا مِنْ سُوءٍ فَمَا نَحْنُ کذَلِک لَنَا حَقٌّ فِي کتَابِ اَللَّهِ وَ قَرَابَةٌ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ وَ تَطْهِيرٌ مِنَ اَللَّهِ لاَ يَدَّعِيهِ أَحَدٌ غَيْرُنَا إِلاَّ کذَّابٌ أَکثِرُوا ذِکرَ اَللَّهِ وَ ذِکرَ اَلْمَوْتِ وَ تِلاَوَةَ اَلْقُرْآنِ وَ اَلصَّلاَةَ عَلَى اَلنَّبِيِّ ص فَإِنَّ اَلصَّلاَةَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ اِحْفَظُوا مَا وَصَّيْتُکمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُکمُ اَللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْکمُ اَلسَّلاَمَ؛ در ميان قبيله و عشیره‌هایشان نماز گزاريد، در تشييع جنازه‌هایشان حضور يابيد، از بيمارانشان عيادت نماييد و حقوقشان را بپردازيد؛ زيرا هر يک از شما که در دينش پارسا و در گفتارش راست‌گو باشد و امانت مردم را بپردازد و با آنان خوش اخلاقي نمايد، در اين صورت گويند: اين يک شيعه است من از شنيدن آن جمله شادمان می‌شوم. از خدا پروا نماييد و زينت و مايه سرافرازی ما باشيد نه مايه زشتی و سرافکندگی، همه دوستی را به سوی ما بکشانيد و هر زشتی را از ما دور نماييد؛ زيرا هر خوبی که در حق ما گفته شود ما شايستگی آن را داريم و هر بدی که درباره ما بر زبان آيد ما چنان نيستم. ما را در کتاب خدا حقی و با رسول خدا صلی الله عليه و آله خويشاوندی است و خداوند ما را پاک شمرده و هيچ کس غير از ما نمی‌تواند ادعای چنين مقامی را نمايد مگر اينکه دروغ‌پرداز باشد. بسيار ياد خدا و ياد مرگ نماييد و بسيار به تلاوت قرآن پردازيد و صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله فرستيد؛ زيرا صلوات بر رسول خدا صلي الله عليه و آله ده حسنه دارد. آنچه را به شما سفارش کردم در حفظ آن بکوشيد، شما را به خدا می‌سپارم و به شما درود می‌گویم.»

این سخنان توصیه امام حسن عسکری(ع) به ماست؛ بنابراین با ایشان عهد می‌بندیم برای عمل کردن به این وصیت تلاش کنیم، آن را حفظ نماییم و به آن عمل کنیم تا وفاداری و اخلاص خود را به آن حضرت نشان دهیم. او کسی است که زندگی خود را به پای حفظ این دین گذشت تا ناب و خالص به ما برسد. مولای ما امام مهدی(عج) امام زمان ما از نسل اوست. از خداوند می‌خواهیم که فرج ایشان را نزدیک گرداند، خروج ایشان را آسان نماید، ما نیز از دیدن ایشان بهره‌مند گردیم و از یاران و اعوان ایشان باشیم.

هر گاه به این وصیت عمل کردیم، طبیعی خواهد بود که از حضور، آگاهی و مسئولیت‌پذیری بیشتری برخوردار خواهیم گردید و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

این حرکت، روند را اصلاح خواهد کرد

از لبنان آغاز می‌کنیم که حرکت مردم در آن، بعد از این راه خود را اصلاح کرد و از روشی که مورد نظر ما نیست مانند بستن راه‌ها خارج شد، اگر چه اشکال تازه‌ای به خود گرفته است، اما بیست روز است که بی‌وقفه ادامه دارد. تأکید می‌کنیم که این روش بار دیگر تکرار نشود. چون پیامدهای منفی برای منافع و حق رفت و آمد مردم و حتی همین حرکت و خواسته‌های آن دارد.

در این زمینه باید از نقش ارتش قدردانی کنیم. به رغم وجود برخی نواقص و ملاحظات در این حرکت، میزان تأثیرگذاری این حرکت روی عرصه سیاسی و عملکرد جریان‌های سیاسی برای همه روشن شده است. چون جریان‌های سیاسی مجبور شدند برنامه‌ها و روش‌های خود در امور عمومی را تعدیل کنند تا با صدای مردم همخوانی داشته باشند. صدایی که همچنان برای مقابله با فساد، حیف و میل، سهمیه بندی و بی‌توجهی به اموال عمومی در خیابان‌ها بلند است.

اظهار نظرهای گوناگونی را شنیدیم. برخی پیشنهادهایی را هم مطرح کردند، از قبیل شفافیت در مورد مصارف وزرا، نمایندگان و کارکنان بخش عمومی و نیز بیرون کردن تمام کسانی که دستی در فساد دارند و اعلام آمادگی برای برداشتن پوشش حمایتی از آن‌ها.

از این رو همیشه تأکید کرده‌ایم که حضور همیشگی مردم در صحنه مهم است. نباید میدان برای اخلالگران خالی شود و صدای اعتراضی در برابرشان بلند نشود. به این دلیل تأکید می‌کنیم که این حضور باید با استفاده از تمام روش‌های متمدنانه ادامه داشته باشد تا کسانی که در مصدر مسئولیت کشور قرار دارند، کشوری که به خاطر آن خون‌ها ریخته شده، فداکاری‌ها صورت گرفته و بهای سنگین داده شده است، این حرکت را به گاو شیری تبدیل کنند و از آن برای تأمین منافع و اجرای برنامه‌های خود استفاده نمایند. در عین توجه داریم که از این حرکت در برابر مداخلاتی که سعی دارند از آن برای حساب‌های خاص خود در چارچوب درگیری‌های داخلی یا حساب‌های خارجی بهره‌برداری کنند، حمایت شود تا پاکی، صفا و خلوص اهداف آن حفظ شود.

 

آیا دولت نجات تشکیل خواهد شد؟

از جریان‌های سیاسی که بر کشور حاکم‌اند و آن را به این وضعیت رسانده‌اند، می‌خواهیم که از مسئولیت خود شانی خالی نکنند و نقش خود را برای رهایی کشور از درد و رنج کنونی انجام دهند. چون میزان سقوط کشور روشن است و شواهد عینی آن بسیارند و رده بندی اعتباری، گزارش بانک جهانی، آن چه در بانک‌ها روی می‌دهد آخرین نشانه‌های این سقوط نیستند. آن‌ها مسئول هستند و مسئولیت دارند که به سرعت دولت نجات ملی را تشکیل دهند. دولتی متشکل از شخصیت‌های شایسته و پاک دست که بتوانند به وضعیت اقتصادی و پولی کشور سروسامان دهند و خواسته‌های مردم برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه را برآورده نمایند. دولتی که از اعتماد مردم برخوردار باشد و معادلات موجود در این کشور را مد نظر داشته باشند.

ما آرزوها و آرمان‌های مردم را مبنی بر تغییر نظام سیاسی طایفه‌ای مبتنی بر سهمیه بندی و تقسیم غنائم و دست شستن از ذهنیت کنونی حکومتداری است، درک می‌کنیم. ذهنیتی که اساس مشکلات این کشور را تشکیل می‌دهد. ولی این نیز به یک باره اتفاق نمی‌افتد. بلکه حاصل تلاش‌های مداوم و عمل پیگیر برای ایجاد شرایط واقعی میدانی است. چون نظام طایفه‌ای که در متون آمده است، در جان‌های مردم نیز ریشه دوانده است.

 

گام مثبت دستگاه قضایی

در این زمان باید از دستگاه قضایی به خاطر صدور حکم قضایی جلب کسانی که شبهه فسادشان می‌رود، تقدیر و تشکر کنیم. این اقدام نباید با موانع طایفه‌ای، مذهبی و منطقه‌ای روبرو شود. بلکه باید فراگیر و به دور از توطئه‌های سیاسی و حساب‌هایی باشد که پیش از این نیز تلاش‌های گذشته را عقیم گذاشتند. فقط برای برائت ذمه یا بیرون ریختن گرفتگی‌ها و مشکلات مردمی نباشد.

همین طور باید از اعلام برپایی کارگاه قانون‌گذاری در پارلمان تقدیر و تشکر کنیم. امیدواریم که این اقدام در راستای تحقق اصلاحات و اقداماتی باشد که جلوی اقدام بی‌حساب و کتاب را می‌گیرند تا پارلمان نقش نظارتی و قانون‌گذاری خود را ایفا نماید. ولی باید نماینده واقعی خواسته‌ها و نیازهای واقعی مردم باشند.

لبنانی‌ها دیروز نیاز داشتد تا متوجه شوند که طومار جریان‌های سیاسی به هم پیچیده شده است و اصلاحات جدی انجام خواهد شد. سیاسیون نمی‌توانند خواسته‌های مردم را بی‌اثر کنند یا با اقدامات موقت، مردم را ساکت نمایند. حتی اگر صدای مردم را هم خفه کنند، اینان به حق قراردادها، حق کمیسیونها و فساد خودشان باز خواهند گشت.

جریان‌های سیاسی باید بدانند که این مردم آگاه‌تر، مسئولیت‌پذیرتر و پیگیری تحقق خواسته‌های خود جدی‌تر شده‌اند و فشارها و مانورها برای نابودی این حرکت خودجوش سودی نخواهد داشت.

 

عراق، اصلاحات مطلوب

در خاتمه باید عرض کنیم که کشته شدن قربانیان در عراق به خاطر اعتراض به فساد، گسترش بیکاری و فراهم نبودن شرایط یک زندگی شرافتمندانه برای گروه‌های وسیعی از مردم عراق همچنان ادامه دارد.

در برابر این وضعیت از دولت و جریان‌های سیاسی عراق می‌خواهیم که مسئولیت‌پذیر باشند و به وضعیت و دردهای مردم گوش دهند، جلوی فساد گسترده را بگیرند و اصلاحات به وجود آورند. تا این روند باعث رشد کشور در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی شود و کشور را از درد و رنج نجات دهد.

ما عقیده داریم که سرعت دادن به اصلاحات جلوی مداخلات خارجی و کسانی را که می‌خواهند از دردها و رنج مردم عراق بهره‌برداری کنند می‌گیرد. هدف اینان سیطره یافتن بر کشور و در اختیار گرفتن منابع و ثروت‌های آن است یا این که می‌خواهند عراق به ابزاری برای درگیری‌های منطقه‌ای خود می‌خواهند.